دخترکان بدحجاب بدتر از جانیان

در فلسفه اجرای طرح امنیت اجتماعی همین بس که هنوز نمی دانیم هدف از اجرای آن ؛اصلاح است با به کار بستن واژه های مهربانانه یا اصلاح است با به کار بستن روش های مرعوبانه....
امروز 8 اردیبهشت است و اخبار بیست و سی در اقدامی متهورانه که باید از نظر انجمن جامعه شناسی مورد بررسی قرار گیرد اقدام به پخش دوربین مخفی کرد که گوشه های از اقدامات فرشتگان رحمت در ارشاد بانوان بدحجاب در میدان تجریش را به تصویر می کشید ...که ای دختر خوب...آیا حجاب شما در خور یک یک زن مسلمان ایرانی است ...شال نازک ...آرایش تند ...مانتوی کوتاه و چسبان ....که ناگاه دختر عذر خواهی می کرد که خانم ببخشید مردم دارند می بینند ...و تازه دخترک بیچاره خبر نداشت که تصویرش از رسانه به اصطلاح ملی دارد پخش می شود و ملیونها نفر آن را می بینند .
و ااسفا به حال ملتی که چهره جانیان و دزدها و قاتل در رسانه به اصطلاح ملی آن شطرنجی می شود و نشان داده نمی شود اما تصویر دخترکان بیگناه که تنها جرم آ نها پوشیدن شال نازک و مانتوی چسبان و آرایش تند است به راحتی نمایش داده می شود و اصلا برای نظام جمهوری اسلامی ایران مهم نیست که با پخش این تصاویر چه تشنجی در کانون خانواده ها بوجود می آید چون وضعیت فعلی دستاورد سیاست های نابخردانه متولیان فرهنگ در 27 سال گذشته است که پخش این تصاویر ثابت کرد که جامعه ما بیش از یک قرن عقبگرد فرهنگی داشته است .

نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 9 اردیبهشتماه 1386
لينك مطلب






نظرات:
هدایتی:

سلام برشما خنم ستوده عزیزو همکاران محترمتان در سایت روزها.خوشحالم که پویا و سرحال می نویسید . گرچه شنونده کم است! به هرحال باید نوشت و نوشت. گفت و گفت تا راه هموار شود و البته این روزها شما خانم های مبارز هزینه بیشتری را متحمل می شوید
الغرض در وبلگ خودم جند نکته مقایسه ای مدیران زن و مرد ایرانی درج کرده ام اگر علاقه مند بودید در سایتتان درج کنید.تا من هم سهمی در تلاش شما داشته باشم.موفق باشید
سید هاشم هدایتی

هدایتی:

سلام برشما خنم ستوده عزیزو همکاران محترمتان در سایت روزها.خوشحالم که پویا و سرحال می نویسید . گرچه شنونده کم است! به هرحال باید نوشت و نوشت. گفت و گفت تا راه هموار شود و البته این روزها شما خانم های مبارز هزینه بیشتری را متحمل می شوید
الغرض در وبلگ خودم جند نکته مقایسه ای مدیران زن و مرد ایرانی درج کرده ام اگر علاقه مند بودید در سایتتان درج کنید.تا من هم سهمی در تلاش شما داشته باشم.موفق باشید
سید هاشم هدایتی

hadi ghodssi:

از هادی قدسی

تفسیر آيه 34 سوره نساء

الرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلى النِّساءِ بِمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَلِهِمْ فـَالصلِحَت قَنِتَتٌ حَفِظتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظ اللَّهُ وَ الَّتى تخَافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظوهُنَّ وَ اهـْجـُرُوهُنَّ فى الْمَضاجِع وَ اضرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطعْنَكمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيهِنَّ سبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كبِيراً
ترجمه
مردان ، ستون پایه نگهبان زنانند، بخاطر فضلی که خداوند به بعضى نسبت به بعضى ديگر بخشیده است و به خاطر انفاق کردن از امـوالشـان . و زنان صالح آنها هستند كه سازگار و متواضعند و در غياب (همسر خود) اسرار او را، حفظ میکنند. و (امـا) آن دسـته از زنان را كه از "نشوز"شان (عدم همراهی) بيم داريد، پند و اندرز دهيد! و (اگر مـؤ ثـر واقـع نـشـد،) در بـسـتر از آنها دورى نماييد! و (اگر آنهم مؤ ثر نشد) « اضربوهن » ( برانگیزیدشان) و اگر به شما دست دادند، به آنها تعدى نكنيد ( دست بدارید ) و (بدانيد) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

توضیح :

ابتدا باید به این مطلب توجه داشت که تمام آیه عموم مردم را مخاطب قرار نمی دهد و محدود است به زوج ها. وبازهم محدوداست به آن دسته اززوجها که گرفتار مسئله خاصی درروابط زناشوئیشان هستند. ابتدای آیه اما عمومی است(الرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلى النِّساءِ بِمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَلِهِمْ فـَالصلِحَت قَنِتَتٌ حَفِظتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظ اللَّهُ).
کلمه (قیم) به معنای آن کسی است که مسئول قیام به امر شخص دیگراست، وکلمه(قوام) ونیز(قیام) مبالغه درهمین قیام است (1). پس درابتدای آیه، مسئولیت مردان را دربرابر زنان یادآورمیشود. وآن قیام به امورات منجمله مالی زنان درجامعه است. و زنان را به سازگاری با همسر و حفظ اسرار خانوادگی فرامی خواند(زنان صالح).
در پی آن می فرماید(وَ الَّتى تخَافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظوهُنَّ وَ اهـْجـُرُوهُنَّ فى الْمَضاجِع وَ اضرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطعْنَكمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيهِنَّ سبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كبِيراً)
در اینجا آن دسته ازمردان را مورد خطاب قرارمیدهد که دردل آنها هراس هست از سرپیچی همسرانشان در برابر آن وظائف زناشوئی .
نشوز در اصل از ماده (نشز) به معنى (زمين مرتفع ) مى باشد(2). یعنی ناهمواری درزمین. مصرف آن برای انسان به معناى سرپیچی و ناهمراهی است که در مورد یک زوج، به عدم تفاهم و نارضایتی در جریان زندگی و در رابطه جنسی به ناهمراهی در امر آمیزش اطلاق میشود. در کلمه (فعظوهن ) فاى تفريع آمده، و موعظه را نتيجه ترس از نشوز قرار داده، نه از خود نشوز(3). ترس از نشوز این واقعیت را نیز باز می گوید که قرﺁن خشونت طلبی زن را سرشت او نمی داند و هرگاه زنی در روابط زناشوئی خشونت طلب باشد، او را گرفتار عارضه می شناسد.
پس مبنای رهنمود آیه خوف(ترس وواهمه)از سست شدن اساس خانواده است. درحقیقت، این آیه در مورد مردی است که درپی اظهار بی مسئولیتی یا عدم دلبستگی در روابط خانوادگی و یا بی میلی همسرش درروابط جنسی، برای ادامه زندگی مشترک دچار هراس و ترس میشود. مسلم است که بهترین سرنوشت اینگونه رابطه زناشوئی، ازطرفی ناسازگاری زن و ازسوی دیگر، ترس شوهر، جدائی خواهدبود. برای بهبود بخشیدن به این رابطه ناسالم و رفع ترس ایجاد شده، از شوهر میخواهد ابتدا با همسرش دراین مورد به گفتگو بنشیند. بدیهی است که در جریان گفتگو در باره این روابط ناسالم، حقایقی برای طرفین روشن میشوند. چنانچه کمبودهائی از نظر روانی یا جسمی و یا مادی درکار باشند، درجریان گفتگو، یارفع میشوند یا تصمیماتی برای مرتفع کردن آنها گرفته می شوند. دراین گفتگوها معلوم میشود، زن همواره علاقه به ادامه زندگی با همسرش دارد یا ندارد. اگر علاقه به ادامه زندگی نبود، بدیهی است متارکه میکنند(4)، این آیه برای پیشگیری ازهمین متارکه است. اما اگر زن اظهار علاقه و تمایل به شوهر و خانواده نشان داد و در نگهداری کانون خانواده اصرار ورزید، اما همچنان در روابط زناشوئی بی میلی نشان داد، وجود بیماری محرز میشود. با توجه به اینکه دراین آیه نافرمانی زن (نشوز) مورد سرزنش و تقبیح مستقیم قرارنگرفته و مجازاتی الهی برای آن درنظر گرفته نشده است، خود دلیلی بر پیش بینی وجود بیماری میباشد.
اما اول آیه به شوهر هشدار داده است و او را به عنوان مرد، موظف گردانده به انجام مسئولیتش در قبال زن(قوامون علی النساء). پس ترک همسر بیمارازسوی مرد را مجاز نمی داند. بدین قرار قرآن مرحله دیگری راپیشنهاد می کند وآن دادن ابتکار عمل بدست شوهر، بااجتناب از هم خوابگی با همسرش است. تا ازطرفی با ایجاد اعتماد به نفس در خود بتواند بر عارضه ترس مسلط شود و ازسوی دیگر ممکن است در اثر این جدائی نسبی و موقتی، همسرش میل به ادامه زندگی و یا روابط جنسی را بازیابد . درصورتیکه این مرحله هم جواب نداد، راه حل سوم را تجویز میکند،( وَ اضرِبُوهُنَّ). این راه حل بنابرتوضیحات بالا مربوط میشود به عارضه ای روانی(مازوخیسم یا مازوشیسم) ، که در جامعه و به خصوص دربین زنان شیوع قابل ملاحظه ای دارد. (5)
همانگونه که گفته شد، این قسمت آیه به قشر محدودی از جامعه مربوط میشود:
الف- مربوط به زوجی است که مسئله دارند. یعنی تمام زنها و مردان را دربرنمی گیرد.
ب- مربوط به زوجی است که درآن زن خودرابا روند کانون خانواده هماهنگ نمی داند (اعتراض دارد). یعنی بازهم تمام زوجهائی که مسئله دارند را دربر نمی گیرد.
د- پس این آیه مربوط میشود به مردی که زنی بیمار دارد و به دلیل آن بیماری درروابط زناشوئی ناسازگاری نشان میدهد: 1- یا شوهر از اعمال خشونت پرهیز دارد اما در برابر وضعیت ناسالم موجود و تحکیم خانواده عاجز می باشد، 2- ویا با دست زدن به خشونت و تجاوز به حقوق خویش و همسرش، در صدد بهبود و ساماندهی کانون خانوادگی برمی آید.

اما قرآن در آیه های فراوانی اعمال خشونت را نهی کرده است. در همین آیه می فرماید "تعدی" نکنید. زیرا تعدی که خود اعمال خشونت است را ظلم به خود تلقی میکند(6) و آن را نهی می کند. مرد و زن بنا بر قاعده قرآن باید بر سر حق بایستند . پس رفتارشان باید بی ضرر باشد : نه زیان بینند و نه زیان برسانند . بلکه فایده رسانند و فایده برند . پس اگر قرﺁن ، رهنمودی بدهد مغایر اصل راهنمای عمومی، تناقض ببار می ﺁورد . و باز چون، تکلیف جز عمل به حق نیست ، مرد را مکلف به تکلیفی نمی کند که حق نباشد و به او زیان رساند(6) . بنا بر این ،به مرد اجازه تنبیه کردن زن را نمی دهد . اجازه تجاوز به حقوق زن را نمی دهد . بلکه وظیفه او می داند رعایت حقوق زن و دفاع از این حقوق ( قوامون علی النساء ) را .
کلمه "ضرب" در قرآن به مناسبتهای گوناگونی نظیر "اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ" (خطاب به موسی ع : با عصایت به سنگ بزن) یا " ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ" ( جابجا شدن، مسافرت کردن) یا "ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ" (قدم زدن در راه خدا) یا "ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ" (مهر ذلت برآنها زده شد) ویا " كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ" (مثال زدن) استعمال شده است. اما در دو ﺁیه بمعنای برانگیختن است : در سوره بقره، ﺁیه 72 ، پس از ﺁنکه یادﺁور می شود قتل کسی را که می خواستند مخفی کنند، می فرماید با استخوان گاو به مرده بزنند و چون چنین کردند، خداوند مرده را زنده کرد . در این ﺁیه، ضرب بمعنای زدن در ﺁیه 50 سوره انفال نیست . بلکه عمل برانگیختن به قصد تجدید حیات است . همینطور است در ﺁیه 34 سوره نساء . بجاست یادﺁور شود که در قرﺁن، ضرب به 14 معنی ﺁمده است .
می بینیم که "ضرب" اقدام به عملی است برای رسیدن به هدفی مشخص. حال باید دید در این آیه هدف از " وَ اضرِبُوهُنَّ" (آنها را بزنید) چیست؟ همانگونه که دیدیم، هدف به میل آوردن واززندگی لذت بردن زن است همراه با محترم شمردن حقوق زن و حقوق شوهر(اصول قرآنی). اگر منظور از این کلمه، کتک زدن و تنبیه کردن زن باشد، هم حقوق مسلم زن مورد تجاوز قرارگرفته، هم حقوق مرد(6)، که با اصول قرآن در تضاد قرارمیگیرد. پس مقصود از " وَ اضرِبُوهُنَّ" تحرک بخشیدن زن به بازیابی میل به زندگی یا لذت بردن است . وقتی بنا بر این تحرک بخشیدن است، خشونت معنای معمول خود را از دست می دهد و به نوعی فن به شوق ﺁوردن و به شوق ﺁمدن بدل می شود وکامیابی در زندگی مشترک و التذاد جنسی را برای هر دو طرف کاملتر می کند .
سپس می فرماید "هنگامی دست دادند ، به آنها تعدی نکنید" . یعنی وقتی آثار "نشوز" (ناهمراهی) برطرف گردید، شوهر نباید مرحله تحرک را ادامه دهد، زیرا ازآن به بعد، از هدف اصلی خارج شده و به خشونت بدل میشود. به دلیل آنکه هدف خشونت تخفیف و تحقیر و تخریب است و این هدف مغایر حق زن و حق مرد است، آن را نهی می کند. پس خشونت در محیط خانواده و در بستر می باید با ابراز عشق و ابراز شوق همراه شود . اگر چنین شد، دو طرف التذاذ کامل می جویند ، بر حق استوار می مانند و زور محل عمل پیدا نمی کند و خشونت زدائی بمعنای صحیح کلمه انجام می گیرد .


__________________________________________________________
1- ترجمه المیزان- سوره نساء آیه 34
2- تفسیر نمونه- نساء آیه 34
3- ترجمه تفسیرالمیزان همان
4- در آیه بعدی یعنی آیه 35 سوره نساء این پیش بینی درنظر گرفته شده است:
وَ إِنْ خـِفـْتـُمْ شـِقـَاقَ بـَيـْنـهـِمـَا فَابْعَثُوا حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصلَحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنهُمَا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً
ترجمه -و اگـر از جـدايـى و شـكـاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داورى از خانواده شوهر، و داورى از خـانـواده زن انـتـخـاب كـنـيـد (تـا بـه كار آنان رسيدگى كنند) اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مى كند، زيرا خداوند دانا و آگاه است و از نيات همه با خبر است.
5- اساس مازوشیسم "لذت بردن از رنج کشیدن است". این بیماری در سطح جوامع بسیار گسترده است. مخصوصا در جوامعی که زندگی را همراه بارنج و سختی می گذرانند بصورت پدیده ای مقدس خود را نشان می دهد. حتی زجرکشیدن و سختی به خود دادن را جزء عبادت می دانند و آن را از راههای رسیدن به بهشت تلقی می کنند. بعضی از روانکاوان، تحمل مادران در بارداری و بزرگ کردن کودک همراه با لذت را از مصادیق مازوشیسم(مثبت) می دانند. آنچه که در جوامع در مورد مازوشیسم متداول است، مازوشیسم جنسی است که بیشتر بین زنان شیوع دارد. به این ترتیب که برای ارضاء شدن، احتیاج به یک عامل تحریک کننده اغلب جسمی دارند که به دلائل مختلف با خشونت همراه میشود و عوارضی جانبی را به همراه می آورد.
6- تجاوز و تعدی به دیگری از نظر قرآن، ظلم به نفس خویش است: به عنوان نمونه آیه زیر را می توان مدنظر داشت.
تفسیر نوین:
سوره البقرة آيه 231
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و هنگامى كه زنان را طلاق داديد، و به آخرين روزهاى (عدّه‏) رسيدند، يا به طرز صحيحى آنها را نگاه داريد [و آشتى كنيد]، و يا به طرز پسنديده‏اى آنها را رها سازيد! و هيچ‏گاه به خاطر زيان رساندن و تعدّى كردن‏، آنها را نگاه نداريد! و كسى كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است‏. [و با اين اعمال‏، و سوء استفاده از قوانين الهى‏،] آيات خدا را به استهزا نگيريد! و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده‏، و شما را با آن‏، پند مى‏دهد! و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد خداوند از هر چيزى آگاه است [و از نيات كسانى كه از قوانين او، سوء استفاده مى‏كنند، با خبر است



mohaqeq:

salam,man ham daghighan shatranji kardane tabahkaran be zehnam resid.midunid mozu sare chie?kasani ke in tasmimat ro migiran be andazeye sare suzani az masaele ravanshenasi,jameeshenasi,farhang,tarikh,...etela nadaran har adame mobtadi mitune befahme vaghti pas az 29 sal hejab nahadine nashode ta 290 sale digar ham nakhahad bud "chon ENTEKHABE zanane iran nabude",be joz tedadi ke hamishe hejab dashteand,va edeii ke ozve hezbe bad hastan baghiye mardom ...,shenidan key bovad manande didan?
sepasgozar,piruz bashid.

maryam:

your comment
salam site khobi dari azizam be site manam sar bezan
merc

رضا:

صحبت از خشکیدن یک برگ نیست...وای جنگل را بیابان می کنند

احمدعلي:

حرفي واسه گفتن نداريم