عیب خود معیار پنداری

روز سه شنبه یک دوره آموزش کارآفرینی برای اعضای انجمن زنان مدیر کارآفرین برگزار می شود تا این خانم ها که تجربه کارآفرینی را بدون هیچگونه
آموزشی داشته اند ، با آشنایی بیشتر با پایه های تئوریک آن قابلیت آموزشگری در این حیطه را نیز پیدا کنند . امروز به طور اتفاقی یکی از دوستان کارآفرین که عضو انجمن نیست ، با من تماس گرفت تا در موردی مشورت کند . موضوع را به او گفتم و خواستم در کلاس شرکت کند و در ضمن بحث کشیده شد به تلاش ویژه برای توانمندی زنان .دردانه می گفت من از طرح مباحث زنانه احساس خوبی ندارم چون فکر می کنم برای پیشرفت فرقی میان زنان و مردان نیست به شوخی به او گفتم ظاهراً مدت دوستی ما برای تبیین نگرش جنسیتی کافی نبوده و باید بیشتر گپ بزنیم .
اما واقعاً باید پذیرفت که خود معیار پنداری برای تشخیص موقعیت زنان ، قطعاً ما را به بیراهه می کشاند . مسئله ای که من طی سالها به آقایان مدیر ارشد می گفتم و از آنان می خواستم برای تشخیص قابلیت های زنان تجربیات شخصی خود را ملاک قرار ندهند . و زنان پیرامون خود را در اندرونی و بیرونی مصداق نگیرند بلکه دایره دید خود را گسترش داده از تجربیات بشری بهره ببرند . به دردانه هم گفتم بهتر است کمی دقیق تر به پیرامون خود بنگری و واقعیت های موجود را عمیق تر تحلیل کنی . آیا فرصت ها برای زنان و مردان برابر است و آیا امکان دسترسی به فرصتهای فرضاً برابر برای زنان و مردان یکسان است که صحبت از تبعیض و برنامه ریزی برای رفع تبعیض را نمی پسندی .
مطمئنم دوست من خیلی زود نسبت به این واقعیت های اجتماعی توجیه خواهد شد اما تغییر نگرش او تاثیر خیلی زیادی در تغییر شرایط ندارد . کاش می شد
نگرش سیاستگزاران و برنامه ریزانی را تغییر داد که با یک تصویر کلیشه ای از زن در ذهن خود ، می برند و می دوزند و می پوشانند وانتظار تحسین هم دارند و البته ازجانب دست پروردگان نظام فکری خود تایید و تشویق هم می شوند :
http://www.irwomen.net/news.php?id=2714
با این همه ، جامعه ما به لحاظ فرهنگی به آن درجه از بلوغ رسیده که فراتر از کلیشه های رایج فکر کند ، ارزش گذاری کند و تصمیم گیری کند و عمل کند .
افسوس ما از هزینه هایی است که برای تبیین یک تصور موهوم هدر می رود و تاثیرات روحی و روانی مخربی که اظهارات و اقدامات ناشی از آن بافته های ذهنی بر نسل جوان این مملکت به ویژه دختران آن گذاشته می شود .
انجمن کار آفرینی هم چنین در تدارک سفر به استان های کردستان و کرمانشاه است تا با تقسیم تجارب مثبت خود زمینه هایی نو برای اقدامات نوآورانه خود جستجو کنند . به امید خدا شما را در جریان رهاوردهای سفر خواهم گذاشت

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 8 آبانماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)




اين رسانه هاي مقصر نابكار

فرمايشات تاريخي به نسبت اهميتشان بازتاب دارند و به نسبت بازتابشان افراد و گروهها در ارتباط با آن اعلام موضع مي كنند و فرمايش ميكنند و خود را در افتخارات منتجه شريك و سهيم مي كنند .
از جمله اين فرمايشات تبعي متعلق به عضوي از فراكسيون زنان مجلس هفتم است كه اقدامات ارزشمندشان در احقاق حقوق حقه عليا مخدرات بر همگان عيان است و اگر نيست تقصير خودشان است و اين رسانه هاي گناهكار كه مسبب همه گراني ها و مشكلات و مصائب اين جامعه اند مادر مرده ها . نه تنها اجناس را گران مي كنند بلكه دانشجويان را ستاره دار و سلامت جامعه را لكه دار و قلب امت حاضر در صحنه را نيز جريحه دار مي كنند بي هيچ بهانه اي !!! هرچه مي شنوند به دقت ثبت و ضبط مي كنند و بي كم و كاست نشر مي دهند و از خدا نمي ترسند در اين اشاعه فحشا و انجام منكرات .
باري نماينده محترم تهران ضمن تاكيد بر شوخي عيدانه رئيس جمهور با ملت غيور كه يك ماه بندگي را پشت سر گذاشته آماده استقبال از عيد بودند ، فرمود كه كار نيمه وقت زنان پيشنهاد ما بوده كه رئيس جمهور پاسخ دادند و ... http://www.irwomen.net/news.php?id=2698 واقعاً جاي سپاس دارد اين همه همت و پايمردي براي برابري و رفع تبعيض از زنان اما چه كنيم كه زنان ما دچار بلاي " مصلحت خود نابيني " و در نتيجه قدر ناشناسي شده اند و به جاي تشكراز اين اقدام منجر به خانه نشيني ، فغان و فرياد برمي آورند و همان شرايط سخت پيشين را طلب مي كنند . لابد اين ارباب جرايد البته نوع غير خودي شان هم حق را به جانب اين نابخردان داده دايه دلسوزتر از مادر مي شوند و يادشان مي رود كه تنور و اجاق و شوفا‍‍‍‍ژوهمه ابزار گرمازا جز با حضور زن در خانه روشن نخواهد شد وبايد در آستانه فصلي سرد همين طوري گوشه كوچه زير آفتاب نيمروز زير كتشان بخزند شايد گرم شوند طفلكي ها .
آوخ كجايند اين تاريخ نويسان منصف كه تحت تاثير زنانه نويسي و زن ورانه بيني و زن ورانه نويسي قرار نمي گيرند و مرد و مردانه حقايقي را كه توسط مردان و زن نمودان غيور امروز رقم خورده تقرير مي كنند و رسالت تاريخي شان را عمل مي كنند . بياييد و بنگاريد اين همه تلاش را براي توانمندسازي زنان http://www.irwomen.net/news.php?id=2669 و رفع تبعيض و زمينه سازي براي رشد شخصيت زنان ايران تا بماند براي تاريخ و براي آيندگان و خداي ناكرده به دست فراموشي سپرده نشود .

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 6 آبانماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (4)




گام دیگر برای تحدید زنان

چه خوب شد که احمدی نژاد با یاد آوری وظایف زنان آنان را از بلاتکلیفی نجات داد و با سخنان خود در نشست مشترک دولت و مجلس دریچه تازه ای را بر زندگی زنان گشود و تازه زنان عصر تکنولوژی دریافتند که چه خوب می گفتند پیشکسوتان که وظیفه زن ایجاد شرایطی است که فقط موفقیت مردان را موجب شوند و بس و آنان بیهوده تلاش می کردند که شرایط را تغییر بدهند و ثابت کنند که به گونه ای دیگر نیز هستند ....

ادامه مطلب "گام دیگر برای تحدید زنان"

نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 5 آبانماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




قابل توجه نسوان محترمه

خطاب امروز روزها به جماعت نسوان است که در طول تاریخ هی رفتند در پستو هی پنهان شدند و در اندرونی هی فتنه کردند و باعث چه جنایت ها که نشدند .
پسران و برادران و همسران بی گناهشان را به مسلخ فرستادند و خود در ناز و تنعم طنازی کردند و بازی کردند و دسیسه های جدید پرداختند و دودمان ها به باد دادند در این
تاریخ دراز سرفراز !!!
اما این همه جرم و جنایت مانع از آن نیست که محاسن مهمه آنان را به دید نیاوریم که کفر نعمت است نعوذاًبالله . این نسل طیب و طاهر از دامان همین زنان فتنه جو پدید آمده است که به فرموده سخن سرای نامی ایران فردوسی
پاکزاد نشستند و شیران نر زاییدند . و این سنت حسنه را به فرزندان اناث خود میراث دادند و راضی و خوشنود از حسن التبعل به دیار باقی شتافتند نورالله قبورهن . این که سرای آخرت این پرده نشینان فرمانبر
پارسا جنة است یا جهیم به ما ربطی ندارد . ربطش به ما از این حیث است که ببینیم چرا آن نسل غیور چیز فهم عاقبت اندیشی نکردند و پیشاپیش اولاد و احفاد ذکور و اناثشان را از تنظیم خانواده منع نکردند و خطاکاران محتمل را "عاق "
نفرمودند ؟
این چه بساطی است به راه افتاده که دختران شوهر نمی کنند و پسران زن نمی ستانند و اگر به فرض محال خانواده ای تشکیل شد . عالمانه و عامدانه اجاقش را کور می کنند !!!
وای از کفران نعمت وای ... این همه زمین بکر خدا و نفت سرشار و محصولات و کالاهای وافر و ارزان و این همه نعمت فراوان شکرانه اش جز زاد و ولد بنی بشر است آیا؟ خانه مفت نان مفت مدرسه و دانشگاه و زایشگاه مفت زمین فراخ هوا پاک
و روان ها شاد ایام به کام آخر چه جای حرف مفت کفایت اولادین و کفران بارز این نعم سرشار ؟؟؟
واما این طایفه سرکش نسوان بهتر است همه آنچه غربی ها و شرقی ها در مغزشان کرده اند به طرفة العینی رها کرده خیابان را فراموش کرده یا لااقل ساعت کارشان را کاهش داده به خانه بازگردند و اجاق خانواده را روشن کنند ومقام شامخ پیشین را بر حسب تعداد اولاد بویژه از جنس ذکور
که مرد باشند و نان آور باشند و نام آور و جنگاور باشند به دست آورند .
آنها هم که عقیم اند و سترون و نازا عجالتاً بروند کشکشان را بسابند که دور دور عیالواران است که بچه دارند و به تعداد بچه هایشان بیکاری و حق اضافه کارشان بیشتر می شود.

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 1 آبانماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (15)




خبرهاي زنان در روزها

• ستاد ائتلاف اصلاح طلبان سخت در تكاپوي انتخاب كانديداهاي شوراي شهر تهران و ديگر شهرهاست و ما هم طبق عادت مالوف در تكاپوي افزايش سهم زنان در ليست ائتلاف ! خدا وكيلي زنان به خوبي از عهده مديريت شهري و روستايي برمي آيند و شهرداران زن هم موفق تر بوده اند ( هرچند ما تاكنون 3 يا 4 شهردار بيشتر نداشته ايم .
• تعدادي از نمايندگان سازمان هاي غيردولتي دور هم جمع شده اند تا مطالبات زنان ، جوانان ، كودكان ، طرفداران محيط زيست ، معلولان و ... را از شوراها تبيين كنند . كميته هاي تخصصي در اين زمينه ها تشكيل شده و قرار است قبل از برگزاري انتخابات در يك همايش در سطح ملي اين مطالبات در قالب يك بيانيه اعلام شود .
• زنان مدير البته مديران اصلاح طلب معزول ، چند جلسه اي با هم داشته اند تا در رابطه با چگونگي بهره وري از تجربياتشان با يكديگر هم انديشي كنند . هر جلسه يكي دو ميهان تازه به اين جمع اضافه مي شوند و بي تدبيري در استفاده از قابليت ها و تجربيات روزآمد بيش از بيش ثابت مي شود .در آخرين جلسه يكي از مديران سخت كوش و پيگير و با انگيزه وزارت بهداشت كه تجربه هاي ارزشمند در سطح ملي و بين المللي در حوزه هاي تخصصي دارد ، حضور داشت كه مي گفت پس از گرفتن پستش نمي داند كارش چيست و جايش كجاست . گفتيم به اين شرايط عادت مي كني فقط به كم كاري و بيكاري كه مطلوب مديران فعلي است هرگز عادت نكن !!!
• خانم نجم آبادي را دعوت كرده بوديم انجمن (زنان پژوهشگر تاريخ) تا از تاريخ نگاري جنسيتي در ايران بگويد . لب كلام اين بود: " براي تاريخ نگاري زنان كمبود منبع نداريم ، آنچه كمبود داريم نگرش جنسيتي است چه در تاريخ نگاران مرد چه زن . "
• انجمن زنان كارآفرين هم در تدارك سومين نشست استاني خود در سال 85 است سفر به كردستان و كرمانشاه و ديدار و تبادل تجربيات با زنان كارآفرين اين دو استان .
• شهردار تهران هم به صرافت اهميت كارآفريني افتاده و زنان را در اولويت دريافت وام قرار داده است . شوراي شهر هم اين كار را قانوني و نتيجه مصوبات شورا مي داند . شهردار مي گويد : كار شهرداري تنها جمع كردن زباله نيست . ما مي گوييم بازيافت مواد هم خود نوعي كارآفريني است .

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 29 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (6)




شب و سكوت و تنهايي

اين ميهمان پر بركت هم كه با آمدنش همه ميزبانان ، خود ميهمان مي شوند گويي به تدريج رفتني شده است اما بركاتش آنقدر زياد است كه عليرغم سختي فراق ، رفتنش را جشن مي گيرند . مي گويند در شب قدر سرنوشت يك سال ما ، تقدير مي شود و با شب زنده داري و نيايش به درگاه خالق و متوسل شدن به اولياءالله مي توان احوال بهتري را براي خود و ديگران تمنا كرد .
در سومين شب قدر هر كجا كه بوديد و حال دعا و هواي نياز داشتيد ، دايره آرزوهايتان را بزرگ و بزرگ تر كنيد . خست به خرج ندهيد و براي همه دعا كنيد : براي دوستان و دشمنان
قطعاً اين بزرگي و مهرباني ناديده نخواهد ماند .
براي زندانيان براي مقروضين براي مريض ها براي گرفتارها براي مصيبت ديده ها و براي مسافرين و...براي همه امشب دست به دعا بر مي داريم براي اعتلاي اسلام و عزت مسلمين و براي همه بشريت جهاني سرشار از صلح و دوستي و عاري از كينه و نفرت تمنا مي كنيم به حق عظمت و كبرياي او كه رحمان و رحيم است .آمين رب العالمين

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 24 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (6)




روزی روزگاری بانک


زن:خسته نباشید.شنیده م ما خانومها نمی تونیم برای فرزندانمون حساب سپرده بلند مدت باز کنیم درسته؟
متصدی بانک:بله درسته اما ما هم راهکارهایی داریم.
زن:می شه بفرمایید چه راهکاری؟
متصدی بانک:شما می تونین به نام خودتون سپرده بلند مدت باز کنین و به بانک وکالت بدین که وقتی فرزندتون هجده ساله شد بانک حساب را به نام فرزندتون منتقل کنه.

زحمت می کشیم قانون می نویسیم.بعد قانون با مشکل مواجه می شه.دوباره زحمت می کشیم راه های فرار از قانونی که خودمون نوشتیم رو پیدا می کنیم.بودن این قانون با نبودنش چه تفاوتی داره؟ چه لزومی داره قوانین اونقدر محدود کننده یا غیر منصفانه باشن که مردم مجبور به دور زدن اون بشن؟
چقدر راهکار برای فرار از قوانین مملکت وجود داره؟
چه مقدار از قوانین کشور به همین سادگی دور زده می شن؟
آیا قوانین قابل اعتماد هستند؟
واقعا آیا قوانین از حق و حقوق مردم پاسداری می کنند؟

یاسمن نوریان

نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 16 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (7)




وز وز یک فکر وز کرده

با موهای صاف و یکدست سفید نشسته روبروی من. از ایران من می پرسد.وقتی از دختران دانشگاهی در ایران می گویم سبزی چشمهاش برای چند ثانیه انگار می پاشه روی صورتم و بعد مثل تیله گرد می شه تو یک جفت چشم زل زده توی چشمهای من. من از بزرگنمایی رسانه ها می گویم و اون ولیتا خوانی در تهران" رابه رخ من می کشد. بدون دخترم هرگز را دیده(چندین بار). وقتی می شنوه که نماینده زن هم داریم و زنان هم در دولت هستند ،موهای وز کرده اش را پشت گوشش میزنه و سرش را به طرف من خم می کند.می گویم روزی نیست که خبری از شلیک یک آدم الکی خوش به روی یک عابر یا قتل و جنایت در رسانه ها نداشته باشیم آیا این یعنی اینجا همه دارند همدیگر را می کشند ؟ فقط نگاهم می کندو با لبخندی کج ردیف دندانهای ناصاف را تحویلم می دهد.. من سعی نمی کنم که واقعیتها را انکار کنم اما اون انگار انتظار شنیدن بیش از اینها رو دارد. مکثی می کند و می خواهد نتیجه گیری کند: البته چند سال پیش که یک نفر در کلرادو رگبار بست روی بچه ها ممکن بود بگویند که هیچ کس دیگر نباید اینجا به دبیرستان برود چون امن نیست،اما اینطور نیست نه؟ می گویم نه و نمی گویم که دو ماه پیش هم دوباره اتفاق افتاد و به جایش دلم می خواهد کلیپس سرم را باز کنم و بهش هدیه بدهم. چه خشی می اندازه این موهای وز کرده ی بلند روی فکر من.من می گویم نه و اینکه در کشور من خیلی ها همینجوریها نظر میدهند و نتیجه می گیرند را مثل یک لقمه ی نجویده قورت میدهم. وای که چقدر نفس زیر این هوار سوء تفاهمات تنگ میشه...


نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 16 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (5)




وقتی نظریه پردازان وارد صحنه می شوند اما دیر هنگام

چهار شنبه بعداز ظهر دفتر جبهه مشارکت ایران اسلامی ساعت 16 :
مدعوین یکی یکی از راه می رسند میزبانان هم هستند : خانم راکعی ( رئیس کمیسیون زنان ) ، خانم کولایی ( رئیس کمیسیون سیاست خارجی )، خانم منصوری ( معاون سیاسی دبیرکل ) ، فریده ماشینی ( عضو شورای مرکزی و کمیسیون زنان ) ، دکتر خانیکی ( عضو شورای مرکزی و کمیسیون زنان ) ، الهه مجردی ( رئیس شاخه جوانان منطقه تهران ) و سایر اعضای کمیسیون و شورای مرکزی که تا آخر برنامه سرو کله شان پیدا می شود .
خانم راکعی خیر مقدم می گوید و من هدف از برگزاری این نشست را می گویم و دلارام از تجربه احزاب دنیا سخن می راند .
مدعوین هم از اهمیت مشارکت سیاسی می گویند و نقش سهمیه بندی برای رسیدن به این مهم و ...
ساعت 17 ادامه نشست : آقای حجاریان رأس ساعت مقرر می رسد مقاله اش آماده است . سعید شریعتی آن را قرائت میکند . موضوع: " مشارکت سیاسی زنان و مسئله توکنیسم " مقاله با این عبارت از المپ دوگوژ آغاز می شود : " چرا رواست که زنان به روی چارپایه دار بروند اما به روی چارپایه خطابه نه ؟ "
حجاریان از تقبیح پرده نشینی زنان شروع میکند و تحویل سیاست به قدرت را حداقل برای زنان نمی پذیرد وهمان معنای قدمایی آن را خوش می دارد به عنوان بخشی از حکمت عملی : هم عنان اخلاق ، تدبیر منزل و زیبایی شناسی .
بعد از ذکر مقدمات بحث می رسد به توکن و معنای آن و تقسیم بندی های مربوطه . معلوم می شود توکن امتیاز است نه حق و این که حق زنان آن هم در سطح توده چیزهایی است که نخبگان به آن بی اعتنایند و در حالیکه مسئله زنان اجتماعی است مثل اشتغال و طلاق و حضانت و ... عده ای به دنبال امتیازاتی هستند که حضور نمایشی زنان حاصل آن است در سطح وزارت و ریاست و ...
و سخنان دکتر با طرح دغدغه او پایان می پذیرد : دغدغه من ، تنها حضور زنان در رقابت سیاسی نیست ، مساله من سرنوشت 30 میلیون انسان است و اینکه باید به آنها توکن داد یا نه ؟
ساعت 17:30 تعداد زیادی سوال هست و 30 دقیقه وقت برای پاسخگویی . آقای دبیرکل هم به جمع ما پیوسته و از او خواسته ایم که مطالبی بگوید . این سخت ترین بخش کار است که مجری بیچاره را کلافه میکند . خانم ماشینی با حرارت تمام ضمن تشکر از ایدئولوگ اصلاحات که بالاخره مهر سکوت شکسته درباب مسائل زنان سخن رانده به نقد نظرات او می پردازد و بقیه هم به اختصار نظرات خود را می گویند و قرار می شود که پاسخ ها مکتوب باشد آقای دبیر کل اما خستگی را در چهره تک تک ما می بیند انگار که برای اولین بار از زحمت هایی که کمیسیون برای پیگیری مسئله زنان در حزب کشیده و به خصوص تلاش برای تصویب سهمیه تشکر میکند .
اذان را گفته اند میهمانان روزه دار ما با خرما و نان و پنیر و سبزی و آش افطار می کنند و موقع خداحافظی تشکر میکنند که همچنان ایستاده ایم !!!
مشروح گزارش را در ایسنا بخوانید :
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-802117&Lang=P
و به نقل از ایلنا :
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=353594&code1=15

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 15 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (4)




تا روزی دیگر

امروز خیلی سرحال نیستم . لذت میزبانی دوستان دوران مدرسه ( از دبستان تاکنون و با گرایش های فکری و سیاسی متفاوت و گاه متضاد ) را دل درد شدید پایان شب می خواست محو و نابود کند اما با مقاومت من فقط آن را تقلیل داد .
دل درد شدید دیشب مرا یاد بی توفیقی انداخت که بعضی ها را در ماه رمضان متاثر می کند داشت غصه ام می گرفت که یاد مهربانی های او مقدمه ای شد برای آرامش در دل شب ( شرمناک از این که در راحتی و بی دردی کمتر یاد او می کنم )
امروز خیلی سرحال نبودم دیدن یک دوست که خبری تکان دهنده از دوست دیگری برایم داشت مزید بر علت شد . به دلیل روزه داری مجمل گفت و مرا در حیرت گذاشت و رفت و من یاد آن مور سپید افتادم در دل سیاهی شب ! چه کسی می تواند در این وانفسا ایمانش را حفظ کند ؟ هم او قهرمان من است .
امروز کمی بی حوصله ام و به دقایقی فکر می کنم که جلوی چشمم به سرعت می گذرد و می شود نشانه ای از عدم . امروزم را دوست ندارم و از خود ناراضی ام چه کسی گفته بعضی ها فقط باید امید بدهند و نشاط ؟این سرچشمه کجاست ؟ تشنه ام .
امروز بعد از ظهر در جبهه مشارکت میزبان جمعی از دوستان هستیم که می خواهند " نقش احزاب در توسعه مشارکت سیاسی زنان " را از زبان حجاریان بشنوند. دست به دامان اینترنت شدم تا مقدمه ای که باید بگویم کامل کنم . نتیجه ای نگرفتم : یکی دو پایان نامه و مقاله که رایگان در اختیار گذاشته نمی شد و یکی دو خبر که مربوط بود به گفته های خودم و برنامه های مشارکت !!! فکر می کردم این بحث ها فقط در دولت تعطیل است ، این ملت هم که درگیر گرانی اند و البته دنبال نامه های تاریخی افشاگرانه که در این دوره واقعاً غنیمت است . حالا که علت بی حوصلگی ام معلوم شد ، یک نفس عمیق می کشم و آماده می شوم برای ادامه مبارزه : مشارکت سیاسی زنان مقدر است چه بخواهند چه نخواهند چه بگذارند چه نگذارند . وما از حق خود نمی گذریم . بعد از ظهر امروز در این مورد هم اندیشی خواهیم کرد . تا روزی دیگر

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 12 مهرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (9)