زن-صلح-امنیت
1- کمیسیون زنان جبهه مشارکت در صدد است به منظور بررسی تاثیر جنگ تحمیلی بر زنان و نیز نقش آنان و رابطه شان با صلح و امنیت سمیناری برگزار کند. یکی از موضوعات که در این سمینار مورد توجه قرار خواهد گرفت، خاطرات زنان است و به تعبیر دیگر نگاه زنانه به جنگ. هر کدام ما وقتی به گذشته بر می گردیم کمابیش خاطراتی از 8 سال دفاع مقدس را بیاد می آوریم و این در حالی است که کمتر ارتباط و درگیری مستقیم با جنگ داشته ایم بنابراین مراجعه به زنانی که مستقیما با این پدیده شوم مرتبط شده اند ما را در جریان حقایق بیشتری قرار خواهد داد. باید دید کدام سازمان و ارگانی مسوولیت این کار ارزشمند را به عهده گرفته است و در این زمینه چقدر موفق بوده است.
ادامه مطلب
"زن-صلح-امنیت"
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 6 مهرماه 1384
لينك مطلب
تولیت امور زنان در کنار مسولیت شورای شهر
زماني كه زنان آبادگر مجلس هفتم خواستند بر عدم انتخاب خودشان توسط احمدينژاد پرده بگذارند در توجيه عملكرد احمدي نژاد گفتند كه چنين پيشنهادي به زنان مجلس هفتم شد اما چون كار وزارت زمان نميشناسد ما قبول نكرديم.
اما انتخاب نسرين سلطان خواه اقدامي در خور تعجب بود وي به عنوان تنها زن در هيأت رئيسه شوراي شهر حضور دارد و مسئولیت اجتماعي وي با وجود حضور در شورای شهر بسيار سنگین است...
ادامه مطلب
"تولیت امور زنان در کنار مسولیت شورای شهر"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 مهرماه 1384
لينك مطلب
آقای شهردار توجه!
خیلی از ایام انتخابات نهم فاصله نگرفته ایم و بالطبع شعارهای مطرح شده توسط کاندیداهای ریاست جمهوری هنوز به دست فراموشی سپرده نشده است. آقای قالیباف که توجه به زنان و مسائل آنان را کمی پیش از استعفا از فرماندهی نیروی انتظامی آغاز کرده بود در مقام نامزد ریاست جمهوری از اعتقادش به توانمندی زنان و حق طبیعی آنان برای حضور در عرصه های تصمیم گیری و مدیریت بسیار سخن گفت و امروز که دست سرنوشت مقامی دیگر برای او تقدیر کرده فرصت خوبی است که او بتواند شعارهایش را در سطحی پایین تر عملی کند. همه می دانند که عنایت به نقش زنان در مدیریت شهری از دوره شهرداری آقای کرباسچی آغاز شد که توجه ناظرین بین المللی را نیز به خود جلب کرد. هر چند سالها زهرا صدر اعظم نوری به عنوان تنها شهردار زن مطرح بود اما همین مساله زمینه را در استانها برای انتخاب شهرداران زن توسط شوراهای شهر فراهم نمود بنابراین عزل او توسط شهردار پیشین شگفتی آفرین بود خصوصا برای اهالی منطقه 7 تهران که از حاصل مدیریت زنانه در ساختار سخت و مردانه شهرداری که مهم ترین آن مشارکت مردم در طرح ها و نیز ترویج نگاه اجتماعی در ساماندهی مسائل شهری بود، بهره مند شده بودند. و اینک روی سخن ما با شهردار جدید است. این گوی و این میدان. سالهای گذشته غنیمتی بود برای تربیت مدیران زن، حالا زمان بهره برداری است. باید دید چه می کنید.
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 2 مهرماه 1384
لينك مطلب
فراکسیونی به نام زنان
خبر: فراکسیون زنان مجلس هفتم تشکیل شد
یکی از نمایندگان زن: از جلسات فراکسیون خبری ندارم.
خبر: طرح تسهیل ازدواج جوانان (با محوریت تعیین سقف مهریه) در دستور کار کمیسیون اجتماعی قرار گرفت.
یکی از نمایندگان زن: این طرح مبنای کارشناسی ندارد.
خبر: مهریه دختران بر اساس شغل پدر تعیین می شود.
یکی از نمایندگان زن: این طرح موجب تحقیر و توهین به دختران است.
خبر: خانم مهرانگیز مروتی تنها نماینده اصلاح طلب زن به سازمان ملل می رود.
یکی از نمایندگان زن: اجزاه ورود به جلسات سازمان ملل، خواندن پیام رییس مجلس، و حتی اعتراض به عدم ارائه ویزا را نداشتیم.
خبر: خانم الهام امین زاده عضو هیات همراه رییس جمهور به سازمان ملل است.
یکی از نمایندگان زن: فراکسیون زنان جلسه ای تشکیل نداده است.
سوال زنان: تبعیض علیه زنان آری یا نه؟
خبر: زنان از مشکلات حقوقی رنج می برند.
کنترل و مهار خشونت علیه زنان نیاز به قانون دارد.
بودجه زنان در سال 84 نسبت به سال 83 کاهش داشته است.
به بهانه شایسته سالاری، مدیریت زنان تضعیف می شود.
سازمانهای غیر دولتی زنان تحت فشار قرار می گیرند و ...
سوال زنان: فراکسیون زنان مجلس چه می کند؟ چه کسی از حقوق ما دفاع می کند؟
یکی از نمایندگان زن: فراکسیونی در کار نیست!
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 30 شهریورماه 1384
لينك مطلب
گلدان همسایه را آب می دهیم
می گوید: می بینی وضعیت افغانستان را و موفقیتی که برای زنان افغان ایجاد شده آن هم به پشتوانه قانون؟ 68 کرسی پارلمان برای زنان در اولین پارلمانی که پس از 30 سال شکل می گیرد.
می گویم: می بینم و لذت می برم. افغانستان تکه ای از وجود خود ماست هر چند از ما جدایش کرده اند رشد این کشور خصوصا زنان افغان که سالها تحت ظلم و ستم بوده اند یک آرزوی دیرینه بوده. امیدوارم محقق شود.
می گوید: آخر این اتفاقات بیخ گوش ما در حالی می افتد که مساله زنان در مهد تمدن و فرهنگ می رود که مورد غفلت و بی توجهی قرار بگیرد، کندی حرکت رد به رشد زنان را نمی بینی یا نمی خواهی ببینی؟
می گویم: زنان مانند نیمه دیگرشان (مردان) بالفطره قابلیت رشد دارند حتی در همان بستر طبیعی بدون هیچگونه تبعیض مثبت. مشروط بر اینکه بستر واقعا طبیعی باشد. خوشبختانه در سالهای اخیر زمینه ای برای رشد زنان همسایه مهیا شد و خود ما یعنی هنرمندان، متخصصین، و فعالین حقوق زنانمان در این زمینه نقش داشتیم. چه آنان که در مقام میزبانی انجام وظیفه کردند و چه آنان که در آن دیار ظلم زده خیمه زدند و آموزش دادند و تربیت کردند. بنابراین جای تعجب نیست که زن افغان کاندیدای ریاست جمهوری می شود، تبلیغ می کند و رقابت می کند و اینک 600 زن کاندیدای نمایندگی پارلمان و شوراهای ولایات.
می گوید: اما زن ایرانی نمی تواند کاندیدای ریاست جمهوری باشد و برای پارلمان هنوز رد صلاحیت های بیش از نیمی از زنان کاندیدا را فراموش نکرده ایم.
می گویم: ما گلدان همسایه را آب داده ایم و همچنان آب می دهیم. امروز برای زنان رشد یافته ایرانی سهیم شدن در توسعه یافتگی همسایگان افتخار بزرگی است.
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 28 شهریورماه 1384
لينك مطلب
زنان افغان و انتخابات پارلمانی
انتخابات پارلماني افغانستان در حالي برگزار ميشود كه بيش از 750 تن از زنان افغاني خواستار حضور در لوسی جرگه شدند هدف ما اين نيست كه بر آورد کنیم از اين افراد در انتخابات چه تعداد پيروز ميشوند بلكه منظور گشودن دريچه اي نو به انتخابات اخير افغانستان است...
ادامه مطلب
"زنان افغان و انتخابات پارلمانی"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 27 شهریورماه 1384
لينك مطلب
حجاب زنان! مساله این است؟؟
اخبار مربوط به حجاب و مقابله با بدحجابی زیاد است. شاید بشود روزی حداقل دو سه خبر ناب در این مورد در خبرگزاری ها و روزنامه ها و سایت های خبری پیدا کرد. از جمله اینکه دانشگاه آزاد تهران در بخشنامه ای به دانشکده هایش « نسبت به بدحجابي و عدم پوشش مناسب دانشجويان هشدار داد». و یا اینکه یکی از راهیافتگان مجلس گفته است: «در خصوص مبارزه با بدحجابي علاوه بر گشتهاي ويژه نيروي انتظامي, پليس 110 و دايره منكراتي اين نيرو نيز مسوول مبارزه با افراد بدحجاب در جامعه هستند».
این خبرها را همینجا داشته باشیم و نگاهی به یک مطلب خواندنی و تامل برانگیز از وبلاگ مریم آریایی بیندازیم. این خبرنگار گفته که چند روزی تغییر پوشش داده است و چادر سرکرده است. و بعد با تیزبینی یک خبرنگار برخوردهای دیگران را با انتخاب های خود، دیده، شنیده، و بازگو کرده است. آریایی گفته: «همه مردا حتي پسرايي كه زير ابروشونو برميدارن از چادر خوششون مياد» ولی در مقابل برخورد زنان طور دیگر است: «ميخواي عروسيكني بهت گفتن چادري بشي؟...ميخواي ارتقاء درجه پيدا كني(شغلي)؟ ... نون به نرخ روز خور! ...شايد هم پيام سوم تير رو درك كردي؟...» هر چند از همه تامل برانگیزتر این است که آریایی تجربه کرده: « تو يه هفتهاي كه چادري بودم بيشتر متلك شنيدم البته اين يه نوع خشونت خيابونيه و فكر كنم اگه يه كار تحقيقي انجام بشه اين فرضيه قابل اثبات باشه كه خانماي چادري بيشتر مورد اين نوع خشونتا قرار ميگيرن».
در ادامه مطلب هم این خبرنگار از تجربه برداشتن چادر می گوید و برخوردهایی که دیده و از همه جالبترش این است: «يه مردي بهم گفت تا وقتي كه تصميم قاطع نگرفتي كاري انجام نده! . جالب بود كه همين آقا هميشه با شلوار كتون و تيشرت بيرون مياد و جديدا كت و شلوار ميپوشه ... به نظر شما اون تصميم قاطع براي تنوع تو پوشش گرفته يا پيام سوم تير رو درك كرده ؟»
در جامعه افراد زیادی هستند که در انتخاب نوع پوشش خود معذبند. اگر چادری باشند و به هر دلیل بخواهند تغییر نوع پوشش بدهند، با واکنش های سرد و عجیب جامعه، به خصوص مردان مواجه می شوند. برای همین شاید تصمیم بگیرند بر خلاف میل باطنی خود همچنان چادری بمانند. از سوی دیگر اگر کسی بخواهد باز هم به هر دلیلی -که کاملا شخصی است- تغییر نوع پوشش دهد و چادر سر کند، با نوعی سرزنش مواجه می شود که انگار واپسگرا شده است. انگار چادر یک پارچه جادویی است که در چشم برهم زدنی تمام ویژگی های صاحبش را تغییر می دهد!
انتخاب لباس و نوع پوشش یک انتخاب شخصی است. این را بیشتر ما در تئوری می دانیم و خیلی از ما تجربه کرده ایم که به عمل درآوردنش مشکل تر از آن است که فکرش را می کنیم. اما این تمام مساله نیست. موضوع آن است که حساس کردن جامعه نسبت به پوشش زنان یک نوع مانع تراشی برای حضور اجتماعی آنان است. زنان در هر انتخابی که برای لباس خود دارند مورد قضاوت و بازخواست قرار می گیرند. هر چه حضور اجتماعی آنان پررنگ تر باشد، حساسیت ها به آنان بیشتر می شود (هنوز ماجرای عکس کت و شلوار خانم ابتکار یادمان نرفته). و این به خودی خود ایجاد نوعی خودداری در زنان می کند. که کمتر بیرون بروند، که کمتر در جمع حاضر شوند، که کمتر خود را در معرض قضاوت دیگران قرار دهند.
هیچ نگاهی توهین آمیزتر از این نیست که انسان را موجودی بدانند برای به انحراف کشاندن جامعه (مردان). و زنان هر روز و هر روز در معرض چنین دیدگاه اهانت باری هستند.
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 24 شهریورماه 1384
لينك مطلب
فاطمه جوادی کیست؟
داشتم وبلاگ دوست عزیزم شراره انصاری (شیندخت) را می خواندم، دیدم در مورد جانشین خانم ابتکار توضیحاتی داده است:
«دوستانی که مرتب به شیندخت سر می زنن. اگر یادشون باشه سال گذشته از تصادف نوه خاله ام «سعید» نوشتم . (سعید در سن بیست سالگی در سانحه تصادف کشته شد.)
فاطمه جوادی همسر پسر خاله ام و مادر مرحوم سعید, زنی با اراده و پرتلاشه. او در سن 16 سالگی با پسر خاله ام ازدواج کرد ولی با پشتکاری که داشت ادامه تحصیل داد و دکترای زمین شناسی گرفت. من با عقاید او همیشه مخالف بودم چون اون از نظر سیاسی در جبهه مخالف من و کاملن «راستی» بود ولی به عنوان یک زن موفق و بااراده اونو قبول داشتم و پیش بینی می کردم بخاطر عقاید سیاسی و صد البته حامی قدرتمندی مثل آیت الله جوادی آملی(عموی فاطمه جوادی) در آینده نزدیک نماینده مجلس بشه ولی هیچ فکر نمی کردم اینقدر زود وارد گود سیاست بشه و پست معاون رئیس جمهوری رو از آن خودش بکنه!
البته حمایت اونا در انتخابات از آقای احمدی نژاد و سفارش به فامیل برای رای دادن به ایشان برای ما عجیب بود که در این زمینه در جبهه مخالف مریدشون آیت الله جوادی آملی قرار گرفتن, ولی گویا بی نتیجه نبوده!»
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 23 شهریورماه 1384
لينك مطلب
و نا گاه فروریخت...

هنگامی که در یازدهم سپتامبر برج های دوقلو در یک چشم به هم زدن به تلی از خاک تبدیل شد ناخودآگاه به یاد جمله معروف مارکس افتادم که گفته بود :
"هر آنچه سخت و استوار است روزی دود می شود و از بین می رود"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 20 شهریورماه 1384
لينك مطلب
عسلویه محلی برای زندگی
رفتیم پیش آقای کرباسیان مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی. من بودم و خانم صابر و خانم مقیمی. دو نفر دیگر کمی زودتر از من رسیده بودند و بلافاصله پس از ورود من به دفتر مدیر عامل، خود او خیلی راحت و صمیمی به استقبالمان آمد و به اتاقش دعوتمان کرد. کلام را که آغاز کرد فهمیدم که خوش صحبتی او ممکن است مانع رسیدن ما به هدف و مقصود باشد بنابراین چند بار مجبور شدم وقار و متانت را کنار گذاشته وسط حرفش بپرم. می خواست همچنان از کامیابی های پروژه ها بگوید و ما می دانستیم. ما هم می خواستیم از دغدغه های خود بگوییم که او می دانست. هر چند دست آخر هر دو وقت کم آوردیم. اما بالاخره دغدغه های مشترک ما (من و صابر و مقیمی) با اولویت کارآفرینی زنان در منطقه و بعد استخدام متخصصین زن و بالاخره مشکلات زنان ساکن در منطقه مشکلات فرهنگی و اجتماعی، مطرح شد. و او نه به خاطر ابهت و جبروت ما بلکه به دلیل شناخت قبلی از خانم صابر در سازمان مدیریت صنعتی و خانم مقیمی در حمل و نقل بین المللی درخواستها و پیشنهادها را به رسمیت شناخت. قرار شد نتیجه مکالمات انجمن جامعه شناسی در اختیار دوستان قرار گیرد و یک سفر دیگر و شروع پروژه های فرهنگی و اجتماعی تا بومیان هم بتوانند هوای سنگین منطقه را استنشاق کنند و زنان و دختران بتوانند به آنجا راه یابند و شاید عسلویه هم محلی شود برای زندگی چرا که کار بدون زندگی ممکن نیست.