حقد و حسد

در 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي كه هر 9 روز سهميه حد اقل يك بحران مفروض بود ، عادت كرده بوديم كه در آستانه و در طي هر سفر خارجي او كه تماماً مقرون با موفقيت و غرورآفريني بود ، اظهارات و اقدامات نسنجيده و نامربوط و زشت و بد فرجامي كه صرفاً ناشي از حقد و حسد بود از جانب مخالفانش انتظار بكشيم او رنج كشيد و ما رنج كشيديم و او صبوري كرد و ما فغان برآورديم و داستان ادامه پيدا كرد تا امروز آري تا همين امروز كه او ديگر هيچ مسئوليت اجرايي در كشور ندارد اما روح بزرگش او را نه تنها نسبت به كشورش بلكه نسبت به دنيا متعهد و مسئول كرده است . مبتكر گفتگوي تمدن ها را در بحبوحه جنگ طلبي افزون خواهان نفس پرست به نقاط مختلف دنيا مي طلبند و او متواضعانه مي رود تا از صلح و دوستي و مهرباني و نوع دوستي بگويد . مي رود و افتخار مي آفريند اما بيماري هاي روحي و نفساني ، گويي بي درمان شده و حسادت ها و كينه ها همچنان باقي است .
لابد شما هم اين روزها خبر هتاكي ها و ياوه سرايي ها در مورد او و خاندانش را آن هم در همان زادگاهش شنيده ايد !!! آنچه شنيدم باور نكردم تا اخبار مربوط به واكنش هاي مردمي در اين ارتباط منتشر شد و عده اي براي انتشار آن اراجيف مجبور به عذرخواهي شدند و عده اي ديگر در مقام توجيه برآمدند كه گوينده نيروي اخراجي سپاه بوده و چه و چه ...
منبع اصلي خبر را پيدا نكردم كه لينك بدهم ظاهراً از روي سايت مربوطه برداشته شده به دليل ميزان فضاحت و عمق شناعت اما اصلاً از اين كنكاش ها چه سود ؟ مگر مخالفين خاتمي كه در آستانه هر انتخابات براي سياه كردن همه واقعيت ها از هيچ فرومايگي و دنائتي فروگذار نكردند ، نيازي به باز شناسي دارند ؟ آن چه نياز به باز شناسي دارد روندي است كه طي شده تا كشوري كه حكومت اسلامي دارد اين طور بيمارگونه اسير بداخلاقي هاي مفرط شود كه دامنه سرايت آن از حوزه سياست به سرعت به اجتماع كشيده شده است . تا جايي كه امروز از نگاه بعضي همه متهم و مقصر و توطئه گرند مگر اينكه خلافش
ثابت شود .

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 15 آبانماه 1385
لينك مطلب






نظرات:
رويا:

و اين قصه سر دراز دارد و ....

سوسن:

با عرض معذرت از همه ی هموطنان عزیزم،اگه این رفتارهای عقب افتاده ی ما نباشه ،پس چه جوری معلوم بشه که ما جهان سومی هستیم؟؟بد عادت شدیم از بس در گوشمون خواندند که ما ملتی بافرهنگ و چنین و چنانیم.این هم نمونه اش.

safieh:

vaghti mibinam khatmaie aziz dar ertefaei az jav istade ke in hame zeshti va palidi ra bedoone eterazi ba bozrgvari tab miavard, be oo ghebte mikhoram... . va vaghti mibinam adamhaei che sakhif va che koochak koochektarin neshani az mokhalef ra tab nemiavarnd va be har kari dast mizanand be khod mibalam... .