درسهای دخترانه، درسهای پسرانه
دو سه روز پیش خبری خواندم مبنی بر تغییر کتابهای درسی و نوعی تفکیک جنسیتی در این کتابها در مقاطع مختلف تحصیلی. هر چند چنین خبری کاملا در جهت همه سیاستهای دیگر دولت برای زنان و به تبع آن تفکیک های جنسیتی است، و بنابراین نباید آنقدرها هم تعجب می کردم، کاملا غافلگیر شدم.
كتابهاي درسي بايد براي دختران و پسران در مقاطع مختلف تحصيلي مجزا توليد شود. اين تغيير با توجه به تفاوتهای زیاد دختران و پسران در مقاطع مختلف سنی و تحصیلی و تواناییهای آنها در دورههاي رشد بايد اعمال شود.
انگار وظیفه دولت جداسازی نظری و عملی و بیگانه ساختن انسانهایی است که اعضای «یک» جامعه را تشکیل می دهند. نه اینکه پیش از این وضع خیلی بهتر بوده باشد. همیشه درسهایی از قبیل آشپزی، کودکیاری، خیاطی و بافتنی متعلق به دختران، و درسهایی مثل اتومکانیک، نجاری و غیره از آن پسران بوده است، و انگار جامعه نیاز به خیاط مرد نداشته باشد، یا زنان توانایی کارهای فنی نداشته باشند، پیشداوری ها به اصل تبدیل می شده و بر مبنای آن تصمیم گیری می شده و بچه های ما هم بر همین اساس پرورش می یافته اند. هیچ فراموش نخواهم کرد که در زمان ما «طرح کاد» که قسمتی از محتوای درسی دبیرستان بود و کار و دانش را باید با هم می آمیخت، برای پسران امکان کارآموزی در رشته های مختلف دلبخواه آنان را فراهم می کرد، در حالیکه دختران باید همان کلیشه های خیاطی، بافتنی، کودکیاری، و تغذیه را در مدرسه تکرار می کردند. و چقدر احساس ظلم می کردم من که دوست داشتم تجربه کار با کامپیوتر داشته باشم، و نمی توانستم.
باز بگذریم که در دانشگاه ها هم همیشه وضع بر همین منوال بوده است. رشته های مختص پسران! و باز هم فراموش نمی کنم که رشته های دیپلماسی در وزارت امور خارجه همیشه پسرانه بوده است و دختران از تحصیل در آن محروم بوده اند.
همه اینها که جدید هم نیستند به کنار... با یکی از دوستان که در این مورد صحبت می کردم، نکته ای را به شوخی گفت که هر چند لبخند به لبان من هم آورد، نوعی کنایه جدی در آن نهفته دیدم. او می گفت از آنجایی که قبولی دختران در دانشگاه ها بیش از پسران بوده در سالهای اخیر، احتمالا دولت تصمیم گرفته بر مبنای توانایی های بیشتر آنان، درسهای پرمحتواتری برایشان فراهم کند!!!
شاید هم به این ترتیب نیازی به سهمیه بندی جنسیتی نداشته باشیم، و دختران از ابتدا خود راه خودشان را تشخیص بدهند!
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 5 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)
رد صلاحیت ها ....
به هر حال آن زمان که می گفتیم رد صلاحیت ها از مجلس هفتم بدتر است کسی باور نمی کرد شاید عده ای به رایزنی های هاشمی که حالا ریاست خبرگان را یدک می کشد و به دلگرمی های خاتمی که با رهبری در این مورد مذاکره کرده است دلخوش بودند اما بسیاری از واقع گرایان از همان آغاز پیش بینی می کردند که وضعیت اسفناک تر از مجلس هفتم خواهد بود وقتی یک روزنامه نگار را فقط به دلیل امضای نامه به رهبری رد صلاحیت می کنند کسانی که در بهمن 82 آن نمایش پرهزینه را برای حاکمیت راه انداختند دیگر حسابشان معلوم است ...نمی دانم یا ما زیاد بدبین هستیم یا بعضی ها زیاد خوشبین هستند به هرحال خوب شد که نتیجه همین حالا معلوم شد چون تا 15 اسفند دیگر انرژی اصلاح طلبان هدر نمی رود و راحت و دلخوش و بدون دغدغه انتخابات را تحریم می کنند (که البته اگر جرات بکنند)گرچه همه ما منتظر می مانیم تا ببینیم که ستاد ائتلاف چه خواهد کردهرچند این ستاد تا برگشتن خاتمی از سوئیس همچنان در کما خواهد بود ....
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)
عاشورا در نيويورك
امسال هم به سنت هرساله روز حسين (ع) درهواي سرد و زمستاني منهتن برگزار شد.گرچه عكسها زياد باب ميلم نشدند اما اينجا گذاشتم تا شما هم گوشه اي ازحال و هواي شيعيان شرق آمريكا را ببينيد

يك جوان مسلمان با ذوق تصويرحرم تخريب شده ي موسي ابن جعفر را دركنار برجهاي دو قلوقرار داده بود وبه عابرين كنجكاو توضيح ميداد كه ما و شما دربرابر يك دشمن هستيم.

ذوالجناح

ادامه مطلب
"عاشورا در نيويورك"
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 2 بهمنماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)
توجيهات يك پاچه خوار
نمي دونم توجيهات ناصر سوداني در مورد خوردن آب نيم خورده احمدي نژاد در روز ارائه بودجه را خونديد يا خير ....سوداني نماينده اهواز وقتي ديد اوضاع خيلي بد شده است گفت كه من آن روز تشنه بودم و آب خوردم مبادا يك وقت فكر كنيد كه من پاچه خوارم و بعد كلي از رسانه هائي كه هدفي جز سياه نمائي ندارند انتقاد كرد به هرحال بدانيد و آگاه باشيد كه براي پاچه خواري و قصد تبرك نبوده است !
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 24 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)
وجوه تشابه یک جامعه ی در حال گذاربا جامعه ی مدرن
اشکهای خانم هیلاری درآخرین دقایق فاصله ی شانزده درصدی با رقیب را پر میکند و چشمهای ناظران سیاسی را که گمان می کردند این جامعه اینقدر شسته و رفته هست که بشود با اتکاء به آمار
رفتار انتخاباتی رای دهندگان را پیش بینی کرد،خیره و متحیر درآنچه که رخ داد. کار تجزیه و تحلیل تاثیر "اشک " بر" کشک " کردن آمار پیش از انتخابات را به همان تحلیلگران سیاسی واگذار می کنم و به جایش به وجوه تشابه می پردازم:
هردو جامعه نسبت به " اشک "حساسیت دارند.یادآوری:اشکهای خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری و اشکهای هیلاری در کمپین نیوهمپشایر.
در هردو جامعه "زنان " جمعیت تعیین کننده در رای نهایی هستند.
جمعیت قابل توجهی از رای دهندگان تا دقیقه ی نود رای خودشان را به درستی نمی دانند (یا به راحتی تغییر عقیده می دهند).
احساسات در هر دو جامعه زنده ،پویا و موثر است.
هردو جامعه کاندیدا ی "خلاق" را می پسندد :یکجا آنکه خم می شود و بند کفش می بندد و وعده های گنده گنده پر از خلاقیت می دهد، جای دیگر آنکه را در آخرین لحظات با لرزاندن صدا(همان گریه)
به قلب رای دهندگان نقب می زند.
نتیجه ی بهینه ی این داوری می تواند این باشد که هیچ وقت در جامعه ای با این خصوصیات " دیر" نیست. کمی خلاقیت و انگیزه کافی خواهد بود در تضمین پیروزی دلچسب.اگر خانم هیلاری
باور دارد که شایسته تر ازرقبای مردش برای نشستن در کاخ سفید است ، چرا زنان با تجربه ،با انگیزه و تحصیلکرده ی مملکت من شایسته تر برای مجلس بهارستان نباشند؟و اگر زنان رای دهنده به هیلاری
توانستند معادلات آمار را بر هم بزنند چرا زنان مملکت من نتوانند؟ مسئله از این روشن تر؟؟
پس نوشت:داشت یادم می رفت که به دلارام عزیزم بگویم ما هم هفته ی پیش تجربه ی تلاش برای پر کردن وقت بچه ها در منزل را چشیدیم!این هم یک وجه تشابه دیگر :در هر دو جامعه مادران مسئول معنی دار کردن تعطیلات بی معنی هستند!
مرتبط:اشکها و ترسها
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 20 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)
در این زمستان سرد
در این زمستان سرد که یک هفته ای هست که همه جا تعطیل شده، و گاز خیلی خانه ها قطع یا کم فشار است، و آدم در بی مدرسگی بچه ها مجبور است همه ش به فکر پر کردن اوقات فراغت اجباری آنها باشد تا حوصله شان سر نرود! آری در این زمستان خیلی سرد، نمی دانم از ترور بی نظیر بوتو بگویم یا از پیروزی هیلاری رودام کلینتون.
این هم یک عکس زمستانی:

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 19 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (4)
اعلام موجودیت
گمانم بی ربط نباشد اگربعد از این غیبت طولانی یک چند خط درباره ی علتش بنویسم گرچه با تاخیر.
مدتی بود که در فکر کشیدن یک دستی به سر و روی "روزها "بودیم .به خصوص بعد از پست اعتراض فخری مصمم شدیم که یک چند صباحی غایب باشیم بعد با سر و روی تازه برگردیم.خوب ...خیلی پیچیده نیست:نشد! امیدوارم که درک کنید چه مراحلی در طول این چند ماه و اندی طی شده تا به این "نشد" برسیم .همین جا جا دارد که از همه ی دوستانی که ما را در این مسیر یاری کردند،همه ی عزیزانی که کلی از ما خواسته ها و انتظارات و شکل و شمایل و... را پرسیدند و ماهرانه وقت کشی کردند و در واقع هیچ نکردند صمیمانه تشکر کنیم !
ولی خوب همینطور که می بینید ما دوباره هستیم حتی اگربرخی نقایص کماکان برپا است.هستیم چون شما هستید و بودن "روزها" با همین سادگی مهم تر از نبودنش به امید سر روی بزک کرده است.
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 17 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (3)
آزادی جلوه و مریم ...
به هر حال خبرخوشحال کنند بود چون دو تن از فعالان حقوق زنان آزاد شدند و این نشان داد که زمانی که زنان ایستادگی کنند می توانند من هم امیدوارم زنان به حقوق حقه خود دست یابند و دیگر زنی به خاطر دفاع از حقوق به حق خود زندان را تجربه نکند
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 14 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)
اعدام راحله ...
نمی دونم در مورد اعدام راحله که قرار بود به تعویق بیافتد چه بگویم؟ قضاوت در مورد اقدام راحله خیلی سخت است وقتی که زنی شاهد خیانت به اصطلاح شریک زندگی خود در خانه خود باشد ...به هر حال آیا کشتن چنین فردی در آن زمان عاقلانه بود یا اینکه نباید به این مبحث عقلانی نگاه کرد بلکه باید این تصور را کرد که آن زمان زنی در اوج خشم چه می توانست بکند من نظرم این است که بهتر بود همانجا به زندگی مشترک خود و نه زندگی خود پایان می داد و خانه را ترک می کرد و تقاضای طلاق می کرد .. هنوز نمی توانم با این اقدام ارتباط برقرار کنم و چون این ارتباط برقرار نمی شود نمی توانم بگویم راحله نباید اعدام می شد چون به هرحال انسانی کشته شده و باید تاوانی پرداخت می شد اگر عکس این مساله رخ می داد و شوهر راحله زنش را می کشت ما چه رویکردی را اتخاذ می کردیم به نظر من لازم است بیش از هر چیز جامعه را به عقلانیت نزدیک کرد و لاغیر...
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 14 دیماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)
دعوای مدرنیته وسنت ...
در برنامه اطلاع رسانی شاخه زنان جبهه مشارکت دوباره همون بحث قدیمی دعوای مدرنیته و سنت مطرح شد و سوال بسیار نابهنگام بود وقتی مردی سوال کرد که مرز بندی زنان مشارکت با زنان سنتی در چیست و یا اینکه زمانی که این سوال مطرح شد که آیا زنان حزب مشارکت به موازات تلاش برای رسیدن به حقوق برابر,مهریه را معیار مناسبی می دانند آیا این حق بر زنان روا است که هم مهریه و نفقه بگیرند و هم حقوق برابر داشته باشند گرچه فریده ماشینی تصریح کرد که ایراد شما درست است اما تا زمانی که زنان به حق برابر دست نیافته باشند باید چنین تبعیضی اعمال شود و بسیاری از زنان مهریه خود را می بخشند تا حق طلاق بگیرند ...و تمام این مسائل من را به بحث های شیراز برد که دقیقا بیش از چندین ساعت به طول کشید زیرا جوانان حزب مشارکت تاکید داشتند تا زمانی که شما زنان مهریه را می گیرید نمی توانید ادعای مدنیته داشته باشید به هر حال خود چالشی بزرگ است که هنوز معلوم نیست چه زمانی حل می شود....