آسمان جایی دیگر چه رنگی است

تازگی ها چند موضوع باعث شده زیاد به پاسپورت فکر کنم.
یکی و مهم تر از همه این ممنوع الخروج شدن شادی ( شادی صدر ) است او از مدت ها پیش این مسئله را می دانست و دنبال درست کردنش بود . او سرانجام این گونه اعتراض خودش را نشان داد . با این نامه ای که او نوشته است خیلی حرف ها را گفته است. شادی وکیل قابلی است بنابراین تمام راه های قانونی را رفته است و اگر غیر ازاین بود یعنی همان سکوتی که به آن اشاره است مسئله حل شده بود. هر چند این ممنوع الخروج شدن پیش از این برای آقای مزروعی هم اتفاق افتاده است و سرانجام با پبگیری فراوان او گفته اند تشابه اسمی بوده است. احتمالا به زودی این اتفاق درباره شادی هم می افتد و می گویند؟؟؟؟ راستی چی می گویند . کمتر اسمی مثل شادی صدر پیدا می شود.
اما یکی دیگر از چیزهایی که این روزها باعث می شود به پاسپورت فکر کنم . آن کارگاه یک هفته ای بود که در دبی درباره زنان و خشونت تشکیل شده بود و کلی از برو بچه ها آنجا رفته بودند. نتایج آن هنوز جایی منتشر نشده ، شاید هم شده اما من ندیدم . به هر حال منتظرم .

ادامه مطلب "آسمان جایی دیگر چه رنگی است"

نويسنده: گيسو فغفوري
تاريخ: 8 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





رسالت تاریخی نهادهای مردسالار!

حال که شوهر شادی صدر مانع خروج وی از کشور نشده است به هرحال بایستی یک نهاد مردسالار زن ستیز این رسالت تاریخی را به سرانجام می رساند...

ادامه مطلب "رسالت تاریخی نهادهای مردسالار!"

نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 8 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





ربط ميان زايمان و رياست جمهوري!

نقل مي كنند كه در خبرگان قانون اساسي وقتي موضوع رئيس جمهور شدن زنان مطرح مي شود يكي از آقايان در مخالفت مي گويد:گيريم زني رئيس جمهور شد، باردارشد و موعد زايمانش رسيد، چه كنيم؟كار مملكت را تعطيل كنيم كه خانم به مرخصي زايمان رفته است؟!(نقل به مضمون)
خوب احتمالن جمع زيادي هم با خنده ايشان را تاييد كرده اند!و بعد از پايان گفتمان، آن واژه ي" رجال" را گنجانده اند كه ملت تا سالها در تفسير آن سر كار بروند.
چند روز پيش شنيدم كه رئيس جهمور به دليل كمر درد در منزل بستري است و استراحت مي كند..قبلن هم سابقه داشته كه كسي از مسولان به دليل بيماري ناچار به خانه نشيني موقت شده باشد .البته انشاالله همه ي مسولان هميشه سالم باشند و سايه شان بر سر ما ملت مستدام باشد و هرگز هم دچار بيماري (حتي از آن آنفولانزاهاي اپيد ميكي كه چهار پنج روز آدم را مياندازد) نشوند ولي نمي دانم اين حوادث غير قابل پيش بيني كه منجر به غيبت مسوولي مي شود بيشتر خوفناك است يا مسئله اي مثل زايمان رئيس جمهور احتمالن باردار كه روز و ساعتش قابل پيش بيني است؟؟

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 7 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





صداهایی که شنیده نمی شوند

در عصری زندگی می کنیم که آلودگی صوتی بیش از سایر انواع آلودگی ها موجب فرسایش روح است و در میانه شهر هر صدای گوشخراشی را می شنویم جز زمزمه طبیعت:
همان موسیقی جانفزایی که موجب فرح است و طرب و رقص و سماع: صدای پرندگان، صدای نسیم، صدای جویبار و چنین است که نزدیک ترین صدا به صدای طبیعت یعنی صدای کودکان نیز شنیده نمی شود به دلیل کم حوصلگی، کمبود وقت، کثرت مشغله و یا غفلت و بی توجهی؟

ادامه مطلب "صداهایی که شنیده نمی شوند"

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 7 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





زن بچه دانی نیست

نسرین وزیری
به تازگی کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" اثر اولیانا فالاچی را می خواندم. کتابی که مترجمش (یغما گلرویی) به زیبایی در مقدمه آن با تقدیر از مادرش، زهر تلخ داستان آن را گرفته بود. داستانی که از نگاه زننده و وقیحانه مردان به زنان سخن گفته بود. نگاهی که تحمل پاره ی تن یک زن، یک مادر را از آن می ستاند. زنی که می کوشد فرزندش را با وجود اینکه نامشروع است، به علت تعلق خاطری که نسبت به آن احساس می کند، در بطن خود حفظ کند.

ادامه مطلب "زن بچه دانی نیست"

نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 6 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





رسانه یا ابزار قدرت

«رسانه» همان طور که از نامش پیداست وسیله ای است برای اطلاع رسانی. این که چیز خوبی است.
اما رسانه (بخوانید رسانه ملی) در اختیار همه گروهها و جریانهای فکری که هر کدان طبقه و گروه اجتماعی خاصی را نمایندگی می کنند قرار ندارد و این چیز بدی است.
رسانه باید در خدمت تبلیغ دیدگاهها باشد و البته نقد آن. این هم که چیز خوبی است و آنچه که بد است تخریب است.
اینجا به گروههای اصلاح طلب کار نداریم که حقشان و سهمشان در جامعه اطلاعاتی چیست و چه میزان. به زنان کار داریم که عجالتا نه حق دارند و نه سهم. البته مدتی است که متوجه حق خود شده اند و سهمشان را می طلبند. از همه اینها که بگذریم «وبلاگ» هم می تواند بد باشد اگر به عنوان یک ابزار تخریبی به کار رود و می تواند خوب باشد به عنوان یک ابزار قدرت برای زنان که قدرت برایشان حرام و ممنوع است و ورودشان به حوزه قدرت خلاف اخلاق!
ممکن است عده ای از اطلاع رسانی شفاف بر مبنای «دانستن حق مردم است» به دلایل سیاسی بترسند. ولی راستی این وبلاگ جوان هم با نویسندگان متین و برخی میهمانان که این خانه را برای اقامت دائم پسندیده اند (ولی متاسفانه شرط اصلی را ندارند) ترس دارد؟
از شما چه پنهان اخیرا بعضی از دوستان به ویژه از گروه مذکر در مواجهه با ما دچار خود سانسوری شده اند.

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 5 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





برخورد پلیسی چه توجیهی دارد!

بردن و محکوم کردن زنان بد حجاب و نگهداشتن آنها در یک محل نامناسب به جای آن که مشکلی از مشکلات فرهنگی جامعه را حل کنند به سایر مشکلات نیز دامن می زند چراکه در اثر همجواری دختران معصوم که تنها گناه آنان پوشیدن مانوی چسب و تنگ می باشد با زنانی که جرم های منافی اخلاق و عفت و حتی قتل را مرتکب شده اند چه توجیهی می تواند داشته باشد بخصوص که گاهی این دختران شب را بدور از خانه در محیطی ناامن سپری می کنند ...

ادامه مطلب "برخورد پلیسی چه توجیهی دارد!"

نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





تبلیغات انتخاباتی!!!!

هنوز همه کاندیداها درست و حسابی مشخص نشده اند، ولی تبلیغات انتخاباتی مردمی!!! شروع شده است. به یک نمونه دیوار نوشته واقعا بدون شرح توجه کنید:
برابر قانون: بدحجابی = دو ماه حبس و 74 ضربه شلاق
کدامین دولت مجری قانون خواهد بود؟؟

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 4 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





زنان از ديد مردان (آخر)

در سه قسمت قبل سعي كردم با نقل ديدگاههاي برخي بزرگان، شرقي يا غربي ،مسلمان يا غير مسلمان ،دورنماي كلي از نگاه بشر به نيمه ي پيكر ش ارائه دهم .و در اين نقل هيچ چيز از خودم اضافه نكردم ،حتي عنوان اين مطالب را هم خودم انتخاب نكردم.دوست عزيزي بر من خرده گرفتند كه عنوان تندي انتخاب كرده ام، دوباره اشاره مي كنم كه اين عنوان ،نام كتابي است كه مرحوم پوينده آن را ترجمه كرده اند.و من هم در زير بخش اول به آن اشاره كرده بودم.
دوست ديگري كار من را به "نبش قبر "تشبيه كرده بودند وگفته اند كه اين كار هيچ نفعي به حال ما كه در اين زمان زندگي مي كنيم ندارد.من از اين عزيز سوال ميكنم كه اگر هر باز بيني و كند و كاو و كنكاشي در آراء پيشينيان "نبش قبر "است ،پس ارزش كار تاريخ نگاران در چيست؟ آيا وقتي افتخارات گذشته ي بشري را بازگو
مي كنيم هم همين احساس را داريم؟اگرمايليم دستاوردهاي بشر متمدن را از دل خاك بيرون آوريم وبه كوزه هاي گلين و سكه هاي مسيني كه قرنها در زير خاك مدفون بوده اند ،بنازيم،بايد خاطره ي دختران زنده به گور شده را هم لااقل به قدر آن كوزه ها و سكه ها ارج نهيم ،گرچه تلخ و مايه ي شرمساري بشر متمدن امروز باشد.
با اين همه غرض من از اين نقل ها اين نبوده است .خواستم با ذكر اين گفته ها كه در همه ي فرهنگها بيش و كم ،ديده مي شود ، اين نكته را يادآوري كنم كه گرچه ديدگاههاي تحقير آميزو جنس دومي نسبت به زنان بر زبان دينداران ،سياستمداران يافيلسوفان و ... جاري شده است (و مي شود) ولي به واقع اين نوع تفكر متاثر از دين، سياست يا فلسفه و يا منحصر به شرق يا غرب ، نيست ،بلكه اين فرهنگ مردسالار " نوع بشر" است كه در گذر تاريخ شكل گرفته وبر دين ،سياست و.. .سايه انداخته است و با بازگويي دينداران ،سياست پيشه گان يا فيلسوفان باز توليد شده و روز به روز فربه تر شده است .به بيان ديگر همين فرهنگ غالب است كه به زن اينگونه مي نگرد: ،وقتي به حوزه ي دين پا مي گذارد ،رنگ و بوي ديني مي گيرد و رفته رفته از زبان د ين بازتوليد مي شود و وقتي به دنياي جامعه شناسي قدم مي گذارد نظريه علمي آراسته اي مي شود كه بازاعتبارش را از علم و پژوهشهاي علمي مي گيرد و ...به واقع چندان تفاوتي ميان اين گفته ها نمي بينم كه همه در اصل يكي اند : زن ؛ جنس دوم.و اينگونه است كه تظاهرات متمدنانه در زمان ما هم گاهي در برابر قوت اين فرهنگ رنگ مي بازد،صرف تحصيلات عاليه ،شهر نشيني ،فرنگ رفتن و ... تفكري را كه ميراث گذشتگان ماست، عوض نمي كند و اگربه ارتباط مستقيمي كه در هم ريختن اين فرهنگ با به خطر انداختن منافع نيمي از جامعه ي انساني كه به خدمت رساني كم خرج و ارزان نيمه ي ديگرش خو كرده است توجه داشته باشيم ،مي فهميم كه كساني كه براي رفع تبعيض و نيل به برابري تلاش مي كنند تا چه ميزان با مشكل مواجهند.
رهايي بشر از تبعيضي كه نيمي از پيكرش را فلج و ناكارآمد جلوه ميدهد، همت و تلاشي فراگير را مي طلبد ؛
دين شناسان در حوزه ي دين ،جامعه شناسان در حوزه جامعه شناسي وفيلسوفان ،اقتصاد دانان و .... فراموش نكنيم كه وضعيت كنوني را مرهون تلاش همه ي اينهاييم و بيش از همه آن تاريخ نگاراني كه آنچه بر بشر رفته است بي كم و كاست و بي پيشداوري و با حفظ امانت به ما رسانده اند.
و در آخر :ممنون از همه ي دوستاني كه با بيان نظراتشون به قوت بحث ها كمك كردند.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 4 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب





«مجردها»

نسرین وزیری
"مجردها" عنوان فیلمی است که خیلی از نماشاچیانش معتقدند به یک بار دیدن و محض رفع خستگی و دقایقی لبخند می ارزد. فیلمی که در قالبی طنز کوشیده است بخشی از واقعیات موجود در جامعه را که عبارتست از حضور جدی زنان در فضای جامعه امروز ایران به تصویر بکشد. زنانی که بیش از مردان می کوشند تا سهم خود را از پایگاه و حرمت اجتماعی به دست آورند. همچنانکه بیش از آنها به خود زحمت درس خواندن می دهند و در رقابت با جنس مقابلشان -که براساس نظریه های به اثبات رسیده علمی اغلب بهره هوشی بیشتری دارند- پیروزی بیشتری در طی کردن مدارج علمی در سطح تحصیلات عالی و ورود به مراکز علمی معتبر بین الملل و المپیادها کسب می کنند و در عین حال علی رغم باور آقایان نازک نارنجی هم نیستند و پا به بازار کار حتی در مشاعل سختی چون مکانیک نهده اند و اگر نگاه منصفی به آنها باشد> هیچ چیزی از مردها ندارند و حتی بیش از آنها می درخشند.

ادامه مطلب "«مجردها»"

نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 4 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب