زنان به آساني گول مي خورند؟
بعضي تصور مي كنند زنان موجودات ضعيف و ناآگاهي هستند كه به سادگي مي توان آنها را فريفت!
پس اين بعضي ها براي اين كه بتوانند زنان را بفريبند تلاش مي كنند زنان ضعيف بمانند و با هر گونه توانمندسازي آنان مخالفت دارند. بنابراين اگر مخالفتشان با اصول انساني و اسلامي در تناقض باشد، به دنبال بهانه ها و دستاويزهايي مي گردند. مثلا مي گويند: زنان موجودات لطيفي هستند، مانند گل، سرشار از احساسند، ظريفند و توان ناملايمات را ندارند، هر كاري با روحيه لطيفشان سازگار نيست، خيلي از كارها دون شان آنهاست و... به اين ترتيب حوزه هاي كاري زنان محدود و محدودتر مي شود.
همچنين اين بعضي ها از آگاهي بخشي به زنان هم ناخرسندند. تحصيل و سوادآموزي براي دو نسل قبل از ما امر مكروهي بود چرا كه آنرا منشا فساد و فحشا مي دانستند. امروزه كسي جرات مقابله مستقيم با تعليم و تعلم زنان را ندارد. بنابراين بهانه مي آورند كه:
هر رشته اي مناسب روحيه ظريف و لطيف دختران نيست. رشته هاي خشن، سخت، و پردردسر كه هيچ آينده شغلي را هم براي دختران تضمين نمي كند، به درد آنها نمي خورد و يا اينكه: دختران باسواد همسر كم سواد نمي گزينند و بي شوهر مي مانند! واويلا! و گاهي هم پسران را به ميدان مي آورند: دختران زياده خوان زياده ستان جاي ما را تنگ مي كنند! و ....
خب معلوم است اگر زنان آگاه شوند گول نمي خورند و يا حداقل به سادگي گول نمي خورند. پس نبايد آگاه شوند. امروز كار به جايي رسيده كه اين بعضي ها رسما تصميم دارند اقدامات فريب آميز خود را با داعيه دفاع از زنان مظلوم به جامعه زنان تحميل كنند. نمونه بارز آن طرح كاهش ساعت كار زنان: ظاهر قضيه كمك به زنان، حقيقت امر تسريع خانه نشيني زنان.
مي توان پذيرفت تنها با لفاظي و واژه پردازي زنان فريب بخورند؟