غم بزرگ ...

غم بزرگی در دلم خانه کرده است نمی دانم چه بنویسم و از کجا بنویسم چه عذری برای کم کاری در سایت زنان بیاورم می خواهم با تمام وجود فریاد بکشم که من و امثال من در ستاد دکتر معین ؛ که هر روز تا ساعت یک نصفه شب سرکار بودیم هرچه در توان داشتیم انجام دادیم و از هیچ کاری فروگذار نکردیم و این مساله را با تمام وجودم فریاد می کشم ...

غم بزرگی در دلم خانه کرده است نمی دانم چه بنویسم و از کجا بنویسم چه عذری برای کم کاری در سایت زنان بیاورم می خواهم با تمام وجود فریاد بکشم که من و امثال من در ستاد دکتر معین ؛ که هر روز تا ساعت یک نصفه شب سرکار بودیم هرچه در توان داشتیم انجام دادیم و از هیچ کاری فروگذار نکردیم و این مساله را با تمام وجودم فریاد می کشم ...
هنوز از بهت انتخابات بیرون نیامده ام در عالمی سیر می کنم که نمی دانم به کجا ختم می شود .جمعه شب تا ساعت دو نیمه شب که سرکار بودم و نتایج اولیه شمارش را در سایت منعکس می کردیم به امید پیروزی دکتر معین به خانه رفتم و وقتی شنبه صبح به سرکار آمدم با دلهره ای شدید به زیر زمین دوست داشتنی و پر خاطره ام رفتم . زیر زمینی که برای من پر از خاطره بود خاطره ای که دیگر تکرار نمی شود .
بهت و اشک را در چشمان دوستانم دیدم و باتمام وجودم گریستم که همان وقت یکی از همکارانم گفت گریه کن چون ما از صبح که نتایج آمد گریستیم .حال وزارت کشور یا شورای نگهبان هرچه می خواهد بگوید ولی من ایمان دارم که تقلب گسترده ای درآرا دکتر معین رخ داده است اما دریغ و درد که محلی از اعتراض در کشور دموکرات ایران وجود ندارد .
به هرحال هر بازئی برنده و بازنده دارد و انتخابات نیز مستثنا نیست و من به فردائی روشن چشم دوختم فردائی که باید برای تحقق آن تلاش کرد تا در انتخابات دیگر عوام فریبی جائی نداشته باشد و مردم پاک ایران معین صادق را به احمدی نژاد ظاهرفریب نفروشند....


نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 31 خردادماه 1384
لينك مطلب