هردمبیل

در پست قبلی یادم رفته بود به دامنه شیوع نهضت "هردمبیل "اشاره کنم. دامنه ی آن گسترده و وسیع است تا بدانجا که هر کسی با هر میزان اطلاعات در همه ی زمینه هایی که دلش خواست می تواند اظهار نظر تخصصی کند و اگر احیانا دستی هم در پستی داشت مستقیم اجرا فرماید.قبلا به این گفته می شد افاضات ،اما الان چنان مرسوم و باب شده که افاضات مترادف است با اطلاعات ،آگاهی ،فهم . در چنین آشفته بازاری همه می شوند عالم کل ،و وای بر روزی که بنا باشد با جاهلی که جهل خود را باور ندارد گفتگوی استدلالی کنی ..چندی پیش در مجلسی مداح، مدح علی (ع) می گفت آنهم از آن مدیحه ها ی آنچنانی پر از غلو .دائم هم از خودش تعریف و تمجید می کرد که:بله ...من چندین صد بیت شعر فقط در مدح علی(ع) از برم.یکی از اشعارش این بود که درفلان جنگ دست علی که بر شانه ی رسول الله (ص) گذارده شد پیامبر فرمود این همان دستی بود که در معراج بر شانه ام گذارده شد و خلاصه دیگر اشعاری که علی(ع) را تا مرز خدایی برد و کمانه کرد بر دلهای عاشقان!بعد از آن دکتراحمد مهدوی دامغانی سخنران بود.گفت ما شیعیان عاشق علی(ع) هستیم .این اشعار را می شنویم و به وجد می آییم .باشد عیبی نیست.بشنوید و خوشتان بیاید اما باور نکنید.اینها سند ندارد.به اضافه علی(ع) نیازی هم به اینها ندارد.اینجا طرف در آمد گفت :نه آقا سند دارد.من خودم در کافی خوانده ام...و شروع کرد به بحث با استاد. او هم گفت:بله آقا ...اما آن کافی هم خواندنش فهم می خواهد! و طرف دیگر ساکت شد.
حالا نقل این آقا است.پیش پیش می گوید فقیه نیستم و برتری علمی ندارم اما فقیه را متهم به فریب خوردگی می کند، نظر فقهی ایشان را مخدوش تشخیص میدهد،نظر آقای دیگر مورد علاقه اش را درست و دقیق می داند،به هر کس که خوشش نمی آید توهین های آبدار می کند (در راستای ادب اسلامی ) و کلی افاضات گنده تر از ... می کند ،آنهم کجا؟در یک روزنامه ی سیاسی که عموم مخاطبانش اگر احتمالا چیزی از سیاست بدانند حتما مجتهد نیستند و یک کلمه از این افاضات را ارزیابی نمی توانند کنند .مگر به رسم "هردمبیل" که خوب...ملالی نیست جز کمبود ماشین بازیافت زباله های اندیشه نما .
مرتبط: نظرات فقهی آیت الله صانعی

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 15 اردیبهشتماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)




دگر گونی یا هردمگونی معانی


ازبعضی از واژه ها اینقدر سوء استفاده شده است که الحمد لله هیچ مشکلی در بی جا یا نا بجا استعمال کردن آنها نیست.یا به عبارتی مفهوم سیالیت واژه ها تعمیم پیدا کرده به یک دگر گونی معنی در واژه ها یاهردمگونی معانی( شاید هم به قول همشهری های مرحوم دهخدا هردمبیلی!). از جمله امانت داری و اخلاق مداری که می شود اینطور بنویسید و به روال مالوف با بادی در گلو( ته گلو) بخوانید اما هر جور که خواستید آن را تعبیر کنید( یا شاید هم معنی کنید؟!). از جمله اینجوری: فرض کنید شما یک خبر نگارید .به یک آقایی زنگ بزنید و به او اطمینان دهید که سخنانش را منتشر نمی کنید.اما بعد در راستای امانت داری و اخلاق مداری آن را منتشر کنید .برای اطمینان از رعایت امانت و اخلاق( دقت کنید: هر دو ) در متن یادآور شوید که آن آقا " البته با شرط عدم انتشار سخنانش"با شما گفتگو کرده است .بعد برای اینکه شب راحت بخوابید در پایین متن در یک کادر چشمکی قشنگ اصول امانت داری و اخلاق مداری را به همه یادآوری کنید .
دیدید که در همین کار به ظاهر ساده چند بار با این هردمبیلی معنی مواجه شدیم:
اطمینان دادن: قول به انجام کاری ندادن -(گاهی) قول دادن
منتشر نکردن: انتشار دادن -(گاهی) انتشار ندادن
البته قدمت این نهضت به چند سال پیش برمی گردد.یادتان هست:
گفتمان: کشتمان
فانون مداری:قانون برداری- قانونا کلاه برداری
رعایت حقوق شهروندی: سلب آسایش خلق الله
تبرج: چکمه
جمهوری اسلامی:حکومت اسلامی
ملت:جمعیتی در حدود 12 نفر
مهر ورزی:.... ؟!
راستی اینها در فرهنگ زبان مخفی نیامده؟!

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 13 اردیبهشتماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)




سال نو مبارک

در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
با سبزه وتنگ ماهی و آب زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
مانند نسیم می پرم بی پر و بال
شفیعی کدکنی
0183.jpg

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 7 فروردینماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)




"ترین"برای" ملت" ایران

اول صبحی یک مطلب خواندنی چنان مرا به وجد آورد (به انداز ه ی شنیدن چند جوک با حال که واقعا این روزها درمضیقه ام از این بابت) که حیفم آمد اینجا ننویسم .واما مطلب: اگر رفراندوم جهانی برگزار شود "احمدی نژاد"محبوب ترین مرد سال می شود.به گفته ی سرکار خانم آلیا ،نماینده ی اصولگرای مجلس هشتم درمصاحبه بانشریه ی پیشرو در مهر ورزی ،یالثارات،ایشان در چند کشوری که سفر کرده اند گفته اند اگر در سطح بین المللی رفراندوم برگزار شود، دکتر احمدی نژاد محبوب ترین مرد سال خواهد بود و این جمله خیلی مسرت بخش بوده برای سرکار خانم. چون اصولا اصولگرایان مهر ورز ماخوذ به حیا هستند ،خجالت کشیده اند بقیه ی نتایج رفراندوم جهانی را بگویند :
خبر تکمیلی روزها:اگر رفراندوم عادلانه و آزادانه از نوع مهر ورزانه مانند نمونه ی در حال برگزاری در ایران،برگزار شود والبته اگر استکبار بگذارد:
فاطمه آلیا دوست داشتنی ترین و مامانی ترین" مامان- نماینده " در تاریخ جهان خواهد شد.
فاطمه رجبی خوش قلم ترین و ملایم ترین و مؤدب ترین چهره ی منتقد در تاریخ معاصر جهان خواهد بود.
مجلس ایران و دولت ایران پر کار ترین و مردمی ترین و موفق ترین و صادق ترین و مهرورز ترین در نوع خود در دنیا خواهند بود.
کشور ایران جذاب ترین و مطمئن ترین هدف سرمایه گذاری در سطح بین المللی خواهد بود.
و..... هر "ترین"دیگری که به ذهن می رسد واز قلم من "مغرض ترین" افتاده است.
اگر از این همه" ترین" مثل من دلزده اید . لطفا تا دیر نشده پای صندوق رای برویدو یک ترین واقعی به اسم ملت ایران رقم زنید. این هم

لیست ائتلاف اصلاح طلبان.
بجنبید که چشم ما که دستمان کوتاه است به شما ست

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 23 اسفندماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)




خواندنی و دیدنی

خواندنی:
هیچ فکر کردید که اگر مهریه شما124000 شاخه گل رز بود و روزی شانس می آوردید که مهریه تان پرداخت شود با این همه شاخه گل چه می کردید؟گزارش خواندنی از خانمی را که برای تادیب شوهر خسیس مهریه ی 124000شاخه رز را مطالبه کرده است دربی بی سی ببینید(که از اعتماد ملی نقل شده اما من لینک آن را پیدا نکردم).و اما پیشنهاد من به این خانم:
یک بازار گل برای فروش گلها ترتیب دهد و البته اگر ازچند دسته گل پیچ ماهر هم استفاده کند چه بهتر!
بخشی از گلها در همین ایام عید انشاالله فروش میرود. ما بقی گلها را هم برای ولنتاین آینده ( که شنیده ام هموطنان ایرانی بیشتر از غربی ها در گرامیداشت آن همت به خرج میدهند) مطالبه کند .ضمنا گل خشک هم در ایران طرفدار دارد.
نکته برای آقایان باهوش:حتی اگر مهریه را 124000 شاخه نبات... بگذارید باز هم قابل اجرا است.
دیدنی:
شبکه ای.بی.سی
در گزارش دوربین مخفی خود به این موضوع می پردازد که آدمها در برابر اشتباه و یا خطایی که میبینند چه واکنشی از خودشان نشان می دهند.واین بار موضوع درباره ی زنان مسلمان در آمریکا است.در این برنامه زن با حجاب و مردی که پشت پیشخوان ایستاده ،هردو نقش بازی می کنند.واکنش مشتریها در دفاع از دختر با حجاب دیدنی است.خودتان ببینید!
پس نوشت:ممنون از فخر السادات عزیز برای عنایت به ما و این هم لینک دیگر در راستای وظیفه ی بنده !

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 14 اسفندماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)




انتخابات خالی از معنی

این روزها خبر های ایران همه حول انتخابات مجلس هشتم است.دوستی لینک یک نظرسنجی را برایم فرستاده بود که شما پیش بینی می کنید کدام گروه به مجلس راه می یابند:اصول گرایان،اصلاح طلبان یا هر دو؟با خودم فکر کردم عجب روحیه ای دارند بعضی ها !!
فخری جان عزیز همیشه فعال هم(که چون سرش شلوغ است من لینک می دهم) در این پست گفته اند که کلی سوال باید جواب بدهند که چرا در این انتخابات غیر رقابتی شرکت می کنند ؟من هم یکی از همان ها هستم و منتظر دریافت پاسخ.به نظر من شرکت تشکیلاتی و لیست حزبی دادن درست نیست و کاندیداهای باقیمانده از قلع و قمع باید انفرادی شرکت می کردند و البته حمایت هم می شدند تا پیام اعتراض به نا عدالتی در این میانه شهید نشود.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 10 اسفندماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)




امام را از خانه اش بیرون می کنند

شنبه مدرسه ی فارسی بودم که تلفنم زنگ زد :
-"..آقای توسلی امروز فوت کردند خبر داری؟"
خشکم زد.:".کجا؟ کی؟بیمارستان بوده؟"
-" آره انگار..اخبار گفت."
کسی که به من خبر میداد ازسیمای دروغ پرداز متقلب(...) نقل قول می کرد. برای همین اطلاعات کامل نبود. شب در مسجد اشاره ای خیلی گذرا به فوت آیت الله توسلی کردند و به معرفی مهمان سخنران پرداختند.سخنرانی آقا چه بود؟آقا می خواهند نقب بزنند به اهمیت دین .... داستانهایی از فلان و بهمان با ذکرآداب و القاب که به محضر آقا امام عصر رسیده اند و چنین شده است و چنان ...که آن شخص اول بار که آقا به سمتشان آمد چنان حضورشان سنگین بود که او را به اسماء جلاله قسم میدهد باز گردند اگر نه قالب تهی میکند .آقا بر می گردند و بعد آن شخص آنقدر به خود سازی می پردازد که مرتبه ی بعد انوار پر انرژی وجود آقا را تحمل می کند ...و من به این فکرمی کنم که پس چطور عربهای بیابان گرد جاهلی یا مشرکان و کافران تاب دیدن رسول الله را داشتند؟ و تکلیف حدیثی که می گوید هر کس ادعا کرد حضرت صاحب الزمان را می بیند به شدت او را تکذیب کنید چه می شود؟؟
خبرها را می گردم: مراسم تشییع آیت الله توسلی وعکسهاکه مرا می برند به محله ی با صفای کودکی ام "جماران".همان کوچه ، میدان...چهره ها را می بینم و گذر زمان را باور می کنم. چهره ی مهربان آقای توسلی حالا روی تابوت مرگ .چهره ای از خانم و دخترش نیست...بهتر.تحمل دیدنش را نداشتم. ماه رمضان که نوه ی تازه داماد و همسر نوعروسش در سانحه ی هوایی از دست رفتند رویم نشد که یک تسلیت تلفنی بگویم.آخرین صحبتها یش را می خوانم .قصه ی آن سه نفر را که مدعی ارتباط با امام زمان هستند و با وساطت آقای هاشمی نزد امام می روند می خوانم.قبلا از پدرم شنیده ام .و باز در فکر که امام چه روشی داشت در مقابله با عوام زدگی و آنوقت مدعیان انقلاب برای ما سخنران می فرستند که مبادا در ینگه دنیا دز عوامیت خونمان پایین بیافتد. باز می خوانم که آقای توسلی درآخرین نطقش به خوابی اشاره می کند( و می گوید البته خواب حجت نیست) ؛ خوابی که در آن امام می گوید مرا دارند از خانه ام بیرون می کنند. راست است ؛امامی که برای تک تک این مردم می مرد امامی که فاصله ای با مردم نداشت، صدای مردم بود...درست است دارند او را و در واقع مردم را از خانه اشان بیرون می کنند .از مجلس ؛خانه ی ملت به تعبیر امام.و بازدرصحبتهای آخرین دلشکستگی از توهین به بیت امام.و من چه دلخورم از یاد آوری آن سالی که بیت آیت الله منتظری را هتک حرمت کردند ای کاش جور دیگر عمل کرده بودند آنها که کاری از دستشان ساخته بود.
دوباره عکسها...خاطرات و دلتنگی ها و حسرتهای تمام نشدنی .
مرتبط:تشییع آقای توسلی
چرا کاری نمی کنید؟؟؟؟

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 28 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)




پریشانی


نمی دانم از کی ولی مدتهاست ،از خیلی پیش ، که هر وقت عزم به نوشتن می کنم کلمات و عباراتی به ذهنم هجوم می آورند که ابا دارم از به روی کاغذ آوردنشان.نمی دانم نامش را ملاحظه بگذارم یا این ملاحظات هم شده اند بهانه های هر روز ما ایرانی جماعت برای توجیه آنچه که رأیمان نیست انجامش دهیم. این هم دردی است ها...حسرت نداشتن یک وجب جا برای خالی کردن دل.داشتنها و حسرت نداشتن یک دوست اهل دل .آنکه تو را بفهمد .باتو گفتگو کند بی آنکه در مسند قضاوت بنشیند .بشنود اما کماکان تو را محترم بدارد.بد دردی است پیدا کردن راهی برای نقب زدن به دل دیگران، خواندن مکثهای میان کلام دیگران.ریا و تزویر است که آدم را تحلیل می برد؟یا بخل و تنگ نظری؟ در می مانم که چه حرف مشترکی دارم با مردم اطرافم؟دغدغه هایم را کجا ببرم؟
هر که را می بینی در هر مسندی زبان که به گفتگو باز شود فحش است و نقد و نقد و باید و نباید کردن برای دیگران.خودت؟از هفت دولت آزاد.خطا ؟هرگز ابدا.در فرهنگ مردم کشور من "من"حکم می راند."من" درستم و "تو" و دیگران همه محکوم.در هر چه خطااست" تو" شریک جرمی" من" مبرا.یا اصولا هر چه "تو "می کنی خطااست هر چه "من "می کنم به جا.
گوش من کر است به صدای مردمی که دمدمی مزاجی شده پیشه اشان.و سر به کار خلق خدا کردن شده نان و نمک سفره هاشان. زبانم لال است به گفتگو با تازه به دوران رسیده ها .مشامم آزرده است از بوی کینه ی مثلا نقد ها.دل چرکینم از طبل تو خالی این زمانه .
خانم مجردی و محتشمی و همه ی شمایی که یکی ازبزرگترین حادثه های تاریخ را رقم زدید ،خوش به حال نسل شما که کارتان را کردید .این مهم است .اینکه شما را نمی فهمند عیب شما نیست.چرا باید نیرو و توانتان را مصروف توجیه کردن نسل نو کنید که امام اینگونه بود یا نبود؟!چند سال طول کشید تا علی (ع)را فهمیدند؟ حسین (ع)و یارانش چگونه قتل عام شدند؟! آسوده باشید .نسل جدید هم مثل شما حق دارد انگونه که می خواهد بیندیشد میوه ی درختی که کاشته شده نارس است .گس است .آنها که زود آن را می چینند طعم خوشش را نمی چشند .اگر به منطق شیعه ایمان داریم که انجام وظیفه مهم است نه حصول نتیجه ،پس صبور باشیم .انچه شما کردید انجام وظیفه ای بود به نحو احسن.قضاوت "اکنون" معتبر نیست "فردا" قضاوت خواهد کرد.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 22 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)




عاشورا در نيويورك

امسال هم به سنت هرساله روز حسين (ع) درهواي سرد و زمستاني منهتن برگزار شد.گرچه عكسها زياد باب ميلم نشدند اما اينجا گذاشتم تا شما هم گوشه اي ازحال و هواي شيعيان شرق آمريكا را ببينيد


ashoura1.jpg

يك جوان مسلمان با ذوق تصويرحرم تخريب شده ي موسي ابن جعفر را دركنار برجهاي دو قلوقرار داده بود وبه عابرين كنجكاو توضيح ميداد كه ما و شما دربرابر يك دشمن هستيم.
ashoura2.jpg

ذوالجناح

ashoura3.jpg

ادامه مطلب "عاشورا در نيويورك"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 2 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)




وجوه تشابه یک جامعه ی در حال گذاربا جامعه ی مدرن

اشکهای خانم هیلاری درآخرین دقایق فاصله ی شانزده درصدی با رقیب را پر میکند و چشمهای ناظران سیاسی را که گمان می کردند این جامعه اینقدر شسته و رفته هست که بشود با اتکاء به آمار
رفتار انتخاباتی رای دهندگان را پیش بینی کرد،خیره و متحیر درآنچه که رخ داد. کار تجزیه و تحلیل تاثیر "اشک " بر" کشک " کردن آمار پیش از انتخابات را به همان تحلیلگران سیاسی واگذار می کنم و به جایش به وجوه تشابه می پردازم:
هردو جامعه نسبت به " اشک "حساسیت دارند.یادآوری:اشکهای خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری و اشکهای هیلاری در کمپین نیوهمپشایر.
در هردو جامعه "زنان " جمعیت تعیین کننده در رای نهایی هستند.
جمعیت قابل توجهی از رای دهندگان تا دقیقه ی نود رای خودشان را به درستی نمی دانند (یا به راحتی تغییر عقیده می دهند).
احساسات در هر دو جامعه زنده ،پویا و موثر است.
هردو جامعه کاندیدا ی "خلاق" را می پسندد :یکجا آنکه خم می شود و بند کفش می بندد و وعده های گنده گنده پر از خلاقیت می دهد، جای دیگر آنکه را در آخرین لحظات با لرزاندن صدا(همان گریه)
به قلب رای دهندگان نقب می زند.
نتیجه ی بهینه ی این داوری می تواند این باشد که هیچ وقت در جامعه ای با این خصوصیات " دیر" نیست. کمی خلاقیت و انگیزه کافی خواهد بود در تضمین پیروزی دلچسب.اگر خانم هیلاری
باور دارد که شایسته تر ازرقبای مردش برای نشستن در کاخ سفید است ، چرا زنان با تجربه ،با انگیزه و تحصیلکرده ی مملکت من شایسته تر برای مجلس بهارستان نباشند؟و اگر زنان رای دهنده به هیلاری
توانستند معادلات آمار را بر هم بزنند چرا زنان مملکت من نتوانند؟ مسئله از این روشن تر؟؟
پس نوشت:داشت یادم می رفت که به دلارام عزیزم بگویم ما هم هفته ی پیش تجربه ی تلاش برای پر کردن وقت بچه ها در منزل را چشیدیم!این هم یک وجه تشابه دیگر :در هر دو جامعه مادران مسئول معنی دار کردن تعطیلات بی معنی هستند!
مرتبط:اشکها و ترسها

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 20 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)




اعلام موجودیت

گمانم بی ربط نباشد اگربعد از این غیبت طولانی یک چند خط درباره ی علتش بنویسم گرچه با تاخیر.
مدتی بود که در فکر کشیدن یک دستی به سر و روی "روزها "بودیم .به خصوص بعد از پست اعتراض فخری مصمم شدیم که یک چند صباحی غایب باشیم بعد با سر و روی تازه برگردیم.خوب ...خیلی پیچیده نیست:نشد! امیدوارم که درک کنید چه مراحلی در طول این چند ماه و اندی طی شده تا به این "نشد" برسیم .همین جا جا دارد که از همه ی دوستانی که ما را در این مسیر یاری کردند،همه ی عزیزانی که کلی از ما خواسته ها و انتظارات و شکل و شمایل و... را پرسیدند و ماهرانه وقت کشی کردند و در واقع هیچ نکردند صمیمانه تشکر کنیم !
ولی خوب همینطور که می بینید ما دوباره هستیم حتی اگربرخی نقایص کماکان برپا است.هستیم چون شما هستید و بودن "روزها" با همین سادگی مهم تر از نبودنش به امید سر روی بزک کرده است.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 17 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (3)




هر روزتان نوروز

normal_spring_flowers-2.jpg

آی غنچه ای که در آستانه ی شکفتن گرفتار بیداد سرما شده ای ،صبور باش که من شکفته هم روزی مثل تو سرما را تاب آورده ام !


19

ای کاش سال نو سال صلح و دوستی در سایه ی خردورزی باشد.
ای کاش سال پایان کج فهمی ها و کج اندیشی ها باشد.
ای کاش....سال برآورده شدن آرزوهای صد ساله ی این ملت زحمت کش و رنجدیده باشد . آمین

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 28 اسفندماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (1)




برای زنان هموطنم

پیرمرد کارتن خواب کنار راهروی مترو زیر چهار پنج تا پتوی کثیف رنگ و رو رفته مچاله شده. بی اعتنا به صدای تلق و تلق تند قدمهای عابرین با دهان نیمه باز به خواب رفته.دیروقته . تقریبا به دو میرم که آخرین ماشین را از دست ندهم.ازسالن مترو که آمدم بیرون سوز سرما و پوش برف مثل شلاق خورد به صورتم. دو تا پله ی مینی باس لکنته را یکی کردم تا از سیلی برف اقلا خلاص شوم. ردیف پشت صندلی راننده نشستم ...
جلسه بود در دفتر سابق "امروز" میدان هفت تیر.آخ که چقدر از جلسه های کشدارو پر حرف بدم می آمد.اما این سری را دوست داشتم. آخر جلسه فخر السادات گفت هر بار یکی موظف بشه صورتجلسه تنظیم کنه و قرار دفعه بعد را هماهنگ کنه .یک دوری نگاه ها به هم چرخید .شادی صدر به من نگاه کرد وگفت:این ! سوسن خوبه .مثل خانوم ناظم ها می مونه! و تودلم گفتم :ای زبل!
- ببخشید!
یک صورت بچه گانه به موازات صورتم پرسید :می تونم بشینم؟
- بله .حتما .پاهام رو جمع کردم که رد بشه.
.پسرک چند بار دیگه گفته بود و من نفهمیده بودم؟
کنار پنجره نشست و یک سکه زرد رنگ را بالا آورد تا زیر نور کم سوی ایستگاه درست وراندازش کنه.گفت :تا حالا دیده بودی؟سکه ی یک دلاری؟
- نه زیاد .یکی دوبار...
- زانوهام کم کم داشت یخ می بست ..یکی از ته اتوبوس تقریبا داد زد:
راه بیافت ،دیر وقته و همه خسته."اما راننده تا ماشین پر نشه راه نمی افته ".
باز هم جلسه است انجمن صنفی روزنامه نگاران. .فریبا داوودی دوستان روزنامه نگار را دعوت کرده تا برای آنچه که او سانسور زنان در مطبوعات می نامد هم اندیشی و چاره اندیشی کنند. شادی مخالف است و معتقد است بچه ها به رغم نبود صفحات تابلو دار برای زنان در نشریات ،خوب کار میکنند.

ادامه مطلب "برای زنان هموطنم"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 17 اسفندماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (1)




شرح هم می خواهد؟!

اشتباه نکنید .این بر گه ی سوالات دو دهه پیش نیست سوالات آزمون آموزش ضمن خدمت فرهنگیان است ،کاملا به روز و تازه .واقعا که به طراح چنین سوالات پر مغز و پر محتوایی باید مدال داد
به حمدالله که خیالمان هم از بابت توهین به ساحت نبی اکرم راحت است از آن سبب که همه ی مضنونین و عاملین و آمرین
به اهانت به مقدسات را فرستاده اند مرخصی و اجباری .نگرانی داشتیم از بابت پنهان بودن برخی از زوایای زندگی نبی اکرم که به حمدلله و المنه این مهم را ارادتمندان سینه چاک به دوش گرفته اند و با همه ی توان به خدمتگزاری و ادای احترام نسبت به مقدسات مشغولند
مرتبط:گروههای فشار کجا هستند؟-کریم ارغنده پور

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 2 اسفندماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




یک بغل بیدمشک

دیشب موضوع برنامه " چارلی رز" درشبکه سیزده، ایران بود و از "محمد جواد ظریف" سفیر ایران در سازمان ملل برای گفتگو دعوت کرده بود.گفتگوی گفتگو که نه ،بیشتر جدل می کرد و البته آقای ظریف خوب خودش را کنترل میکرد. "چارلی رز " یک مصداق بیرونی طرز فکر آمریکایی است.طرف فکر می کرد که متهم را پای میز محاکمه نشانده و هم بازپرس است و هم قاضی..واقعا لحن عصبی اش آزار دهنده بود.ظریف در جایی گفت که آمریکا با هدف یافتن راه حل به بحران نگاه نمی کند که در این صورت یافتن راه حل چندان دشوار نیست.و لحن چارلی رز هم شاهد کوچکی بر همین ادعا بود.خودتان ببینید و قضاوت کنید(دقیقه 25 به بعد).
"ظریف" دیپلمات کارکشته ای است که مورد تحسین بسیاری از صاحبنظران است. در تبحر و کارکشتگی اش همین بس که با این همه افاضات بی در وپیکر دولت محترم توانسته سیاست" ماله کشی" را به بهترین وجهی اجرا کند.همین دیشب وقتی از او درباره ی حرفهای احمدی نژاد در باره هولوکاست سوال می شود چقدر ظریف جواب میدهد! حیف از چنین نیروهای با ارزشی که توانشان در "ماله کشی" بی تدبیریها هدر می رود.
. پ.ن. : نمی دانم بگم" لعنت" بر این هوای سیاست زده که نمی گذارد از ولنتاین برفی اینجا و عید زنان و شاخه ی بیدمشک ایران باستان بگویم یا نه؟
. پ.پ.ن : پیشاپیش یک بغل" شاخه بید مشک" از طرف من تقدیم به همه ی اونهایی که دوستشان دارم و میدانند و همه ی اونهایی که دوستشان دارم و نمی دانند و همه ی آنهایی که "دوست داشتن" را دوست دارند.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 25 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (1)




حرفم رو پس میگیرم

گفته بودم که آمدن" هیلاری " ها می تواند در گسترش اندیشه ی جهان بدون جنگ موثر باشد .در واقع یک اظهار امیدواری بود چیزی شبیه به سپردن پستهای نظامی به زنان در آمریکای جنوبی که "فخرالسادات"در پست قبلی به آن اشاره کرده است و واقعا حس مطلوبی را در آدم بر می انگیزد.اما خوب متاسفانه امیدواری من به بودن "هیلاری "ها در قدرت زود به یاس تبدیل شد. باید در نظر می گرفتم که لابی صهیونیستها اینجا بیش از هر چیز دیگری تعیین کننده است و وقتی پای منافع صهیونیستها در میان باشد ،البته خواسته ی مردم رنگی ندارد.گفته های اخیر هیلاری در خصوص کنترل ایران و استفاده از هر وسیله ای برای تضمین امنیت آمریکا یک دم تکانی تابلو برای صهیونیستها است که عمده خرج تبلیغاتی دموکراتها در انتخابات کنگره را هم داده بودند.بنابراین با کمال شرمندگی و به قول "علیرضا عصار "..گفته بودم ...خوب....حرفم رو پس میگیرم!
پ.ن.واین هم برگزیده ها ی سمیه خانم از روزهای انقلاب.
نکته:همین ها رو ببینیم و به این فکر کنیم که چه قدرتی دارند کسانی که تاریخ زنده را پیش چشم ما سانسورو تحریف می کنند و ما به آن عادت می کنیم.فاجعه است نه؟

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 18 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




Hossein Day

پست" فخرالسادات" دل من را که می خواست با مراسم آیینی در غربت خوش باشد یک مرتبه هوایی کرد.یاد مجالس خوبی که در ایران بود برای من به خیر و برای شماهایی که لذتش را می برید نوش!
اینجا گرچه من نصیبی از آن نگاههای متفاوت و سخنان نغز نبردم،اما مراسم عزاداری و سینه زنی لطف دیگری داشت.
روز یکشنبه قبل ازعاشورا که اینجا آن را با نام "روز حسین" می شناسند، خیابان پارک در منهتن به فاصله ی حدودا ده بلاک مسیر راهپیمایی دسته های عزاداری امام حسین (ع)بود.هوا واقعا سرد بود و جا به جا شیر چایی داغ و سوپ داغ میدادند. نوحه خوانان به زبانهای اردو،فارسی( گویش افغان ) و فارسی ایرانی نوحه می خواندند.
ما هم حظی بردیم.
اینها هم چند تایی عکس ازمراسم


2.JPG
از جایی که آخرین علم در عکس دیده می شود ،جمعیت به سمت جلو در حرکت است

6.JPG

1.JPG
ذوالجناح
3.JPG

4.JPG

5.JPG

بچه ها بروشورها یی را که امام حسین و اندیشه ی او ومراسم را معرفی میکرد، به رهگذران علاقمند میدادند.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 10 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (9)




"هیلاری" ها و جهان دور از جنگ

از هیلاری پرسیده شده آیا یک زن می تواند رئیس جمهور باشد؟ جواب میدهد :تا زمانی که تلاش نکنیم نخواهیم فهمید. من اطمینان دارم که زنان بسیاری در کشور هستند که آمادگی و توانایی ریاست را دارند همانطور که در دیگر کشورها.
سناتور هیلاری کلینتون دیروز رسما وارد رقابت انتخاباتی برای ریاست جمهوری آمریکا شد.اینجا می توانید وبسایت هیلاری را ببینید. و تازه ترین برنامه ی ویدئویی او در ورود به رقابتهای انتخاباتی .
هیلاری اگر انتخاب شود اولین رئیس جمهور زن در تاریخ آمریکا خواهد بود.درباره ی مواضع هیلاری نسبت به دنیای اسلام قضاوت نمی کنم.هر چه باشد برخاسته از فکر آمریکایی و از نگاه یک نیویورکی 11/9 زده است.اما در مجموع مواضع ضد جنگ او را می پسندم.و به نظرم بودن یک زن درراس قدرت می تواند در تغییر دنیای جنگ طلبی که آمریکا به دنیا تحمیل کرده موثر باشد.
از هیلاری که در چت یکساعته به سوالها جواب میداد، سوال شده بود که آیا از رای دادن به جنگ علیه عراق پشیمان نیستید؟ جواب میدهد که اگر آنموقع اطلاعاتم از نتایج جنگ به اندازه ی حال بود ،قطعا نمی باید اینکار را می کردم.
بیل کلینتون رئیس جمهور پیشین در اولین اظهار نظر رسمی نسبت به ورود همسرش به رقابتهای انتخاباتی گفته است که او بهتر از هر کسی هیلاری را می شناسد : بهترین آمیزه از عقل و احساس ،راهبری و یادگیری و تواناترین در جلب موافقت مخالفان . کلینتون می گوید که از هیچ کمکی فروگذار نخواهد کرد.
و این هم کارتونی که با دستمایه قرار دادن ماجرای مونیکا و بیل کلینتون دیروز در نیویورک پست چاپ شده است.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 4 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)




...سالاری

بالاخره من نفهمیدم دولت آقای احمدی نژاد غیر از زایش و منزل داری چه برنامه ای برای زنان دارد.(البته شاید خودشان هم هنوز نمی دانند).
از یکطرف دم و دستگاه مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری را فشل می کنند از یکطرف آقای وزیر خارجه منزل را به سر کار می آورند آنهم چه جور؟ پست جدید تعریف می کنند و دفتر و دستک ، برای اینکه همسر گرامی زیر چشم شوهر به جامعه زنان خدمت مرحمت کنند.البته اسم این قبیل انتصابات هر چی سالاری باشد،حتما فامیل سالاری نیست!
خانم زهره نظری همسر جناب آقای متکی اخیرا به سمت مدیر کل امور بین الملل زنان ،پست تازه تاسیس در وزارت خارجه،منصوب شده اند. البته همزمان اداره حقوق بشر و زنان از زیر مجموعه ی معاونت حقوقی و بین المللی حذف شده است. بله ..ظاهرا دستشان درد نکند که خانمها را ویژه توجه فرمودند اما با توجه به تداخل مسولیتهای این دو بخش و سوابق نا داشته ی خانم نظری ، نتیجه این خواهد بود که همان ارتباطات نیم بند هم در پیچ و خم موازی کاریها گیر کند و به طور کلی حضور زنان از صحنه ی بین المللی حذف شود. که خوب احتمالا منظور هم همین است.و نتیجه حاصل شده است.دستشان درد نکند
راستی از همه ی چیزهایی که نفهمیدم یه چیز دیگه هم بگم:اینکه اصلا امور این مملکت در این دولت چه چیز هایی هست که بین الملل اش چی باشه که زنان اش چی باشه؟!! .

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 2 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)




سیاست برای ما مرداب عفن نیست!

بنیاد" هانت آلترنیتیو فاند"* که خانم سوانی هانت یکی از دوموسس و مدیر آن است هفته گذشته هشتمین همایش سالانه خود را با عنوان " زنان در حکومت :ایمن سازی آینده" برگزار کرد.
.بخشی از این همایش در واشنگتن بود که من هم امسال به دعوت یکی از دوستانم که می دانست به موضوع علاقمندم در این همایش شرکت کردم. برنامه ی منسجم و مرتب و منظمی بود.در روز دوم به فراخور حال شرکت کنندگان که غالبا از کشورهای در حال توسعه بودند، میزگردهایی با حضور افرادی با علاقمندیهای مشترک ترتیب داده بودند، که میزی هم به ایران اختصاص داشت.

گرچه برنامه بنا بود با محوریت موضوع" زنان در حکومت" باشد به موضوع کلی تر"مردم وحکومت " و بحث درباره مسائل روز تبدیل شد .گمانم گزیری هم نبود چون مشکل بشود بر مسأله زنان انگشت گذاشت اما به سیاست کلان کاری نداشت. موضوعی که هر وقت به مقاطع حساس مثل انتخابات ها در ایران نزدیک شدیم روی میز بحث رفت اما زود هم توی جامیزی برگشت .
کلیت بحث در باره ی دموکراسی بومی بدون دخالت بیگانگان، امکان پذیری نقش آفرینی همه ی طیفهای فکری در حکومت و اینکه سیاستهایی مثل تحریم و یا مذاکره و گفتگوچه تاثیری بر روند دموکراسی در ایران دارد، بود و برداشت من از جلسه این بود که اکثرا گمان دارند که راه حل را باید در گفتگو و در شرایط آرامش جستجو کرد و نه تنش زایی و جنگ. اینجا قصدم البته گزارش مشروح دادن از این گفتگو ها نیست.
در میانه ی بحثهای داغ بقیه خانم" اولگا نیکولنکو"** که از کشور مولداوی آمده بود .وقت خواست که نکته ای را گوشزد کند. مضمون حرف اولگا با توجه به تجربیات خودش این بود که زنان بی آنکه نقشی و دستی در قدرت داشته باشند مشکل بتوانند پیش روند و منشاء تغییر باشند و بدون حضور در قدرت همه چیز در حد حرف باقی می ماند.
و من بحثهای قدیم میان زنان فعال داخل ایران به خاطرم آمد . متاسفانه غالبا حاشیه نشینی و بی کنشی در مقاطع حساس سیاسی را با این دلیل که مسائل زنان اجتماعی است و راه حل اجتماعی می طلبد و دخلی به سیاست ندارد توجیه میکنند .در حالیکه تئوری می گوید که این دو حوزه تفکیک ناپذیرند و البته عمل هم همین را ثابت کرد و افسوس که گاهی چه بهای سنگینی برای فهم تئوری در عمل می پردازیم.چه فرصتهای مغتنمی را که باتنها گذاشتن زنان فعال سیاسی از دست دادیم. و من می دانم که بخش بزرگی از بی علاقگی بخشی از فعالین زنان به حضور سیاسی ،شاید به کوتاه بودن دست طیف های فکری متفاوت به قدرت برگردد.و من هم قبول دارم که زنان فعال سیاسی موجود نمایندگی همه ی زنان را نمی کنند.ولی قطعا حمایت از زنانی که قرابت فکری بیشتری با جریان اصلاح طلبی دارند هوشمندانه تر از کنار نشینی و نادیده گرفتن سیاست است. و حرکت رو به جلو زنان نیازمند تاکتیکهای هوشمندانه است نه فلسفه بافی های توجیه گرانه الان وقت است، وقت آن که تنمان را به آب دریاچه سیاست بزنیم که برای ما برکه ی زلال است نه مرداب عفن.وقت آن که به جبران اتهام" زنان علیه زنان" جدی تر به فرهنگ سازی "زنان برای زنان" بیاندیشیم.



*این بنیاد 27 سال پیش در دنور ،کلرادو، تاسیس شده و هدف اصلی خودش را ارتقاء نگرشهای کلی نگر و خلاقانه برای تغییرات اجتماعی در سطوح محلی ، ملی و جهانی توصیف می کند و یکی از برنامه های آن "پیشگامی برای امنیت فراگیر" است که به ویژه بر روی نقش زنان در فرآیند صلح تمرکز دارد.


." **اولگا" رئیس بخش پایتخت و عضو دائم یکی از مهمترین احزاب دموکراسی خواه در مولدوا است و طرفدار پر و پا قرص برابری اجتماعی و به ویژه مشارکت برابر زنان در سیاست. وی عضو موثر در تاسیس شاخه زنان در حزبش بوده . اولگا تنها زن کاندیدا در لیست حزب متبوعش در انتخابات شهرداری پایتخت در2005 بوده است.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 30 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)




بازی یلدا- نوبت من

برای بازی یلدا دلارام عزیزمنو هم دعوت کرده
1-تا وقتی رفتم مدرسه باورم بود که من پسرم!به همه هم می گفتم.فکر می کردم که هر کس خودش انتخاب می کنه که پسر باشه یا دختر!!.مادرم به ندرت اجازه میداد که توی کوچه بازی کنیم .ولی من و دو تا برادرم عاشق فوتبال توی کوچه با پسرهای همسایه بودیم .یکبار مادرم برای دو تا برادر بزرگترم شلوارکهای لی آبی خریده بود.برای من نخریده بود (یادم نیست دامن خریده بود یا چیز دیگر).دو سه روز قهر کردم نرفتم فوتبال تا بالاخره برای من هم یک شلوارک لی قرمز خرید.خاطره ی شلوارکم با جزئیات توی ذهنم حک شذه..
2-.پدرم اون موقعها در مسجد جوزستان تفسیر قرآن داشت.من همیشه توی مردانه کنار بابا بودم و گاهی هم به زنانه سری میزدم.هر وقت می آمدم زنانه، زنها چشم غره می رفتند و بعضیها نصیحتم می کردند که نباید برم اون طرف ولی بابا می گفت بیا عیبی نداره.و من واقعا نمی فهمیدم که چرا اونا نمی فهمند که من پسرم! .و بالاخره وقتی که به مدرسه ی دخترانه رفتم فهمیدم که دختر و پسر بودن اصلا انتخابی نیست!
3- هیچوقت نتوانستم که فکر کنم فقط به یک موضوع خاص علاقه دارم و ادمهایی که دقیقا روی یک حوزه ی خاص متمرکز می شوند به نظرم ادمهای جالبی می ایند. اغلب بین انتخاب علاقمندیهام و صرف وقت برای آنها مشکل دارم.عاشق فیزیک و ریاضیات و نجوم و هر چی به آسمان مربوط باشه هستم.از طرفی شعرو موسیقی و ادبیات را هم کمتر از اونها دوست ندارم. خطاطی و نقاشی را هم البته !علوم سیاسی و اجتماعی هم صد البته!بعد از دیپلم خط را پیش پدرم شروع کردم اما با جدی شدن درسهای دانشگاه رها کردم. همیشه دلم می خواست اقلا یکی از سازهای سنتی و اواز را بلد بودم .دو بارنوازندگی را شروع کردم در همان اول رها شد والان هیچ سازی را بلد نیستم بنوازم.هیچی.......آواز را کمابیش می دانم نه حرفه ای .گاهی فکر می کنم اگر یکبار دیگر از اول انتخاب کنم شاید موسیقی را دنبال کنم.
4- و بالاخره از بین ملغمه ی علاقمندیهام فعلا همان هوا و فضا و مکانیک و نوشتن را چسبیدم که بنا ندارم رهایشان کنم.
5- از آدمهای جدی و در عین حال شوخ طبع به شدت خوشم می آید.در مقابل آدمهایی که بدون دقت و استدلال فقط حرف میزنند و نقل قول می کنند(کتره ای) به شدت روی اعصابم خش می اندازند.


چون من دیر وارد بازی شدم احتمالا بعضیها قبلا دعوت شدند(؟):
کریم ارغنده پور محمدسعیدحنایی کاشا نی – فا طمه حقیقت جو– فریبا داوودی مهاجر - هانیه بختیار – (فریبا داوودی و فاطمه حقیقت جو را دعوت می کنم در همین وبلاگ بنویسند)

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 4 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




بیتابی

آخرین انتخاباتی که رای دادم انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود...چقدر ناز کشیدیم که بابا تو را به خدا رای بدهید .خاطرم هست خیلی از تحریمیها را و بیشتر از همه یک عده از فعالین امور زنان که نمی دانم الان چه کار می کنند. سفت و محکم می گفتند که رفتن این رئیس جمهور و آمدن یکی دیگر هیچ تاثیری روی پیشرفت یا پسرفت وضعیت زنان ندارد و ما کار خودمان را کرده ایم و می کنیم و می توانیم و ازهر چیز که رنگ سیاست و حکومت داشته باشد بیزاریم و...چقدر حرص خوردیم..خاطره ی دلچسبی نیست که دوباره بخواهم سفره اش کنم شما ها که باید بدانید میدانید.و حالا یکبار دیگر انتخابات و من نیستم که رای بدهم اما هستم تا دوباره حرص بخورم و دلم بیتاب باشد برای روز رای گیری.و میدانم که خیلی ها مثل من چشم امید دارند به شما هایی
که هستید و می توانید رای بدهید.چقدر دیگر مانده تا آخر بیتابی من؟؟
یک خبر آسمانی:

فقط اینجا روی زمین نیست که آدمها همدیگر را می خورند تو آسمانها هم یک خبرهایی هست

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 15 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (10)




وز وز یک فکر وز کرده

با موهای صاف و یکدست سفید نشسته روبروی من. از ایران من می پرسد.وقتی از دختران دانشگاهی در ایران می گویم سبزی چشمهاش برای چند ثانیه انگار می پاشه روی صورتم و بعد مثل تیله گرد می شه تو یک جفت چشم زل زده توی چشمهای من. من از بزرگنمایی رسانه ها می گویم و اون ولیتا خوانی در تهران" رابه رخ من می کشد. بدون دخترم هرگز را دیده(چندین بار). وقتی می شنوه که نماینده زن هم داریم و زنان هم در دولت هستند ،موهای وز کرده اش را پشت گوشش میزنه و سرش را به طرف من خم می کند.می گویم روزی نیست که خبری از شلیک یک آدم الکی خوش به روی یک عابر یا قتل و جنایت در رسانه ها نداشته باشیم آیا این یعنی اینجا همه دارند همدیگر را می کشند ؟ فقط نگاهم می کندو با لبخندی کج ردیف دندانهای ناصاف را تحویلم می دهد.. من سعی نمی کنم که واقعیتها را انکار کنم اما اون انگار انتظار شنیدن بیش از اینها رو دارد. مکثی می کند و می خواهد نتیجه گیری کند: البته چند سال پیش که یک نفر در کلرادو رگبار بست روی بچه ها ممکن بود بگویند که هیچ کس دیگر نباید اینجا به دبیرستان برود چون امن نیست،اما اینطور نیست نه؟ می گویم نه و نمی گویم که دو ماه پیش هم دوباره اتفاق افتاد و به جایش دلم می خواهد کلیپس سرم را باز کنم و بهش هدیه بدهم. چه خشی می اندازه این موهای وز کرده ی بلند روی فکر من.من می گویم نه و اینکه در کشور من خیلی ها همینجوریها نظر میدهند و نتیجه می گیرند را مثل یک لقمه ی نجویده قورت میدهم. وای که چقدر نفس زیر این هوار سوء تفاهمات تنگ میشه...


نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 16 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (5)




دوباره زمین...

عاشق سفر کردنم .با این همه وقتی بعد از مدتی از سفر به خانه بر میگردم حسی غریب و دوست داشتنی دارم.هم انگار به خانه ای نو آمده ام و همه چیز برایم تازگی دارد و هم انگار به چیزی که خوب می شناسمش و همیشه انتظارش را می کشیدم رسیدم.و شاید همین حس دوگانه ی متضاد برگشتن به خانه را برایم دلچسب می کند اما همه ی سفر های من زمینی بوده و صادقانه اعتراف می کنم که به حال انوشه انصاری غبطه می خورم.انوشه به زمین ،به خانه ی خودش بازگشته است
مرتبط:فیلم کوتاهی از گفتگوی فضایی انوشه

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 7 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (11)




بوی ماه مهر

بوی ماه مهر اینجا هم من را سرمست کرد.دو هفته زودتر از ایران.صبحی که بچه ها را راهی مدرسه میکردم هوا حال و هوای پاییز ایران را داشت..همان بو ،همان رنگ آبی چرک آسمان و همان خش خش برگها وقتی باد موی درختها را شانه میزد ... همان حس و حال.انگار واقعا سرود باز آمد بوی ماه مدرسه
را هم می شنیدم!!و حالا سه هفته ای هست که ماه مهر ما اینجا ،نیویورک ،شروع شده. مهرماه ما بوی رمضان هم دارد.بوی سفره های افطار و سحر.فقط رادیوی ما در سحر و افطار آوازی متفاوت دارد!!!!!!!!!گرچه این روزها پست کمتر گذاشتم اما هرروز مثل قبل از این کوچه گذر کرده ام.
*بحثهای پست هراس فخری برای من جالب بود و هنوز بعد از چهار تا پست جدید بحث ها در حاشیه ی کامنتدونی پست ادامه دارد .من داشتم فکر میکردم که بیاریمش در یک پست تازه که دیدم خود فخری بنا دارد اینکار را بکند.
*ماه گذشته برای اولین باربرکرسی ریاست ایسنا(جامعه ی مسلمانان شمال آمریکا) یک خانم مسلمان تکیه زد. اینگرید متسون کانادایی الاصل است و در حال حاضر استاد مدرسه علوم دینی هارتفورد در ایالت کانکتیکات امریکا است.انتخاب وی به عنوان رئیس بزرگترین و قدیمیترین جامعه ی مسلمانان در شمال آمریکا نگاههای متفاوتی را متوجه مسلمانان کرده است..برخی صاحبنظران از انتخاب خانم متسون به عنوان دریچه ای به سوی معرفی چهره ای جدید از اسلام یاد کرده اند.فراموش نکنیم که در شرایطی یک زن برای چنین مسولیتی انتخاب می شود که تبلیغات علیه اسلام بسیار پررنگ است. هفته ی پیش مقاله ی نسبتا بلندی در باره ی این انتخاب در نیویورک تایمز درج شد.به فول نویسنده وی همانند بسیاری دیگر از مسلمانان تلاش میکند تا به دیگران بفهماند اسلام از خشونت و تروریسم حمایت نمی کند.نکته مهم در مورد خانم متسون داستان زندگی این بانو است.وی در خانواده ای کاتولیک بزرگ شده و تا سنین جوانی به مدرسه ی مذهبی کاتولیکها در حومه ی تورنتو می رفته است. اینگرید اولین بار در همان دوران با سوالهای جدی درباره دینش مواجه می شود و تصمیم می گیرد درباره ی آن تفحص کند.وی تحصیل در فلسفه و طراحی و نقاشی را آغاز می کند.بعد تر در دوران تحصیلش در پاریس با دانشجویان مسلمانی که اغلب از آفریقا بودند آشنا می شود و از ان پس به طور جدی به یادگیری عربی همت می کند به طوریکه اکنون کاملا به عربی مسلط است..وی پس از مطالعات زیاد در متون اصیل اسلامی در سال 1987به اسلام رو می آورد.
انتخاب اولین زن و اولین رئیس غیر مهاجر بر کرسی ریاست این مجمع بزرگ از دید صاحبنظران بسیار قابل اهمیت تلقی شده است.اینگرید متسون در زمانی که به طور داوطلبانه در پیشاور پاکستان زنان آواره ی افغانی را آموزش میداد با یک مهندس مصری اشنا می شود و بعدتر با وی ازدواج میکند.انها اکنون یک دختر و یک پسر دارند.
متسون در نظر دارد بر روی حقوق زنان مسلمان و تاثیرات نگرشهای منفی رایج در باره ی اسلام بر روی نسل جدید متمرکز شود.مقاله ی نیویورک تایمز که لینکش را در متن گذاشته ام خواندنی است و توصیه می کنم بخوانیدش.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 3 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (211)




کنگره ؛مداومت و ممارست


این روزها نقلهای متنوعی را درباره کنگره مشارکت خواندم و نقلهای زنانه دلارام و توضیحات فخری در ذیل همان نوشته هر دو برای من خواندنی بودند.پیش از کنگره وقتی بحث اجرای نظام سهمیه بندی زنان در
شورای مرکزی مطرح شد نوشته های مخالف را حتی از اعضای حزب داشتیم . این گرچه دور از انتظار من بود که افرادی در حزب باشند که هنوز در بحث
سهمیه بندی با وجود آنکه نزدیک به دو سال از آغاز بحث جدی تئوریک آن در حزب می گذرد ،سوالها و تردید هایی را مطرح کنند که بارها به بحث گذاشته شده بوده است.اما نشان از یک مقاومت درونی در حزب داشت .نه به این معنا که بحثها اقناعی نبوده است چون همانطور که گفتم سوالها و تردیدها تازه و یا بی پاسخ نبودند. بنابر این رای کنگره به همان پنج زن خیلی هم دور از انتظار نیست.به نظرم گرچه کنگره مشارکت از بسیاری جهات فضای متفاوتی با مجامع و محافل مشابه دارد اما حداقل در بحث زنان ،نمونه ی کوچک اجتماع بزرگ بیرونی است. مقاومت ها و تحلیلهایی که نتیجه ی آن محدودیت زنان در دستیابی به فرصتهای برابر است وجه اشتراک این دو اجتماع است .اما یک وجه افتراق بزرگ هم هست

ادامه مطلب "کنگره ؛مداومت و ممارست"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 24 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (5)




برای لنبان داغدیده

وقتی دیر می کردم مادرم با دلواپسی و با چشمهای نگران می گفت :کجا بودی؟دیر کردی؟وقتی سرما می خوردم جوری دستور مراقبت میداد که انگار چه مریضی گرفتم.می گفتم بابا چیزی نیست خوب میشم ..وهر بار در جواب اعتراض من که زیادی حساسیت به خرج می دهد میگفت مادر نشدی که از دل مادر خبر داشته باشی.حالا مادر شدم و همه را می فهمم...و می فهمم چه می کشند مادران لبنانی که بچه های کوچکشان را خونین و مالین از زیر آوار در آوردندنا مگر خداوند به آنها صبر دهد.تاریخ جنایت اسرائیل را در قانا هرگز از یاد نخواهد برد......

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 9 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




سهمیه بندی حداقل سهم زنان

می گویند سیستم سهمیه بندی خود یک نوع تبعیض است.می گویند اجرای سیستم تبعیض مثبت نتایج مطلوب و قابل توجهی در برنداشته است....بگذارید واژه ها و بازی با کلمات را کنار بگذاریم و از یک سوی دیگر به قضیه نگاه کنیم. به هدف توجه کنیم:ایجاد فرصت برابر برای همه ی اقشار جامعه در بهر ه مندی از امکانات ومشارکت برابردر تصمیم سازی ها.با همین نگاه از حضور جوانان در همه ی عرصه ها حمایت می کنیم سهم آنها را هم به رسمیت می شناسیم.چون اولا بخش قابل توجهی از جمعیت ما را جوانان تشکیل می دهند و ثانیا درک یک جوان از نیاز های قشر جوان ممکن است با نگاه سیاستمداری ورزیده فرسنگها فاصله داشته باشد.بنابر این لازم می دانیم که از نیروی بالقوه این قشر عظیم در تصمیم سازی ها استفاده کنیم تا نتایج هر چه بیشتر به خواست آنها نزدیک باشد.به قشر جوان حق می دهیم به دنیای خود آنگونه که می خواهد نگاه کند و به قول معروف جوانی کردن جوان را به رسمیت می شناسیم.هر چند می دانیم که تجربه ی او قابل قیاس با ورزیدگان نیست .ما حتی مجلس دانش آموزی هم داریم .چرا نمی گوییم که جوان یا نوجوان دانش آموز باید پشت صف با تجربه تر ها بایستد و منتظر باشد؟تجربه از کجا و چکونه به دست می آید؟ حتی اگر ندانیم که چه تعداد جوان و نوجوان مشتاق حضور در عرصه های تصمیم سازی هستند با نگاه تشویق و ترغیب بازهم حضورشان را خیر مقدم می گوییم و از آنها استقبال می کنیم .
وقتی صحبت ازحضور زنان می شود

ادامه مطلب "سهمیه بندی حداقل سهم زنان"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 5 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (514)




سلام18م تیر

سه شنبه 16 تیر ماه 78 بود،همان روزی که مجلس پنجم طرح اصلاح قانون مطبوعات را در صحن به رای می گذاشت.به خانم مفیدی(دوست خوبم که چند ماهی است ازش بی خبرم)گفته بودم که همراهش به مجلس می روم.بدر السادات مفیدی آنموقع خبرنگار پارلمانی سلام بود.
محافظه کاران به شدت عصبانی از روزنامه های اصلاح طلب، خیلی روی این طرح کار کرده بودند.تصورش را بکنید صبح روز به بار نشستن تلاشها ،تیتر اول روزنامه ی پر نفوذی مثل سلام این باشد:سعید اسلامی طرح اصلاح قانون مطبوعات را داده است. راستی ها حسابی به هم ریخته بودند.
یادم هست در همان جایگاه خبرنگاران سعید مرتضوی هم نشسته بود.آشکارا هیجان زده و مضطرب بود تا حدی که وقتی آقای ناطق گفت :"تصویب شد" ناگهان ازجا جهید و در حالت بین دست و صلوات ،صلوات از ته دلی همراه نمایندگان فرستاد. همان عصر بعد از تصویب طرح،نمایندگان طراح ،شکایتی را علیه روزنامه ی سلام طرح کردند که سلام به ما و شأن نمایندگان توهین کرده است.

ادامه مطلب "سلام18م تیر"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 20 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (474)




تنفس خیس!

نه که تا الان اسمش را نشنیده باشید یا عکسهایش را ندیده باشید،هم دیده و هم شنیده اید ،عکسهای حرفه ای عالی و توضیحات فنی مفصّلی که مال من به گردش هم نرسد.
تعطیلی چهارم جولای غنیمت خوبی بود برای یک سفر زمینی تا شمال آمریکا.قبلا هم نیاگارا را دیده بودم اما انگار اولین بار بود، همانقدر تازه و همانقدر دلچسب ...!
آبشار نیاگارا در شمال آمریکا ، مرز بین آمریکا وکانادا واقع شده .از سه بخش تشکیل شده .اینجا یک نمونه از آن توضیحات فنی را ببینید.
راستی آبشار چند وقت است که میریزد؟روزی چند بار؟دقیقه ای چند بار؟خسته نمی شود؟

DSC00277.JPG
دو بخش از آبشار در آمریکا؛کوچکترین آبشاربرایدال ویل و آبشار بزرگتر آبشار آمریکایی نامیده می شود

ادامه مطلب "تنفس خیس!"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 14 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




مدرسه ی مختلط یا تک جنسیتی

هفته ی پیش یک گزارش دیدم از تبعیض جنسیتی که معلمها در مقطع دبستانی بین دختر و پسر قائل میشوند.یک گروه پژوهشی رفتار معلم های مقطع دبستان را در چندین مدرسه در چند ایالت مختلف آمریکا بررسی کرده بودند .نتایج نشان میداد که دانش آموزان دختر هم از نظر میزان زمانی توجه معلم و هم کیفیت توجه مورد تبعیض واقع میشوند و در نتیجه ی این تبعیض ،دختران که در سطح بهتری از نظر درسی در دبستان نسبت به پسران هستند در زمان ورود به دوره ی راهنمایی با افت شدید درسی روبرو می شوند.گروه پژوهشی اینطور تعبیر میکرد که دختران در طول دوره ی دبستان انگار می آموزند که "آنچه دختران می گویند کم اهمیت تر است از آنچه پسران می گویند"این گروه بر همین اساس در مدارس کلاسهای آموزشی کوتاه مدت برگزار می کردند که معلمها را نسبت به تبعیض جنسیتی حساس و آگاه کنند.در پایان گزارش صحبتهای یک پژوهشگر آموزشی که از اساتید دانشگاهی در کالیفرنیا(اسم دانشگاه یادم نیست...)بود جالب بود:گزارشگر راه حل را پرسید و او گفت:"نظر من به عنوان یک متخصص این است که دختران به مدارس دخترانه بروند و این بهترین گزینه است"
اضافات:قبل از دیدن گزارش استاد از بچه ها درباره ی مدرسه هاشون پرسید.غیر از من و 3 نفر دیگه بقیه مدرسه های مختلط رفته بودند.پسر ها دوست داشتند می گفتند سر به سر دختر ها گذاشتن خیلی با حال بوده!!!!

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 5 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




خانواده های تک والدینی

وقتی صحبت از خانواده های تک والدینی می شود ذهنمان ناخودآگاه به سمت خانواده ای میرود که بنا به اتفاق مثلا فوت یکی از والدین یا طلاق ، بچه ها فقط بایکی ازوالدین- مادر یا پدر- زندگی میکنند.اما امروزه بحث متفاوتی در دنیا مطرح است که به نظرم حاوی پیامهای مهمی به جامعه ی بشری است.بحث امروز خانواده ی تک مادری با انتخاب است یعنی زنی که انتخاب میکند به تنهایی مادر شود بی آنکه همسری داشته باشد و جالب اینکه این شکل از واحد اجتماع هم خانواده است بر خلاف تعریف ثابتی که ما از خانواده داریم و ان را فرض میگیریم..
فلسفه ی این انتخاب این است .

ادامه مطلب " خانواده های تک والدینی"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 21 اردیبهشتماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (500)




سلامی و والسلام

- غائله ای که این کاریکاتوریست ها به راه انداختند تمامی ندارد.اهانت به پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) و خبر هرروزه از تظاهرات و اعتراضات متمدنانه و غیر آن ؛
پریروز از جلوی سفارت آلمان می گذشتم عده ای جمع شده بودند و شعار میدادند .از راننده تاکسی شنیدم که روی یک خر پرچم آمریکا انداخته بودند و روی یک سگ هم پرچم اسرائیل ، من خودم ندیدم .
از قنادی شیرینی خریدم اسم دانمارکی روی جعبه را اتیکت چسبانده بودند.
ایرانیها به شیوه ی مسلمانان باشعور طومار امضا می کنند.
دانمارکیها هم به همین شیوه ی متمدنانه امضا جمع کرده اند....
به روش این دانمارکیها و دیگر اروپاییهای کج سلیقه و بی فرهنگ کاری ندارم .ای کاش ما مسلمانهای مودّی به آداب اسلامی به سیره ی پیامبر مان بودیم.زشتی و پلشتی را با نیکی مقابله می کردیم. مسابقه نقاشی و طرح در تکریم مقام پیامبر اولوالعزم عیسی مسیح و مریم ،بانوی بهشتی می گذاشتیم.بهتر از سفارتخانه آتش زدن و سگ و الاغ لباس پوشاندن نیست؟از این که ما را خشن خوانده اند عصبانی شده ایم ؟!
این توصیه ی دین ماست: "و اذا خاطبکم الجاهلون قالوا سلاما" سلامی و والسلام!

- مدتی پیش در بحبوحه ی درگیری دولتها با ویروس آنفولانزای مرغی جناب وزیر بهداشت گفته بودند که احتمال رسیدن این ویروس به ایران همانقدر است که خوردن یک شهاب سنگ بر سر من!
آنفولانزای مرغی به ایران هم رسید پس احتمالا شهاب سنگ هم فرود آمده و ...کسی از احوالات سر جناب وزیر خبری ندارد؟


نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 27 بهمنماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (34)




طرف کیست؟

_امروز صبح از رادیو ی سراسری گفتگویی را شنیدم با موضوع "خشونت خانگی". مهمان برنامه خانم دکتر" راهب "نامی بود و مدد کار اجتماعی. خوب و مسلط صحبت میکرد. در اواخر وقت برنامه به دو نکته ی مهم اشاره کرد؛ یکی اینکه برخی از قوانین ما به خشونت دامن میزنند و خود زاینده ی رفتار های خشونت آمیز هستند مانند حق طلاق یا حضانت یا صیغه و چند همسری.و دیگری نقش مهم فرهنگ ما در این فرآیند. فی المثل تربیت ما؛ دختر را چنان تربیت میکنیم که درآینده همسر خوبی باشد اما آیا درباره ی پسرانمان هم همین انگیزه را داریم؟یا تبعیض میان دختر و پسر در خانواده ها و در اجتماع. در همین حین که گوینده با حرارت این مباحث را طرح میکرد

ادامه مطلب "طرف کیست؟"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 9 بهمنماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (28)




قندیلها

barf1.gif
این بلورهای نیزه ای زیبا محصول یک صبح آفتابی بعد از غروبی برفی است.من عاشق قندیلهام.بچه که بودم ،به ناودان قندیل بسته که میرسیدم تا یکی نمی شکستم راحت نمی شدم بی اینکه خطر سقوطش را بر سرم بفهمم.دیروز که هوا آفتابی شد زود جنبیدم به شکار قندیلها.دم عصر دیگه خبری از قندیلها نبود.

ادامه مطلب "قندیلها"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 3 بهمنماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (311)




تلخند!

من هم مانند بسیاری از شما قبول دارم که تولیدات فرهنگی نقش مهمی در فرهنگ سازی یک ملت بازی میکنندو با اینکه همه ی آنها را با دید نقادانه نگاه کنیم کاملا موافقم.گرچه با نگاه صرفا علت نگر به این مقوله مخالفم چرا که این تلقی، ما را از واقعیتی با عنوان تاثیر و تاثر فرهنگ و باورهای یک جامعه وتولیدات فرهنگی آن ،غافل میکند.غفلتی که گاه است ما را در ترسیم فضای موجود و تصمیم گیریها به خطا بیاندازد.این چند جمله را گفتم فقط محض مقدمه تا نکته ی مورد نظرم را بگویم.
چندی پیش سریالی از سیما پخش شد درباره ی مردی که به وسوسه ی شیطان (در قالب یک زن)دچار خطا می شود و نزدیک است که زندگیش را بر باد دهد

ادامه مطلب "تلخند!"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 1 بهمنماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (25)




عید غدیر مبارک باد!

ali2.gif

بر پایه ی رویدادهای تاریخی گذشته در مورد آینده استدلال کن .چرا که جریانهای تاریخی همانند یکدیگرند.مباد که از کسانی باشی که تا بسیار سرزنش نشود ،پند سودش ندهد.زیرا که عاقل با ادب آموزی پند گیرد اما چهارپایان جز با چوب و زخمه پند پذیر نیستند. امیرمومنان،علی (ع)

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 28 دیماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (66)




باز هم حجاب

بحث وجوب حجاب برای زنان در اسلام بحث نو و تازه ای نیست.بارها اندیشمندان جهان اسلام در باره ی آن به بحث و گفتگو نشسته اند و در برابر اکثریت عالمان و پژوهشگران مسلمانی که معتقد به وجوب حجاب برای زنان مسلمان هستند عده ای قلیلی هم هستند که آن را واجب نمی دانند هرچند ادلّه ی آنها در ردّ وجوب حجاب همواره با ادلّه های قاطع تری رد شده اند و اینگونه نظریات مبنی بر عدم وجوب در میان زنان متشرع در چهان اسلام چندان مقبول نیافتاده است.گفتم "زنان متشرع" وگرنه دیگرانی که نه در باره ی حجاب که در باره ی همه ی امورات زندگیشان به شرع رجوع نمی کنند از این دایره بیرون اند و اساسا اینگونه مباحث مورد توجه متشرّعین است و نه غیر آن.در گزارشی از سمینار جریانهای فکری زنان در جهان اسلام(1)

ادامه مطلب "باز هم حجاب"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 3 دیماه 1384
لينك مطلب





نفتی نشوید

چقدر بی اشتها شده ام ، مزه ی همه چیز عوض شده ، به مذاق من که خوش نیست. بی میلم ... چای ،بوی نفت.برنج ،بوی نفت .آب ،نفتی .نان نفتی .هوا نفتی..مردیم از این طعم گس نفت در دماغ و دهان . نخواستیم پول نفت را بر سر سفره ها مان .شب به شب یک بشکه نفت دم در خانه تحویل میدهند .کجای این آپارتمان یک وجب و نصفی بگذارم؟گوشه ی هال باید آنقدر بماند تا تمام وجودمان را بالمرّه نفتی کند. دولت فخیمه مرحمت کند پول نفت راکما فی السّابق خودش به صلاح دید مصرف کند.اگراضافاتی بود یک چند دستگاه اتوبوس و مینی بوس بخرد به قدر کفایت برای همان مسیر دیپلماتیک رو محض آبرو ،که اگر از از دول خارجه خواستند بیایند از نزدیک اعجازهای دولت ما را در حل مشکلات ببیند، بی صرف وقت یک چند چشمه از آنها را نقدا در مسیر حرکتشان رؤیت نمایند.فی المثل بعید نیست که شاه عربستان بخواهد به جبران آنهمه عّزت و احترام بی سابقه به رئیس دولت ایران، به ایران بیاید تا شگفتیهای این سرزمین را به چشم مبارک ببیند؛ آن هاله های نور را (که در کعبه ندیده بی نوا )،یا آن سگ گریان حرم مشهد را و البته آداب پولیتیکه را در سرزمین عجم، که همانگونه که رئیس جمهور محترم نوید داده بودند لامحا ل همه چیز شدنی است ؛ همه چیز حتی می شود پس از چندین روز سخنگوی دولتش فیلم مستند نقل اعجاز در سازمان ملل را مونتاژ بخواند.که این فی الحقیقه از دو حال خارج نیست ؛یا دستیابی به چنان درجه از پیشرفت در صناعت است که با آنکه معرفی یک وزیر چهار ماه به طول می انجامد و با آنکه یک سایت ساده مربوط به دولت کریمه هنوز بعد چهارماه دردست تاسیس است اما به راحتی می توانیم هر آنچه اراده کنیم مونتاژ کنیم بهتر از اصل ،حتی خود شخص را هم مونتاژ کنیم در عالم واقع که اگر خودش هم ببیند به تردید افتد خودش مونتاژ است یا دیگری مونتاژ؟ و یا همان پولیتیک منحصر به فرد ماست ؛" انکار روز روشن"یا " سیا ه انگاری ماست سفید" که همه مستحضریم تا به چه پایه کار ساز می افتد این شگرد مدبّرانه.
پس از تحریر: در توصیفات وزیر محترم علوم "برد یمانی" را از نظر دور ندارید که بی تردید جناب ایشان از شدت ذوق زدگی "رکن یمانی" را" برد یمانی" گفته اند که این دومی را مسلمانان می خرند ازبرای لباس سفر آخرت .این اولین بار است که می شنوم لمس رکن یمانی کفر است!حال آنکه همه شیعه و سنی بر استحباب آن تاکید دارند.خدا قسمت وزیران کند حج را!

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 24 آذرماه 1384
لينك مطلب





سقوط به عرش

حادثه دلخراشی مثل سقوط c130 را چطور می شود با کلمات توصیف کرد؟و چطور می شود از کلمات در تسکین دل بازماندگان کمک خواست؟حادثه نبود ,فاجعه بود...این جور وقتها چقدر کم می آوری در دلداری دادن ,به خصوص که بدانی اگر خودت را آتش هم بزنی هیچ عزیز از دست رفته ای برنخواهد گشت.ما مانده ایم و فرداهایی که باید بی آنها سر کرد...
نمی دانم چقدر درست است اینکه می گویند از نقص فنّی هواپیما مطلع بودند اما پرواز را لغو نکرده اند . خدا نکند که راست باشد.
ادامه:
لطفن بیایید,درباره ی تجمع مدنی-صنفی در محل انجمن صنفی(پرستو دوکوهکی)
میان گریه ,خندیدم(جمیله کدیور)
آری این چنین بود برادر خبرنگار(محمد علی ابطحی)
تضعیف ارتش به چه قیمتی؟ نکته سنجی نوشته را خیلی پسندیدم(آرش غفوری)

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 18 آذرماه 1384
لينك مطلب





جهد بی حاصل !

روز چهارشنبه همان ساعات اول همه ی بلیطهای کنسرت استاد شجریان رزرو شدند. عصر سری به نشر کارنامه زدم گفتند از روز یکشنبه فروش بلیط آغاز میشود.جمعه برای اطمینان از گوشهایم یکبار دیگر از فروشنده روز فروش بلیط را پرسیدم گفت همان یکشنبه است و به هر نفر هم حداکثر دو بلیط فروخته می شود. چهار نفری که باید در صف می ایستادند انتخاب شدند .صبح یکشنبه حوالی ساعت شش و نیم صبح رفتیم که زنبیل بگذاریم...صفی بسته شده بودبه طول چند صد مترو به عرض دو تا سه نفر! بعضیها با پتوو تجهیزات نمی دانم از کی شاید از چهار پنج صبح آمده بودند در صف !اگر هم می ایستادیم بعید بود به ما بلیطی برسد.منصرف شدیم .هرکدام به سی خودمان رفتیم .حوالی ده و نیم دوباره از آنجا گذشتم .صف طولانی تر شده بود .

ادامه مطلب "جهد بی حاصل !"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 29 آبانماه 1384
لينك مطلب





به خواندنشان می ارزند

این گزارش تکاندهنده ازواشنگتن پست درباره ی افزایش روابط جنسی میان دانش آموزان مدارس در آمریکا.
گزارش بیشتر به برخی علتهای عادی شدن این روابط برای بچه ها می پردازد.از جمله فیلمها که بچه ها از آنها الگو می گیرند.من اما فکر می کنم که این فیلمها هستند که واقعیتهای اجتماعی را بازتاب میدهند.ولی خوب...درست بودن انعکاس همه ی روابط غلط اجتماعی بدون هدف فرهنگ سازی بحث دیگری است.

و مطلب دیگر: نوشتارهایی درباره ی نسبت میان جنبش زنان و جنبش دموکراسی خواهی که در دو شماره ی اخیر نامه به چاپ رسیده است .ازجمله در شماره ی نیمه ی مهرماه فاطمه صادقی در جنبش زنان و جنبش دموکراسی خواهی در ایران ازفرضیه ی وجود جنبش زنان در ایران دفاع کرده است که به نظر میرسد پاسخی است به حمیدرضا جلایی پور که حرکتهای زنان را در ایران ذ یل پویشهای اجتماعی طبقه بندی می کند.

ادامه مطلب "به خواندنشان می ارزند"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 25 آبانماه 1384
لينك مطلب
نظرات شما (1)




...

دلتنگ نفسهای خیس تو بودم
دلتنگ دستان سرمازده ی تو بودم
صدایت را که شنیدم تا تو پر کشیدم
گونه های تب دارم را به شیشه ی یخ زده چسباندم
خنکای تو لبریزم کرد
صدای تو سرشارم کرد
دلتنگ تو بودم ....
باران ....

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 22 آبانماه 1384
لينك مطلب





دغدغه هاي شب يلدايي

در روزهاي سختي زندگي مي كنيم.روزهاي تعيين سرنوشت . سالها در راه رسيدن به روزي كه "ميزان راي ما باشد" و" ما حاكمان بر سرنوشت خويش" باشيم ،پدران و مادران و برادران و خواهرانمان جنگيدند ،هزينه كردند ،از جان مايه گذاشتند ...تا به امروز رسيديم؛ هر ايراني يك راي .آنوقت عده اي عافيت طلبانه و عده اي ديگر
ساده لوحانه، جاهلانه وبرخي مغرضانه بر طبل تحريم كوبيدند تا راي مان را پوچ كنند .اي كاش در ميانشان روشنفكران نبودند .اي كاش فعالان سياسي اجتماعي نبودند.اي كاش ...اي كاش يك مشت ساده لوح و كم سوادي كه شايد اصلن ندانند "دموكراسي" را مي خورند يا به تن مي كنند ، بودند ، يا فقط عافيت طلبان ، لوس آنجلس نشينان و هخا ها بودند ...شد آنچه كه نبايد مي شد .نمي دانم، شايد آنها كه مي گويند هيچ فرقي ندارد كه چه كسي رئيس جمهور باشد،اصلن نخواهند بفهمند كه از خاتمي تا احمدي نژاد چند فرسنگ راه است.خوشا به حالشان كه در هر شرايطي كار خودشان را مي كنند !لابد هنوز هم مي گويند : بهتر هم هست ،حاكميت يكدست مي شود!!! راست مي گويند .آخر مجلس هفتم و شوراهاي يكدست گلي به سرشان زد كه خاتمي نزد(؟!!)به آنها تريبون داد ،فرصت داد ...چرا نمي بينم (؟!)
خوشا به حال آنها كه فكر مي كنند : اصلن به ما چه كه رئيس جمهور كه بايد باشد؟مگر اين مسئله ي چند نفر است كه مسئله ي ما هم باشد و برايش وقت تلف كنيم ؟
رئيس جمهور هر كس كه باشد، ما كه خودمان اين همه قدريم و همه كار مي كنيم .خاتمي ؟نه .خاتمي چه كار كرد؟كدام مطالبه ي ما را به رسميت شناخت ...چقدر از اين حرفها شنيديم.مگر نمي گوييم سهم ما را در قدرت نمي دهند .حقمان را مي خورند .حضورمان را به بازي مي گيرند كجا و كي رسم است كه با ناز و قهر سهمي در قدرت به كسي دهند؟
بله احمدي نژاد ها راي دارند هم در ميان راست سنتي و هم تحريميان .هر دو به امثال وي راي دادند.
اما من و ماهايي كه برايمان فرق مي كرد رئيس جمهرمان كه باشد...چه دردي مي كشيم.

ادامه مطلب "دغدغه هاي شب يلدايي"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 30 خردادماه 1384
لينك مطلب





تجمع بيست هزار نفري هواداران معين

سه شنبه عصر ورزشگاه دانشگاه تهران ميزبان هواداران دكتر مصطفي معين بود.به تعبير مولوي عبدالمجيد كه به نمايندگي از مولوي عبدالحميد سخن مي گفت ،مصطفي به معناي برگزيده و معين ،ياريگر ملت ايران را به فال نيك مي گيريم .

مولوي عبدالمجيد به نمايندگي از مولوي عبدالحميد حمايت اهل تسنن از معين را اعلام كرد


Image(045).jpg


فاطمه حقيقت جو از تحريم دست كشيد و از مصطفي معين حمايت كرد .مانند دكتر محسن كديور و هاشم آقاجري


Image(042).jpg

ادامه مطلب "تجمع بيست هزار نفري هواداران معين"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 26 خردادماه 1384
لينك مطلب





خاطراتي بس ناخوشايند!

اين تصوير روزنامه ي مشاركت در 22فروردين 1379 است.همزمان با انتخابات مجلس ششم و ترور سعيد حجاريان.
همانطور كه پيداست تيتر روزنامه خبر از تحديد نظارت مردم ميدهد.خلاصه ي ماجرا از اين قرار بود كه مجلس تحقيق و تفحص از نهادها و سازمانهاي زير نظر رهبري(صداوسيما،كميته ي امداد،بنياد مستضعفان و نيروي نظامي و انتظامي و...) را با اطلاع رهبر تصويب مي كند .شوراي نگهبان ايراد مي كند كه بايد با اذن رهبر باشد.مجلس اطلاع را به اذن تغيير ميدهد .اما شوراي نگهبان اين بار ايراد مي گيرد كه اساسا تحقيق و تفحص از نهاد هاي زير نظر رهبر ممكن نيست و بهيچ وجه مجلس حق دخالت در اين امور را ندارد.پس مصوبه به مجمع ميرود تا اختلاف حل شود.در آن جلسه ناطق نوري رئيس وقت مجلس به جاي دفاع از مصوبه مجلس عليه آن صحبت مي كند!و در نهايت همه ي اعضاي مجمع تشخيص و از جمله اعضاي كارگزاران به اين مصوبه راي ميدهند،به جز سه نفر:آقايان موسوي خوئيني،ميرحسين موسوي و توسلي.(كه دو نفر اول بعد تر ديگر در جلسات مجمع شركت نكردند تا خود به خود مستعفي شناخته شوند و در دوره ي بعد هم ديگر معرفي نشدند)
يادآوري لازم نيست كه رياست مجمع و هدايت كننده ي مصوبه هاي آن با كيست؟؟؟
يادآوري اين نكته بيشتر از همه براي خودم خوب بود كه مطمئن شوم آلزايمر نگرفته ام!نه خدارا شكر هنوز نگرفتم!

به تصوير حجاريان در سمت راست دقت كنيد...
Image(047).jpg
اين هم صفحه دوم روزنامه و شرح بيشتر ماجرا....
Image(048).jpg

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 26 خردادماه 1384
لينك مطلب





ورزشگاه ، دموكراسي ، فيلمهاي ديدني

زنان و آزادي
خوب به سلامتي تيم ملي به جام جهاني راه پيدا كرد. از آان مهمتر زنان بودند كه به استاديوم آزادي راه پيدا كردند. شنيدم كه تلاش آقاي رمضان زاده و سفارش آقاي خاتمي موثر بوده .من هم خيلي دوست داشتم براي اولين بار بازي را از نزديك ببينم . البته نمي دانم ، شايد اگرممنوعيتي براي حضور ما در استاديوم نبود اين همه مشتاق نبودم و همين پاي تلويزيون و لم دادن را ترجيح مي دادم . ولي خوب ....الانسان حريص علي ما منع.
به فاصله ي چند دقيقه بعد از مسابقه چه غوغايي در خيابان شد .از جلوي خانه ما تا ميدان محسني كيپ ماشين بود ورقص و بزن و بكوب تا دو نيمه شب...
رفع تبعيض يك حق بنيادين
سه شنبه پيش در سالن وزارت كار ، گردهمايي زنان بود:" زنان پيشگامان دموكراسي".برنامه ي خوبي بود.
من زماني رسيدم كه همه ي جمع يار دبستاني را مي خواندند.شهلا شركت دسته اي از آخرين شماره ي مجله زنان با عكس بزرگ خانم كولايي بر روي جلد ،در دست داشت .
خانم دكتر حائري را هم ديدم .يك هفته اي هست كه به ايران آمده اند. با يك هندي كم دائم مشغول فيلم برداري بودند گمانم برنامه ي تهيه فيلمي ازوضعيت جامعه ي ايران در انتخابات نهم و به ويژه موقعيت زنان داشته باشند.
مژگان اثباتي هم خوب از پس اجراي برنامه برآمد.
اقبال روز چهارشنبه گزارشي از برنامه نوشته بود.
چه ميكنه اين رياست جمهوري!
گفتگوي دكتر حجاريان را با معين ديديد؟ انصافا در مقايسه با فيلمهايي كه تا حالا پخش شده، خيلي خوب بود، البته ميشد بهتر هم باشه.بيشتر به لحاظ فنون فيلمسازي .مثلن آخر فيلم انگار يك قسمتي را بريده بودند،ناگهان دكتر معين از صندلي بلند شد و به طرف حجاريان رفت. به نظرم درصد بالايي از جذابيت و شايد تاثير گذاري فيلم به خاطر حجاريان بود كه براي اولين بار پس از ترور، چهره اش از تلويزيون پخش ميشد ومردمي كه از پس از ترور او نامش و سخنانش را تنها در روزنامه ها ديده بودند، هزينه ي سنگين اصلاحات را در بريده بريده سخن گفتن او لمس كردند.
امابقيه...... جدي جدي فكر كرده بودند بايد مثل يك هنر پيشه نقش بازي كنند . فيلم آقاي كروبي كه به نظرم ضعيف بود .دوربين زوم ميشد روي چهره ي آقاي كروبي اما چهره از يكور كادركج ميشد بيرون! ولي سرود آخر فيلم ابتكار بدي نبود!
آقاي مهر عليزاده كه فيلمش واقعا ديدني بود البته اگر وقت كمي تفريح براي تمدد اعصاب را داشتيد! اما از شعار آخر فيلم : دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد ،همراه با تصوير مهرعليزاده با دستان درهم كرده ، نبايد غافل شد كه گمانم ميليون ميليون راي براي وي به ارمغان آورد!
راستي آقاي لاريجاني هم در فيلمشان، قبل از اينكه دانيال حكيمي دمبل بزند و فخيم زاده باآن صداي لطيف و بي خش، دكلمه بخواند،گفتند كه با مد و اين جور قرتي بازي ها و نيز نشان دادن آلات موسيقي در تلويزيون موافقند ...عجب روشنفكرند، نه؟!
آقاي احمدي نژاد كه طوفاني به پا كردند با اين فيلم .راستي شما مي دانيد چه جوري ميشود در مدت زمان كوتاهي يك كوتوله ي سياسي را به يك رجل سياسي تبديل كرد؟ فكر كنم با شهردار شدن بشود ، نه؟
و اما نگذريد از فيلم آقاي هاشمي، اين همه جوان خوش تيپ،اين همه سوالهاي باز (؟) و جوابهاي كاملن اقناعي،من كه قانع شدم مثل هما