آهی و افسوسی برای از دست رفتگان

گاهی دلم برای رفته ها خیلی تنگ می شود برای خودشان اعتقاداتشان و مسلک و مرامشان : برای خمینی شریعتی مطهری بهشتی . برای آنان که انسانیت زن را بر جنسیتش ارجح می دانستند بی مجامله بی تعارف بی شوخی .
مجله پیام زن را ورق می زدم که چشمم خورد به نقل قولی از شهید بهشتی در مورد زن با این عنوان : زن ، زنده ، سازنده و رزمنده . شما هم بخوانید بد نیست :
نگاه شهید بهشتی به زن و نقش و جایگاه او در جامعه و خانواده بسیار آموزنده و جذاب بود . او می گفت : زن در اسلام زنده ، سازنده و رزمنده است .به شرط آن که لباس رزمش لباس عفت باشد . شکل شرکتش در مبارزات و مجاهدات منافی با حفظ عفت ، پاکدامنی و اصالتش نباشد .
در مورد پوشش زنان معتقد بود که بانوان به سبب فطرت پاکی که دارند ، اگر ضرورت وبرکات پوشش صحیح برایشان به خوبی روشن شود ، خود به اختیار و داوطلبانه بدان روی خواهند آورد و احتیاج به تحمیل و به کارگیری زور نیست . افزون بر اینکه تحمیل در این موارد اثر معکوس دارد . وی باور داشت که در پوشش باید جذابیت و تنوع و شادابی رعایت گردد . وی می گفت : ما بر اساس بینش اسلامی برای زن کرامت خاصی قائل هستیم . ما معتقدیم پوشش خواهران ما پوششی باشد که با کرامت آن ها سازگارتر است . وقتی قرار است در جامعه رابطه مرد و زن یک رابطه کار ، فعالیت ، همکاری ، خلاقیت و سازندگی باشد ، باید از هر نوع شائبه دیگر پاک و منفرد بماند و با آن پوششی که در اسلام برای زن تعیین شده ، این رابطه به طور طبیعی می تواند پاک تر و منزه تر بماند منتها اگر کسی عمل نکرد ، ما چه خواهیم کرد ؟ باید بگویم که روش من در زندگی چنین بوده است که با کلیه اشخاص از هر گروه به بحث اقناعی پرداخته ام .
دختر آن شهید می گوید : هرگز در برخوردشان با من امر به داشتن حجاب و رعایت موازین شرعی نمی کردند ، زیرا اعتقاد داشتند اجبار موجب دوری جوانان از اسلام می گردد وباید با شیوه مطالعه ، بررسی و تفکر در مسائل ، انتخاب را به عهده خود نوجوان گذاشت .
در سال 1349 پس از بازگشت از آلمان در مورد حجاب از ایشان سوال شد درجواب می گوید :بنده فکر می کنم جواب این سوال را عملا در طول این پنج سال زندگی آن جا داده ام ، چون بالاخره من و همسر و دخترم که آنجا می رویم باید عملمان اسلامی باشد . اگر عمل غیراسلامی است ، پس چگونه من می توانم در آن جا مبلغ اسلام باشم ؟همسر من و دخترم با روسری و مانتو و جوراب بیرون می روند و به نظر من این حجاب اسلامی است . هم حجاب با چادر ، حجاب اسلامی است و هم حجاب با روسری . ما ضد چادر نیستیم اما پوشاندن مو و گردن و پوشیدن مانتویی که خیلی تنگ و چسبان نباشد هم حجاب اسلامی است . البته لازم نیست خیلی گشاد و امل مآب باشد . مانتویی معمولی و عادی و جوراب هایی که پا از زیر آن نمایان نباشد ، به اضافه آن که سعی شود صورت بدون آرایش باشد ...

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 6 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (1)




آسیب شناسی یک رخداد اجتماعی

دیروزبه دعوت واحد پژوهش معا ونت سیما به اتفاق خانم دکتر راکعی در یکی از مجموعه جلسا ت دوره ای با موضوع کلی" بررسی مسائل زنان " وبطور خا ص نحوه " طرح مطا لبات زنان" وخلاصه کلام " تجمع اعتراضی زنان" در مید ان هفت تیرشرکت کردیم. دوستان نظر ما را در ارتبا ط با تجمع وشیوه طرح مطا لبات برگزارکنند گان تجمع جویا شدند وما هم گفتیم این روش را در حال حاضر تایید نمی کنیم ( برگزاری تجمع بدون اخذ مجوز برای طرح مطالبات ) اما نمی توانیم تکذیب هم بکنیم چون ظاهرا گوش مسئولین برای شنیدن ندای اعتراض زنان چندان شنوا نیست .
متولیان امورزنان در قوه مجریه که زن را جز در کسوت همسری ومادری به رسمیت نمی شناسند ومنتظر اوامر بزرگ ترهایشان هستند تا چشم بگویند . نمایندگان مجلس هم آن قدردرگیرواژه های عفاف و حجاب ومسائل معیشتی حوزه های انتخابیه خود هستند که وقتی برای شنیدن این مطالبات ندارند ، قوه قضائیه هم امید و نوید میدهد ولی حرکت کند تحقیقاتی که باید منجر به تغییرواصلاح قانون شود هیچگونه تناسبی با شتاب تحولات جامعه ندارد . رسانه ملی هم که بحمدالله راه خود می رود و همان دو مدل" زن سنتی" مطیع گوش به فرمان و" زن مدرن" پرخاشجو و پرمدعا و غیر منطقی را معرفی میکند و دست آخر همه را ( بخوانید زنان را ) باز هم دعوت به سازش می کند تا مبادا خانه سنتی از درون موریانه خورده از پای بست ویران به دلیل وجود قرن ها حاکمیت سلطه براساس مناسبات نابرابر و تبعیض و مطالبات یکسویه ، آسیبی ببیند . خانه ای که مرد به آن تعلقی ندارد و اگر دارد کسی تکلیفش را به او یادآور نمی شود . و زن می ماند تا سپر بلای جگرگوشگانش باشد در زیر آوار این خانه ویران .
و گفتیم که در این شرایط لابد تنها راهی که بنظر این دسته از زنان رسیده حضور در میان مردم و ایجاد ارتباط چهره به چهره برای اعلام خواسته هایشان و انعکاس آن در رسانه ها و رسیدن صدایشان به گوش دیگران بوده است . بنابراین نمی توانیم تکذیبشان کنیم . پس برخورد خشن و تهاجمی
با آنان را محکوم می کنیم که متاسفانه توسط پلیس زن که اتفاقا فلسفه وجودیش حفظ امنیت هم جنسانشان است ، روی داد . و دستگیری و بازداشت آن ها و بدتر از همه توجیه مامورین نیروی انتظامی و اتهاماتی که در بدو امر بر آنان وارد کردند . هر چند می دانیم معمولا عده ای آماده
اند تا از این نوع جریانات و فضاها نهایت سوء استفاده را بکنند و متاسفانه همیشه این سوءاستفاده ها که در نتیجه اختلاط عده ای با اغراض باطل در جمع طرفداران اصلاح که نیت خیر دارند رخ می دهد ، موجب به انحراف افتادن جریانات اصیل داخل نظام بوده است .
جلسه قرار بود یک ساعته باشد ولی بیش ازدو ساعت به طول انجامید و سوالات بسیاری بی جواب ماند . براستی چگونه می توان یک واقعه و رخداد اجتماعی را بدون پرداختن به تاریخچه و ریشه آن طی دو ساعت در یک بعد از ظهر داغ تابستانی در ساختمان شیشه ای سیما ، آسیب شناسی کرد ؟
به برگزار کنندگان پیشنهاد کردیم جلسات را با حضور بانیان برگزاری تجمع ، دعوت کنندگان ، شرکت کنندگان ، دستگیر شدگان و صاحب نظران مسائل زنان با نگرش های مختلف ادامه دهند و از طرح دیدگاه ها در رسانه ملی که تک صدایی است وباید چند صدایی باشد ، نهراسند .
حواشی جالب این نشست هم بماند برای بعد...

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 5 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (7)




مدرسه ی مختلط یا تک جنسیتی

هفته ی پیش یک گزارش دیدم از تبعیض جنسیتی که معلمها در مقطع دبستانی بین دختر و پسر قائل میشوند.یک گروه پژوهشی رفتار معلم های مقطع دبستان را در چندین مدرسه در چند ایالت مختلف آمریکا بررسی کرده بودند .نتایج نشان میداد که دانش آموزان دختر هم از نظر میزان زمانی توجه معلم و هم کیفیت توجه مورد تبعیض واقع میشوند و در نتیجه ی این تبعیض ،دختران که در سطح بهتری از نظر درسی در دبستان نسبت به پسران هستند در زمان ورود به دوره ی راهنمایی با افت شدید درسی روبرو می شوند.گروه پژوهشی اینطور تعبیر میکرد که دختران در طول دوره ی دبستان انگار می آموزند که "آنچه دختران می گویند کم اهمیت تر است از آنچه پسران می گویند"این گروه بر همین اساس در مدارس کلاسهای آموزشی کوتاه مدت برگزار می کردند که معلمها را نسبت به تبعیض جنسیتی حساس و آگاه کنند.در پایان گزارش صحبتهای یک پژوهشگر آموزشی که از اساتید دانشگاهی در کالیفرنیا(اسم دانشگاه یادم نیست...)بود جالب بود:گزارشگر راه حل را پرسید و او گفت:"نظر من به عنوان یک متخصص این است که دختران به مدارس دخترانه بروند و این بهترین گزینه است"
اضافات:قبل از دیدن گزارش استاد از بچه ها درباره ی مدرسه هاشون پرسید.غیر از من و 3 نفر دیگه بقیه مدرسه های مختلط رفته بودند.پسر ها دوست داشتند می گفتند سر به سر دختر ها گذاشتن خیلی با حال بوده!!!!

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 5 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




روزهای من

تصمیم دارم رویکرد نگارشی خود را به این وبلاگ عوض کنم. تصمیم دارم بیشتر از روزهای خود بگویم. روزهایی که بر من به عنوان یک زن در این اجتماع می گذرد. نگاه های نابرابری که من به عنوان یک زن و نه یک انسان می شود. راههایی که جلویم بسته می شود. توانی که از من گرفته می شود. به عنوان روزهای یک زن، که تازه همه دردسرها و آزارهایی که مختص زنان است را ندیده و نچشیده است.
***************
فردا امتحان دارم. استادم یک زن است. این ترم چهار نفر از استادانم زن بودند، ولی تنها همین یکی است که زن بودن را حقیر نمی شمارد.
جالب است. ده سال پیش صحبت از زنان، حقوق زنان، نظریه های زنان ... هیچ جایگاهی در درسهای رشته ای مثل علوم سیاسی نداشت. در آن زمان یادم هست که فقط یک بار یکی از استادانمان در کلاس گفت که زن در اندیشه ایرانی جایگاهی ندارد. و زن حیوانی است انسان نما.
آن روزها گاهی از زن بودن شرمنده می شدی.
این روزها اما فضا تغییر کرده. تقریبا در همه کلاسها -در کلاس هایی که استادشان مرد هستند- از نظریات فمینیستی صحبت می شود. در اغلب کتاب های جدید، بحث های فمینیستی جایی در میان بحث های کلاسیک دارند. بیشتر از نصف دانشجویان را در کلاسها زنان و دختران تشکیل می دهند.
با این وجود، استادان زن، هنوز زن بودن را تحقیر می کنند. دانشجویان دختر را نادیده می گیرند، و زن بودن را با آشپزی کردن یکی می گیرند.
و وقتی چنین صحبت هایی می شود، دختران و زنان می خندند، و آنهایی که اعتراض می کنند، پسران کلاس هستند.

اما این یکی متفاوت است.

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 3 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (3)




شجاعت زنانه


این روزها شجاعت زنانه دارد بیش از پیش خود را نشان می دهد ، بعضی از مصادیق آن قابل دید تر است و البته بخشی از آن را هم باید به دید آورد . زنان از طرح مطالبات زنانه نه تنها شرمگین نیستند بلکه مشارکت مردان را هم در این زمینه جلب کرده اند و با صدای بلند آنچه سال ها از آنان دریغ شده طلب می کنند .
هنرمندان زن بی محابا ظلمی که بر زن می رود تصویر می کنند و می سرایند و در برابر بالاترین مقامات رسمی کشور از دغدغه های خود می گویند .
زنان سیاسی بی هراس از فاش گویی به دفاع از حق می پردازند .
یادداشت امروز را نوشتم برای دست مریزاد گفتن به همه زنان حق طلب و شجاع ایرانی در تمام عرصه ها . نه فقط زنانی که استوار پشت سر مردان موفقشان ایستاده اند ، بلکه آنان که مردانشان را نیز به صحنه مبارزه می کشانند برای مبارزه برای احقاق حقوق زنان و بلکه برای حقوق بشر:
برای ژیلا بنی یعقوب ، تهمینه میلانی ، اعظم طالقانی و... زن ایرانی که دیگرنمی خواهد و نمی تواند آینده خود را در پستو جستجو کندَ

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 2 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (0)




آتش بس

بالاخره فیلم آتش بس را دیدم جالب بود و با دیگر فیلم های خانم میلانی از این جهت تفاوت داشت که علاوه بر طرح درد به درمان هم پرداخته بود . همراهی تماشاگران با طرفین مخاصمه نشانگر واقعی بودن سوژه فیلم بود ورضایت موجود در چهره آنان در پایان فیلم بیانگر نیاز به آرامش به همدلی ومودت که پس از آتش بس پدید می آید .
این که می گویند پایان فیلم های ایرانی به شکل تصنعی همیشه شیرین است ظاهرافیلم سازان و کارگردانان خوب ما را تحت تاثیر قرار داده بود که طی این سال ها بیشتر تلخ می ساختند و سیاه هر چند که آن هم جلوه هایی از واقعیت های همین اجتماع بود . اما آیا واقعاً برای تماشاگرعام که در پایان یک هفته کار پراسترس همراه خانواده یا دوستان پا به سالن سینما می گذارد چه باید کرد ؟ می توان همه مشکلات جامعه و گاه مصائب بشریت را بر سر او هوار کرد و به خانه اش فرستاد یا این که باید او را قدم به قدم با موضوع فیلم همراه کرد و حتی به چاره اندیشی وادار نمود ؟
(البته منکر فیلم های خاص برای مخاطبان خاص نیستم )
به خانم میلانی زنگ زدم وبابت فیلم خوب و پر مخاطبش تشکر کردم و نیز از جسارتش برای ابراز نظر در هر موقعیتی که مناسب می بیند . او هم برای شرکت در جلسه نقد فیلمش اعلام آمادگی کرد . به این ترتیب نقد فیلم آتش بس هم اضافه شد به بقیه برنامه های ما در هفته زن ...

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 31 خردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (10)




روز زن نزدیک است

روز زن نزدیک است . روز 25 تیرماه ولادت دخت والای رسول اکرم (ص)
حتماً شورای عالی تبلیغات کمیته ای را برای ساماندهی هفته زن و برنامه های آن تشکیل داده است . حتماً مسئول این کمیته رئیس مرکز امور زنان و خانواده است و لابد نمایندگان دستگاههای اجرایی که باید طبق فرمایش رئیس این مرکز با اعتباراتی که در اختیارشان است به زنان سرپرست خانوار برسند ، در این کمیته عضو هستند .
همیشه گفته ام این مناسبت ها برای ما غنیمت است چون گوشها بهتر می شنوند و توجه ها را بهتر می توان جلب کرد . غنیمت است چون اطلاعات قطره چکانی از عملکردهای واقعی دولت به دست می آید.
روز زن که به طور ناگهانی زنان سرور و تاج سر می شوند ، می توان پرسید که چرا در چشم قانون گذار یک انسان کامل نیستند؟
روز زن که زنان عزیز و محترمند ، می توان پرسید که برای بهبود وضعیتشان چه اقداماتی شده است ؟
روز زن که زنان شریف و مهم اند و مسائلشان قابل توجه و گفتگو باید پرسید دولت چه گام هایی برای احقاق حقوق ایشان و رفع تبعیض و خشونت علیه آنان برداشته است؟
در این روز غیر دولتی ها هم باید بیلان کار خود را بدهند تا معلوم شود کار واقعی را که کرده است . تا بتوان حساب اموال عمومی وبیت المال را بهتر نگاه داشت . تا بتوان بهتر نظارت کرد والبته نقد. اگر قرار نیست نمایندگان مردم این وظیفه را انجام دهند ، بگذار خود مردم نظارت کنند و باز خواست...

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 27 خردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (29)




چه می خواستیم چه شد!!!!

چه سخت . چه اندوه بار . چقدر فجیع . این ها که کتک می خورند که هستند . این ها که سخت می زنند که هستند؟ برای چه میزنند؟ سوال پشت سوال میتواند برای هرکسی که بیننده عکس های سایت کسوف است مطرح شود:http://www.kosoof.com/ شما هم دیدید . غصه خوردید؟ آه از نهادتان برآمد؟ اشتباه نشود این دستبندها بر دست های نحیف زنانی جا خوش کرده که به ظلم و تبعیض علیه زنان مخالفت می کنند.با قتل های ناموسی ، با چند زنی با بی اعتنایی به خواست های مشروع زنان ،وبا همه بی عدالتی هایی که می بینند و می شنوند.راستی اگر این زنان که بی رحمانه میزنند می دانستند خواهرانشان برای احقاق حقوق همه زنان ایرانی حتی زنان پلیس به میدان آمده اند باز هم اینگونه خشونت به خرج می دادند؟ کاش به جای این برخوردهای خشن کمی به یکدیگر گوش می دادیم.

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 23 خردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (22)




خواهرم نزن

خبر را که شنیدید؟
دیروز در همان بعد از ظهر داغ آخر بهار زنان و دختران جوانی که قلبشان از قرن ها ظلم و تبعیض مالامال از درد بود ، در یک فضای سبز کوچک جنب میدان 7 تیر تهران گرد آمدند تا با حضوری آرام مطالباتشان را اعلام کنند .
قرار بود هیچ شعاری داده نشود و تنها هدف از تجمع و خواسته ها به صورت مکتوب به نمایش درآید .اما از همان آغاز این موجودات شریف که اتفاقا عده کثیری از آنان به مقام شامخ همسری و مادری نائل آمده بودند !!! توسط نیروهایی که باید حافظ جان و مال و امنیت آنان باشند با باتوم مورد نوازش جانانه ای قرار گرفتند و تعداد زیادی هم دستگیر شدند . شاید تا اینجای کار امر غریبی حادث نشده باشد . اما درد جانکاه و سوزنده ای که از دیروز بر دل و جانمان نشسته ، مقابله ناآگاهانه زنان در برابر زنان است .
بسیار گفته بودیم که خشونت علیه زنان باید کنترل شود . گفته بودیم علاوه بر نوشتن قانون ضمانت اجرایی لازم است . نیز گفته بودیم نیروی انتظامی باید به فکر امنیت جانی زنان در خانه و در اجتماع باشد و گفته بودیم یکی از راه های مقابله با خشونت استفاده از پلیس زن است که دارای ویژگی های زنانه است : نرم است و مهربان است وضد خشونت است و عاطفه دارد و برای همین نمی تواند قاضی شود !!!
وقتی صف درصف فارغ التحصیلان زن دانشکده پلیس را با لباس فرم می دیدیم لذت می بردیم از این که راهها برای ورود زنان به همه عرصه ها باز شده است . وقتی عملیات موفقیت آمیز آنان را برای حفظ امنیت عمومی می دیدیم از ته دل شاد می شدیم که توانمندی زنان درعرصه ای دیگر اثبات شده است . اما هرگز باورمان نمی شد روزی زنان سبز پوشی که پشت چهره های جدی و مصمم قلب های مهربانی دارند و آمده اند تا حافظ حقوق شهروندی باشند ، باتوم های سخت را بر تن خواهران خود بکوبند آن هم قبل از شنیدن صدای آنان و خواسته شان که نه غیر مشروع است و نه غیر منطقی !
از دیروز غم سنگینی روح و روانم را احاطه کرده است . نمی دانم با پروژه زنان علیه زنان که چندی است آغاز شده، عاقبت این حرکت حق طلبانه به کجا خواهد انجامید؟متولیان دولتی که توجیه کننده وضع موجود خواهند ماند ، نمایند گان مجلس هم که دغدغه حقوق زنان ندارند . قوه قضائیه هم ظاهرا منتظر سایر قواست .
به هر حال باید چاره اندیشی کرد .نه فقط زنان بلکه همه مدعیان حقوق شهروندی و حقوق بشر

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 23 خردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (8)




باز تولید فرهنگ جاهلی

بنویسیم ؟ ننویسیم ؟ بگوییم ؟ نگوییم؟ چه باید کرد؟ زنان از ما می پرسند . ما می گوییم : خاموشی یعنی مرگ ، چون از آن رضایت را استنباط می کنند .
تا هستیم از حقوق خود می گوییم . زبانمان را ببندند : می نویسیم . قلممان را بشکنند : با نگاهمان سخن می گوییم و با حضورمان بودنمان را به رخ می کشیم .
چشم ها را نمی توانند به روی واقعیت ها ببندند . واقعیت ها را نمی توانند بپوشانند.
امروز زن ایرانی تنها موجودی مظلوم و محروم و محجور نیست . آگاه است ، تواناست ، در همه عرصه ها خوش می درخشد ومطالباتش را می شناسد وبر زبان می آورد .
بهتر است این مطالبات شنیده شود . بهتر است واقعیت ها انکار نشود ، صورت مسئله پاک نشود ، حقوق زنان به رسمیت شناخته شود واحقاق شود .
دخترانمان را انکار نکنیم ، راه رشد را بر آنان نبندیم ، زنده به گور می شدند ، خانه را گور جسم و روحشان نکنیم . بگذاریم ببالند . جای دیگران را تنگ نخواهند کرد . جای خودشان را می خواهند و سهم خودشان را از زندگی . چه کسی می تواند مانع دستیابی آنان به حق مسلمشان باشد ؟ََ

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 22 خردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات شما (501)