کدام اسلام، کدام کشورها؟!
نویسنده: ش.خویی
مشاور رییس جمهور در امور زنان و رییس جدید مرکز امور زنان و خانواده در اولین مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خود اعلام کرده است: «یکی از راههای احقاق حقوق زنان ایرانی آن است که طرحی در خصوص حقوق زنان کشورهای اسلامی برگرفته از تعالیم دینی تدوین و تنظیم کنیم که مورد توجه و توافق تمام کشورهای عضو کنفرانس اسلامی باشد.» که این موضوع توسط برخی خبرگزاری ها به صورت «تشکیل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان میان کشورهای اسلامی» مخابره شد.
اینکه اصولا آیا می توان یک کنوانسیون را تشکیل داد یا نحوه تصویب و الحاق به آن چگونه است؟، بحثی است که پرداختن به آن مجال دیگری را می طلبد، اما آنچه محل بحث است و حکایت از ناآگاهی نسبت به وضعیت، شرایط و واقعیات حاکم بر جوامع اسلامی و مسلمان نشین و حتی دنیا دارد، طرح موضوع تدوین و تنظیم و تصویب کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان میان کشورهای اسلامی است. توجه به این نکته در این میان ضروری است: از یک سو کشورهای اسلامی قرائت واحدی از اسلام به ویژه جایگاه و نقش زن در آن ندارند و تفاوت دیدگاهها و برداشتها به حدی است که به جرأت می توان گفت به تعداد کشورهای اسلامی برداشت از اسلام وجود دارد و از سوی دیگر از 180 کشور (بیش از 90 درصد کشورهای جهان) که تا مارچ 2005 به کنوانسیون فوق الذکر پیوسته اند، 50 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و صرفا 6 کشور عمان، قطر، برونئی، سودان، سومالی و ایران هنوز موضع خود را در این رابطه اعلام نکرده اند. آیا منظور ارائه کنندگان طرح آن است که ایران با 5 کشور دیگر که هنوز عضو کنوانسیون نیستند، کنوانسیون اسلامی زنان را به تصویب خواهد رسانید؟ در این صورت آیا می توان بر آن سند -با طرفین محدود- عنوان کنوانسیون اطلاق کرد؟ و یا فرضا پیش نویس سند آماده خود را -که همان منشور حقوق و مسوولیتهای زنان است- به کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ارائه خواهند داد و از آنان خواهند خواست تا از عضویت کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان انصراف داده و از آن خارج شوند و به ج.ا.ا بپیوندند؟!
اگر قرار بود کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در خصوص موضوع زن و جایگاه و حقوق او موضع و رویه واحدی در پیش گیرند، طرح تشکیل سازمان بین المللی زنان مسلمان (وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نزدیک به 3 دهه در آنجا خاک نمی خورد و به یک نتیجه عملی رسیده بود. توجه به این واقعیات است که موفقیت طرح پیشنهادی امثال رییس جدید مرکز امور زنان و خانواده را با مانع مواجه می کند و خبر از خوش خیالی و شاید بی خبری آنان دارد. براستی وقتی در داخل کشور هنوز اجماعی بر روی یک سند واحد به عنوان منشور یا دکترین و یا ... زنان وجود ندارد، چگونه می توان انتظار داشت که دنیا بر روی سندی که توسط بخش کوچکی از جامعه زنان ایران تهیه شده است نظر مثبت داشته باشد؟ آیا وقت آن نرسیده است که به جای این پیشنهادات غیر عملی، راههای دیگری را برای احقاق حقوق زنان ایرانی تجربه کنند و بیش از این فرصتهای نداشته زنان ایران را بر باد ندهند؟