تا روزی دیگر

امروز خیلی سرحال نیستم . لذت میزبانی دوستان دوران مدرسه ( از دبستان تاکنون و با گرایش های فکری و سیاسی متفاوت و گاه متضاد ) را دل درد شدید پایان شب می خواست محو و نابود کند اما با مقاومت من فقط آن را تقلیل داد .
دل درد شدید دیشب مرا یاد بی توفیقی انداخت که بعضی ها را در ماه رمضان متاثر می کند داشت غصه ام می گرفت که یاد مهربانی های او مقدمه ای شد برای آرامش در دل شب ( شرمناک از این که در راحتی و بی دردی کمتر یاد او می کنم )
امروز خیلی سرحال نبودم دیدن یک دوست که خبری تکان دهنده از دوست دیگری برایم داشت مزید بر علت شد . به دلیل روزه داری مجمل گفت و مرا در حیرت گذاشت و رفت و من یاد آن مور سپید افتادم در دل سیاهی شب ! چه کسی می تواند در این وانفسا ایمانش را حفظ کند ؟ هم او قهرمان من است .
امروز کمی بی حوصله ام و به دقایقی فکر می کنم که جلوی چشمم به سرعت می گذرد و می شود نشانه ای از عدم . امروزم را دوست ندارم و از خود ناراضی ام چه کسی گفته بعضی ها فقط باید امید بدهند و نشاط ؟این سرچشمه کجاست ؟ تشنه ام .
امروز بعد از ظهر در جبهه مشارکت میزبان جمعی از دوستان هستیم که می خواهند " نقش احزاب در توسعه مشارکت سیاسی زنان " را از زبان حجاریان بشنوند. دست به دامان اینترنت شدم تا مقدمه ای که باید بگویم کامل کنم . نتیجه ای نگرفتم : یکی دو پایان نامه و مقاله که رایگان در اختیار گذاشته نمی شد و یکی دو خبر که مربوط بود به گفته های خودم و برنامه های مشارکت !!! فکر می کردم این بحث ها فقط در دولت تعطیل است ، این ملت هم که درگیر گرانی اند و البته دنبال نامه های تاریخی افشاگرانه که در این دوره واقعاً غنیمت است . حالا که علت بی حوصلگی ام معلوم شد ، یک نفس عمیق می کشم و آماده می شوم برای ادامه مبارزه : مشارکت سیاسی زنان مقدر است چه بخواهند چه نخواهند چه بگذارند چه نگذارند . وما از حق خود نمی گذریم . بعد از ظهر امروز در این مورد هم اندیشی خواهیم کرد . تا روزی دیگر

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 12 مهرماه 1385
لينك مطلب






نظرات:
:

scalars blasphemousness antisymmetry ellipses topography letters drowns indigenous

رويا:

در ضمن گفتي دبستان ياد خواب ديشبي افتادم ! از اقبال بد تا صبح داشتم امتحان املا انشا ميدادم ! تازه سر ساعتش هم نرسيده بودم يعني خواب مونده بودم و قرار بود 15 نمره ازم كم بشه ! از همه خنده دار ترشم اين بود كه نمره ها از صد بود !
جل الخالق !
زياد نمي خورم شبا باور كن !

رويا:

اي بابا باز كه دير رسيدم !
راستي اين سابقه دير جواب دادن هم كه انگار...
خب خدا رو شكر كه به خير گذشته !

فخری:

سلام به همه دوستان خوب و مهربانم
نگران نباشید بی حوصلگی مانند بادی آمد و گذشت نه مرا تاب تحمل این مهمان ناخوانده بود و نه او را جرأت ماندن . همه چیز به خیر و خوشی گذشت تا بعدازظهر همان روز که آقای حجاریان لطف کرد کاسه کوزه مان را ریخت به هم با همان لبخند توام با آرامش همیشگی .

یاسمن نوریان:

سلام
بعضی مواقع پیش میاد که آدم از انرژی تهی می شه.برای همه این لحظات وجود داره.تو این لحظات تنها چیزی که می تونه دوباره به آدم انرژی بده زیباییه.درک زیبایی هدیه خاص خداوند به انسانهاست.دعا می کنم با بو کردن عطر خوشی,دیدن گل زیبایی,شنیدن موسیقی قشنگی یا حتی نگاه به چهره فرزند که بارقه های بهشت رو توی دل آدم مهمون می کنه دوباره انرژی بگیرید و با گامهای استوار در راه حق گام بردارید.

~سحر~:

ای وای! من این روز رو نبینم!!! دیدم جواب اس ام اس سوتی ام رو با تاخیر گرفتم!!! (و البته الآن یادم افتاد که جواب ندادم )
کاشکی ماه مبارک نبود و می تونستین بیاین این طرفا یه حال و هوایی تازه کنین! البته شاید پر زدن موقت اون دو مرغ عشق هم مزید علت این حال و هوا باشه!؟
؛)
اصلا این حرفا چیه من می زنم می دونم دیگه تا الآن توپ توپ شدین و دارین دنبال حقوق از دست رفته ی ما می دوین! دستتون درد نکنه :-*

hanie:

man khanom mohtashamimo nabinam enjoriyeha
eshallah zodtar baz sareh hal shin mesleh hamisheh va eshallah hamsiheh khabarayeh khob dashteh bashin .

سوسن:

چی شده؟ای وای از این خبرهایی که از دوستان میرسه.انشاالله که خیره.برنامه ی مشارکت هم میدونم که خوب خواهد بود.منتظر گزارش خوبتر از برنامه هستم.جای من رو هم خالی کنید...

لیلا:

امیدوارم موفق باشید و البته مطمئنم که خواهید بود
بی حوصلگی هم مثل تمام احساسات دیگه آدم یه مهمونه
خودش میاد خودش هم میره