حزبی برای مردان
کنگره هشتم سازمان را بدون دعوت شرکت کردم فقط برای این که آقایان یادشان بیاید در یک جامعه تک جنسیتی زندگی نمی کنند . و یادشان بلیاید که زنان نزدیک یک سده است که از اندرونی به در آمده اند . جز من وخانم شریعتی که به عنوان نماینده وزارت کشور آمده بود ، یکی دو خانم دیگر هم بودند از قزوین و کرمانشاه که توصیه شد علیرغم دوری راه لااقل به عنوان علی البدل به شورای مرکزی راه یابند .آن روز وقتی از آقای نبوی سوال کردم پس زنان سازمان کجایند به طنز گفت : خانم ما همه زنیم لباس مردان به تن داریم ! کنگره قبلی هم تعداد انگشت شماری میهمان زن در برنامه افتتاحیه به چشم می خورد . اما سهمیه یک نفره باقی ماند در حالی که تنها عضو زن شورای مرکزی به زودی به عنوان مدیرکل اجتماعی به یک مرکز استان منتقل شد . آن زمان هم نقدهایی مطرح شد ویکی از کادرهای حزب در توجیه ضعف موجود با همانند سازی سازمان با مشارکت نتیجه گرفت که اصولاً خانم ها تن به کار حزبی نمی دهند . هرچند این فرمایش پاسخ گفته شد با این حال ...
از باب دلسوزی از کادر رهبری سازمان خواستم که وقتی را برای گفتگو پیرامون این موضوع با اهمیت اختصاص دهند . و بالاخره پس از پیگیری های زیاد (که از ویژگی های ذاتی حقیر است) این امکان فراهم شد که تعدادی از اعضای کمیسیون زنان و نیز دیگر زنان فعال در حزب در جلسه مشترک با دفتر سیاسی سازمان شرکت کنند . و موضوع به شکل اصولی و مبنایی مورد بحث قرار گیرد . انتظار نداشتیم با این یک جلسه همه توجیه شوند و ابهامات برطرف شود . اما در پایان احساس می کردیم دینمان را نسبت به تشکیلاتی که با آن مشترکات زیادی داریم تا حدی ادا کرده ایم . البته اکثریت اعضاء اهمیت مسئله را پذیرفتند و از ما راه حل می خواستند که آن چه به نظرمان می رسید و نیز تجربیات مشارکت را به ایشان انتقال دادیم . گرفتاری ها مانع از بررسی اقدامات سازمان در رابطه با موضوع زنان بود اما تا آن جا که حافظه یاری می کند ، اقدامی هم صورت نگرفت . نه کار تشکیلاتی و نه کار محتوایی و یا اجرایی .
روز 5 شنبه برای افتتاحیه کارت دعوت داشتم ولی به دلیل جلسه هم زمان نتوانستم شرکت کنم . این بار تعداد بیشتری از زنان به عنوان میهمان به کنگره دعوت شده بودند . ولی ظاهراً تعدادی از آنان نتوانسته بودند شرکت کنند . روز قبل آقای دبیرکل را در جلسه ای دیدم و اظهار امیدواری کردم در شورای مرکزی اعضای زن هم وارد شوند و ایشان گفتند خانم فلانی هستند . پیش خود گفتم اگر خدای نکرده برای این تنها عضو مشکلی پیش بیاید آیا برای جانشینی او تدبیری شده است ؟
بالاخره دهمین کنگره سازمان هم به خیر و خوشی در مجتمع امیرالمومنین برگزار شد و به میمنت و مبارکی هیچ زنی به آن راه نیافت . اگر اشتباه نکنم اصلاً کاندیدای زنی وجود نداشت ( راستی شما میدانید چند زن عضو این حزب هستند ؟) در نتیجه می توان پیش بینی کرد که که به این زودی ها مسئله زنان مورد توجه این حزب مردانه قرار نخواهد گرفت .
کورسویی از امید :
چند عضو جوانتر به شورای مرکزی سازمان راه پیدا کرده اند که شواهد و قرائن گویای آن است که می توان به ایجاد تغییر توسط ایشان امید بست و ما هم که عجالتاً جوانیم و آرزو برما عیب نیست !
نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 28 مردادماه 1385
لينك مطلب
نظرات:
- سمانه:
مرسی از حضور سبز تان در قبای سفید
- رويا دلشاد:
راستي ! وبلاگ خودم رو تعطيل كردم اما اينجا رو حتما مياما ! بي خبرم نذارين يه وقت !
- رويا دلشاد:
در ضمن اين نوشته هاي شما خيلي وسوسه كننده است!!! مي دونستين؟!
- رويا دلشاد:
سلام
تعطيل كرده ام تا بتونم به موقع دفاع كنم !
دلم نمي خواد وارد وقت اضافي بشم اما نوشتن هم به نوعي شده جزيي از ما !
تحريم بعضي وقتها خوب مي شود تا با استفاده از بستري كه فراهم مي كند رشد كنيم !نميدونم درسته يا نه اما حرف از برنامه ريزي و زمانبندي و تخصصي كردن اوقات ديگه گذشته فكر كنم تحريم آخرين راهه !تازه اين روزها هم كه خودسانسوري مد شده اين پست ميتونه مفهوماي ديگه اي هم داشته باشه !
تازه ترشم اينكه ميخوام زودتر ازين پوسته دانشجويي در بيام ! ميخوام ديگه باشم !