معجزه اصلاحات (بازگشت به خویش)
توصیه می کنم فیلم اخراجی هارو ببینید . جالبه می شود از طریق آن بخشی از سیر تحول اندیشه در ایران را دید .
کمی برگردیم عقب : دوم خرداد و کارناوال عصر عاشورا و زمین چمن دانشگاه و سوت و کف و مردان کفن پوش و تارهایی از زلف زنان و اسلامی که بر باد می رفت و تسامح و تساهل و فریاد و اعتراض و نقدهای آتشین و چوب و چماق و بحران در عرصه فرهنگ و ...
حالا زمانه دیگری است می توان دیگرگونه دید و اندیشید و تحلیل کرد و عرضه کرد . خوب بالاخره دیروز دیروز بود و امروز امروز است . اگر تنها هنر اصلاحات این باشد که چماق را به قلم تبدیل کند و هنر را به مثابه ابزاری برای گفتگو و تعامل عرضه کند باید معجزه گرش نامید چه رسد به این که بتواند تحولات عمیق فکری ایجاد کند و در نتیجه فرهنگ صلح و دوستی را ترویج کند .
در اریکه ایرانیان محل نمایش فیلم وقتی مسعود ده نمکی را دیدم یک آن نمی توانستم ذهنم را از جریانات گذشته خالی کنم اما وقتی دست مصطفی تاجزاده را گرفت و هردو یکدیگر را بوسیدند حس خوبی پیدا کردم و یک آن یاد آرزوی بزرگ خاتمی افتادم که می خواست فرهنگ گفتگو از ایران مهد تعامل فرهنگ ها آغاز شود و نشد . اخراجی ها را به دقت دیدم و دیالوگها را با دقت شنیدم در حالی که با خود کلنجار می رفتم فراموش کنم کارگردان آن کیست و سابقه اش چیست ولی مگر می شد اصلا بخش اعظم جذابیت فیلم گذشته از بازی خوب بازیگرانش ساخته ده نمکی بودنش بود !!!
باری با دیدن این فیلم نه تنها خاطرات جنگ و سختی های آن روزها به یادم آمد و به یاد همه آنچه از دستمان رفت اشک ریختم ، بلکه یاد روزهای سخت تلاش برای مردمسالاری و گفتگو و تعامل ساختن جامعه مدنی نیز اشکم را در آورد اما همان حس خوب امید به آن زمان که خارها گل می شود و سرکه ها مل لبخند رضایت را برلبم آورد و در میان جمعیتی از صاحبان آراء و افکار متفاوت و حتی متضاد و با ظاهرهایی متفاوت و گاه بسیار متفاوت که آمدند و نشستند و دیدند و شنیدند وتامل کردند و برداشت کردند و کتک نزدند و کتک نخوردند ، مجتمع بزرگ چند منظوره اریکه ایرانیان را در شمال غرب تهران به مقصد منزلمان ترک کردم با این آرزو که دیگر هرگز ما و فرزندانمان چهره منحوس جنگ را نبینیم و صلح و امنیت و آرامش میهمان همیشگی خانه بزرگمان ایران باشد .
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 5 اسفندماه 1385
لينك مطلب
نظرات:
- سهند :
امروز که مصاحبه آقای ناطق نوری را با تلویزیون دیدم ده سال زمان را به عقب برگرداندم و تقریبا به مدت یک ساعت به این فکر فرو رفتم که اگر ایشان آن زمان رییس جمهور می شد الان وضعیت چگونه بود. سیاست ما ،روزنامه های ما ،سینمای ما ، کتابهایی که منتشر می شد ، وضعیت اقتصادی ما ، وضعیت پوشش مردم ،حریم خصوصی ، چماقداران ،فرهنگ عمومی مردم و علایق عامه،آموزش و پرورش و دانشگاههای ما ،افکار روشنفکران ما و ... هر یک از اینها اینک چگونه بودند و چه سمت و سویی داشتند.البته نمی خواهم تمام این اتفاقات مثبت را به توان دوم خردادی ها ربط دهم . آنها بیشتر زمینه ساز و کاتالیزوری بودند که جامعه راه خود را برود و اتفاقا بزرگترین هنر آنها نیز همین بود و برای آن هزینه زیادی پرداخت کردند. .. امشب(با این که سالهاست از مطلق نگری و صد در صدی دیدن فاصله گرفته ام)پس از سالها به طور مطلق و صد در صدی به دوم خردادی بودن خودم افتخار کردم . با فرزاد حسنی مجری برنامه تماس گرفتم و به او یاد آور شدم این فردی که امروز در برنامه شما از مهر و محبت و تساهل می گوید و ا ز خشن جلوه داده شدن چهره اش در انتخابات دوم خرداد گله می کند و می تواند شما و بخشی از بینندگانتان را تحت تاثیر قرار می دهد کسی است که در کتاب خاطراتش که اخیرا هم منتشر کرده چندین بار با افتخار اعلام نموده که حکوتداری شوخی بردار نیست و نظر ایشان در حوادث سالهای گذشته اعدام دانشجویان 18 تیر و چند تن از ملی مذهبی ها بوده ولی آقای خاتمی با سماجت نگذاشته که این اتفاق بیفتد و همین نرم خویی بی جا زمینه ساز اتفاقات بعدی گردید . اما حالا اگر واقعا ناطق نوری به این نتیجه رسیده که لیبرالها هم در این کشور حق زندگی به سبک خودشان را دارند و یا مسعود ده نمکی به این دیالوگ فیلمش واقعا اعتقاد پیدا کرده که : مملکت مال همه است ،این تحول مثبت است و نشان می دهد که در این مملکت واقعا اتفاقات بزرگی افتاده است.و باید این اتفاقات را جشن گرفت . چرا که اصلا پیروزی و اقعی اصلاحات یعنی همین
- mehdi:
و این یعنی پیروزی اصلاحات.
- خلیل:
آن زمانی که انسان ها از برخورد چند سیم به هم، وبلاگ را کشف کردند و زیرش نوشتند: نظرات شما!؟ نکردند یک جایی هم بگذارند: احساس شما!؟
دربارۀ همه چیز که نباید نظر داد، اگر پر از احساس می شوی از خواندن یک نوشته چه باید بکنی؟ برای تأمل،لحظه ای به یاد همۀ آن سال ها به فکر فرورفتن، برای قدر دانی، برای شوق، برای یک قطره اشک، جایی نیست؟
جایی نیست کلیک کنیم و چند لحظه در خود فرو برویم و ثبت شود؟
همۀ احساس را که نمی شود با این شکلکِ کچل منتقل کرد
- احمد علي:
اي كاش نقدي بر فيلم نوشته بودي .