باز هم حجاب
بحث وجوب حجاب برای زنان در اسلام بحث نو و تازه ای نیست.بارها اندیشمندان جهان اسلام در باره ی آن به بحث و گفتگو نشسته اند و در برابر اکثریت عالمان و پژوهشگران مسلمانی که معتقد به وجوب حجاب برای زنان مسلمان هستند عده ای قلیلی هم هستند که آن را واجب نمی دانند هرچند ادلّه ی آنها در ردّ وجوب حجاب همواره با ادلّه های قاطع تری رد شده اند و اینگونه نظریات مبنی بر عدم وجوب در میان زنان متشرع در چهان اسلام چندان مقبول نیافتاده است.گفتم "زنان متشرع" وگرنه دیگرانی که نه در باره ی حجاب که در باره ی همه ی امورات زندگیشان به شرع رجوع نمی کنند از این دایره بیرون اند و اساسا اینگونه مباحث مورد توجه متشرّعین است و نه غیر آن.در گزارشی از سمینار جریانهای فکری زنان در جهان اسلام(1)
گزارشگر در عبارت کوتاهی به نقل از فاطمه صادقی آورده که وی به احادیثی درباره حجاب در سوره های نور و احزاب پرداخت و گفت:" در سوره نور،جلباب برای این به زنان پیشنهاد شده که از آزار و اذیت مصون بمانند ودر نتیجه اگر زنی مورد آزار قرار نگیرد و نخواهد از جلباب به این خاطر استفاده کند هیچ اجباری در آن نیست".اگر تمام حرف ایشان و استدلال ایشان در ردّ حجاب و اختیاری بودن آن ،این باشد که واقعا بدیع است و اگر گزارش نقص دارد جای تاسف.مسئله ی حجاب فارغ از اجباری بودنش در کشور ما که قبلا هم گفتم با آن موافق نیستم،موضوعی اعتقادی در میان زنان جهان اسلام است و پشتوانه ای چنان محکم دارد که نمی توان اینگونه با اهمال از کنار آن گذشت.متاسفانه در میان مطالب نو و مستدلّی که در این باره باشد جز این مطلب دکتر کدیور مطلب دیگری در وب پیدا نکردم که الان اضافه کنم . به ویژه پاسخ جامع ایشان را به جناب آقای احمد قابل ،که آقای قابل بر این نظرند که ستر بدن برای زنان واجب و لازم و سر و گردن مستحب است(همان موقع از قول ایشان نقل شد که وی حجاب را برای زنان واجب نمی داند!و حول همین برداشت غیر دقیق و سهل انگارانه چه هیاهویی که نشد!که اگر فرصتی دست دهد به جایش به صحبتهای ایشان و پاسخهایی که به وی داده اند خواهم پرداخت).سعی میکنم مطالب دیگری را از "کارشناسان" در این باره آماده کنم.من به اینکه دیگران(زنان یا مردان) با چه فلسفه بافیهای شخصی به حجاب یا بی حجابی نگاه میکنند کاری ندارم گواینکه همه آزادند برای اعمال خود ،چه بی حجابی چه حجاب سفت و سخت ،هزار و یک دلیل شخصی بیاورند شاید هم اصلا بی هیچ دلیل! با این همه لزومی هم ندارد که برای هر چه می پسندیم یا نمی پسندیم قرآن را تفسیر به رأی کنیم و از این گنجینه ی گرانبها اینگونه ابزاری استفاده کنیم.وجوب حجاب در اسلام برای زنان به نصّ صریح قرآن و شواهد متقن تاریخی در میان اکثریت علمای اسلام، شیعه و سنّی ،"اتفاقی" است گرچه در حدود آن اتفاق رای نباشد .حال اگر نمی پسندیم یا گمان میکنیم شرایط اجتماعی فرع بر اصل است ،اینها بحث دیگری است که دخلی به صراحت آیات حجاب ندارد .
بعد تحریر: آمدم که پستی درباره ی "بازار" بنویسم که در وبگردی برخوردم به آن گزارش و ...بالاخره این نوشته شد که دیدید. بازار ماند برای بعد.