باز هم عسلویه
این بار یک راست رفتیم سراغ بخشداری با این که از قبل هماهنگی نشده بود وقتی هدفمان را که کمک به توسعه اجتماعی منطقه بود مطرح کردیم ، خیلی خوب همکاری کردند و ملاقات ها یکی پس از دیگری هماهنگ شد . اول دیدار با شهردار " نخل تقی" که دومین شهر منطقه است و جمعیتی حدود 9000 نفر دارد و اهالی آن عمدتاً از اهل تسنن هستند . آقای شهردار اطلاعات خیلی خوبی به ما داد و گفت که مردم اگر اطمینان پیدا کنند که کاری به نفعشان است همکاری می کنند . می گفت برای تشویق جوانان به ادامه تحصیل جایزه در نظر گرفته و امسال 4 تن از 5 نفری که وارد دانشگاه شده اند دختر بوده اند ! وقتی سری به دبیرستان "ام کلثوم" زدیم دختران این مدرسه با شوق و ذوق در این مورد حرف می زدند . بعد از ملاقات با رئیس ادارۀ کار، دریافتیم که در صد نا چیزی از بومیان در منطقه ویژه به کار مشغولند و این علیرغم آموزشهای فنی است که برای بومیان گذاشته می شود . ملاقات با شوراها برای این بود که سخن مردم را از زبان منتخبین آنها بشنویم . شکوه ها و گلایه ها از کمبود امکانات رفاهی ، ورزشی ، فرهنگی ، بهداشتی و آموزشی که مطرح شد از اقدامات انجام شده پرسیدیم . کارهایی شده بود ولی نه در حدی که به توسعه منطقه بیانجامد . وقتی رئیس شورای شهر از دغدغه هایش در ارتباط با عدم امنیت اجتماعی و در نتیجه زندانی شدن زنان و دختران در خانه می گفت یاد کامنتی افتادم که یکی از دوستان درپی درج مطلب " عسلویه محلی برای زندگی " گذاشته بود . گفتیم :آمده ایم تا دست زنان شما را بگیریم و برای رشدشان برنامه داریم . گفتند قدمتان بر چشم دستتان را می بوسیم و آماده خدمتیم . محرومیت در کنار توسعه اقتصادی چقدر زشت و کریه است . انجمن زنان کارآفرین قصد توانمند سازی زنان بومی منطقه را دارد که بیش از دیگران از محرومیت رنج می برند .