زنان می توانند-3
بالاخره همایش زنان کارآفرین و چالشهای پیش رو نیز که به همت انجمن زنان مدیر کار آفرین طراحی و برنامه ریزی شده و با کمک چند سازمان دولتی و نیز بخش خصوصی حمایت شده بود، برگزار گردید.
ادامه مطلب
"زنان می توانند-3"
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 11 فروردینماه 1384
لينك مطلب
زیر سایه مردان؟
یکی از انتقاداتی که همیشه در مورد زنان مشارکت مطرح بوده این بوده که اینان به مردانشان در حزب وابسته اند و بر اساس نسبت فامیلی شان توانسته اند در حزب وارد شوند، باقی بمانند و یا رشد کنند. وقتی از دور به قضیه نگاه می کنم حق می دهم به کسانی که این تصور را دارند ولی در ضمن می دانم که حقیقت چیز دیگری است. شروع کار این وبلاگ هم به جای اینکه به عنوان یک گام دیگر همراه با زنان ایران برای به دست آوردن حقوق خود قلمداد شود، همراه شد با سوالات و انتقادات فراوان که شما چون با بعضی های دیگر نسبت دارید حرف نزنید بهتر است!!! خب البته این هم یکی از موانع پیش روی ماست که به خاطر نسبت های فامیلی قضاوت شویم. مثل یکی از کامنت گذارانی که نوشته بود به خاطر مادرش که فدایی خلق بوده قضاوت می شود.
وقتی کامنت های اولیه خود را معرفی کنید را دیدیم فکر کردیم که نباید آنها را بی پاسخ بگذاریم چون به هر حال معلوم است که پیش از همه چیز ذهن بعضی از مخاطبان ما به این سوال معطوف می شود. فکر کردیم هر کدام از نویسندگان وبلاگ خودشان را همان طوری که هستند معرفی کنند، ولی بعد به این نتیجه رسیدیم که کسانی که این کامنت ها را گذاشته اند، در واقع سوال نداشته اند و به دنبال جواب هم نیستند. بعد از صحبت های فراوان و بررسی راه های مختلف پاسخگویی به این نتیجه رسیدیم که به قول خانم محتشمی آن طور که آن خوانندگان ما می خواهند هم یک بار خودمان را معرفی کنیم. و چون به خصوص روی صحبت ایشان با خانم محتشمی بود، قرار شد ایشان معرفی نامه خودشان را بنویسند. بعضی از مخاطبان ما به خوبی نکته «زیر سایه مردان» را درک کردند. اینکه دیگران هم زنان را زیر سایه مردان می بینند و اینکه می خواهند این طور ببینندشان.
اینها مرا یاد یک سری خاطرات می اندازد. من از سال 71 با روزنامه سلام همکاری می کردم. سال 72 با یکی از اعضای این روزنامه ازدواج کردم و رشدم به عنوان یک روزنامه نگار تقریبا متوقف شد. دلیلش این بود که در جایی که لیاقت پذیرفتن مسوولیتی را داشتم، از ترس اینکه نگویند فلانی همسرش را برای این کار گذاشته از لیست انجام آن کار حذف می شدم.نهایتا کار من شد ارتباط از راه دور و کار از خانه. روزنامه مشارکت که راه افتاد، حضورم را در آنجا بیشتر کردم و چندین یادداشت از من در آن روزنامه به چاپ رسید. بعد یکی از اقوام به مادرم زنگ زده بود که یادداشتهایی را که به اسم دلارام، شوهرش می نویسد در روزنامه دیده ایم!!
مشکل به همین جا ختم نمی شود. برای عضویت در مشارکت هم باید تلاش می شد که من با عمویم یا پدرم اشتباه نشوم. راستش حتی گاهی به این فکر کرده ام که نامم را عوض کنم تا شاید به عنوان خودم شناخته شوم و به اتهام نسبت داشتن با دیگران نواخته نشوم.
خلاصه اینکه درک می کنم چه می گویید خانم محتشمی پور.
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 11 فروردینماه 1384
لينك مطلب
زنان زیر سایه مردان
به احترام خواننده عزیزی که خواسته بود نویسندگان «انتخاب زنان» خود را معرفی کنند و اصرار داشت این معرفی از فخرالسادات محتشمی پور شروع شود، تصمیم گرفتم صاحب این قلم را آن گونه که احتمالا ایشان می پسندند معرفی کنم. یعنی به جای اینکه از خود بگویم که حمل بر خودستایی شود(!) همسرم، پدرم، برادرم و همه مردانی که یحتمل با اجازه آنها و زیر سایه آنها بزرگ شده ام (و البته هیچکدام تقصیری در ارتباط با آنچه می گویم و می نویسم ندارند) معرفی کنم:
پدر- سید محمود محتشمی پور، شغل آزاد، عضو هیات موتلفه
برادر- سید مصطفی محتشمی پور، شغل آزاد (مهندس راه و ساختمان)
دو برادر دیگر که ممکن بود سایه شان زیادی سنگینی کند، قبل از یک سالگی بدرود حیات گفتند.
همسر- سید مصظفی تاجزاده، مشاور رییس جمهور، عضو حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
فرزند پسر- متاسفانه ندارد!!! در عوض فعلا یک عدد ماه داماد دارد. (شما را به خدا عجالتا بپذیرید)
عمو- سه عدد. در قید حیات نیستند
دایی- سه عدد. همگی دارای شغل آزاد
جد پدری- قبل از تولد مشارالیها عمرش را به شما داده است.
جد مادری- پایان سال 1383 پایان عمر گرانبهایش بوده است.
پسر عمو- سید علی اکبر محتشمی پور، عضو مجمع روحانیون مبارز
پسر خاله- حسین صفارهرندی، احتمالا با روزنامه کیهان شناخته می شود.
پسر دایی- محمد زرندی، شهید همیشه جاوید
از شما چه پنهان وقتی برای گزینش در نهاد ریاست جمهوری مجبور شدم بیوگرافی خاندانم را بنویسم تا مرا بشناسند(!) مثل امروز خسته شدم و آن را نیمه کاره رها کردم.
خداوند سایه همه مردان فامیل و خاندان را بر سر ما مستدام دارد تا این ذره ناچیز را توان بودن باشد.
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 9 فروردینماه 1384
لينك مطلب
سال نو مبارک
این عکس را به اکبر گنجی و عباس عبدی تقدیم می کنم به پاس آزادگی شان:

زنان روستایی در مازندران همپای مردانشان کار می کنند ولی آیا دستمزد آنها با هم برابر است؟

نمونه صادقانه ای از تبلیغ رستوران بین راهی!! (عکس واقعی است)

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 8 فروردینماه 1384
لينك مطلب
فقط شناسنامه هایتان کافی است...!
تاکید من در گفتگو با دکتروطن دوست در باره نقش زنان در جنبش مشروطه بر این نکته استوار بود که چرا با وجود این که زنان همپای مردان در پیدایش وپیروزی انقلاب مشروطه نقش داشتند،اما پس از پیروزی جنبش وتدوین قانون اساسی نقش زنان بسیار کمرنگ شد به گونه ای که تغییر اساسی در وضعیت زنان رخ نداد.
دکتر وطن دوست با پذیرش این مطلب براین نکته تاکید داشت که چه طورانتظار دارید 2500 سال حکومت استبدادی مردسالارانه ، زنان در پروسه ای کوتاه بتوانند سهمی از قدرت را به چنگ آورند؟!...باید تلاش وسیعی انجام می شد،تا این تفکریعنی سهم زنان از قدرت،در جامعه نهادینه شود.
ادامه مطلب
"فقط شناسنامه هایتان کافی است...!"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 7 فروردینماه 1384
لينك مطلب
زنان می توانند -2
اوایل هفته گذشته سمینار زن در تاریخ ایران معاصر در زنجان برگزار شد. وقتی دو سال پیش سمینار زن در ادوار مختلف تاریخ در شیراز با موفقیت به پایان رسید، انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با احتیاط کامل قول ادامه کار و برگزاری سمینارهای دیگر را داد. اما حقیقت را بخواهید با توجه به فشاری که اجرای این برنامه سنگین بر انجمن و اعضای آن وارد کرده بود (که از یک طرف باید مراقب استانداردهای علمی سمینار باشند و از سوی دیگر متعهد اجرای خوب و منظم آن تا بار دیگر ثابت شود زنان می توانند) جرات طرح مساله و حتی نظرخواهی از اعضای هیات مدیره را برای تصمیم گیری در مورد سمینار بعدی نداشتیم.
ادامه مطلب
"زنان می توانند -2"
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 6 فروردینماه 1384
لينك مطلب
افتخار طرفداری از حقوق زنان
یادداشتی از کریم ارغنده پور
در کشور ما پس از انقلاب اسلامی به موازات تلاش برخی برای وارد شدن نوعی فرهنگ عربی و ممزوج کردن آن در فرهنگ ایرانی، «زن زدایی» نیز از عرصه های اجتماعی مشاهده شد. همانطور که برخی سعی می کردند در محاورات روزمره خود، کلمات عربی را جانشین عبارات فارسی کنند گویی بسان جامعه عرب، اهتمام اعلام نشده ای نیز وجود داشت که زنان را در عمل به پستوها هدایت و آنان را در اندرونی حفظ کند. در نتیجه بیرون آمدن زنان از محیط خانه گویی نوعی هنجارشکنی به شمار می آمد و کار زنان عمدتا منحصر به محیط بسته آموزش و پرورش و تا حدی بهداشت و درمان می گشت. تنها جایی که مشارکت زنان قابل مشاهده بود یکی در راهپیمایی ها و نماز جمعه ها بود و دیگری حضور در برخی مراحل امدادرسانی و کمکهای پشت جبهه ای.
ادامه مطلب
"افتخار طرفداری از حقوق زنان"
نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 28 اسفندماه 1383
لينك مطلب
زنان می توانند
روز دوشنبه 22 اسفند ماه مراسم فارغ التحصیلی دومین گروه کاردانی دانشگاه علوم انتظامی و سومین دوره تحلیف دانشجویان پلیس زن در محل مجتمع آموزشی کوثر برگزار شد. گزارش فرمانده میدان، گزارش تحصیل، مراسم تحلیف و قرائت سوگندنامه (البته بدون همراهی دکتر قماشچی مشاور امور زنان نیروی انتظامی)، اجرای تیراندازی مهارتی، اجرای حرکات مشق شمشیر، اجرای حرکات دفاع شخصی، نانچاکو و کارازل، اجرای حرکات فرود از ارتفاع و راپل، باز و بست اسلحه کلاشینکف با چشمان بسته و انجام عملیات دستگیری و بازداشت همگی توسط دانشجویان و فارغ التحصیلان زن دانشکده پلیس انجام شد و سردار قالیباف جوایز و سرمچی ها را اعطا کرد و پس از آن سخنانی را در جمع دانشجویان و فارغ التحصیلان کوثر و نیز میهمانان برنامه ایراد کرد که قابل توجه بود. وی زنان را در حوزه های پیشگیری، کنترل، حضور در میدان و انجام ماموریت ها و در ایجاد امنیت اجتماعی باانگیزه تر، دقیق تر، منضبط تر و پاسخگوتر از مردان دانست و گفت در حوزه انتظامی، زنان در علم و عمل پیشی گرفته اند و معدل عملکرد بهتر و مناسبتری داشته اند. سردار قالیباف در پایان تاکید کرد همه آنچه تاکنون در نیروی انتظامی شده حاکی از آن است که ایجاد فرصت بالندگی برای پلیس زن مبنی بر مسوولیت پذیری و شایستگی است و نه جنسیت. البته رییس نیروی انتظامی نتوانست در گفتار خود ترجیع بند ضرورت حفظ قداست خانواده را نادیده بگیرد. در طی مدت برنامه خبرنگاران و عکاسان داخلی و به ویژه خارجی با دقت تمام به ثبت و ضبط قدرت و توان زن ایرانی اهتمام می ورزیدند و من پیش خود فکر می کردم کاش ایام انتخابات به درازا می کشید تا زنان و دختران ما فرصت بیشتری برای شنیدن سخنان شیرین داشته باشند.
بالاخره وصف العیش نصف العیش!
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 26 اسفندماه 1383
لينك مطلب
همبستگي اجتماعي
سمينار زن در تاريخ معاصر كه در زنجان برگزار شد، فرصت خوبی بود تا مسايل گذشته زنان و جنبش آنها نقد شود در مصاحبه اي كه با دكتر منظورالاجداد داشتم وي بدين مسأله بسيار تأكيد مي كرد كه زنان به دليل اين كه همبستگي اجتماعي شان كم است در جنبش موفق نمي شوند و قادر نيستند كه حق خود را بگيرند و تا زماني كه مشكل همبستگي اجتماعي زنان لاينحل باشد ...
ادامه مطلب
"همبستگي اجتماعي"
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 26 اسفندماه 1383
لينك مطلب
دیدار با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
خبر داده بودند که جلسه، به جای ساعت 4، هشت و نیم برگزار می شود و به جای مشارکت، در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی.جلسه قبل غایب بودم و کسی که خبر را به من داد خودش در جریان نبود که چرا و دستور جلسه چیست. کمی زودتر به آن حوالی رسیدم، باران هم نم نم می بارید. ساختمان قدیمی سازمان را به راحتی پیدا کردم. لای در باز بود و چراغی روشن. وارد حیاط و بعد ساختمان شدم. یک آقای بسیار مودب خوشامدگویی کرد و گفت بروم بالا تا بقیه بیایند. از پله های قدیمی بالا رفتم و باز شک برم داشت. به نظر می رسید اینجا مسجد یا نمازخانه است! سه چهار پله آخر پر از دمپایی پلاستیکی جفت شده بود و درست از آخر پله ها موکت پهن کرده بودند. جاکفشی هم کناری بود و معلوم بود باید بدون کفش وارد شویم. داخل اتاق برخلاف تصور من خالی نبود و میز بزرگی با تعداد زیادی صندلی اتاق کنفرانس را پر کرده بود. نشستم و کمی روزنامه خواندم تا بقیه دوستان رسیدند و بلافاصله مشورت های اولیه برای برگزاری یک جلسه با سازمان مجاهدین را انجام دادیم. تازه فهمیدم که قرار است در مورد مساله زنان با این سازمان اصلاح طلب دیدار کنیم و نظرها و پیشنهاداتمان را به آنها بدهیم. بین خودمان قرار گذاشتیم که برای شروع اول نظر آنها را درباره زنان بپرسیم.
اعضای شورای سیاسی سازمان با چهره های خندان از راه رسیدند و دور میز بزرگ پر شد. خانم محتشمی اول ما را معرفی کرد: خانم جلالی، رییس شاخه کارگری مشارکت، خانم آقاجری عضو شورای مرکزی مشارکت، خانم راکعی رییس کمیسیون زنان دفتر سیاسی و عضو شورای مرکزی، خانم ماشینی عضو دفتر سیاسی، خانم مصوری منش عضو شورای مرکزی و عضو شاخه فرهنگیان، خانم مجردی عضو دفتر سیاسی، خانم محتشمی پور عضو شورای مرکزی و نایب رییس هیات اجرایی... و متاسفانه چند نفری هم به دلایل شخصی یا غیر شخصی نتوانسته بودند بیایند. چقدر افتخارآمیز بود شنیدن این نام ها در حضور کسانی که تنها یک عضو زن در تشکیلات خود دارند.
جایی مصاحبه ای با خانم مرتاضی لنگرودی می خواندم که در مورد تفاوت زنان مشارکت و ملی مذهبی گفته بود حزب مشارکت به خاطر امنیتی که داشته و حضور در قدرت میدان بازی داشته که زنان در آن داخل شده اند. البته جمله نقل به مضمون است. ولی آنچه همان وقت هم به ذهنم رسید این بود که نه حضور در حزب و نه طی کردن سلسله مراتب آن توسط زنان به این راحتی نبوده است. در جایی که تفکر مردسالارانه حتی در بین نواندیشان اصلاح طلب حضور زنان در تشکیلات را در حدود صفر درصد نگه داشته است، صحبت از میدان باز اغراق آمیز به نظر می رسد.
جلسه همانطور که تصمیم گرفته بودیم با سوال ما شروع شد ولی آن سوال به جایی نرسید. دوستان ما هیچ نظری در مورد مسائل زنان نداشتند! صحبت های بعدی را چند نفر از ما پی گرفتند و تا جایی که ممکن بود اهمیت و حساسیت این موضوع را با سازمان در میان گذاشتیم و اصرار ما بر این بود که در تشکیلات خود از زنان بیشتر استفاده کنید. در تمام مدتی که ما حرف می زدیم، آنها گوش می کردند، آرمین نت برداری می کرد، عرب سرخی لبخند می زد. در آخر بهزاد نبوی پرسید ما چه باید بکنیم؟ پیشنهاد شما چیست؟ برای اینکه راه برای ورود زنان به تشکیلات باز شود و آنها بتوانند وارد تصمیم گیری ها شوند و اثرگذار باشند باید اساسنامه سازمان تغییر کند! (نه اینکه برای زنان ممانعتی باشد، اما تا بتوانند در جاهای موثر حضور داشته باشند زمان می برد)0
در نهایت قرار شد که ما منشور زنان حزب مشارکت را در اختیارشان بگذاریم. همینطور مطالبات زنان را که در دیدار با اقشار مختلف زنان گرداوری کرده بودیم، و همینطور پیشنهاداتی که به طور مشخص داریم.
در این جلسه ما گوینده بودیم و آنها شنونده. قرار شد روی حرفهای ما بعدا بحث کنند و دوباره جلسه ای مشترک بگذاریم. در مجموع جلسه مثبتی بود. مثبت و امیدبخش.