Hossein Day
پست" فخرالسادات" دل من را که می خواست با مراسم آیینی در غربت خوش باشد یک مرتبه هوایی کرد.یاد مجالس خوبی که در ایران بود برای من به خیر و برای شماهایی که لذتش را می برید نوش!
اینجا گرچه من نصیبی از آن نگاههای متفاوت و سخنان نغز نبردم،اما مراسم عزاداری و سینه زنی لطف دیگری داشت.
روز یکشنبه قبل ازعاشورا که اینجا آن را با نام "روز حسین" می شناسند، خیابان پارک در منهتن به فاصله ی حدودا ده بلاک مسیر راهپیمایی دسته های عزاداری امام حسین (ع)بود.هوا واقعا سرد بود و جا به جا شیر چایی داغ و سوپ داغ میدادند. نوحه خوانان به زبانهای اردو،فارسی( گویش افغان ) و فارسی ایرانی نوحه می خواندند.
ما هم حظی بردیم.
اینها هم چند تایی عکس ازمراسم
از جایی که آخرین علم در عکس دیده می شود ،جمعیت به سمت جلو در حرکت است
ذوالجناح
بچه ها بروشورها یی را که امام حسین و اندیشه ی او ومراسم را معرفی میکرد، به رهگذران علاقمند میدادند.
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 10 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (9)
این خانه گرم است
از سوز و سرمای سوئیس و اجلاس داووس تا بیت الشهداء خانه همیشه گرم خانواده شهدای شاه حسینی ، تنها یک پرواز چند ساعته فاصله است . این صبح تاسوعا هم بیت الشهداء میزبان همه تشنگانی است که برای چشیدن قطره ای از دریای معرفت از راههای دور و نزدیک می آیند تا درس عشق را بار دیگر با هم و در خانه ای گرم و سرشار از عطر جانبخش ایثار و جانگدازی در محضر دوست ، مرور کنند . امروز این خانه میهمانی ویژه دارد . خاتمی سفیر گفتگو و صلح و امنیت ، مسافری که هنوز از راه نرسیده آمده تا از توفیق هر ساله بی نصیب نماند . دکتر مهدوی سخنران برنامه ، دلتنگی خود و دلتنگی ما را از غیبت او چه زیبا بیان کرد و هم او چه زیبا و چه روان از امام گفت و آنچه او را امام کرده بود و متفاوت . چه متفاوت سخن می گوید او از حسین و یارانش و خانواده و اهلش . هم آنان که خود را به دریای عشق او زدند و روئین تن شدند و جاودانه . هم آنان که در عشق او مستحیل شدند و عباس شدند و علی اکبر شدند و قاسم شدند و رباب شدند و سکینه شدند و زینب شدند و .. . کوتاه می گوید و اثر گذار ومن در اندیشه ام که تحول بینش و نگرش چگونه باید صورت پذیرد در دنیای دست تنگی ما که قدرت نداریم و ابزار نداریم و آنان که دارند ، به تحول و نو اندیشی اعتقاد ندارند و بیچاره فرزندان ما که از همان محدود سرچشمه های معرفت زمان ما هم محرومند و مجبورند عطش خود را درسراب هیاهوی کوچه خیابانهای شهر سرد و تاریکشان و در لابلای شمایل ها و مضامین تهی از محتوا فرونشانند تنها به خیال سیراب شدن !
کانون توحید ، حسینیه ارشاد و خانه هنرمندان این شبها چیزهایی برای گفتن دارند . و چه کوتاه و موجز می شنویم ما .
و چه با شتاب می گذرند لحظه ها. انگارهمه منتظر روز واقعه اند تا بشود آنچه نباید و مویه کنند و خاک بر سر بریزند و سینه چاک کنند و بمانند تا سالی بعد و تذکاری دیگر :
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است در زمین
بی نفخه صور خاسته تا عرش اعظم است
چقدر زیباست این سروده دوست دارم هزاران بار بشنوم و آن را زمزمه کنم
این کشته فتاده به هامون حسین توست
این صید دست وپا زده در خون حسین توست
و ... این تاسوعا هم گذشت فردا مقتل خوانان صحنه جنگ را آن به آن تصویر می کنند و ما همچنان به دنبال حر می گردیم برای زنده نگاه داشتن یاد آزادگی و به دنبال زینب که استوار سینه سپر کند در برابر ظلم وروایت کند از همه حقایقی که میخواهند بپوشانندش برای صیانت از دین خدا و پاسداری از خون شهدا که چه آسان با زشتی و پلشتی پایمال می شود .
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 10 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
دختران نخوانند !!!
یادش به خیر دوران گلین باجی ها و خانم باجی ها و مکتب های سرخانه که دختران در همان پستوهای خانه سواد می آموختند سواد قرآنی و سوره یوسف برای دختران سوره ممنوعه بود که مبادا چشم و گوششان باز شود و سوره نور می خواندند و دیگر سوری که تکالیفشان را یاد بگیرند در قبال همسر و ... این آرزوی بعضی مردان ناکام امروز است که در حسرت زندگی پرجلالت و ابهت پدران قاجاری خود می سوزند و نمی خواهند بسازند . تعجب نکنید که گاه این آه و حسرت و افسوس در قالب طرح و لایحه و قانون و تبصره و دستورالعمل خود را نشان می دهد : حالاکه منت نهادیم بردختران و در گورشان نمی کنیم ، دیگر چه معنی دارد درس خواندنشان که نتیجه اش بالا رفتن سن ازدواج و افزایش طلاق و گرفتن جای مردان در بازار اشتغال باشد ؟ آن هم در شرایطی که طبق قانون بیرون رفتن از خانه منوط به اجازه مرد خانه است : گیریم پدر یا همسر ؟ زنان را همین بس بود یک هنر نشینند و زایند شیران نر که هر زمان همدیگر را بدروند و جمعیت را از طریق مشروع و مطلوب کنترل کنند .
بله در اخبار آمده بود که برخی نمایندگان دلسوز که مصالح و منافع ملک و دین و اتباع ممالک محروسه خواب از چشمشان گرفته ، طرح آشنای محدودیت حضور دختران در دانشگاهها را به مجلس داده اند دقیقاً با همان استدلالهای پیش گفته و لابد ملاحظات و شرایط زمان و مکان مانع شده تا هرآنچه در دل دارند بر زبان آرند و خدای ناکرده ازمیزان رایشان در دور بعد کاسته شود .
می ترسیم همین امروز و فردا دروازه های شهر را هم ببندند تا هیچ مغز مونثی خیال فرار به سوی یک دانشگاه معتبر هم به مخیله اش خطور نکند و در هرکوی و برزنی یک مامور ویزیت برگه خروج برای زنان و دختران از خانه بگمارند تا بدین وسیله هم به آمال خود برسند و هم مشکل اشتغال را مرتفع کنند . البته اگر فرزندان اناث آقایان مسئولین و همسرانشان طالب تحصیل و کار بودند هیچ استبعادی ندارد می توان از بندهای نام آشنا برای رفع ملالتشان استفاده کرد تا زندگی بر آقایان حرام نشود و دسیسه اندرونی زبانم لال به اغتشاش بیرونی منجر نشود. این فاضلات مکرمات می توانند بیرون بیایند و اصلا خود برگه عبور صادر کنند و حتی انواع شو و فشن و مانورهای خیابانی تدارک ببینند و اسباب شور و شعور برای اهل فن و فرهنگ فراهم کنند و اسباب ترویج فرهنگ اصیل را که اصلاح طلب های پدرسوخته ملت را از آن منع می کردند فراهم کنند و اسباب هر چیز دیگری که به مصلحت است و عوام الناس از آن نا آگاهند . خانواده ها هم بروند سخت ارکان خانه را محکم کنند که با هر ریشتر هی نلرزد که دل مسئولین محترم هم با آن بلرزد و پشت نیاکانمان رحمت الله علیهم اجمعین در قبر با آن بلرزد شاید بهتر آن باشد که این بساط اپن بازی در معماری جدید برچیده شود و اندرونی های فراخ از سرنو مد شود و دست اجانب از فرهنگ اصیل ما کوتاه گردد. تازه این برای دوران جنگ هم بهتر است و امنیت خانواده را تامین می کند و لازم نیست با هر آژیری دنبال پناهگاه گشت .
خدای من چه طرح جامعی است این طرح جدید بار مالی هم که ندارد تازه کلی هم صرفه جویی می شود . طفلکی پسرها که به دلیل سربازی و یه لقمه نون حلال درآوردن فرصت درس خواندن ندارند . دخترها هم که هیچ در دیگری به رویشان باز نیست با این در بسته هم مواجه شوند و اصلاً با زبان خوش بروند بمیرند که یکسر بروند به بهشت بدون نیاز به این همه امر به معروف و نهی از منکر. بعد هم بساط کنکور جمع شود که اینقدر استرس به این بچه های زبان بسته وارد نشود و سبد خانوار برای انواع کلاسهای کنکور خالی و خالی تر نشود . دکان این سودجوهای ضد فرهنگ هم بسته شود که هر روز یک شامورتی جدید برای خانواده های بی پناه درست می کنند . آفرین دست مریزاد بی بیب هورا .
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 8 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (5)
به بهانه سالگرد انتشار روزنامه اعتماد ملی
روزنامه خوبی است اعتماد ملی . خیلی جسورانه شروع کرد . انتظار هم همین بود . تصور می شد همه آن شرایطی که به شکل گیری حزب اعتماد ملی منجر شده می تواند دلیل انتشار این روزنامه باشد . خیلی زود به روزنامه آقای کروبی شهره شد و جای خود را در میان معدود روزنامه های توقیف ناشده اصلاح طلب باز کرد و خواندنی شد .
این روزنامه یک ویژگی هم داشت که آن را تقریباً از سایر روزنامه ها متمایز می کرد و آن داشتن صفحه زنان از همان ابتدای انتشارش بود .طبیعی بود که این ویژگی توجه مارا هم که به عنوان فعال حوزه زنان ذره بین به دست کنش ها ی جامعه مدنی و واکنش های جامعه و شهروندان را نسبت به مسائل زنان و حقوق زنان رصد می کنیم ، جلب کند . بیکار ننشستیم و با بروبچه های سرویس اجتماعی و صفحه زنان ارتباط گرفته طبق معمول همه دانسته ها و تجربیاتمان را خوب یا بد ، در طبق اخلاص تقدیم کردیم و در اولین فرصت هم با مدیرمسئول روزنامه تماس گرفتم و از او بابت این توجه و حساسیت و عنایت ، تشکر کردم . و نیز خواهش کردم نه تنها این مسیر را ادامه دهند بلکه به افزایش کمی و کیفی بیاندیشند . آقای حق شناس مدیر سلیم النفسی که چند سالی توفیق همکاری با ایشان را در وزارت کشور داشته ام ، به آرامی گفت تا همینجا هم تحت فشار هستیم . مجموعاً با صفحه زنان موافق نیستند . من نفهمیدم چه کسی یا کسانی مخالفند وفشار وارد می کنند اما این بحث برایم ناآشنا نبود .
باری چندی نگذشته بود که این صفحه هم مثل خیلی صفحات زنان روزنامه ها تعطیل شد وآن برگ زرینی که من به وجه تاریخی بودن معمولاً در لابلای صفحات تاریخ جستجو می کنم ، ناگهان ذوب شد و محو شد و اصلاً فراموش شد و کار به جایی رسید که درسالگرد انتشار این نهال نورسته جامعه مدنی باید به جای تقدیر از دست اندرکاران این روزنامه ، مراتب تعجب ، دریغ و افسوس خود و جامعه زنان را از بی اعتنایی نسبت به مسئله زنان و شاید هم کوتاه آمدن این عزیزان در برابر زور( که می گویند خیلی پرزور است ! ) ابراز داریم .
حالا از فرصت استفاده می کنم و از کلیه کسانی که این غول بی شاخ و دم و این هیولای چندسر و این اسمشو نبر و این موجود موهوم اساطیری افسانه ای قدرتمند مخوف مهیب را که می گویند عامل فشار است و اصلاً خود فشار است و با هرچه زن است از ابتدای خلقت و ازآفرینش مادرمان حوا تا به امروزدشمنی می ورزد و چشم دیدن موفقیت های او را ندارد وفلاکت و بدبختی و ضعف و فتور را برای او می پسندد و ...می شناسد و از او خبری دارد به ما هم اطلاع دهد چه بسا مژدگانی هم دریافت کند بسزا
این گزارش هم خواندنی است :
http://www.irwomen.net/first.php?id=259
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 6 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)
یک عاشورای دیگر...
دهه اول محرم هر سال از خودم قول می گیرم که تا سال دیگه حتما دو سه تا کتاب خوب در مورد عاشورا بخونم و تحقیق در خوری داشته باشم اما نمی دونم که چرا گذر زمان موجب می شه که من سال دیگه یادم بی افته که اینکار را نکردم ....
عاشورا را نه از دید شهادت امام حسین با خانواده اش در صحرای کربلا بلکه باید از منظر تفکر امام حسین بررسی کرد امام حسین یک تنه در برابر لشگر یزید از عقیده اش دفاع کرد و حاضر نشد که ظلم را بپذیرد و برای تحقق آرمانش جان خود را فدا کرد ...به راستی ما که هرسال علم و هیات برپا می کنیم چقدر به آزادگی که اصل قیام عاشورا است نزدیک شدیم و از نظر اجتماعی و سیاسی نظرات امام حسین را در زندگی خود پیاده کردیم زیرا امام حسین نه متعلق به یک عصر و زمان بلکه متعلق به تمام اعصار است و باید اندیشه اش را آموخت و به کار بست ودیگر هیچ...
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 6 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
"هیلاری" ها و جهان دور از جنگ
از هیلاری پرسیده شده آیا یک زن می تواند رئیس جمهور باشد؟ جواب میدهد :تا زمانی که تلاش نکنیم نخواهیم فهمید. من اطمینان دارم که زنان بسیاری در کشور هستند که آمادگی و توانایی ریاست را دارند همانطور که در دیگر کشورها.
سناتور هیلاری کلینتون دیروز رسما وارد رقابت انتخاباتی برای ریاست جمهوری آمریکا شد.اینجا می توانید وبسایت هیلاری را ببینید. و تازه ترین برنامه ی ویدئویی او در ورود به رقابتهای انتخاباتی .
هیلاری اگر انتخاب شود اولین رئیس جمهور زن در تاریخ آمریکا خواهد بود.درباره ی مواضع هیلاری نسبت به دنیای اسلام قضاوت نمی کنم.هر چه باشد برخاسته از فکر آمریکایی و از نگاه یک نیویورکی 11/9 زده است.اما در مجموع مواضع ضد جنگ او را می پسندم.و به نظرم بودن یک زن درراس قدرت می تواند در تغییر دنیای جنگ طلبی که آمریکا به دنیا تحمیل کرده موثر باشد.
از هیلاری که در چت یکساعته به سوالها جواب میداد، سوال شده بود که آیا از رای دادن به جنگ علیه عراق پشیمان نیستید؟ جواب میدهد که اگر آنموقع اطلاعاتم از نتایج جنگ به اندازه ی حال بود ،قطعا نمی باید اینکار را می کردم.
بیل کلینتون رئیس جمهور پیشین در اولین اظهار نظر رسمی نسبت به ورود همسرش به رقابتهای انتخاباتی گفته است که او بهتر از هر کسی هیلاری را می شناسد : بهترین آمیزه از عقل و احساس ،راهبری و یادگیری و تواناترین در جلب موافقت مخالفان . کلینتون می گوید که از هیچ کمکی فروگذار نخواهد کرد.
و این هم کارتونی که با دستمایه قرار دادن ماجرای مونیکا و بیل کلینتون دیروز در نیویورک پست چاپ شده است.
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 4 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
...سالاری
بالاخره من نفهمیدم دولت آقای احمدی نژاد غیر از زایش و منزل داری چه برنامه ای برای زنان دارد.(البته شاید خودشان هم هنوز نمی دانند).
از یکطرف دم و دستگاه مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری را فشل می کنند از یکطرف آقای وزیر خارجه منزل را به سر کار می آورند آنهم چه جور؟ پست جدید تعریف می کنند و دفتر و دستک ، برای اینکه همسر گرامی زیر چشم شوهر به جامعه زنان خدمت مرحمت کنند.البته اسم این قبیل انتصابات هر چی سالاری باشد،حتما فامیل سالاری نیست!
خانم زهره نظری همسر جناب آقای متکی اخیرا به سمت مدیر کل امور بین الملل زنان ،پست تازه تاسیس در وزارت خارجه،منصوب شده اند. البته همزمان اداره حقوق بشر و زنان از زیر مجموعه ی معاونت حقوقی و بین المللی حذف شده است. بله ..ظاهرا دستشان درد نکند که خانمها را ویژه توجه فرمودند اما با توجه به تداخل مسولیتهای این دو بخش و سوابق نا داشته ی خانم نظری ، نتیجه این خواهد بود که همان ارتباطات نیم بند هم در پیچ و خم موازی کاریها گیر کند و به طور کلی حضور زنان از صحنه ی بین المللی حذف شود. که خوب احتمالا منظور هم همین است.و نتیجه حاصل شده است.دستشان درد نکند
راستی از همه ی چیزهایی که نفهمیدم یه چیز دیگه هم بگم:اینکه اصلا امور این مملکت در این دولت چه چیز هایی هست که بین الملل اش چی باشه که زنان اش چی باشه؟!! .
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 2 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
سایه منحوس ترس (حیف که نطقمان کور شد (
چقدر حرف داشتم برای زدن
چقدر نکته داشتم برای توجه دادن
چقدر خبرهای جورواجور در حوزه زنان و خارج از آن
ولی این آفلاین ناگهان نطقم را کور کرد
می خواستم از کمپین یک میلیون امضا بگویم و جلسه ای که کمیته اطلاع رسانی آن با تعدادی از زنان اصلاح طلب ترتیب داد و تازه آنجا بودکه یکباره همه به نقاط مشترکی که داشتند واقف شدند و برای فرصت های از دست رفته افسوس خوردند و برای همراهی و همبستگی بیشتر تا حصول نتیجه نقشه ها کشیدند
می خواستم از جلسه مدیران زن بگویم ...
ادامه مطلب
"سایه منحوس ترس (حیف که نطقمان کور شد ( "
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 1 بهمنماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)
سیاست برای ما مرداب عفن نیست!
بنیاد" هانت آلترنیتیو فاند"* که خانم سوانی هانت یکی از دوموسس و مدیر آن است هفته گذشته هشتمین همایش سالانه خود را با عنوان " زنان در حکومت :ایمن سازی آینده" برگزار کرد.
.بخشی از این همایش در واشنگتن بود که من هم امسال به دعوت یکی از دوستانم که می دانست به موضوع علاقمندم در این همایش شرکت کردم. برنامه ی منسجم و مرتب و منظمی بود.در روز دوم به فراخور حال شرکت کنندگان که غالبا از کشورهای در حال توسعه بودند، میزگردهایی با حضور افرادی با علاقمندیهای مشترک ترتیب داده بودند، که میزی هم به ایران اختصاص داشت.
گرچه برنامه بنا بود با محوریت موضوع" زنان در حکومت" باشد به موضوع کلی تر"مردم وحکومت " و بحث درباره مسائل روز تبدیل شد .گمانم گزیری هم نبود چون مشکل بشود بر مسأله زنان انگشت گذاشت اما به سیاست کلان کاری نداشت. موضوعی که هر وقت به مقاطع حساس مثل انتخابات ها در ایران نزدیک شدیم روی میز بحث رفت اما زود هم توی جامیزی برگشت .
کلیت بحث در باره ی دموکراسی بومی بدون دخالت بیگانگان، امکان پذیری نقش آفرینی همه ی طیفهای فکری در حکومت و اینکه سیاستهایی مثل تحریم و یا مذاکره و گفتگوچه تاثیری بر روند دموکراسی در ایران دارد، بود و برداشت من از جلسه این بود که اکثرا گمان دارند که راه حل را باید در گفتگو و در شرایط آرامش جستجو کرد و نه تنش زایی و جنگ. اینجا قصدم البته گزارش مشروح دادن از این گفتگو ها نیست.
در میانه ی بحثهای داغ بقیه خانم" اولگا نیکولنکو"** که از کشور مولداوی آمده بود .وقت خواست که نکته ای را گوشزد کند. مضمون حرف اولگا با توجه به تجربیات خودش این بود که زنان بی آنکه نقشی و دستی در قدرت داشته باشند مشکل بتوانند پیش روند و منشاء تغییر باشند و بدون حضور در قدرت همه چیز در حد حرف باقی می ماند.
و من بحثهای قدیم میان زنان فعال داخل ایران به خاطرم آمد . متاسفانه غالبا حاشیه نشینی و بی کنشی در مقاطع حساس سیاسی را با این دلیل که مسائل زنان اجتماعی است و راه حل اجتماعی می طلبد و دخلی به سیاست ندارد توجیه میکنند .در حالیکه تئوری می گوید که این دو حوزه تفکیک ناپذیرند و البته عمل هم همین را ثابت کرد و افسوس که گاهی چه بهای سنگینی برای فهم تئوری در عمل می پردازیم.چه فرصتهای مغتنمی را که باتنها گذاشتن زنان فعال سیاسی از دست دادیم. و من می دانم که بخش بزرگی از بی علاقگی بخشی از فعالین زنان به حضور سیاسی ،شاید به کوتاه بودن دست طیف های فکری متفاوت به قدرت برگردد.و من هم قبول دارم که زنان فعال سیاسی موجود نمایندگی همه ی زنان را نمی کنند.ولی قطعا حمایت از زنانی که قرابت فکری بیشتری با جریان اصلاح طلبی دارند هوشمندانه تر از کنار نشینی و نادیده گرفتن سیاست است. و حرکت رو به جلو زنان نیازمند تاکتیکهای هوشمندانه است نه فلسفه بافی های توجیه گرانه الان وقت است، وقت آن که تنمان را به آب دریاچه سیاست بزنیم که برای ما برکه ی زلال است نه مرداب عفن.وقت آن که به جبران اتهام" زنان علیه زنان" جدی تر به فرهنگ سازی "زنان برای زنان" بیاندیشیم.
*این بنیاد 27 سال پیش در دنور ،کلرادو، تاسیس شده و هدف اصلی خودش را ارتقاء نگرشهای کلی نگر و خلاقانه برای تغییرات اجتماعی در سطوح محلی ، ملی و جهانی توصیف می کند و یکی از برنامه های آن "پیشگامی برای امنیت فراگیر" است که به ویژه بر روی نقش زنان در فرآیند صلح تمرکز دارد.
." **اولگا" رئیس بخش پایتخت و عضو دائم یکی از مهمترین احزاب دموکراسی خواه در مولدوا است و طرفدار پر و پا قرص برابری اجتماعی و به ویژه مشارکت برابر زنان در سیاست. وی عضو موثر در تاسیس شاخه زنان در حزبش بوده . اولگا تنها زن کاندیدا در لیست حزب متبوعش در انتخابات شهرداری پایتخت در2005 بوده است.
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 30 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
روزگار عجیبی است !!!
روزگار عجیبی است !!!
اقداماتی که تاچندی پیش کفن پوشان را برمی انگیخت تا احساس مسئولیت کنند و فریاد وااسلاما سر داده به کوچه و خیابان بریزند برای نهی از منکر ، انگار دیگر معروفی است که اگرامر به آن نمی شود براحتی می توان به سکوت از آن گذشت .
دیروز ، تصاویری از برخی صحنه ها که کارشناسان در جعلی بودن آن تردید نداشتند ، می توانست به محکومیت و عزل مقامات مسئول منجر شود و غائله تا استیضاح وزیر مربوطه پیش رود ، اما امروز شرکت در مراسمی که برخی کارهای دور از شان مقامات (مقامات ما البته ) صورت می گیرد ، بلامانع است .
دیروز ، برگزاری نمایش زنده لباس برای خانمها غیرمجاز شناخته می شد و اجازه برگزاری نمی یافت و امروز نه تنها حوزه های دولتی خود اقدام به برگزاری آن می کنند بلکه آقایان مسئولین به همراه مشاورین فرهنگی (بعضاَ روحانی خود) در این مراسم شرکت می کنند و به طراحان لباس وعده جواز نمایش می دهند و ...http://www.etemaad.com/Released/85-10-28/150.htm#8325
دیروز هر نوع پیشنهادی در شکل و رنگ حجاب تخطئه می شد و امروز صحبت از حق خانمها در استفاده از رنگ و لابد بزودی انتخاب نوع پوشش است .
اشتباه نشود این همه تحول و انقلاب فکری که منجر به اقداماتی متناسب با شرایط زمان و اقتضائات مکان و مطالبات اجتماعی می شود برای ما نیز به غایت رضایتبخش است اما تعجبمان ازاین است که آقایان که" زن" و هرچه به او مربوط است را ناموس نظام و نیازمند حفاظت از نوع استتار و احتجاب و بعضاَ انکار می دانستند چگونه به ناگاه تغییر عقیده و موضع داده و خود به نوع دیگری عمل می کنند ؟
حالا برای این که ناشکری نکرده باشیم عجالتاَ سعی می کنیم جفایی که به رئیس جمهور سابق و همکارانش از این بابت شد ، به دست فراموشی سپرده ، نهایت امتنان خود و جمیع نسوان محترمه را از توجه به حقوق علیامخدرات اعلام نموده بی صبرانه منتظر به رسمیت شناختن و اعطای سایر حقوق انسانی ، اساسی و مدنی خود از جانب مقامات مسئول هستیم . بعون الله تعالی