سهمیه بندی برای زنان
نامش را گذاشته اند تبعیض مثبت و این یک واکنش منفی در بدو امر برای مخاطب ایجاد می کند. زن و مرد هم نمی شناسد. نام دیگرش سهمیه است، که این یکی هم بهتر از دیگری نیست.
چند سال پیش که برای اولین بار با موضوع دادن سهمیه ای به زنان در دفتر سیاسی جبهه مشارکت مواجه شدم، احساس بدی پیدا کردم. نوعی احساس توهین و تحقیر که از جانب خود زنان به آنان روا داشته شده بود. یعنی زنانی که خودشان لیاقت ترقی و پیشرفت را ندارند، با واسطه یک تبصره، یک بخشش، یک ترحم، به مکان بزرگان راه داده شوند. احساسم احساس تحقیر شدگی بود، و واکنشم منفی. راستش را بگویم ربطی هم به نامش نداشت. اگر بهترین نام های دنیا را برایش انتخاب می کردند، باز هم همین احساس را پیدا می کردم. شاید!
اما مدت زیادی نگذشت که تغییر عقیده دادم. باید زن بود تا دریافت که برای پیشرفت در یک جامعه مردسالار، جایی که تاریخ را مردان می نویسند، قوانین را مردان می نویسند و امور جاری به دست مردان اجرا می گردد، راهی برای پیشرفت یک زن وجود ندارد. نه راهی نیست، مگر آنکه خود را با نیرویی بیش از دو برابر توان مردان، به اثبات برساند و تازه باز هم متناسب با استعداد و توان خود نمی تواند پیشرفت کند.
این مرا به یاد نقل قولی می اندازد که می گوید: هدف ما این نیست که بهترین زنان به جای متناسب خود دست یابند. هدف ما این است که معمولی ترین زنان مانند معمولی ترین مردان بتوانند پیشرفت کنند.
مخالفان سهمیه زنان استدلال می کنند که مانع عمده کم تعدادی زنان در مناصب و جایگاه های انتخابی، عدم خودباوری آنان است. و به ریشه های فرهنگی و تاریخی این موضوع اشاره می شود.
کسی منکر عدم خودباوری عمده جمعیت زنان نیست. متاسفانه زنان نه از جانب خود و نه از جانب مردان باور نمی شوند. اما باید دید آیا راه حلی برای رفع این مساله «فرهنگی» پیشنهاد می شود؟ آنچه به عنوان کار فرهنگی درازمدت برای رفع عدم خودباوری زنان و کار روی تک تک زنان جامعه بیان می شود، در واقع تعلیق به محال است. یعنی حفظ وضع موجود. وقتی نمونه های موفق آنقدر کم باشند که به نوادر و نوابغ محدود گردند، جایی برای فکر کردن زن عادی به قدم گذاشتن در این راه باقی نمی ماند. و همچنان عدم خودباوری در جای خود خواهد ماند. اینجاست که سیاست سهمیه بندی مطرح می شود و دقیقا برای اینکه تغییر فرهنگی و تحول فرد فرد زنان «انجام گیرد»، تبعیض مثبت مطرح گردیده است. سهمیه بندی سیاستی است که این چرخه معیوب را می شکند و برای ورود زنان به عرصه سیاست راه را می گشاید.
دومین استدلالی که علیه سهمیه بندی می شود این است که در سالهای اخیر که این روش در بعضی ارکان جبهه مشارکت انجام گرفته و آزمایش شده است، نتیجه مطلوب را به دست نیاورده است.
البته این زمان برای نتیجه گیری حتما کافی نیست به خصوص وقتی در مورد حزبی صحبت می کنیم که در جریان انتخابات اصلی کشور شکست خورده و در وضعیت مخالف دولت قرار گرفته و تعدادی از حامیان خود را نیز از دست داده است. موانع حضور زنان در سیاست و در احزاب بیش از این است که «تنها» با سیاست سهمیه بندی رفع شود. همچنان خانواده، مسوولیت های خانوادگی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ بومی، ترس از امنیت شخصی، فضای مردانه احزاب، و مسائل مهم دیگری در این زمینه نقش دارند و باید برای تک تک آنها فکر و برنامه ریزی کرد. لیکن مهم است که در کنار تمام این برنامه ریزی ها همچنان به سیاست سهمیه بندی پایبند بود تا هیچ دری بر روی زنان بسته نشود و همچنان مسیر برای آنان که نیمی از جمعیت مردم را تشکیل می دهند گشوده باشد.
از تجربه احزاب و کشورهای دیگر تا به حال زیاد سخن گفته شده است. جالب اینجاست که وقتی تجربه کشورهای توسعه یافته بیان می شود، می گویند، مثال هایی بزنید که به ما نزدیک باشد و برای ما قابل اجرا. و وقتی از کشورهای همسایه گفته می شود، می گویند، تجربه هایی را مثال بزنید که جواب داده باشد و در ابتدای راه نباشد. پس چه بهتر که از هر دو مورد مثال آورده شود.
سهمیه بندی در تمام کشورهایی که برابری جنسیتی در آنها در خطر است توصیه شده و در اکثر آنها اجرا می شود. این یعنی در تمام جهان. زنان در تمام جهان (تقریبا) از برابری جنسیتی محرومند. در احزاب انگلستان، در کشورهای دیگر اروپایی، در افغانستان و عراق و پاکستان، از سیستم سهمیه بندی جنسیتی استفاده می شود.
جالب اینجاست که در بعضی کشورهای اسکاندیناوی، این سیستم به این شکل عمل می کند که جلوی بیشتر شدن تعداد هر کدام از جنسیت ها-زن یا مرد- را که بیش از نیمی از جمعیت کاری شوند می گیرد.
پس نباید گفت که نظام سهمیه بندی برای زنان، برای مردان تبعیض آمیز است. اگر این سیستم تا مدت مناسب آن برقرار باشد نتایج مثبت مورد نظر خود را به بار خواهد آورد.
نويسنده: دلارام غنيمي فرد
تاريخ: 31 تیرماه 1385
لينك مطلب
نظرات:
- soheil:
سلام
من يك طراح هستم و مي خواهم با شما هم كاري كنم و باهم درامدي كسب كنيم شما مي توانيد در سايتان سفارش طراحي بگيريد و بديد به من و من هم براي شما انجام و مي دهم و مبلغ ان هم 50به 50مي شود اگر موافق بوديد به من ايميل بزنيد و شماره تلفن و سايتتون رو هم بدهيد
با تشكر
سهيل
- zilan:
سلام
وبلاگ خوبی داری
خواهان تبادل لینک هستیم
در صورت تمایل با ما تماس بگیریدمنونم
وبلاگ دختران مبارز
www.mobarezin2.co.sr
- zilan:
سلام
وبلاگ خوبی داری
خواهان تبادل لینک هستیم
در صورت تمایل با ما تماس بگیریدمنونم
وبلاگ دختران مبارز
www.mobarezin2.co.sr
- دلارام:
من هم فکر می کنم عمومی شدن بحث بهتر هم هست. به نظر من این بحث مهمی است و باید بیشتر و بیشتر و بیشتر در موردش بحث و صحبت بشود. هر موضوع جدیدی یک سری واکنش منفی به دنبال دارد که با بحث و بحث و بحث و رفع ابهام های احتمالی حل می شود.
- دلارام:
من هم فکر می کنم عمومی شدن بحث بهتر هم هست. به نظر من این بحث مهمی است و باید بیشتر و بیشتر و بیشتر در موردش بحث و صحبت بشود. هر موضوع جدیدی یک سری واکنش منفی به دنبال دارد که با بحث و بحث و بحث و رفع ابهام های احتمالی حل می شود.
- fakhri:
کاش آقای روح در جلسه ای که مشخصاً برای رفع ابهام درمورد اقدام مثبت برای زنان در حزب مشارکت که ایشان هم عضوش هست ،برگزارشد شرکت می کرد و سوالات و دیدگاههایش را مطرح می کرد . و کاش آقای روح و دیگران برای رفع ابهامات ذهنی خود کمی وقت می گذاشتند تا بعضی دیگر مجبور به اختصاص وقتی مضاعف نباشند
به هر حال از نظر من علنی شدن مباحث درون حزبی
آن هم در حوزه زنان نشانگر بلوغ حزب است
و فراموش نمی کنیم که تبیین خیلی از اقدامات و حرکت های اصلاحی صبوری و مداومت می طلبد