استعفای رئیس مرکز مشارکت زنان
بالاخره صدای زهره طبيبزادهنوري مشاور احمدی نژاد رييس مركز مشاركت امور زنان و خانواده هم در آمد ، بر اساس اخبار واصله وی دلايل استعفاي قريبالوقوع خود را عدم توجه لازم دولت به اين مركز از قبيل عدم تخصيص اعتبارات لازم و محدود كردن حوزه عملكرد و اختيارات اين مركز عنوان کرد كه موجب شده تاكنون هيچ عملكرد قابل توجهي از اين مركز مشاهده نشود و اين در حالي است كه در شرايط كنوني معضلات فراواني از قبيل افزايش آمار طلاق، زنان خياباني، عدم تامين زنان سرپرست خانوار شامل حال اين قشر از جامعه ميباشد...
عدم توجه دولت نهم به معضلات زنان آنقدر گسترده شده است که حتی طبیب زاده نوری هم که با دید منفی به زنان پا به این عرصه گذاشت و در ابتدای کار اسم مرکز را عوض نمود و تاکید کرد که از هرگونه رویکرد فمینیستی دوری می کند صدایش در آمده است دیگر تکلیف دولت نهم و احمدی نژاد مشخص است ....
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 10 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
بازی یلدا- نوبت من
برای بازی یلدا دلارام عزیزمنو هم دعوت کرده
1-تا وقتی رفتم مدرسه باورم بود که من پسرم!به همه هم می گفتم.فکر می کردم که هر کس خودش انتخاب می کنه که پسر باشه یا دختر!!.مادرم به ندرت اجازه میداد که توی کوچه بازی کنیم .ولی من و دو تا برادرم عاشق فوتبال توی کوچه با پسرهای همسایه بودیم .یکبار مادرم برای دو تا برادر بزرگترم شلوارکهای لی آبی خریده بود.برای من نخریده بود (یادم نیست دامن خریده بود یا چیز دیگر).دو سه روز قهر کردم نرفتم فوتبال تا بالاخره برای من هم یک شلوارک لی قرمز خرید.خاطره ی شلوارکم با جزئیات توی ذهنم حک شذه..
2-.پدرم اون موقعها در مسجد جوزستان تفسیر قرآن داشت.من همیشه توی مردانه کنار بابا بودم و گاهی هم به زنانه سری میزدم.هر وقت می آمدم زنانه، زنها چشم غره می رفتند و بعضیها نصیحتم می کردند که نباید برم اون طرف ولی بابا می گفت بیا عیبی نداره.و من واقعا نمی فهمیدم که چرا اونا نمی فهمند که من پسرم! .و بالاخره وقتی که به مدرسه ی دخترانه رفتم فهمیدم که دختر و پسر بودن اصلا انتخابی نیست!
3- هیچوقت نتوانستم که فکر کنم فقط به یک موضوع خاص علاقه دارم و ادمهایی که دقیقا روی یک حوزه ی خاص متمرکز می شوند به نظرم ادمهای جالبی می ایند. اغلب بین انتخاب علاقمندیهام و صرف وقت برای آنها مشکل دارم.عاشق فیزیک و ریاضیات و نجوم و هر چی به آسمان مربوط باشه هستم.از طرفی شعرو موسیقی و ادبیات را هم کمتر از اونها دوست ندارم. خطاطی و نقاشی را هم البته !علوم سیاسی و اجتماعی هم صد البته!بعد از دیپلم خط را پیش پدرم شروع کردم اما با جدی شدن درسهای دانشگاه رها کردم. همیشه دلم می خواست اقلا یکی از سازهای سنتی و اواز را بلد بودم .دو بارنوازندگی را شروع کردم در همان اول رها شد والان هیچ سازی را بلد نیستم بنوازم.هیچی.......آواز را کمابیش می دانم نه حرفه ای .گاهی فکر می کنم اگر یکبار دیگر از اول انتخاب کنم شاید موسیقی را دنبال کنم.
4- و بالاخره از بین ملغمه ی علاقمندیهام فعلا همان هوا و فضا و مکانیک و نوشتن را چسبیدم که بنا ندارم رهایشان کنم.
5- از آدمهای جدی و در عین حال شوخ طبع به شدت خوشم می آید.در مقابل آدمهایی که بدون دقت و استدلال فقط حرف میزنند و نقل قول می کنند(کتره ای) به شدت روی اعصابم خش می اندازند.
چون من دیر وارد بازی شدم احتمالا بعضیها قبلا دعوت شدند(؟):
کریم ارغنده پور –محمدسعیدحنایی کاشا نی – فا طمه حقیقت جو– فریبا داوودی مهاجر - هانیه بختیار – (فریبا داوودی و فاطمه حقیقت جو را دعوت می کنم در همین وبلاگ بنویسند)
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 4 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)
یلدای نسل اعتراض
چلچراغ مدعی نمایندگی نسل سومی هاست دختران و پسران نسل سومی ولی علیرغم تلاشی که خصوصا در سالهای اخیر داشته هنوز نتوانسته به خوبی دختران این نسل را نمایندگی کند
مدعی تحلیل محتوای علمی این مجله محبوب نوجوانان و تا حدی جوانان نیستم اما مطمئنم دختران نمی توانند همه مسائلشان و دغدغه هایشان را در این نشریه جستجو کنند و شاید ناصری ها و حقیقی ها و نیکونظرها هم گاه مصالح دختران را دربرابر مصالح مجله به دست فراموشی می سپارند و یا ... نمی دانم شاید باید بیشترتامل کنم تا من هم چون دیگران ظالمانه تقصیرها را به گردن زنان نیاندازم . شاید این دور باطل تا فردا و فرداها ادامه یابد تا وقتی که مسئله زنان فقط برای مطایبه و تفریح و سرگرمی طرح نشود بلکه مسئله ای باشد در خور مطالعه و قابل بحث در محافل علمی
مجریان برنامه های چلچراغ معمولا دونفر خانم و آقا هستند . دیروز هم علاوه بر شرمین نادری یک مجری رادیویی دعوت شده بود که متاسفانه فرهنگ مبتذل رسانه ملی را هم به بهانه طرح حقوق زنان با خود همراه داشت و نه تنها شرمین بلکه هیچکدام از دست اندر کاران مجله و برنامه نتوانستند یا نخواستند این روال حاکم را تغییر دهند شاید قبل از مشکلاتی مثل پشت در ماندن مدعوین و تاخیر یک ساعته در شروع برنامه و قطع مکرر برق که البته ربطی به برگزارکنندگان نداشت ، لودگی های مجری محترم و دیالوگ های لوس و یخش به بهانه نشان دادن اهمیت حقوق زنان تو ذوق می زد
ادامه مطلب
"یلدای نسل اعتراض"
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 2 دیماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
اعتماد
باز هم جلسه مدیران زن دوره اصلاحات . در جلسه دیروز خانم ابتکار نتوانست شرکت کند ولی خانم نوری آمد و گزارش مفصلی از اقدامات کاندیداهای ائتلاف برای حفظ و صیانت از آرای شهروندان تهرانی داد از حضور در استانداری و فرمانداری گرفته تا دیدار با آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و بالاخره حضور در مجلس و ملاقات با رئیس مجلس که بعد از شنیدن گله ها و اعتراضات دوستان گفته بود باید تابع قانون باشید همانطورکه من وقتی به اشتباه اسمم در لیست منتخبین مجلس ششم نیامد تمکین کردم و وقتی هم که بررسی و بازشماری شد و معلوم شد رای آورده ام وارد مجلس شدم !!! شنیدم آقای نجفی موقع خداحافظی گفته نمی دانم چطور باید بر صندلی شورایی نشست که تعدادی از آن غصبی است آقای حدادنسبت به تعداد شرکت کنندگان در انتخابات اظهار بی اطلاعی کرده سوال کنندگان را به مقامات مسئول ارجاع داده بودو در پایان قرار شده چند نماینده از میان کاندیداها و نمایندگانی از مجلس براساس گزارش های رسیده تخلفات را بررسی کنند .
همه دوستان حامل پیامهای کسانی بودند که به سختی برای رای دادن قانع شده بودند و عدم سلامت انتخابات را دلیل عدم شرکت خود عنوان می کردند و همه نگران بی اعتمادی بیش از پیش مردم و کاهش مشارکت در انتخابات بعدی یعنی تنها عرصه حضورو تاثیرگذاری برای شهروندان بودند . اخبار و گزارش های واصله در مجموع موید وضعیت خوب اصلاح طلبان در استانهای مختلف بود در انتخابات شوراها و خبرگان تهران (با توجه به فاصله زیاد آراء هاشمی که عده ای می خواستند نباشد و مصباح یزدی نفر اول باشد ) و نیز میان دوره ای مجلس شورای اسلامی تهران . قرار شد گزارش ها و تحلیل ها به موقع در اختیار دوستان قرار گیرد تا عدم صحت انتخابات و شائبه های موجود ما را از پیروزی های به دست آمده غافل نسازد .
بخشی از جلسه هم به نقد از خود گذشت . این که زنان خیلی با برنامه نیامدند تعداد کمی ثبت نام کردند . لابی و رایزنی به اندازه کافی انجام نشد و همه قابلیت ها و ظرفیت های زنان در خدمت زنان کاندیدا قرار نگرفت . و یک موضوع مهم هم مطرح شد : بالاخره نقطه مطلوب کجاست و قرار است به کجا برسیم و با چه مکانیسم هایی . این سوال که توسط خانم بروجردی طرح شد با استقبال مواجه شد چون همه ما نسبت به داشتن یک برنامه هدف گرا احساس نیاز می کنیم برنامه مشخصی که بتواند توسط گروه بزرگی از مدافعان حقوق زنان حمایت و همراهی شود . شاید این گروه (زنان مدیر) تنها قادر به اجرای بخشی از این برنامه جامع باشند . اما در تهیه خود برنامه و قواعد زیربنایی آن همه گروهها و نهادهای زنان می توانند و باید نقش داشته باشند . باری چند نفر از دوستان مامور شدند بررسی اجمالی روی موضوع انجام داده نتیجه را برای جلسه بعدی بیاورند .
راستی جلسه دیروز یک میهمان هم داشت : مشاور استاندار سابق سیستان که از طرف مرکزامور زنان و خانواده دعوت شده بود برای آموختن روش تحقیق با رویکرد دینی> در اجلاس زن وپژوهش
http://www.irwomen.net/news.php?id=2904
http://www.irwomen.net/news.php?id=2906
http://www.iwna.ir/shownews.aspx?newsid=5568
قرارشد در جلسه بعدی مشاورین استانداران سابق هم دعوت شوند .
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 29 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)
فعلاً فقط سلامت انتخابات
همان ساعات اولیه رای گیری بود که استاندار سابق گلستان با من تماس گرفت و گفت : پیغام من به شما رسید ؟ پاسخ من منفی بود . گفت طبق خبرهایی که به من رسیده در گنبدکاووس همه منتخبین شورای شهر زن هستند چون می دانستم این خبر برای شما جالب است خواستم زودتر خوشحال شوید . خبر تا حدی عجیب بود ولی می توانست هیجان آور باشد بلافاصله همه دوستان حقیقی و مجازی را در جریان گذاشتم . عکس العمل ها هم جالب بود هنوز به تحلیل کامل خبر نپرداخته بودیم که اصلاحیه آن از طرف آقای استاندار پیشین رسید : ببخشید خبر درست 4 زن است از 7 عضو شورا . در وزارت کشور همه مدیران حساسیت های ما را(دفتر امور زنان) نسبت به مسائل زنان می دانستند . می دانستند که مصالح و منافع زنان در سراسرکشور را دنبال می کنیم و تنها به شعار بسنده نمی کنیم . تصویب بخش نامه ها ، مقررات و آیین نامه ها و تعیین شاخص ها برای ارزیابی میزان توجه مدیران استانی به مشارکت زنان و از طرف دیگر اختصاص بودجه برای برنامه ها خصوصاً برنامه های توانمند سازی بخشی از کارهایی بودکه با جدیت دنبال می کردیم و البته از تقدیر و تحسین مدیرانی که با این برنامه ها همراه بودند غافل نمی شدیم . هر سال هفته زن تعدادی از مدیران ستاد و صف وزارت کشور که برنامه های جدی برای افزایش مشارکت زنان داشتند و در این زمینه توفیقاتی حاصل کرده بودند ، از طرف دفتر امور زنان مورد تقدیر قرار می گرفتند و یکی از شاخص ها برای تعیین استاندار نمونه تعداد زنان مدیر در استان بود که گلستان در این زمینه رتبه خوبی آورده بود و زنان فارس و ترکمن در استان به مدیریت دست یافته و حدود 4 تا 6 بخشدار زن داشتند .
چندی پیش با یکی دیگر از استانداران سابق که عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی است در رابطه با شناسایی زنان توانمند و استفاده از آنان در لیست اعتماد ملی صحبت می کردم گفت ما که ائتلاف می کنیم 2 زن هم تعیین شده اند کافی است . به ایشان یادآور شدم که حداقل 25% لیست قرار است از زنان باشد و گفتم انتظار ما از شما که در دوره مدیریتتان شعارهای زیبا می دادید این بود که از موقعیت خود استفاده کرده نتایج آموزش هایی را که در خصوص برابری جنسیتی دیده اید به موقع و در جای خود نشان دهید و برای اینکه نشناختن و ندانستن را بهانه نکنند افرادی را به ایشان معرفی کرده رزومه هایشان را نیز برای انتخاب آگاهانه ارسال کردیم .
نگرانی از امکان تقلب و عدم صیانت از آرائی که آگاهانه به صندوق ریخته شده خصوصاً در شهرهای بزرگ ، آنچنان زیاد است که ما نیز پیش از جنسیت منتخبین گرایش فکری و سیاسی آنان را مد نظر داریم اما در عین حال امیدواریم زنان منتخب منتسب به جناح اصولگرا به دلیل همان خصلت ها و ویژگی های مثبت زنانه و قابلیت هایی که بارها اثبات شده خود آراء و ارزشهای مورد نظر اکثریت جامعه را پاسداری نموده و خدای ناکرده عملکردشان در شوراها مردم و به ویژه زنان را از حضور و مشارکتشان درانتخابات پشیمان نکند
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 27 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)
شناسنامه های سرگردان
بیش از بیست و هفت سال از انقلاب می گذرد و به همین تعداد شاهد برگزاری انتخابات بودیم و به همین دلیل خود را توسعه یافته و دارای بینش سیاسی می دانیم ...اما دریغ و درد که هنوز ملت همیشه در صحنه که بارها دموکراسی را تمرین کردند و بارها در شرایط بد جوی در انتخابات شرکت کردند هنوز نمی دانند برای چه در انتخابات شرکت می کنند ...
ادامه مطلب
"شناسنامه های سرگردان "
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 24 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (4)
شورا و غيبت كنشگران زن
در اين كه انسان موجودي است فراموشكار و و گاهي سخت قدرناشناس ترديدي نيست . انساني كه در مقام بندگي آفريننده اش را با همه لطف و احسان و اكرامي كه به او داشته و دارد فراموش مي كند اما در موقع سختي كه همه درها به رويش بسته است ، باز هم او را مي خواند و به او پناهنده مي شود و بعد از فرج باز هم نسيان و باز هم ...
اين روزها كه بخش عمده اي از اصلاح طلبان سرخورده از شكستهاي پيشين به فكر جبران افتاده اند و تنها راه چاره را در اتفاق و ائتلاف يافته اند اولين پيروزي به واقع نصيب ما شده است و بايد قدرش را بدانيم . احزاب و گروههاي اصلاح طلب با تمام توان به صحنه آمدند تا با عبرت ازخطاها واشكالات پيشين ، خود را بازسازي كنند و در اين مسير ساير نهادهاي مدني از جمله مطبوعات و اصحاب رسانه ونهادهاي غيردولتي و گروههاي اجتماعي هم با آنان همراهي كردند اما متاسفانه عليرغم تلاشي كه زنان احزاب و گروههاي اصلاح طلب براي افزايش تعداد كانديداهاي زن و نيز توجه كانديداها به مسائل زنان و در نتيجه تدوين برنامه زنانه نگر انجام دادند و نيز اقداماتي كه براي افزايش حضور و مشاركت زنان سازماندهي كردند ، متاسفانه بخش عمده اي از فعالان زنان سكوت پيشه كردند و تنها نظاره گر اين هماوردي پرخطر شدند اين در حالي است كه اين دوستان انتظارمشاركت فعال مجموعه كنشگران را در اقدامات مورد نظر خود انتظار دارند و سكوت و انفعال را مورد تقبيح قرار مي دهند . حمايت فعالان حوزه زنان حداقل از زنان كانديداي ائتلاف اصلاح طلبان حداقل انتظار ممكن از اين عزيزان است .
ما معتقديم با وجود دولت حداكثري ، براي هرگونه تغييرمثبت در زندگي و شرايط و موقعيت زنان علاوه بر آگاهي عمومي كه با آموزش و اطلاع رساني ممكن است ، بايد پاي در قدرت داشت كه در غير اين صورت عليرغم تلاشهاي ارزشمندي كه مي شود توفيق چنداني حاصل نمي گردد و با همين منطق هم زمان براي حضور زنان در قدرت و تصميم گيري و نيز ايجاد نگرش واقع گرايانه در مردان تصميم گير براي برنامه ريزي هاي جنسيتي تلاش مي كنيم و در اين زمينه از توفيقات به دست آمده اگر چه به هيچ وجه با اقدامات انجام شده برابري نمي كند ، ناخشنود نيستيم وهم چنان با عزم و اراده تا رسيدن به آرمانهاي متعالي خود پيش خواهيم رفت .
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 23 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)
انرژی
دخترک در آن سوزآخر پاییزدستانش بد جوری یخ کرده بود . دستش را که از دستم بیرون کشید بلافاصله سعی کرد نارضایتی اش را از نتیجه کار با یک لبخند شیرین بپوشاند شاید چون خستگی را در چهره من دیده بود و نمی خواست افزونش کند . پرسیدم چه خبر اوضاع خوبه ؟ با صراحت گفت : ایستگاه مترو بودم . مردم بروشور و کارتها را می گیرند بی حوصله نگاهی به آن می کنند و به زمین می اندازند . گفتم نگران نباش برای گرم شدن فضا هنوز وقت داریم با مردم باید بیشتر گفتگو کنیم حتی بدون رسانه . باید برویم در کوچه ها و محله ها و رودررو صحبت کنیم با همین مردم کوچه و بازار و حرفهایشان را بشنویم با گوش جان ...
ادامه مطلب
"انرژی"
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 20 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (5)
بیتابی
آخرین انتخاباتی که رای دادم انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود...چقدر ناز کشیدیم که بابا تو را به خدا رای بدهید .خاطرم هست خیلی از تحریمیها را و بیشتر از همه یک عده از فعالین امور زنان که نمی دانم الان چه کار می کنند. سفت و محکم می گفتند که رفتن این رئیس جمهور و آمدن یکی دیگر هیچ تاثیری روی پیشرفت یا پسرفت وضعیت زنان ندارد و ما کار خودمان را کرده ایم و می کنیم و می توانیم و ازهر چیز که رنگ سیاست و حکومت داشته باشد بیزاریم و...چقدر حرص خوردیم..خاطره ی دلچسبی نیست که دوباره بخواهم سفره اش کنم شما ها که باید بدانید میدانید.و حالا یکبار دیگر انتخابات و من نیستم که رای بدهم اما هستم تا دوباره حرص بخورم و دلم بیتاب باشد برای روز رای گیری.و میدانم که خیلی ها مثل من چشم امید دارند به شما هایی
که هستید و می توانید رای بدهید.چقدر دیگر مانده تا آخر بیتابی من؟؟
یک خبر آسمانی:
فقط اینجا روی زمین نیست که آدمها همدیگر را می خورند تو آسمانها هم یک خبرهایی هست
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 15 آذرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (10)
بر سر دو راهی
توی بد مخمصه ای گیر کردیم این روزه ، از یک عده خواهش کردیم بیان تو صحنه و بدون ترس از مشکلات یک رقابت تمام عیار برای ورود به شورای شهر تلاش کنند . وقت گذاشتیم تا راضی شدند . بعد گفتیم رزومه بدین و از فعالیت هاتون بنویسید حالا شروع کنید به معرفی خودتون تو یک شبکه گسترده تر . رفتیم و آمدیم و گقتیم و شنیدیم و بالاخره دوستان به حلقه اولیه راه یافتند . چند نفری رد صلاحیت شدند و برخی بازگشتند و بعد از ساعتها و روزها جلسه و گفت و شنود بالاخره لیست ائتلاف منتشر شد و همه یک نفس راحت کشیدند برای تولد این مولود مبارک !
حالا ما مانده ایم و پرسش هایی که می گویند وقت طرحش نیست سر پایین می اندازیم و تایید می کنیم اما خوره تردید درونمان را می آزارد : آیا زمان طرح این پرسش ها بالاخره خواهد رسید ؟ آیا شکاف جنسیتی در جامعه در حال توسعه ما و در این گذار سخت در مجموعه شکافهای اجتماعی بالاخره قابل مطالعه خواهد شد ؟ آیا حقوق زنان ازکنار همه حق های ضایع شده برکشیده خواهد شد و بالاخره آیا جز در مواقع انتخابات زن موجودی قابل مطالعه و بررسی خواهد بود یا نه ؟
زنان از ما می پرسند : به توصیه شما و به اراده خود به میدان آمدیم ، چه کسی حمایتمان می کند ؟ می گوییم : معذوریم تعهد تشکیلاتی ما را از تبلیغ برای کاندیداهای خارج از ائتلاف باز می دارد . می گویند : تشکیلاتتان برای رفع تبعیض از زنان چه می کند ؟ می گوییم : آنچه کرده ایم (استفاده از شیوه های مثبت ) به دیگر احزاب هم ارائه شد ولی در ائتلاف حرف آخر را رای اکثریت می زند و اجماعی در کار نیست لذا ما هم علیرغم عدم رضایت کامل تسلیمیم . مردان از ما می پرسند : چرا روزنامه زنان ، انجمن زنان ، سایت زنان ، حزب زنان و زبان زنان ؟ می گوییم چون این تک رای ها در جمع مردان همچنان ضعیف و ضعیفه و مستضعف باقی خواهند ماند ومنطق مردانه زبان ما را خواهد بست . پس زنان ، برای توانمندی بیشتر و تقویت و هم افزایی ، باید تشکل ها و نهادهای مستقل داشته باشند .
فرزندانمان می گویند : می دانید زنان ایرانی در بعضی کشورهای اروپایی وارد پارلمان و مجالس محلی شده اند ؟ آنان می پرسند: جای ما در کشور خودمان کجاست و سهممان از زندگی را چه کسی تعیین می کند ؟
به آنان چه بگوییم ؟