این خانه امن نیست
جلسه سازمانهای غیر دولتی زنان بود با معاون توسعه قضایی. خیلی از دوستان آشنا که در نشست های مختلف و برنامه های حمایت از حقوق زنان، پای ثابت هستند، گرد آمده بودند. دعوت کننده هم رییس کمیسیون حمایت از زنان و کودکان قوه قضاییه بود. در وهله اول می شد رضایتی توام با تعجب را در چهره تک تک حاضرین دید. در این فضای پر از تردید و سوءتفاهم نسبت به سازمان های غیر دولتی که تئوری توطئه برای مسوولین ایجاد کرده است، به رسمیت شناختن سازمان های مدافع حقوق زنان آن هم از جانب قوه قضاییه، غنیمت بزرگی است، چه رسد به اینکه معاون مربوطه اندر محاسن تعامل این قوه با نهادهای مدنی و وظایف متقابل این دو برای رسیدن به توسعه قضایی و از ضرورت مشارکت این نهادها از طراحی و برنامه ریزی تا اجرا و نظارت بگوید. هر چند آقای معاون گفتنی ها را گفت و رفت و نماند تا چیزی بشنود اما باز هم جای ناامیدی نبود. بالاخره مسوولین همیشه گرفتارند و همین که مثل برق میایند و روشنی می دهند و می روند، خود نعمتی است!! خداوند سلامتشان دارد! به هر حال بعضی از ناامیدی شان و تردیدهایشان گفتند و از اینکه عدم هماهنگی سه قوه نهایتا به ضرر زنان است و این گونه اقدامات آب در هاون کوفتن است و ...
بعضی دیگر هم می گفتند زنان باید از هر فرصتی بهره لازم را ببرند و هر سلامی را پاسخ گویند تا بالاخره مشکلات حل شود.
در بخش بعدی (بعد از سخنرانی و پرسش و پاسخ) دو کمیسیون همزمان برای ارائه نتایج طرح های پژوهشی انجام یافته پیرامون خشونت علیه زنان و روابط زوجین در خانواده و بررسی آنها تشکیل شد و بحث ها عمدتا حقوقی بود و شرکت کننندگان ضمن آن که دیدگاه ها و نظرات خود را در ارتباط با تعاریف و مفاهیم مطرح می کردند نقش خود را در زمینه سازی و فرهنگ سازی لازم برای تدوین و نیز اجرای قوانین مربوطه مورد تامل قرار می دادند.
در مسیر بازگشت به کندی حرکت اصلاحی زنان فکر می کردم و سختی کار کردن در حیطه مسائل زنان. ایجاد خانه امن برای زنان خشونت دیده و یا در معرض خشونت موضوعی بود که نزدیک یک سال دفتر امور بانوان وزارت کشور روی آن کار کرد و نتایج بررسی ها و مطالعات انجام شده را به شورای اجتماعی کشور ارائه کرد. این شورا سازمان بهزیستی را موظف به ایجاد حداقل شش خانه امن در شش منظقه از کشور نمود و حتی آیین نامه اجرایی آن هم تنظیم شد. شما از سرنوشت این طرح اطلاعی دارید؟
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 8 آذرماه 1384
لينك مطلب
توضیح
با سلام خدمت دوستان عزیز وبلاگ انتخاب زنان
راستش ما داریم تغییراتی از نظر شکلی و همچنین محتوایی در این سایت ایجاد می کنیم. ولی تا تکمیل این تغییرات یک مقداری وقت لازم داریم. خلاصه اینکه اصلاحات در جریانه! برای فرستادن ای میل به نویسندگان وبلاگ فعلا می توانید از این آدرس استفاده کنید:
delaram@gmail.com
از تحمل و حوصله شما پیشاپیش متشکریم
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 5 آذرماه 1384
لينك مطلب
ملت ایران باید تاوان سخنان نسنجیده جنتی را بدهند
سخنان احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در مورد اینکه کسانی که غیر مسلمان هستند حیوان هستند به قدری تاسف بار بود که جز این چیز دیگری نمی توان گفت ...
ادامه مطلب
"ملت ایران باید تاوان سخنان نسنجیده جنتی را بدهند"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 آذرماه 1384
لينك مطلب
خانم سلطانخواه اول کانون خانه خود را گرم کنید
از قدیم گفتند "رطب خورده منع رطب نتوان کرد "این ضرب و المثل قدیم حکایت نسرین سلطانخواه رئیس مرکز امور خانواده امروز و مرکز مشارکت زنان دیروز می باشد .
طرح کاهش ساعت کار زنان رادر حالی مرکز امور خانوده( با محوریت خانواده) دنبال می کند که خانواده های بسیاری از عدم حضور مادران خانواده در رنج هستند و صمیمت و محبت در این خانواده ها در حال از بین رفتن است پس دولت ارزش مدار برای گرم کردن کانون خانواده ها که به سردی گرائیده است تصمیم گرفته است به زور قانون زنان را به خانه روانه کند .
ادامه مطلب
"خانم سلطانخواه اول کانون خانه خود را گرم کنید"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 آذرماه 1384
لينك مطلب
در آستانه روز جهانی نفی خشونت علیه زنان
نویسنده: ش.خویی
در حالی که این روزها زنان دنیا خود را آماده بزرگداشت روز جهانی نفی خشونت علیه زنان در 25 نوامبر می کنند، در ایران در حوزه دولتی زنان تقریبا سکوت مطلق حکمفرما بوده و از حوزه غیر دولتی نیز هنوز خبرهایی به بیرن درز نکرده است. سالهای گذشته چند تا از سازمانهای غیر دولتی زنان به صورت خودجوش اقدام به تاسیس دبیرخانه موقت نفی خشونت علیه زنان کرده، برنامه هایی را در سطح ملی به اجرا در می آوردند. عنوان این برنامه هم با توجه به فاصله میان 25 نوامبر (روز جهانی نفی خشونت علیه زنان) و 10 دسامبر (روز جهانی حقوق بشر) «از نفی خشونت تا حقوق بشر» نامگذاری شده بود. از سوی دیگر در روزهای اخیر شاهد افاضاتی دیگر از یکی از نماینده های زن مجلس هفتم بودیم که با اشاره به پروژه مشترک مرکز امور مشارکت زنان با وزارت کشور در خصوص «بررسی علل و عوامل و اشکال خشونت خانگی علیه زنان در 28 استان کشور» مراتب تاسف شدید خود را از اینکه میلیونها تومان از بیت المال صرف شده است تا به جهانیان ثابت کنند که در ایران خشونت علیه زنان وجود دارد»، اظهار کرده بود!!! این اظهارات آدمی را یاد جمله ای از معلم انقلاب -دکتر شریعتی- می اندازد که یکی از آثار خود را تقدیم کرده است به «کسانی که خود کاری نمی کنند و از اینکه دیگری کاری کند آزرده خاطر می شوند» و متاسف می شود از اینکه یک زن در مقام نماینده مجلس منکر هر گونه خشونت علیه زنان می شود که البته این دیدگاه و نظر را به تمام نمایندگان زن مجلس هفتم باید تعمیم داد. زنانی که به واقع فراکسیونی علیه زنان تشکیل داده اند و نه تنها دردی از دردهای زنان را درمان نمی کنند بلکه نمک بر زخم آنها هم می پاشند، طوری که انسان در زن بودن این خانمها هم شک می کند! اخیرا هم که موضوع حضور زنان و غیر مجتهدان در مجلس خبرگان پیشنهاد شده بود با خودم فکر می کردم که بر فرض اگر چند تا از این عفتها، عشرتها، و رفعتها وارد مجلس خبرگان هم بشوند، آیا واقعا حضورشان کمکی به بهبود وضعیت زنان خواهد کرد یا خود مانع بزرگی در راه احقاق حقوق زنان خواهد بود؟ شاید درست به همین دلیل است که خانم دباغ وادار به بیان این مطلب می شود که «به جای آنکه به فکر حضور زنان در مجلس خبرگان باشید، به فکر زنانی باشید که هر روز قربانی خشونت و کتک می شوند.» (نقل به مضمون)
براستی با این اوضاع و احوال آیا امیدی به اجرای مفاد قانون برنامه چهارم توسعه کشور می ماند، به ویژه بند (ج) ماده 111 آن قانون که دولت را موظف کرده است تا اقدامات لازم، از جمله تهیه برنامه های پیگیرانه و تمهیدات قانونی و حقوقی به منظور رفع خشونت علیه زنان را به انجام رساند و یا خود زنان باید آستین همت بالا بزنند و دست به کار شوند و دست در دست هم سدها را یکی پس از دیگری از سر راه بردارند. به نظر می رسد که این تنهاترین و عاقلانه ترین راه است که پیمودن آن جز با همدلی و اتحاد و وفاق تک تک زنان ایرانی میسر نخواهد بود.
نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 3 آذرماه 1384
لينك مطلب
سرنوشت اولین مدیر زن
دیشب خانم اعظم نوری با من تماس گرفت. معلوم بودکه آن وقت شب تنها قصد حال و احوال کردن ندارد. از بی تفاوتی افکار عمومی و نمایندگان آن که خبرنگاران محترم هستند، نسبت به تغییرات فراگیر وغریب و بی سابقه مدیران گله می کرد و می گفت که هفته گذشته بی مقدمه با ایشان (که پس از معاونت حقوقی وزارت ارشاد،پست مشاور حقوقی وزیر کشور را دارد )تماس گرفته اند و گفته اند: از امروز حکم شما و آقایان....لغو می باشد وجالب تر اینکه از ایشان خواسته اند که مراتب را به اطلاع بقیه مشاورین معزول نیز برساند. به او گفتم با روندی که دولت جدید پیش گرفته همه امور محیر العقول قابل پیش بینی است والبته ماندن دوستان در پستهای پیشین هم چندان خوشایند به نظر نمیرسد. در جواب گفت:حق با شماست اما من از این تکلیف شرعی در حیرتم که روزی دختر جوان بی تجر به ای را علیرغم میل خودش مدیر میکند وروز دیگر زن کامل با تجربه ای را که نظام برای دستیابی او به مهارت و تخصص و تجربه سرمایه گذاری کرده است ، خانه نشین میکند.
هر چند تعداد مدیران زن در جمهوری اسلامی بسیار اندک و نا چیز بود ولی همین ها نیز یکی پس از دیگری عزل شدند و البته جز در حوزه های زنان جایگزین آنان عمدتاً مردان بودند. شاید روزی جدول این تغییرات را برای اطلاع خوانندگان عزیز بیاوریم.
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 2 آذرماه 1384
لينك مطلب
کدام اسلام، کدام کشورها؟!
نویسنده: ش.خویی
مشاور رییس جمهور در امور زنان و رییس جدید مرکز امور زنان و خانواده در اولین مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خود اعلام کرده است: «یکی از راههای احقاق حقوق زنان ایرانی آن است که طرحی در خصوص حقوق زنان کشورهای اسلامی برگرفته از تعالیم دینی تدوین و تنظیم کنیم که مورد توجه و توافق تمام کشورهای عضو کنفرانس اسلامی باشد.» که این موضوع توسط برخی خبرگزاری ها به صورت «تشکیل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان میان کشورهای اسلامی» مخابره شد.
اینکه اصولا آیا می توان یک کنوانسیون را تشکیل داد یا نحوه تصویب و الحاق به آن چگونه است؟، بحثی است که پرداختن به آن مجال دیگری را می طلبد، اما آنچه محل بحث است و حکایت از ناآگاهی نسبت به وضعیت، شرایط و واقعیات حاکم بر جوامع اسلامی و مسلمان نشین و حتی دنیا دارد، طرح موضوع تدوین و تنظیم و تصویب کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان میان کشورهای اسلامی است. توجه به این نکته در این میان ضروری است: از یک سو کشورهای اسلامی قرائت واحدی از اسلام به ویژه جایگاه و نقش زن در آن ندارند و تفاوت دیدگاهها و برداشتها به حدی است که به جرأت می توان گفت به تعداد کشورهای اسلامی برداشت از اسلام وجود دارد و از سوی دیگر از 180 کشور (بیش از 90 درصد کشورهای جهان) که تا مارچ 2005 به کنوانسیون فوق الذکر پیوسته اند، 50 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و صرفا 6 کشور عمان، قطر، برونئی، سودان، سومالی و ایران هنوز موضع خود را در این رابطه اعلام نکرده اند. آیا منظور ارائه کنندگان طرح آن است که ایران با 5 کشور دیگر که هنوز عضو کنوانسیون نیستند، کنوانسیون اسلامی زنان را به تصویب خواهد رسانید؟ در این صورت آیا می توان بر آن سند -با طرفین محدود- عنوان کنوانسیون اطلاق کرد؟ و یا فرضا پیش نویس سند آماده خود را -که همان منشور حقوق و مسوولیتهای زنان است- به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ارائه خواهند داد و از آنان خواهند خواست تا از عضویت کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان انصراف داده و از آن خارج شوند و به ج.ا.ا بپیوندند؟!
اگر قرار بود کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در خصوص موضوع زن و جایگاه و حقوق او موضع و رویه واحدی در پیش گیرند، طرح تشکیل سازمان بین المللی زنان مسلمان (وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نزدیک به 3 دهه در آنجا خاک نمی خورد و به یک نتیجه عملی رسیده بود. توجه به این واقعیات است که موفقیت طرح پیشنهادی امثال رییس جدید مرکز امور زنان و خانواده را با مانع مواجه می کند و خبر از خوش خیالی و شاید بی خبری آنان دارد. براستی وقتی در داخل کشور هنوز اجماعی بر روی یک سند واحد به عنوان منشور یا دکترین و یا ... زنان وجود ندارد، چگونه می توان انتظار داشت که دنیا بر روی سندی که توسط بخش کوچکی از جامعه زنان ایران تهیه شده است نظر مثبت داشته باشد؟ آیا وقت آن نرسیده است که به جای این پیشنهادات غیر عملی، راههای دیگری را برای احقاق حقوق زنان ایرانی تجربه کنند و بیش از این فرصتهای نداشته زنان ایران را بر باد ندهند؟
نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 30 آبانماه 1384
لينك مطلب
باز هم عسلویه
این بار یک راست رفتیم سراغ بخشداری با این که از قبل هماهنگی نشده بود وقتی هدفمان را که کمک به توسعه اجتماعی منطقه بود مطرح کردیم ، خیلی خوب همکاری کردند و ملاقات ها یکی پس از دیگری هماهنگ شد . اول دیدار با شهردار " نخل تقی" که دومین شهر منطقه است و جمعیتی حدود 9000 نفر دارد و اهالی آن عمدتاً از اهل تسنن هستند . آقای شهردار اطلاعات خیلی خوبی به ما داد و گفت که مردم اگر اطمینان پیدا کنند که کاری به نفعشان است همکاری می کنند . می گفت برای تشویق جوانان به ادامه تحصیل جایزه در نظر گرفته و امسال 4 تن از 5 نفری که وارد دانشگاه شده اند دختر بوده اند ! وقتی سری به دبیرستان "ام کلثوم" زدیم دختران این مدرسه با شوق و ذوق در این مورد حرف می زدند . بعد از ملاقات با رئیس ادارۀ کار، دریافتیم که در صد نا چیزی از بومیان در منطقه ویژه به کار مشغولند و این علیرغم آموزشهای فنی است که برای بومیان گذاشته می شود . ملاقات با شوراها برای این بود که سخن مردم را از زبان منتخبین آنها بشنویم . شکوه ها و گلایه ها از کمبود امکانات رفاهی ، ورزشی ، فرهنگی ، بهداشتی و آموزشی که مطرح شد از اقدامات انجام شده پرسیدیم . کارهایی شده بود ولی نه در حدی که به توسعه منطقه بیانجامد . وقتی رئیس شورای شهر از دغدغه هایش در ارتباط با عدم امنیت اجتماعی و در نتیجه زندانی شدن زنان و دختران در خانه می گفت یاد کامنتی افتادم که یکی از دوستان درپی درج مطلب " عسلویه محلی برای زندگی " گذاشته بود . گفتیم :آمده ایم تا دست زنان شما را بگیریم و برای رشدشان برنامه داریم . گفتند قدمتان بر چشم دستتان را می بوسیم و آماده خدمتیم . محرومیت در کنار توسعه اقتصادی چقدر زشت و کریه است . انجمن زنان کارآفرین قصد توانمند سازی زنان بومی منطقه را دارد که بیش از دیگران از محرومیت رنج می برند .
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 30 آبانماه 1384
لينك مطلب
جهد بی حاصل !
روز چهارشنبه همان ساعات اول همه ی بلیطهای کنسرت استاد شجریان رزرو شدند. عصر سری به نشر کارنامه زدم گفتند از روز یکشنبه فروش بلیط آغاز میشود.جمعه برای اطمینان از گوشهایم یکبار دیگر از فروشنده روز فروش بلیط را پرسیدم گفت همان یکشنبه است و به هر نفر هم حداکثر دو بلیط فروخته می شود. چهار نفری که باید در صف می ایستادند انتخاب شدند .صبح یکشنبه حوالی ساعت شش و نیم صبح رفتیم که زنبیل بگذاریم...صفی بسته شده بودبه طول چند صد مترو به عرض دو تا سه نفر! بعضیها با پتوو تجهیزات نمی دانم از کی شاید از چهار پنج صبح آمده بودند در صف !اگر هم می ایستادیم بعید بود به ما بلیطی برسد.منصرف شدیم .هرکدام به سی خودمان رفتیم .حوالی ده و نیم دوباره از آنجا گذشتم .صف طولانی تر شده بود .
ادامه مطلب
"جهد بی حاصل !"
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 29 آبانماه 1384
لينك مطلب
زنان به آساني گول مي خورند؟
بعضي تصور مي كنند زنان موجودات ضعيف و ناآگاهي هستند كه به سادگي مي توان آنها را فريفت!
پس اين بعضي ها براي اين كه بتوانند زنان را بفريبند تلاش مي كنند زنان ضعيف بمانند و با هر گونه توانمندسازي آنان مخالفت دارند. بنابراين اگر مخالفتشان با اصول انساني و اسلامي در تناقض باشد، به دنبال بهانه ها و دستاويزهايي مي گردند. مثلا مي گويند: زنان موجودات لطيفي هستند، مانند گل، سرشار از احساسند، ظريفند و توان ناملايمات را ندارند، هر كاري با روحيه لطيفشان سازگار نيست، خيلي از كارها دون شان آنهاست و... به اين ترتيب حوزه هاي كاري زنان محدود و محدودتر مي شود.
همچنين اين بعضي ها از آگاهي بخشي به زنان هم ناخرسندند. تحصيل و سوادآموزي براي دو نسل قبل از ما امر مكروهي بود چرا كه آنرا منشا فساد و فحشا مي دانستند. امروزه كسي جرات مقابله مستقيم با تعليم و تعلم زنان را ندارد. بنابراين بهانه مي آورند كه:
هر رشته اي مناسب روحيه ظريف و لطيف دختران نيست. رشته هاي خشن، سخت، و پردردسر كه هيچ آينده شغلي را هم براي دختران تضمين نمي كند، به درد آنها نمي خورد و يا اينكه: دختران باسواد همسر كم سواد نمي گزينند و بي شوهر مي مانند! واويلا! و گاهي هم پسران را به ميدان مي آورند: دختران زياده خوان زياده ستان جاي ما را تنگ مي كنند! و ....
خب معلوم است اگر زنان آگاه شوند گول نمي خورند و يا حداقل به سادگي گول نمي خورند. پس نبايد آگاه شوند. امروز كار به جايي رسيده كه اين بعضي ها رسما تصميم دارند اقدامات فريب آميز خود را با داعيه دفاع از زنان مظلوم به جامعه زنان تحميل كنند. نمونه بارز آن طرح كاهش ساعت كار زنان: ظاهر قضيه كمك به زنان، حقيقت امر تسريع خانه نشيني زنان.
مي توان پذيرفت تنها با لفاظي و واژه پردازي زنان فريب بخورند؟