جوجه های نوشی
امروز دیر بود وقتی متوجه شدم که جوجه های نوشی را ازش گرفته اند. امیدوارم خیلی زود آنها را برگردانند و امیدوارم که چنین کابوسی دیگر در زندگی شان تجربه نشود. هم نوشی و هم مادران دیگری که همدرد او هستند و هیچ کس از آنها حمایت نمی کند.
پ.ن. لازم دیدم توضیحی از ماجرا بدهم: نوشی از همسرش جدا شده است و پسر و دخترش طبق قانون تا هفت سالگی تحت حضانت او هستند. نوشی در وبلاگش از زندگی روزمره اش و بیشتر از خوشی های کوچک زندگی با دو فرزندش می نویسد. روز جمعه پدر بچه ها با حکم دادگاه و مامور برای بردن بچه ها می آید. حکم این بوده که پدر هر هفته روز جمعه هشت ساعت بچه ها را پیش خود ببرد. اما تا این لحظه جوجه های نوشی پیش او برنگشته اند و خبری از آنها ندارد. این خلاصه ماجرا بود.