کنفرانس احزاب آسیایی

به لطف تلاش های زنان جبهه مشارکت، تصمیم گرفته شد که در این دوره از مجمع عمومی کنفرانس احزاب آسیایی، در هیات شرکت کننده از طرف جبهه مشارکت، یک زن هم شرکت داشته باشد. قرعه به نام من افتاد و هفته گذشته راهی سئول، محل برگزاری کنفرانس شدم.
ماموریت مخصوص من در این سفر این بود که با زنان احزاب دیگر آسیایی ارتباط برقرار کنم و در مورد تجربیاتشون بپرسم و راهکارهاشون رو پیدا کنم. و باید بگم که این ماموریت با موفقیت انجام شد.
ولی گذشته از این گزارش های رسمی، فکر کنم جالب تر باشه که بریم سر حاشیه های زنانه این سفر.
از اینجا شروع می کنم که من تا لحظه ملاقات همه اعضای ایرانی شرکت کننده در کنفرانس نمی دونستم که تنها زن شرکت کننده از ایران هستم و این برای من خیلی افتخارآمیز بود که این تنها زن شرکت کننده از مشارکت است. اول احساس می کردم که وجود من در این هیات کمی برای اعضای دیگر آن مزاحم باشد، ولی باز به نظرم رسید که اگر هم این طور باشد باید تحمل کنند. بنابراین تصمیم گرفتم خودم را کنار نکشم و در تمام گردش ها و صحبت هایشان شرکت کنم. و البته این کار نتیجه بدی هم نداشت، برعکس خیلی هم خوب بود. شاید باعث شد دوستان دیگر کمی در صحبت هایشان محتاط تر باشند، ولی این هم به نظرم برایشان خوب بود :)
شب اول در شام پیش از افتتاحیه کنفرانس متوجه شدم که تنها زن محجبه شرکت کننده در کنفرانس هم هستم. در همین شب بلافاصله دوستی های اولیه شکل گرفت. یکی از اولین کسانی که هم صحبتم شد خانمی از مالدیو بود که مسلمان هم بود. وقتی داشتیم در مورد کوتا سیستم و سهمیه زنان در انتخابات ملی و ساختار حزبی صحبت می کردیم زن دیگری از اندونزی به ما پیوست. صحبت به اینجا کشیده شد که ما هر سه مسلمانیم. به خصوص زن اندونزیایی می گفت که رییس جمهور شما (احمدی نژاد) خیلی محبوب است و وقتی به اندونزی آمده با اعضای حزب ما هم ملاقات کرده و کلا نظر مثبتی به او داشت. در ادامه این دو نفر گفتند که حیف که بعضی کارها اسم اسلام و مسلمانها را در دنیا خراب می کند. بعد همان زن اندونزیایی گفت که وقتی وارد سالن شده با او دست نداده اند و گفته اند که مثل اینکه زنان مسلمان با مردها دست نمی دهند. البته او خیلی ناراحت شده بود و احساس توهین کرده بود و می گفت ما هیچ وقت در کشور خود چنین چیزی نداشته ایم!
در همین فاصله زن دیگری وارد جمع شد و گفت در دوره قبلی کنفرانس، بعضی از مردان مسلمان حتی حاضر نبوده اند با او صحبت کنند. و وقتی با ناباوری من روبرو شد، گفت که آنها از ایران بوده اند. هر چند من باز هم باور نکردم و نمی دانم او اشتباه کرده است یا نه.
این را هم بگویم که در این دوره برای اولین بار کارگروهی با موضوع زنان و سیاست برگزار شد و زنان شرکت کننده به تبادل تجربیاتشان با یکدیگر پرداختند.
خب این هم یک نیمچه گزارش از این کنفرانس. نتایج و تجربیات رسمی تر را در جای دیگر خواهم گفت.

نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 23 شهریورماه 1385
لينك مطلب






نظرات:
فخری:

دلارام عزیز
اولا از این که حاضر شدی علیرغم مشکلات پیشنهاد تشکیلاتی را بپذیری و به این سفر بروی ممنون
دوما حضور تو در این کنگره حتما اثرات مثبت مستقیم و غیرمستقیم بسیاری داشته که بخشی از آن قابل پیش بینی است و بخش دیگر را باید در جستجوی
عمیق تر به دست آورد
سوما تجربیاتی که به دست آوردی تنها برای ما و حزب مشارکت ذی قیمت نیست بنابرین من هم فکر می کنم از آن چه دیدی و گفتی و به دست آوردی باید بیشتر بنویسی هم اینجا و هم در هر جایی که می دانی خواننده علاقمند دارد
موفق باشی

masom:

دوست عزیز با سلا م وخسته نباشید
من هم خیلی خوشحال شدم که با دست پر از سفر برگشتی از حاشیه های زنانه آن برایمان بیشتر بنویس

سوسن موسوي:

دلارام جان خیلی خوشحالم که سفر پرباری داشتی.امیدوارم به زودی گزارش مفصلترت را اینجا ببینیم. اون خانم هم که گفته آقایانی از ایران حاضر نبودند باهاش صحبت کنند اشتباه نکرده.احتمالا یا خیلی ماخوذ به حیا بودند یا زبان نمی دانستند خجالت می کشیدند.