جای خالی زنان در منطقه ویژه اقتصادی

بالاخره روز شنبه 29 مرداد ماه هم رسید و ما طبق قرار قبلی برای رسیدن به پرواز عسلویه ساعت پنج و نیم صبح به فرودگاه رفتیم. تعدادی از دوستان قبل از ما رسیده بودند و بقیه هم به تدریج رسیدند. خانم های کارآفرین حتی خانم پارسی که نیم شب از رشت به سمت تهران حرکت کرده بود کاملا سرحال و بانشاط بودند. اعضای کمیته اشتغال دفتر هم خوشحال از این ملاقات صبحگاهی منتظر فرارسیدن زمان پرواز بودند و تا خانم زارع معاون دفتر کارتهای پرواز را از هماهنگ کننده منطقه ویژه دریافت کند من حاضرین را به خبرنگاران نازنین که از خواب نوشین بامداد رحیل برای بازنماندن از سبیل عسلویه گذشته بودند، معرفی کردم. آنقدر از جو مردانه مقصد مورد نظر شنیده بودم که وقتی چند دختر جوان را در اتوبوس فرودگاه دیدم، تعجب خود را ابراز داشتم. وقتی به منطقه رسیدیم در فوردگاه علاوه بر مسوولین تشریفات یکی دو خانم هم به استقبال آمده بودند ولی هنوز لبخند رضایت از لبانمان محو نشده معرفی شدند مشاورین محترم فرمانداران دیرو کنگان! و مشاور استاندار بوشهر هم در ورودی شهر به ما رسید و گفت فرصت خوبی بود که خانم های استان هم در جریان آنچه در این جا گذشته قرار گیرند.

تازه در سالن مرکزی اداری منطقه ویژه بود که دریافتیم بخشی از همسفرهای ما دانشجویان رشته های مرتبط با صنعت نفت و گاز و پتروشیمی هستند. بعد از گزارش تصویری بازدید ما از فازهای 6، 7، 8، 9 و 10 و نیز مجمتع بندری پارس و پروژه های پتروشیمی آغاز شد و در هر قسمت مسوولین آن حوزه توضیحاتی ارائه می کردند که در همان بدو امر با سوالات متعدد تخصصی خانمهای هیات بازدیدکننده مواجه شدند. سوالاتی که بعضا توان پاسخگویی به آن را نداشتند. البته بحثهایی هم در ارتباط با عدم حضور زنان در منطقه درگرفت که این نخود موجب کنجکاوی پسران دانشجو شد و از ما خواستند در مورد علت حضورمان در منطقه برایشان بگوییم بنابراین بنده از اتوبوس بزرگ و مجهزی که برای بازدید خانمها تدارک دیده شده بود به وسیله نقلیه آقایان که کوچکتر بود رفتم و یک بحث گروهی داغ شروع شد اندر باب توانمندی زنان و قابلیت هایی که امکان بروز ندارد و البته شاهد مثال ما هم زنان کارآفرین همراهمان بودند که در دوره های کشاورزی، دامپروری، صنعت، تجارت و غیره به توفیقاتی دست پیدا کرده بودند بنابراین بچه ها بحث را به حوزه سیاست کشاندند که چرا زنان تحرک و پویایی در این زمینه ندارند. بحثی که با زمان در اختیار ما قابل ورود نبود و به تدریج حواشی سفر جذاب تر می شد ولی ما طبق درخواست و اصرار خود قرار بود با زنان شاغل در منطقه ملاقات کنیم و در جریان مسائل و مشکلات آنها قرار بگیریم و این دیدار و گفتگو در وقت نهار انجام شد. طبق معمول آنها را به راهکار همیشگی رهنمون شدیم:
تشکیل یک NGO برای پیگیری مسائلشان و برای فراهم آوردن زمینه های رشدشان (بلوغ اجتماعی در کنار مشارکت اقتصادی). سفر خیلی خوبی بود. کوتاه و مفید با همسفرانی استثنایی. گفتنی ها زیاد است می ترسم از حوصله شما خارج باشد.

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 31 مردادماه 1384
لينك مطلب