فرهنگ سرزمین من
دیشب مراسم چهلمین شب وداع خطیب دوست داشتنی دوران انقلاب که به دلیل محبوبیت میان مردم زمانه اش روزگاری نماینده اول تهران بود ، با زمینیان توسط خانواده اش و با حضور جمع کوچکی از بستگان و دوستان و آشنایان برگزار شد . خاتمی بود و موسوی لاری و منتجب نیا و بهزاد نبوی و هادی غفاری و ... با آیات قرآن پیوستن او را به ملکوت یادآور شدند وبعد همسر پشت تریبون رفت تا از یاران اوبرای همه همراهی ها تشکر کند سپس بعضی از مدعوین برای گفتن از او پشت تریبون رفتند اول از همه خاتمی که قدردانی از همه فداکاری های همسر حجازی را در دوران مبارزه و خصوصا در طول دوران سخت بیماری او فراموش نکرد و همین باعث شد که بقیه هم قبل از بیان خاطراتشان از این مرد بزرگ بزرگی همسر او را یادآور شوند . یادم آمد که این روزهای آخر این زن نستوه از بی مهری بعضی یاران گله مند بود که می رفتند تا همه خدمات استاد را فراموش کنند و به تبع آن بیماری و رنجوریش را . خانمی هم از میان جمع تمایل خود را برای بیان خاطره ای از حجازی اعلام کرد اما گفتند وفت تمام است و بدین سان فرصت را برای بیان گوشه ای از تاریخ شفاهی انقلاب از او گرفتند . پیشنهاد کردم قبل از شام دکتر پناهی خاطره اش را بگوید و او برای ما از قول مرحوم بازرگان گفت که اولین کسی که در ملاء عام از روح الله خمینی نام برده در آن شرایط خقفان ، حجازی بوده و دومین نفر خودش (بازرگان)
به دوستم گفتم دیدی آقایان به فکرشان نمی رسد که شاید خانم ها هم حرفی برای زدن داشته باشند و البته خانم ها هم خیلی وقت نیست که به آنان یادآور می شوندکه حرف برای گفتن دارند هرچند تریبونی دراختیارشان قرار نگیرد ! امان از این فرهنگ مردسالار! چه ریشه های قوی و سختی دارد در سرزمین من