سیاست برای ما مرداب عفن نیست!

بنیاد" هانت آلترنیتیو فاند"* که خانم سوانی هانت یکی از دوموسس و مدیر آن است هفته گذشته هشتمین همایش سالانه خود را با عنوان " زنان در حکومت :ایمن سازی آینده" برگزار کرد.
.بخشی از این همایش در واشنگتن بود که من هم امسال به دعوت یکی از دوستانم که می دانست به موضوع علاقمندم در این همایش شرکت کردم. برنامه ی منسجم و مرتب و منظمی بود.در روز دوم به فراخور حال شرکت کنندگان که غالبا از کشورهای در حال توسعه بودند، میزگردهایی با حضور افرادی با علاقمندیهای مشترک ترتیب داده بودند، که میزی هم به ایران اختصاص داشت.

گرچه برنامه بنا بود با محوریت موضوع" زنان در حکومت" باشد به موضوع کلی تر"مردم وحکومت " و بحث درباره مسائل روز تبدیل شد .گمانم گزیری هم نبود چون مشکل بشود بر مسأله زنان انگشت گذاشت اما به سیاست کلان کاری نداشت. موضوعی که هر وقت به مقاطع حساس مثل انتخابات ها در ایران نزدیک شدیم روی میز بحث رفت اما زود هم توی جامیزی برگشت .
کلیت بحث در باره ی دموکراسی بومی بدون دخالت بیگانگان، امکان پذیری نقش آفرینی همه ی طیفهای فکری در حکومت و اینکه سیاستهایی مثل تحریم و یا مذاکره و گفتگوچه تاثیری بر روند دموکراسی در ایران دارد، بود و برداشت من از جلسه این بود که اکثرا گمان دارند که راه حل را باید در گفتگو و در شرایط آرامش جستجو کرد و نه تنش زایی و جنگ. اینجا قصدم البته گزارش مشروح دادن از این گفتگو ها نیست.
در میانه ی بحثهای داغ بقیه خانم" اولگا نیکولنکو"** که از کشور مولداوی آمده بود .وقت خواست که نکته ای را گوشزد کند. مضمون حرف اولگا با توجه به تجربیات خودش این بود که زنان بی آنکه نقشی و دستی در قدرت داشته باشند مشکل بتوانند پیش روند و منشاء تغییر باشند و بدون حضور در قدرت همه چیز در حد حرف باقی می ماند.
و من بحثهای قدیم میان زنان فعال داخل ایران به خاطرم آمد . متاسفانه غالبا حاشیه نشینی و بی کنشی در مقاطع حساس سیاسی را با این دلیل که مسائل زنان اجتماعی است و راه حل اجتماعی می طلبد و دخلی به سیاست ندارد توجیه میکنند .در حالیکه تئوری می گوید که این دو حوزه تفکیک ناپذیرند و البته عمل هم همین را ثابت کرد و افسوس که گاهی چه بهای سنگینی برای فهم تئوری در عمل می پردازیم.چه فرصتهای مغتنمی را که باتنها گذاشتن زنان فعال سیاسی از دست دادیم. و من می دانم که بخش بزرگی از بی علاقگی بخشی از فعالین زنان به حضور سیاسی ،شاید به کوتاه بودن دست طیف های فکری متفاوت به قدرت برگردد.و من هم قبول دارم که زنان فعال سیاسی موجود نمایندگی همه ی زنان را نمی کنند.ولی قطعا حمایت از زنانی که قرابت فکری بیشتری با جریان اصلاح طلبی دارند هوشمندانه تر از کنار نشینی و نادیده گرفتن سیاست است. و حرکت رو به جلو زنان نیازمند تاکتیکهای هوشمندانه است نه فلسفه بافی های توجیه گرانه الان وقت است، وقت آن که تنمان را به آب دریاچه سیاست بزنیم که برای ما برکه ی زلال است نه مرداب عفن.وقت آن که به جبران اتهام" زنان علیه زنان" جدی تر به فرهنگ سازی "زنان برای زنان" بیاندیشیم.



*این بنیاد 27 سال پیش در دنور ،کلرادو، تاسیس شده و هدف اصلی خودش را ارتقاء نگرشهای کلی نگر و خلاقانه برای تغییرات اجتماعی در سطوح محلی ، ملی و جهانی توصیف می کند و یکی از برنامه های آن "پیشگامی برای امنیت فراگیر" است که به ویژه بر روی نقش زنان در فرآیند صلح تمرکز دارد.


." **اولگا" رئیس بخش پایتخت و عضو دائم یکی از مهمترین احزاب دموکراسی خواه در مولدوا است و طرفدار پر و پا قرص برابری اجتماعی و به ویژه مشارکت برابر زنان در سیاست. وی عضو موثر در تاسیس شاخه زنان در حزبش بوده . اولگا تنها زن کاندیدا در لیست حزب متبوعش در انتخابات شهرداری پایتخت در2005 بوده است.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 30 دیماه 1385
لينك مطلب






نظرات: