اعتراض
بله من اعتراض دارم ولی این بار نه به عملکردهای غلط دولت و بی حالی و سستی نماینده های ملت و قوانین تبعیض آمیز و فرهنگ مردسالار و بی توجهی احزاب و نهادهای مدنی به مسائل زنان و عدم دسترسی زنان به فرصت های برابر و بازداشت دانشجوها و تعطیلی مطبوعات و ...
این بار به خودمون به دوستام به خودم اعتراض دارم.
بابا ناسلامتی این یه وبلاگ گروهیه و ما با هم عهد کردیم که یه کار گروهی رو شروع کنیم و ادامه بدیم . اسم نویسنده ها مثل خورشید کنار صفحه می درخشه و ضرورت حضورشون رو به خواننده یادآور می شه .
وبلاگ شخصی نیست که یکی توش بنویسه و به جای همه جواب خلق الله رو بده .
دلارام به سلامتی دانشگاه و درس و بحث رو تموم کرده . معصومه هم که گاه و بیگاه میاد و فعال می شه و یه هو غیبش میزنه باید تاحدی فراغت برای نوشتن داشته باشه که تراوش قلمش رو فقط در مطبوعات نبینیم . سوسن هم که عذر موجهش به معنای مهاجرت از گروه نیست به خصوص حالا که اینجا ست و از خونه گرم دلمون به چشمان منتظرمون پای گذاشته .
اگه قرار مرخصی رفتنه من باید برم با اجازه بزرگترا و صاحبخونه ها . بی جنبه نشدم که صدامو بلند کردم ولی می خواستم همه بدونن ما هم بلدیم خودمونو نقد کنیم اونم چه نقدی !!!
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 29 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (9)
و بهار متولد شد
در آن شب زمستانی سرد ، خانه خالی بود که مرد برای شکار رفت بود و زن حافظ خانه بود و پاسدار اجاق خانه بود که درآن سرمای سوزناک مبادا به خاموشی و سردی بگراید ! هو هوی باد که با زوزه گرگ ها همراه می شد ، انگار سمفونی مرگ نواخته می شد . شب را دهشتناک تر می کرد و زن گرسنه و دردمند منتظر بود تا مردش پای به خانه گذارد و خوراک و امنیت ، هردو را همراه آورد .
این قصه امشب و هرشب زن بود . آتش خانه را گرم نگاه میداشت تا پاسی از شب گذشته که مرد با دست پر بازمی گشت و فردا روز قصه تکرار می شد و تکرار می شد . آن شب در درون زن تحولی بود انگار ! چندی موجودی زنده با او هم نفس شده بود و از تقلای روز که آرام می شد تازه وجودش را در درون خود حس می کرد و ضربان آرام قلبش را می شنید و به زایش وآفرینندگی خود که فکر می کرد بی اختیار لبخند رضایت برلبش می نشست ...
ادامه مطلب
"و بهار متولد شد "
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 27 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)
مجلس ختم استبداد
مجلس ختم که موجب ملال است و حزن آور است و روح را می فسرد ، اگر برای استبداد گرفته شود روحبخش است و شورآفرین و انرژی زا! دیروز در مراسمی که که شاخه دانشجویی جبهه مشارکت برای محکوم کردن بازداشت دانشجویان برگزار کرد، یک استاد دانشگاه اظهار امیدواری کرد که به جای شرکت در مجالس ختم روزنامه ها و خبرگزاری ها و نهادهای مدنی ، شاهد مجلس ختم استبداد باشیم . آرزویی که بیش از صد سال پیش مادران و پدران ما برایش جانفشانی کردند و عدالت خانه تمنا کردند و به خانه ملت دست یافتند که امروز سر بزنگاه تعطیل است و درست در همین بزنگاهها اتفاقاتی می افتد که نباید بیفتد . خبرگزاری تعطیل می شود روزنامه لغو امتیاز می شود حکم های سنگین صادر و اجرا می شود به نهادهای مدنی حمله می شود و بالاخره سلامت ترین و بهترین بچه های مردم که از گنجینه ارجمند عمر برای تمرین دموکراسی و نیز پاسداری از ارزشهای انسانی هزینه می کنند ، بازداشت می شوند آنهم نه فقط با به کاربستن زور بلکه به تزویر و با غیراخلاقی معرفی کردن فعالیت های پاکشان
و زندان می شود خانه دوم هرکس که از حق و عدالت می گوید و از بی عدالتی و تبعیض فغان می کند و نقد می کند و پیشنهاد سازنده می دهد و در یک کلام احساس مسئولیت می کند و دل می سوزاند برای این ملک و ملت ! وبه تازگی در این خانه دوم برای زنان نیز جای باز کرده اند . زنانی که تاچندی پیش لااقل حرمت و احترامی داشتند . زنانی که در آن سالهای دور درغائله نان وقتی راه بر کالسکه نایب السلطنه گرفتند و اورا شماتت و حتی مضروب ساختند احدی جرات مقابله به خود نداد .
باری محبس بزرگی که برای اندیشه ساخته اند به اندازه همه این جماعت گویی جای دارد و در این مورد سعی می شود عدالت و برابری جنسیتی هم رعایت شود شادمان باشید !!!
و بهاره در زندان لابد به مادر دردمندش فکر می کند که از معادلات سیاسی سر در نمی آورد و زندگی معمولیش را با امید به باروری نهالهای زندگیش تا به امروز رسانده و نگران چشمهای دنیابین جگرگوشه بغضش را فرو می دهد تا به آرمان و عقیده فرزند پاکش احترام گذاشته باشد . به یقین این مادر آنگاه که شاهد همبستگی همه آزاداندیشان با حضور و فعالیت اثربخش دخترش باشد باز هم فضای خانه را برای او تنگ می بیند و فردا نه تنها راه بر او نمی بندد بلکه مشوق او خواهد شد .
چه خوب و باشکوه می بالند دختران ایران زمین با وجود همه خارهای این زمین پهناور
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 25 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)
به کدامین جرم
هنوز نمی دانم چرا دانشجویانی که در اعتراض به تداوم بازداشت یاران دانشگاهی خود که بیش از دو ماه است در بلا تکلیفی به سر می برند در برابر پلی تکنیک تحصن کرده بودند و خواستار آزادی آنان شده بودند بازداشت شدند البته توجه کنید آن روز به طور کاملا اتفاقی پلی تکنیک در روز 18 تیر به دلیل قطعی برق تعطیل بود ؛ ناگاه دانشجویان را به دلیل سد معبر!بازداشت کردند ....البته ایجاد سد معبر در قانون اساسی جرم است مبادا تصور کنید ایجاد تجمعات مسالمت آمیز جرم استچون هیچ کس قدرت ندارد ناقض اصول مصرح قانون اساسی باشد ...
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 23 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (5)
انحصارگرایی را تعریف کنیم
چندی است که زنان اصلاح طلب تنها راه برون رفت از مشکلات زنان را نواندیشی درونزا دانسته و معرفی می کنند و البته برای این دیدگاه خود استدلالهای منطقی ارائه می کنند . در جامعه دینی ایران که عموم مردم تقیدات دینی داشته و بسیاری از کنش های اجتماعی و سیاسی شان بر مبنای همان اعتقادات عمیق و ریشه دار شکل می گیرد ، هرگونه اصلاحی در نگرش ، شیوه زندگی و قوانین رایج آن باید بر مبنای اعتقادات آن صورت پذیرد در غیر اینصورت پس زده می شود . برای نمونه یک زن در اوج فقر و ناداری حاضر نیست از دینش برای پول بگذرد اما ممکن است ازسر اضطرار ، فعل حرامی را حتی به عمد برای حل مشکل امروز با امید به قبول توبه فردا انجام دهد . از طرف دیگر نسخه های بیرونی که خیلی وقتها در محیط بومی خود هم به جواب نرسیده از نظر ما در ایران با این تنوع قومی و فرهنگی و سنتهای رایج بعضا سخت دست و پاگیر، قابل استفاده نخواهد بود . و بویژه حمایت هی برون مرزی نه تنها کمکی برایمان نیست بلکه به نوعی بازدارنده است و آسیب رسان .
دوستان سکولار مذمتمان می کنند که انحصارگرانه دیدگاهتان را تحمیل می کنید . در جواب می گوییم این نظر ماست و مشی مان را بر اساس آن تنظیم می کنیم . دیگران هم می توانند براساس برداشت های خود نظریات متفاوت داشته شیوه های دیگر در پیش گیرند . مهم این است که مانع هم و مزاحم هم نباشیم و در مقاطعی برای هدف مشترکمان : برابری جنسیتی تا حد ممکن به هم کمک کنیم .
گاهی فکر می کنم ما زنها چقدر وقت کم داریم برای شناخت خود ، دوستان ، محیط پیرامونی و همه فرصت ها و تهدیدها !!!
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 22 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (2)
شما هم هستید ؟
چقدر هوا گرم بود و راه طولانی 5 ساعت تمام گرمای داخل این ماشین آهنین را تحمل کردن به دلیل بحران بنزین و صرفه جویی راننده محترم ، اگر مصاحبت فاطمه صادقی دوست عزیزم که مدتی بود ندیده بودمش نبود طاقت از کف می دادم من مجنون احقاق حقوق زنان که آواره کوه و بیابان شده ام !
یک جلسه با اعضای شورای منطقه در منزل یکی از اعضا و میزبانی گرم خانم ایشان و بحث های تشکیلاتی و توصیه های ما که معمولا معلومه چیه !
خانم رضایی برای تدارک برنامه روز زن با تاخیری چند روزه زحمت زیادی کشیده بود و تعداد زیادی از زنان و مردان علاقمند به مباحث زنان در دفتر حزب جمع شده بودند . دکتر صاقی از ضرورت چرخش فمینیسم سیاسی به سمت فمینیسم اجتماعی در شرایطی که جامعه و خصوصا زنان برای کنش سیاسی و کنش جمعی تمایلی نشان نمی دهند ، گفت و از بهره برداری که احزاب می تونن از کنش های فردی که نشان از عدم انفعال جامعه ست داشته باشن . من هم با یک مرور بر شرایط زن ایرانی در جامعه امروز و مقایسه آن با دوره اصلاحات رفتم سر اصل موضوع یعنی برنامه ها و اقدامات زنان اصلاح طلب بویژه برای انتخابات مجلس هشتم جلسه بدی نبود می گفتند زنان کمتر از برنامه های حزب استقبال می کردند گفتم چون شما از آنان و مسائل مورد توجهشان استقبالی نداشتید و حالا باید آشتی کنید تا تحرکات تازه توسط اعضای جدید و پرانگیزه و پر انرژی البته همانجا فی البداهه پیشنهاداتی برای افزایش مشارکت زنان مطرح شد که به نظرم خوراک خوبی شد برای شاخه تازه تاسیس زنان
موقع بازگشت مصطفی رحماندوست را دیدم باهاش حرف داشتم ولی خانم صادقی به امکان جاموندن از پرواز انذارم داد اما داخل سالن دکتر آل قیس رو دیدم و نوشتن مقاله برای سمینار زن در تاریخ اسلام را یادآوری کردم و البته دیگرانی را هم دیدم و برای هرکدامشان التماس دعایی داشتم راستش را بخواهید این روزها هرکسی را ببینم بالاخره التماس دعایی دارم یا برای انجمن تاریخ یا کارآفرینی یا برای موسسه یاس و یا مشارکت و از همه مهم تر برای همراهی با فعالیتهایمان تا تحقق برابری جنسیتی
شما هم هستید ؟
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 20 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (4)
18 تیر
یاد یاران دبستانی بخیر ...هشت سال از روزگار وحشت و ترس جامعه دانشگاهی گذشت ...و چه بی شائبه زمان ما را به خود مشغول کرده که فقط در سالروز 18 تیر به یاد یاران دبستانی خود می افتیم ...یادت هست چگونه در حیاط دانشگاه جمع شده بودیم و خواستار برخورد با عوامل هتک حرمت دانشگاه شدیم.... به یاد داری چگونه دوستان مجروح خود را تیمار می کردیم ...اما می خواهم که بار دیگر به یادت بیاورم که بر جامعه دانشگاهی چه گذشت و من و تو که تازه دانشگاه را تجربه می کردیم چه با شجاعت بر خواسته هایمان پافشاری می کردیم ...اما فشارهای زیادی که بر دانشگاه سایه گستراند موجب شد که تا مدتها جرات نداشته باشیم نامی از 18 تیر بیاوریم ... اما خوشبختانه بعد از دو سال که اکثر روزنامه هاجرات نکرده بودند به 18 تیربپردازند و در سالروز 18 تیر شمعی روشن کنند روزنامه اعتماد عکس وتیتر خود را به 18تیر اختصاص داد ....
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 18 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (3)
می توان زهرا را به زبان روز ترجمه کرد
اولین برنامه شاخه زنان جبهه مشارکت امروز با مدد گرفتن از نام زهرای پاک در حسینیه شهدای جلایی پور برگزار شد با حضور تعدادی اززنان عضو و هوادار و همسران و فرزندان اعضا و نیز تعدادی از دوستان همفکر و هم جهت .
دلمان می خواست برنامه در فضایی غیر رسمی و متفاوت برگزار شود . می خواستیم مشارکت هم تشکیل یک جلسه کاملا زنانه را تجربه کند هرچند که این پیشنهاد باز هم واکنش برخی آقایان را که در برنامه های زنان علیرغم دعوت معمولا غایبند، برانگیخت و گفتند می دانستیم با تشکیل شاخه زنان ، حزب زنانه مردانه می شود و ما شنیدیم و خندیدیم و گذشتیم و گذاشتیم تا زمان حرف آخر را بزند .
امروز خیلی ها آمدند به احترام نام فاطمه یا به حرمت کرامت انسانی زن و یا به امید مشاهده شروع کاری متفاوت ! و خیلی ها نیامدند به همان دلایل موجه مفروض که دیگر نگرانمان نمی کند و به پیشداوریمان نمی انجامد و از صبوریمان نمی کاهد . امروز حضور خیلی از غایبین را در سراسر برنامه احساس می کردیم که قلب و روحشان را روانه کرده بودند و جسمشان جای دیگری مشغول بود.
امروز خلوص و صمیمیت دوستان جدیدی که قرار است در این راه پردردسر همراهمان باشند و صفا و محبت آنان که دعوتمان را لبیک گفته و به مجلس زهرایی مان آمده بودند و ناگفته های زندگی فاطمه و اشعار مولانا و مدیحه سرایی ها برای مولود این روزهای آشنا و زمزمه مادرانه های زهرا راکعی محفل انسی برایمان آراست که خستگی را از تنمان زدود و شوق تکرار را در ما برانگیخت .
زهرا شجایی از زهرایی گفت که الگوی همه انسانها در همه زمانهاست زهرایی که در غربت نگهش می دارند تا آنگونه که می خواهند معرفیش کنند و گفت که می توان زهرا را به زبان روز ترجمه کرد . این عبارت را خیلی قبل تر از دکتر آیینه وند شنیده بودم آنگاه که از ضرورت عصری کردن اسلام سخن می گفت و همین چند روز پیش از دکتر عبدالله ناصری در گزارشش از نوگرایی دینی در مغرب اسلامی در سخنرانی انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و چه دیریم و چه عقبیم ما شیعیان فاطمه از مطالعات جهان اسلام درباب نوگرایی و نو انذیشی و تحدیث ، علیرغم عطش جوانانمان و پرسش زنانمان و نیاز دخترانمان
فردا قرار است میزبان جمعی از همکاران سابقمان از سراسر کشور باشیم جمعی از مدیران با تجربیات ارزشمندی که قرار نیست سراغش بیایند و قرار است ما خود عرضه اش کنیم تا بالاخره طالبین واقعی به خریداری این متاع گرانبها بیایند . سعی می کنم گزارش هر دو نشست را در اسرع وقت دراختیار علاقمندان قرار دهم .
و برای اولین بار به دلیل همین مشغله های پیش گفته نتوانستم در جلسه با احزاب شرکت کنم این بار : سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و موضوع همان زنان و انتخابات مجلس هشتم به قول زهرا نوری هرچند این بحث ها برای ما تکراری و خسته کننده است اما برای آقایان لازم و آموزنده است و ما ناگزیر از ادامه راهیم و ماندن برازنده مراممان نیست .
تا بعد
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 18 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)
مثبت اندیشی
می خواستم بگویم روز زن بر همه زنان ایران مبارک
می خواستم بنویسم آگاهی روزافزون زنان ایرانی مبارک
می خواستم بگویم پیشرفت ها و موفقیت ها و کامیابی های زنان ایران در سراسر کشور و در همه سطوح مبارک
می خواستم بگویم مطرح شدن مطالبات زنان و مجبور شدن همه صاحبان اندیشه های متفاوت به اظهار نظر در مورد آن مبارک
از سطح به عمق آمدن مسئله زنان
از حاشیه به متن آمدن مسئله زنان
تبدیل شدن مطالبات به گفتمان زنان
خودآگاهی زنان
حضور زنان
عزم زنان
استواری زنان
شهامت و جسارت زنان
استدلال و منطق محکم زنان
و تدبیر و هوشیاری زنان
و تلاششان برای بیدار کردن نیمه دیگرشان برای وقوف به شرایط امروز و همراه کردنشان برای رسیدن به اعتدال
و تلاششان برای دسترسی به همه فرصت های بالقوه و بالفعل
و تلاششان برای استفاده بهینه از این فرصت ها
و همه دقت نظر و واقع بینی و آینده نگریشان
و امیدواریشان
و ایمانشان و اعتقادشان و باورشان به تغییر برای برابری
بر همه زنان و مردان آزاده ایرانی مبارک باد
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 15 تیرماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (8)
آب رفته هم به جوی بازمیگردد اگر ما بخواهیم
امروز از یکی از همکاران سابقم در وزارت کشور یک تلفن داشتم که که با هیجان می گفت برایم خبر خوش دارد . از بس برای این همکاران از مدیران میانی گرفته تا کارمندان ساده ، مشکل های مدل به مدل پیش آورده اند ابتدا فکر کردم رفع مشکلی از یک همکار شده ولی او با شادمانی فراوان گفت : شاد باشید خدارا شکر زحمت ها به ثمر نشست . دفاتر بانوان استانها به اداره کل امور بانوان ارتقاء یافت و حالا هر اداره 10 کارشناس دارد. ابتدا حیرت کردم و با تردید گفتم ولی آخر سازمان مدیر و برنامه ریزی چگونه زیر بار این امر رفت .دوستم گفت که مشاورین در اجلاس سراسری اعتراضات جدی داشتند و حکم تشکیلات رسیده و زحمات شما برای نهاد سازی امروز ثمر داده مدیریت زنان در استانها رسما نهایی و ابلاغ شده است هرچند نیستید تا از آن لذت ببرید و از فرصت جدید بهره متد شوید .
حس عجیبی داشتم خیلی دلم می خواست افتخار این کار بزرگ از آن دولت اصلاحات باشد که لااقل خرده اعتقادی به مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان داشت ولی چه کنیم که چنین نشد اما در این وانفسای بی اعتمادی ، به زنان و توان و قابلیت آنان ناگهان خبر ارتقاء تشکیلات دولتی زنان را شنیدن کمی عجیب است .
باری هدف از این ارتقا هرچه می خواهد باشد ، مهم این است که اراده آهنین زنان سراسر کشور موجب اتفاقی بزرگ در جهت نهادینه شدن مدیریت زنان در این دیار آن هم در چنین دورانی شد . پس آب رفته هم به جوی باز می گردد اگر اراده ای باشد !!!