یلدای نسل اعتراض

چلچراغ مدعی نمایندگی نسل سومی هاست دختران و پسران نسل سومی ولی علیرغم تلاشی که خصوصا در سالهای اخیر داشته هنوز نتوانسته به خوبی دختران این نسل را نمایندگی کند
مدعی تحلیل محتوای علمی این مجله محبوب نوجوانان و تا حدی جوانان نیستم اما مطمئنم دختران نمی توانند همه مسائلشان و دغدغه هایشان را در این نشریه جستجو کنند و شاید ناصری ها و حقیقی ها و نیکونظرها هم گاه مصالح دختران را دربرابر مصالح مجله به دست فراموشی می سپارند و یا ... نمی دانم شاید باید بیشترتامل کنم تا من هم چون دیگران ظالمانه تقصیرها را به گردن زنان نیاندازم . شاید این دور باطل تا فردا و فرداها ادامه یابد تا وقتی که مسئله زنان فقط برای مطایبه و تفریح و سرگرمی طرح نشود بلکه مسئله ای باشد در خور مطالعه و قابل بحث در محافل علمی
مجریان برنامه های چلچراغ معمولا دونفر خانم و آقا هستند . دیروز هم علاوه بر شرمین نادری یک مجری رادیویی دعوت شده بود که متاسفانه فرهنگ مبتذل رسانه ملی را هم به بهانه طرح حقوق زنان با خود همراه داشت و نه تنها شرمین بلکه هیچکدام از دست اندر کاران مجله و برنامه نتوانستند یا نخواستند این روال حاکم را تغییر دهند شاید قبل از مشکلاتی مثل پشت در ماندن مدعوین و تاخیر یک ساعته در شروع برنامه و قطع مکرر برق که البته ربطی به برگزارکنندگان نداشت ، لودگی های مجری محترم و دیالوگ های لوس و یخش به بهانه نشان دادن اهمیت حقوق زنان تو ذوق می زد

امسال هم چلچراغی ها یک برنامه یلدایی خوب را برگزار کردند . فکر می کردم همه لطف برنامه سال گذشته همان حضور مردی با عبای شکلاتی بود که بچه ها برای تجدید پیمان با او از سراسر کشوربا یک دنیا شور و شوق آمده بودند و با توجه به درگیری های انتخاباتی دوستان ، درمورد نحوه برگزاری برنامه امسال دچار تردید بودم تا دیروز که بالاخره چلچراغی ها در اریکه ایرانیان گردآمدند تا بار دیگر حضور خود را به عنوان نسل اعتراض به رخ بکشند و من هم که استخاره رفتن و نرفتن موجب تاخیرم شده بود مثل بقیه دیرآمدگان کمی پشت در ماندم و بالاخره به مدد داماد محترم وارد سالن شدم که مملو از جمعیت بود و از همان بدو ورود سلام و خوش و بش با میهمانان و چهره های آشنا شروع شد . شخصیت های فرهنگی و سیاسی و هنری و ورزشی و نیز چهره های مهربان و خسته از یک رقابت انتخاباتی نابرابر که با ورود همان 4 کاندیدایشان به شورا لبخند رضایت را می شد کنار دلتنگی هایشان از نامردی ها در چهره شان دید . به شوخی گفتم جشن احیای اصلاحات را خانم ابتکار گرفت و جشن پیروزی حضور دوباره جوانان را چلچراغ . دیگه بی حساب !
امسال برنامه متفاوت بود : تقدیر از منتخبین خوانندگان چلچراغ که در هر بخش یکی از نویسندگان یا دست اندرکاران مجله ، شخص منتخب را به روی سن دعوت می کرد و طبق برنامه های مشابه یکی از شخصیت های حاضر هم برای اهدای لوح و جایزه دعوت می شد .
راستش را بخواهید تصمیم ندارم گزارش خبری از برنامه بدهم چون خبرنگار نیستم و لابد به اندازه کافی گزارش تهیه شده و منتشر می شود که پشت درماندگان و غایبین را در جریان قرار دهد . فقط چند نکته را می گویم که برای من جالب بود یا به عکس جالب نبود :
- اولین منتخب حاج داوود کریمی بود سمبل مقاومت که خاطرات دفاع مقدس را تا چندی پیش با خود داشت و به گفته فرزندش به همان میزانی که در روزهای جنگ دفاع از مرزهای کشورش برایش مهم بود پس از جنگ به جوانان ایران پاک و موقعیت و دغدغه های آنان می اندیشید و غصه کودکان کار را می خورد . بنابر این جایزه ای که توسط پسر حاج داوود سردار راستین جبهه ها از دست آقای کروبی گرفته شد اهدا شد به خود چلچراغ به عنوان زبان گویای نسل جوان امروزباشد که از کودکان کار هم بنویسد تا بجای لبخند ، تلخندی به ارمغان آرد
- قیصر امین پور شاعر مردمی نام آشنای ایران جایزه اش را به استاد همیشه زنده اش دکتر شریعتی اهدا کرد که همسر او دریافتش کرد و سلام اورا که نام و یادش همیشه پاینده است به جوانان امروز رساند . همه همهمه های سالن وقتی صدای دکتر پخش می شد به سکوتی فراگیر مبدل شد و بار دیگر اثرگذاری کلام و پیام این بزرگمرد حق طلب بر همه ثابت شد
- ابطحی که به روی سن رفت نتوانست پیامش را در قالب یک لطیفه یلدایی نرساند و از شمردن جوجه ها گفت و رایهایی که در آخر پاییز شمرده نشد
- از ساعی هم تقدیر شد . دوستدارانش مکرراز قبل از حضورش روی سن او را مورد تقدیر قرار می دادند و او هم جایزه اش را با افتخارتقدیم کرد به قهرمان واقعی ایران ، خاتمی و با این کار بار دیگرهمهحاضرین را به وجد و شورآورد . پیش از او علیرضا دبیر به روی صحنه فراخوانده شد به عنوان قهرمانی که اخیرا به جرگه سیاستمداران پیوسته است و اوبا برائت جستن از سیاست و سیاستمداری استقلال خود را به رخ کشید که البته با استقبال چندانی روبرو نشد
- مهران مدیری و پیمان قاسم خانی را امیرژوله به روی سن خواند استقبال فراوان و تشویق ممتد و ...همه چیز به خوبی پیش می رفت تا وقتی که یک نفر در میان جمع مدیری را مخاطب قرار داد و از او خواست در ارتباط با برنامه ای که در رابطه با تحصن نمایندگان مجلس تهیه کرده نمایش داده بود توضیح دهد و او البته نتوانست جواب قانع کننده ای بدهد . برای این که امیرمهدی از فضای سنگینی که ایجاد شده بود درآید به یاد برنامه سال قبل از او پرسیدم بخش لطیفه گویی چه شد ؟ بلافاصله گفت : آقای تاجزاده که نیامده بود حالا ما میاییم منزل شما و برنامه را کامل می کنیم
- و باران یارجوان خاتمی که جسورانه خود را حامی اصلاحات می داند محبوب خوانندگان چلچراغ بود . رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری را هم به روی صحنه خواندند و باران از ساعی تقدیر کرد که مردانه وارد عرصه شورا شده رای اصلاح طلبان را از آن خود کرده و به پاس قدردانی از محبوبترین های زندگیش جایزه خود را تقدیم پدر و مادر کرد و من به بانوی بزرگ سینمای ایران تبریک گفتم برای گلی که در بوستان هنر پرورش داده به ایران سرفراز هدیه کرده بود
- و قوچانی این جوان پرتلاش عرصه مطبوعات به حق جایزه جسارت و شهامت را گرفت به پاس پایداری اش در راه حق گویی و خودداری از مجیزگویی
- چلچراغ مدعی نمایندگی نسل سومی هاست دختران و پسران نسل سومی ولی علیرغم تلاشی که خصوصا در سالهای اخیر داشته هنوز نتوانسته به خوبی دختران این نسل را نمایندگی کند
مدعی تحلیل محتوای علمی این مجله محبوب نوجوانان و تا حدی جوانان نیستم اما مطمئنم دختران نمی توانند همه مسائلشان و دغدغه هایشان را در این نشریه جستجو کنند و شاید ناصری ها و حقیقی ها و نیکونظرها هم گاه مصالح دختران را دربرابر مصالح مجله به دست فراموشی می سپارند و یا ... نمی دانم بگذارید من هم چون دیگران ظالمانه تقصیرها را به گردن زنان نیاندازم . شاید این دور باطل تا فردا و فرداها ادامه یابد تا وقتی که مسئله زنان فقط برای مطایبه و تفریح و سرگرمی طرح نشود بلکه مسئله ای باشد در خور مطالعه و قابل بحث در محافل علمی
مجریان برنامه های چلچراغ معمولا دونفر خانم و آقا هستند . دیروز هم علاوه بر شرمین نادری یک مجری رادیویی دعوت شده بود که متاسفانه فرهنگ مبتذل رسانه ملی را هم به بهانه طرح حقوق زنان با خود همراه داشت و نه تنها شرمین بلکه هیچکدام از دست اندر کاران مجله و برنامه نتوانستند یا نخواستند این روال حاکم را تغییر دهند شاید قبل از مشکلاتی مثل پشت در ماندن مدعوین و تاخیر یک ساعته در شروع برنامه و قطع مکرر برق که البته ربطی به برگزارکنندگان نداشت ، لودگی های مجری محترم و دیالوگ های لوس و یخش به بهانه نشان دادن اهمیت حقوق زنان تو ذوق می زد

نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 2 دیماه 1385
لينك مطلب






نظرات: