تدابیر زنان

فراموش کردم برنامه فردا را یادآوری کنم
جمعی از زنان فعال در حوزه زنان به منظور محکوم کردن جنایات ضد بشری در لبنان و فلسطین فردا ساعت 11 صبح مقابل دفتر سازمان ملل در تهران ، گرد خواهند آمد

http://www.irwomen.com/news.php?id=2269

به امید استقرار صلح جهانی

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 9 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




چه باید کرد

تصاویری که این روزها از آثار نکبت بار جنگ در فلسطین اشغالی و لبنان محکوم به ویرانی می بینیم آنچنان روح و روانمان را می آزرد و نفرت را در تمام وجودمان می پراکند که قلم و زبان از آن قاصر است اما در پس این احساسات برانگیخته همیشه سوال مقدر چه باید کرد وجود دارد . ما هم از هم می پرسیم براستی صرفاً با محکوم کردن این جنایات آلام مادران فرزند از دست داده و کودکان آسیب دیده از جنگ التیام خواهد یافت؟ آیا فریاد ما پشت دیوارهای بلند سازمان ملل به حمایت از مردم مظلوم لبنان و فلسطین در دل های سخت زیاده طلبان اثری خواهد داشت و دعایمان برای استقرار صلح جهانی کافی است ؟ دوستی می گفت باید به دنبال زنی گشت تا سمبل صلح برای سرزمین ویران لبنان باشد و حورا فرزند امام موسی صدر را پیشنهاد می کرد . پیشنهاد خوبی است . حورا صدر که تمام کمالات پدر و استواری مادر را میراث دار است برای این منظور کاملاً مناسب است . و با روحیه ای که در او سراغ داریم این اطمینان هست که پذیرای نظرات اجماعی در این زمینه باشد . شما چه فکر می کنید
این هم لینک های مربوط به پست قبلی که عزیزانی آن را خواسته بودند :
http://www.zanan.co.ir/sarkhan/000596.html

http://www.irwomen.com/news.php?id=1702

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 9 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (1)




برای لنبان داغدیده

وقتی دیر می کردم مادرم با دلواپسی و با چشمهای نگران می گفت :کجا بودی؟دیر کردی؟وقتی سرما می خوردم جوری دستور مراقبت میداد که انگار چه مریضی گرفتم.می گفتم بابا چیزی نیست خوب میشم ..وهر بار در جواب اعتراض من که زیادی حساسیت به خرج می دهد میگفت مادر نشدی که از دل مادر خبر داشته باشی.حالا مادر شدم و همه را می فهمم...و می فهمم چه می کشند مادران لبنانی که بچه های کوچکشان را خونین و مالین از زیر آوار در آوردندنا مگر خداوند به آنها صبر دهد.تاریخ جنایت اسرائیل را در قانا هرگز از یاد نخواهد برد......

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 9 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




گناه فمینیست های اسلامی

در گذشته های دور و نه چندان دور که تلفن نبود و رسانه نبود و اینترنت نبود ولی درد دل های خواهرانه وجود داشت ، بهترین محل برای آن ، مجالس خانگی بود که چه در سوگ و چه در سرور برگزار می شد و اوقات فراغت زنان در آن سپری می شد . این درد دل ها رودررو بود و البته با چاشنی غیبت و گاه دو به هم زنی های بنیان برافکن اجتناب ناپذیر !
تلفن که اختراع شد و پایش به ایران مهد فرهنگ و تمدن بازگشت ، درد دل ها از طریق کابلهای مخابراتی به خوبی مجال واگویی یافتند و تاثیرات آن هم با عمومی شدن این ابزار نوظهور روزبه روز بیشتر شد .اما رسانه های جمعی که به طور طبیعی مخاطبین عام داشتند کمتر فضایی برای درددل در اختیار می گذاشتند و تاکنون آنچه دیده ایم ، بیشتر جنبه افشاگری و روشنگری و گاه روکم کنی داشته است .
اخیراً به مدد توسعه تکنولوژی و فناوری اطلاعات ، شاهد آنیم که از اینترنت هم برای منظور فوق الذکر استفاده می شود . هرچند هنوز میزان دسترسی به آن در کشورماناندک است . بویژه برای زنان که حداقل در خانه بایت در نوبت بمانند تا آقا و آقازاده ها کارشان با کامپیوتر تمام شود .
این مقدمه را گفتم که هم اهمیت اینترنت را به عنوان وسیله ای ارزان ، آسان و سریع برای اطلاع رسانیو آگاهی بخشی و ارتباط را متذکر شوم ( البته نه در کشور عزیزمان که الحمدالله در صدور مغزها وهم زمان جلوگیری از مهاجرت مغزها ید طولایی دارد ! )و هم اعلام کنم که درد دل خواهرانه ای را در یکی از سایت های زنان خواندم که بیان کننده آن خواهر عزیزش را تنها بهانه ای قرار داده بود برای ابراز همه گلایه هایش از شرایط موجود . پس از پرس و جو های بیشتر متوجه شدم که خواهر مورد خطاب هم نه تنها خود شنونده خوبی بوده بلکه قصد دارد دیگران را هم با انتشار نامه وارده در این شنوایی شریک کند . چرا که به خوبی ملتفت شده که روی سخن صاحب قلم طیفی از جامعه نسوان ایران موسوم به فمینیست های اسلامی هستند که بالفطره ونیز اکتساباً مجرم به جرایم زیرند :
1- مسلمانند وبه اسلام راستین خود افتخار میکنند ( والبته خود از بسیار مسلمانی ها گله دارند )
2- ضمن تاکید به برابری انسان ها و ضرورت اکرام انسان ها ، مادری را به عنوان زیباترین جلوه حیات ارج می نهند
3- 3-اعتقاد و التزام به بهره مندی از همه فضا ها و قابلیت های موجود در کشور ودر میان جامعه زنان برای رسیدن به وضعیت بهتر و مطلوب دارند و در نتیجه لابی با مراجع ، سیاستگزاران ، برنامه ریزان ، قانون گذاران و ... را دنبال می کنند و حتی معتقد به ورود به لایه های قدرت برای تاثیرگذاری به نفع زنان هستند .
4- صبر و حوصله وپایداری و استمرار برای رسیدن به هدف را ضروری میدانند
5- بومی سازی تجارب غربی و به طور کلی تجارب بشری را برای تاثیرگذاری بیشتر اجتناب ناپذیر می دانند
6- به مکانیسم هایی که به دلیل ناکارآمدی و گاه منجر شدن به نتیجه معکوس و
عواقب نا خوشایند تن در نمی دهند
7- اهل تن دادن به مجادلاتی که به ضرر پیشرفت حرکت های اصلاحی زنان است نمی دهند و ترجیح می دهند در فضایی بی تنش از تمام ظرفیت های ایجاد شده توسط گروه های مختلف زنان بویژه آنان که بی ادعا در اقصی نقاط کشوربرای احقاق حقوق زنان قدم بر می دارند و تریبون و ابزار اطلاع رسانی هم ندارند و توسط شبکه های گسترده بین المللی هم حمایت نمی شوند ، استفاده کنند
8- ...
وبه این ترتیب میدان را در اختیار همه آنانی که حرفی برای گفتن دارند ، خالی کرده است . قطعاً آنچه به رشته تحریر آمد همه گفتنی ها نبود عجالتاً خواستیم به جرایم سنگین خود اعتراف کنیم باشد که اندکی از بار گناهمان کاسته شود !

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 8 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (7)




زنان در فضای دیجیتال

بچه های پرشین فیمیل ( پرتال زنان ایران ) روزهای سخت و پرکاری را پشت سر گذاشتند تا امروز یک شنبه هشتم مرداد یعنی روز موعود که قرار است این پرتال معرفی شود .
شاید تا امروز تصوراز یک پرتال بیشتر درحیطه اقتصادی معنا می یافت اما دیگر اختلاط شدید مفاهیم و موضوعات اجتماعی این انحصار را در هم شکسته است . و هر بنگاه اقتصادی بدون توجه به مسائل اجتماعی با رویکرد توسعه پایدار امکان موفقیت نخواهد داشت ودر حال حاضر دو موضوع " زنان " و" محیط زیست " برای تحقق توسعه پایدار در کلیه برنامه ریزی های بین المللی مورد توجه قرار دارد . واین مهم در اهداف توسعه هزاره نیزبه عنوان دو آرمان از هشت آرمان مطرح شده و مورد توافق سران کشورهای جهان قرار گرفته است .
پرتال زنان ایران در چنین موقعیتی پا به دنیای دیجیتال گذاشته است . طبیعتاً آمال و آرزوهای دیرینه زن ایرانی فضایی را به گستره تاریخ این مرز و بوم میطلبد تا بتواند همه تبعیض ها و تاخیرها را جبران کند اما در نگاهی واقع بینانه آغازی با تامل و تدبیر و استمراری توام با غنا به فرجامی نیکو خواهد رسید وبخش عمده ای از این آرزوها را تحقق خواهد بخشید .
سایت جامعی که قرار است درگاهی برای همه اطلاعات موجود در ارتباط با مسائل زنان باشد نه تنها رسالت اطلاع رسانی وارتباطات در حوزه زنان را به دوش دارد ، بلکه به طور غیر مستقیم در تولید محتوا ی مناسب با شرایط موجود و نیازهای جامعه بویژه جامعه زنان نقش آفرینی خواهد کرد . بدیهی است این کار نیز چون هر حرکت گسترده هدفدار مستلزم مشارکت همه افراد و سازمانها و نهادهای مرتبط است . بهره مندی ازپیشنهادات کارشناسی شده ، تجربه شده و کارآ به تقویت سیستم منجر خواهد شد و نقادی سازنده به مرتفع شدن نواقص مدد خواهد رساند .
http://www.persianfemale.com/

http://www.persianblog.com/news/entry.asp?module=news&id=430

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 8 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




سهمیه بندی حداقل سهم زنان

می گویند سیستم سهمیه بندی خود یک نوع تبعیض است.می گویند اجرای سیستم تبعیض مثبت نتایج مطلوب و قابل توجهی در برنداشته است....بگذارید واژه ها و بازی با کلمات را کنار بگذاریم و از یک سوی دیگر به قضیه نگاه کنیم. به هدف توجه کنیم:ایجاد فرصت برابر برای همه ی اقشار جامعه در بهر ه مندی از امکانات ومشارکت برابردر تصمیم سازی ها.با همین نگاه از حضور جوانان در همه ی عرصه ها حمایت می کنیم سهم آنها را هم به رسمیت می شناسیم.چون اولا بخش قابل توجهی از جمعیت ما را جوانان تشکیل می دهند و ثانیا درک یک جوان از نیاز های قشر جوان ممکن است با نگاه سیاستمداری ورزیده فرسنگها فاصله داشته باشد.بنابر این لازم می دانیم که از نیروی بالقوه این قشر عظیم در تصمیم سازی ها استفاده کنیم تا نتایج هر چه بیشتر به خواست آنها نزدیک باشد.به قشر جوان حق می دهیم به دنیای خود آنگونه که می خواهد نگاه کند و به قول معروف جوانی کردن جوان را به رسمیت می شناسیم.هر چند می دانیم که تجربه ی او قابل قیاس با ورزیدگان نیست .ما حتی مجلس دانش آموزی هم داریم .چرا نمی گوییم که جوان یا نوجوان دانش آموز باید پشت صف با تجربه تر ها بایستد و منتظر باشد؟تجربه از کجا و چکونه به دست می آید؟ حتی اگر ندانیم که چه تعداد جوان و نوجوان مشتاق حضور در عرصه های تصمیم سازی هستند با نگاه تشویق و ترغیب بازهم حضورشان را خیر مقدم می گوییم و از آنها استقبال می کنیم .
وقتی صحبت ازحضور زنان می شود

ادامه مطلب "سهمیه بندی حداقل سهم زنان"

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 5 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (514)




تجربه آفریقای جنوبی

فکر می کنم سال 81 بود که به همراه رئیس مرکز امور مشارکت زنان و یکی دو نفر از دوستان در حوزه های غیردولتی به دعوت کمیسیون برابری جنسیتی آفریقای جنوبی به این کشور سفر کردیم .
این کمیسیون که در کنار سه کمیسیون دیگر بر اجرای قانون اساسی نظارت می کرد ، توسط مجلس انتخاب می شد اما بودجه اش را دولت تامین می کرد ومورد حمایت دادگاه قانون اساسی بود . کمیسیون در طول مدت کوتاه میزبانی اش ( درماه زنان که برنامه های متعدد و متنوعی به این مناسبت در سراسر کشور اجرا می شد ) به خوبی توانست ما را با پیشرفت های صورت گرفته برای ایجاد برابری جنسیتی از جانب دولت ، مجلس و بخش قضائی و نیز نهاد های مدنی این کشور آشنا سازد .
نکته مهم ، هماهنگی و وحدت رویه ای بود که فراتر از تصویب قوانین و دستورالعمل ها میان بخش های مختلف دولت وجود داشت و حمایت قاطعانه ای که از این مصوبات می شد وبویژه ایجاد ضامن اجرایی برای آن که حاصل جریان سازی جنسیتی در بخش های اداری از صدر تا ذیل بود .
مردم این کشور که طعم تلخ تبعیض را با تمام وجود چشیده بودند پس از پیروزی بر رژیم آپارتاید هیچ گونه تبعیضی را به رسمیت نمی شناختند . بنابرین مبارزه با تبعیض جنسیتی دردستور کار احزاب ، دولت و مجلس قرار داشت .
در نتیجه التزام به نظام سهمیه بندی در احزاب و از جمله حزب کنگره بیش از 30% نمایندگان پارلمان زن بودند و البته این نسبت را کافی ندانسته برای رسیدن به تعادل تلاش می کردند . همچنین نزدیک به یک دوم وزرا و حکام ولایات زن بودند که این تناسب در سطح مدیران میانی نیز رعایت می شد .
آن چه برای ما غریب بود ، دفاع قاطعانه مردان اعم از سپید پوست و سیاه پوست از اصل برابری جنسیتی و نظام کوتا (سهمیه بندی) و ناخشنودی آنان از نهادینه نشدن این فرهنگ در جریان عمومی جامعه بود و نگرانی از نحوه جایگزینی برای زنان ورزیده سیاسی کارآمد . که خود به دنبال چاره اندیشی برای این مشکل پیش رو از طریق آموزش و توانمندسازی زنان جوان بودند .
فرق اصلاح طلبان ونواندیشان ایرانی با دوستان آفریقایی که سالهای زیادی را به مبارزه برای کسب آزادی و برخورداری از حقوق اولیه انسانی گذرانده اند این است که به قول خانم وزیر کشور آفریقای جنوبی و رئیس کمیسیون زنان حزب کنگره منتظرند آنچه می خواهند در طبق طلا به آنان پیشکش شود بدون آن که خود برای بدست آوردنش تلاش کنند . این است که حتی اگر به شیوه های مترقی تن در دهند با کوچک ترین مشکلی که در اجرا پیش رویشان قرار می گیرد، عقب نشینی کرده حکم به ناکارآمدی آن می دهند وآن را تجربه ناموفق اعلام میکنند و راه را بر کسانی که به دنبال کسب تجربه برای رسیدن به وضعیت بهتر هستند ، می بندند .
فراموش نکنیم تجارب بشری متعلق به همه انسان هاست ازآن بهره ببریم .


نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 2 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (17)




سهمیه بندی برای زنان

نامش را گذاشته اند تبعیض مثبت و این یک واکنش منفی در بدو امر برای مخاطب ایجاد می کند. زن و مرد هم نمی شناسد. نام دیگرش سهمیه است، که این یکی هم بهتر از دیگری نیست.
چند سال پیش که برای اولین بار با موضوع دادن سهمیه ای به زنان در دفتر سیاسی جبهه مشارکت مواجه شدم، احساس بدی پیدا کردم. نوعی احساس توهین و تحقیر که از جانب خود زنان به آنان روا داشته شده بود. یعنی زنانی که خودشان لیاقت ترقی و پیشرفت را ندارند، با واسطه یک تبصره، یک بخشش، یک ترحم، به مکان بزرگان راه داده شوند. احساسم احساس تحقیر شدگی بود، و واکنشم منفی. راستش را بگویم ربطی هم به نامش نداشت. اگر بهترین نام های دنیا را برایش انتخاب می کردند، باز هم همین احساس را پیدا می کردم. شاید!
اما مدت زیادی نگذشت که تغییر عقیده دادم. باید زن بود تا دریافت که برای پیشرفت در یک جامعه مردسالار، جایی که تاریخ را مردان می نویسند، قوانین را مردان می نویسند و امور جاری به دست مردان اجرا می گردد، راهی برای پیشرفت یک زن وجود ندارد. نه راهی نیست، مگر آنکه خود را با نیرویی بیش از دو برابر توان مردان، به اثبات برساند و تازه باز هم متناسب با استعداد و توان خود نمی تواند پیشرفت کند.
این مرا به یاد نقل قولی می اندازد که می گوید: هدف ما این نیست که بهترین زنان به جای متناسب خود دست یابند. هدف ما این است که معمولی ترین زنان مانند معمولی ترین مردان بتوانند پیشرفت کنند.
مخالفان سهمیه زنان استدلال می کنند که مانع عمده کم تعدادی زنان در مناصب و جایگاه های انتخابی، عدم خودباوری آنان است. و به ریشه های فرهنگی و تاریخی این موضوع اشاره می شود.
کسی منکر عدم خودباوری عمده جمعیت زنان نیست. متاسفانه زنان نه از جانب خود و نه از جانب مردان باور نمی شوند. اما باید دید آیا راه حلی برای رفع این مساله «فرهنگی» پیشنهاد می شود؟ آنچه به عنوان کار فرهنگی درازمدت برای رفع عدم خودباوری زنان و کار روی تک تک زنان جامعه بیان می شود، در واقع تعلیق به محال است. یعنی حفظ وضع موجود. وقتی نمونه های موفق آنقدر کم باشند که به نوادر و نوابغ محدود گردند، جایی برای فکر کردن زن عادی به قدم گذاشتن در این راه باقی نمی ماند. و همچنان عدم خودباوری در جای خود خواهد ماند. اینجاست که سیاست سهمیه بندی مطرح می شود و دقیقا برای اینکه تغییر فرهنگی و تحول فرد فرد زنان «انجام گیرد»، تبعیض مثبت مطرح گردیده است. سهمیه بندی سیاستی است که این چرخه معیوب را می شکند و برای ورود زنان به عرصه سیاست راه را می گشاید.
دومین استدلالی که علیه سهمیه بندی می شود این است که در سالهای اخیر که این روش در بعضی ارکان جبهه مشارکت انجام گرفته و آزمایش شده است، نتیجه مطلوب را به دست نیاورده است.
البته این زمان برای نتیجه گیری حتما کافی نیست به خصوص وقتی در مورد حزبی صحبت می کنیم که در جریان انتخابات اصلی کشور شکست خورده و در وضعیت مخالف دولت قرار گرفته و تعدادی از حامیان خود را نیز از دست داده است. موانع حضور زنان در سیاست و در احزاب بیش از این است که «تنها» با سیاست سهمیه بندی رفع شود. همچنان خانواده، مسوولیت های خانوادگی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ بومی، ترس از امنیت شخصی، فضای مردانه احزاب، و مسائل مهم دیگری در این زمینه نقش دارند و باید برای تک تک آنها فکر و برنامه ریزی کرد. لیکن مهم است که در کنار تمام این برنامه ریزی ها همچنان به سیاست سهمیه بندی پایبند بود تا هیچ دری بر روی زنان بسته نشود و همچنان مسیر برای آنان که نیمی از جمعیت مردم را تشکیل می دهند گشوده باشد.
از تجربه احزاب و کشورهای دیگر تا به حال زیاد سخن گفته شده است. جالب اینجاست که وقتی تجربه کشورهای توسعه یافته بیان می شود، می گویند، مثال هایی بزنید که به ما نزدیک باشد و برای ما قابل اجرا. و وقتی از کشورهای همسایه گفته می شود، می گویند، تجربه هایی را مثال بزنید که جواب داده باشد و در ابتدای راه نباشد. پس چه بهتر که از هر دو مورد مثال آورده شود.
سهمیه بندی در تمام کشورهایی که برابری جنسیتی در آنها در خطر است توصیه شده و در اکثر آنها اجرا می شود. این یعنی در تمام جهان. زنان در تمام جهان (تقریبا) از برابری جنسیتی محرومند. در احزاب انگلستان، در کشورهای دیگر اروپایی، در افغانستان و عراق و پاکستان، از سیستم سهمیه بندی جنسیتی استفاده می شود.
جالب اینجاست که در بعضی کشورهای اسکاندیناوی، این سیستم به این شکل عمل می کند که جلوی بیشتر شدن تعداد هر کدام از جنسیت ها-زن یا مرد- را که بیش از نیمی از جمعیت کاری شوند می گیرد.
پس نباید گفت که نظام سهمیه بندی برای زنان، برای مردان تبعیض آمیز است. اگر این سیستم تا مدت مناسب آن برقرار باشد نتایج مثبت مورد نظر خود را به بار خواهد آورد.

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 31 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (6)




هدیه ای برای هیچ کس

روز زن سال 1385 هم چون سال های پیشین سپری شد .
گفتیم شاید لااقل به این مناسبت دستگاههای دولتی گزارش قابل قبولی از فعالیت های خود برای حفظ تحکیم خانواده که ماموریت اصلی دفاتر امور زنان فعلی است ، بدهند و یک آمار قابل قبول که تایید کننده اثر بخش بودن فعالیت هایشان باشد . شما چیزی شنیدید ؟ خبری از مجلس ومصوباتش برای زنان دارید؟ از قوه قضائیه چه خبر؟ ظاهراً جلسه ای هم که قرار بود با بعضی نمایندگان سازمان های غیردولتی مدافع حقوق زنان گذاشته شود ، لغو شد .
اما شنیده ها از برخی هدایای اساسی به مناسبت این ایام فرخنده :
- از کارشناسان قدیمی مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری و وزارت کشور ولابد سایر دفاتر امور زنان ، خواسته شد که پس از سال ها کسب تجربه اینک که صاحب نظر شده اند بروند کشکشان را جای دیگری بسابند
- کارمندان زن 118 خانه نشین می شوند
- مشاغل زنانه مورد حمایت قرار می گیرند
- مدیریت زنان جز آن معدودی که وضعیت فعلی را برای زنان کاملا مطلوب دانسته هر گونه پیشرفت و تحول را در راستای اهداف استکبار جهانی می دانند ، متوقف
آخرین خبر مسرت بخش در این زمینه : مدیر کل دفتر منحل شده اشتغال زنان وزارت کار که هنوز مسئولیت دفتر " حمایت و هدایت کارآفرینان و اشتغال فارغ التحصیلان و ...(زنان) را به عهده داشت ، در همین ایام مبارکه تودیع شد تا یک برادر محترم جایگزین شود
- برای داوطلبان دختر رشته پزشکی ( و به تدریج سایر رشته ها ) سقف گذاشته می شود تا تعادل جنسیتی برقرار شود
- انتشارات حوزه زنان تعطیل است
- فیلم های مربوط به مسائل زنان مجوز نمی گیرند یا به سختی می گیرند ( بعد از تهدید به تحصن و سیگار فروشی !)
- صدای زنان شنیده نمی شود
- مشکلات زنان دیده نمی شود
- همه مشکلات زنان با فراموش کردن خود ،خوب همسر داری ، خوب بچه داری ، خوب خانه داری و گوش نکردن به حرف های صد من یک غاز این فمینیست های مزدور زن ستیز حل است
- سوال اول و آخر : " زن " کیست؟ واصلاً چرا هست ؟


نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 31 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (2)




آن دست های زبر ، دل های نرم ، گام های استوار

وقتی با من دست داد نتوانستم زبری پوستش را ندیده بگیرم
او مدیر عامل شرکت تعاونی زنان ابریشم کش "بایگ" تربت حیدریه بود .
به دعوت دکتر ریاضی ، زن قدرتمند شورای شهر تربت ، پزشک ، استاد دانشگاه و کارآفرین وصاحب کسب و کاربه همراه تعدادی از زنان کارآفرین عضو انجمن زنان مدیر کارآفرین به این شهر سفر کردیم تا علاوه بر دیدار و آشنایی با کارآفرینان آن شهر در کارگاه توانمندسازی
زنان کارآفرین شرکت کنیم . میزبان ما از ساعت 3 صبحگاه برای استقبال از ما حرکت کرده بود و آنگاه که ما خسته از خواب ناآرام شامگاه در ایستگاه مشهد از قطار پیاده شدیم دیدار زنی بلند قامت با لبخندی بر لب به ناگاه خستگی را از تنمان زدود وسرخوش با او همراه شدیم . استقرار در مهمانسرای شهرداری و پس از آن حرکت به سوی بایگ که صنعت یگانه اش ابریشم کشی است و هر خانواده ای یک کارگاه ابریشم کشی در خانه به پا کرده تا امورات خود را بگذراند . گفتند دراین شهر هنوز رابطه سلطه وجود دارد و ارباب ها از خدمات زنان برای افزایش سود و سرمایه خود بهره می برند . وقتی وارد دفتر تعاونی زنان ابریشم کش بایگ شدیم مدیر عامل آن به استقبال آمد و زبری پوستش تعجب مرا برانگیخت و پس از بازدید از چند کارگاه بهداشتی و غیر بهداشتی ابریشم کشی تازه متوجه علت آن شدم .ابریشم های نازک ازمیان پیله هایی که درمیان آب جوشان شفیره هایشان از بین میرفت ، با سرعت دستانی ملتهب وآسیب دیده از حرارت و رطوبت دائم کشیده می شد تا دیگر مراحل کاربر روی آن انجام شود وبه شهرهای دیگر فرستاده شود برای تولید نخ ابریشم .
دخترکان از همان خردسالی این مهارت را می آموختند تا کمک خرج خانواده باشند و این صنعتی که با بی تدبیری مسئولان به سوی افول می رود اگر سودی داشته باشد همچنان متعلق به صاحبان سرمایه است و شرکت تعاونی که پیش از این برای توانمند سازی زنان کارگر این رشته تاسیس شده هنوز به دنبال وام و اعتبار وآموزش و حمایت های دولتی است . دخترک می نالد : مگر شعار عدالت و فقرزدایی نمی دهند ، اگر دستمان را بگیرند تا بایستیم آنگاه خود دست دیگران را خواهیم گرفت و دیگر محتاج نخواهیم بود . مسئولین استانی پاسخی ندارند سر تکان می دهند به علامت تایید . کارآفرینان تجارب خود را ارائه می کنند . من اما رهنمود می دهم لابد طبق عادت با این تفاوت که از واژه باید استفاده نمی کنم : می شود جلب حمایت سرمایه داران خیر داخل و خارج را نمود . دولت را به وظایفش یادآور شد . برای اعضاء تعاونی فرهنگ سازی کرد که از اندوخته هایشان - هرچند ناچیز – برای سرمایه گذاری و آموزش هزینه کنند و...
عصر همان روز درپایان کارگاه مدیر همان تعاونی ، متاثر از آن چه شنیده و آن چه دیده (فیلم خانم فلاحی گاودار صنعتی کرجی) اعلام می کند که روحیه دوباره ای گرفته و می خواهد راههای تازه ای را برای رسیدن به موفقیت طی کند .لبخند بر لبهای ما نقش می بندد . به هدف نزدیک شدیم ...
داستان کسب و کار دکتر ریاضی اما از نوع دیگری است . کارگاه زعفرا ن پژوهی دارد . برای کنترل کیفیت محصولاتش که عمدتاً صادر می شود . تمیز، زیبا ، با استاندارد بالا . می گوید شوهرم مسئول بازاریابی است به کار او دخالت نمی کنم و بیش از 60% سهام شرکت را به نام او کرده ام بقیه را هم اخیراً به نام فرزندانم کرده ام تا انگیزه بیشتری برای کار داشته باشند .
می گوید نیازی به سود شرکت ندارم ، درآمد ثابت دارم . مدیریت زمانش شگفت انگیز است . در جستجوی راههای تازه است و ایده های نو . نگران ظلم به زنان است و دغدغه های فرهنگی – اجتماعی دارد و البته سیاسی .
تنها زن عضو شورا رئیس نیست اما ریاست می کند .موجب افتخار زنان شهر و استان است ومورد احترام مسئولین استانی . ریاضی به وطنش عشق می ورزد و اعتلای ایران آرزوی یگانه اوست .

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 28 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (186)