دغدغه هاي شب يلدايي

در روزهاي سختي زندگي مي كنيم.روزهاي تعيين سرنوشت . سالها در راه رسيدن به روزي كه "ميزان راي ما باشد" و" ما حاكمان بر سرنوشت خويش" باشيم ،پدران و مادران و برادران و خواهرانمان جنگيدند ،هزينه كردند ،از جان مايه گذاشتند ...تا به امروز رسيديم؛ هر ايراني يك راي .آنوقت عده اي عافيت طلبانه و عده اي ديگر
ساده لوحانه، جاهلانه وبرخي مغرضانه بر طبل تحريم كوبيدند تا راي مان را پوچ كنند .اي كاش در ميانشان روشنفكران نبودند .اي كاش فعالان سياسي اجتماعي نبودند.اي كاش ...اي كاش يك مشت ساده لوح و كم سوادي كه شايد اصلن ندانند "دموكراسي" را مي خورند يا به تن مي كنند ، بودند ، يا فقط عافيت طلبان ، لوس آنجلس نشينان و هخا ها بودند ...شد آنچه كه نبايد مي شد .نمي دانم، شايد آنها كه مي گويند هيچ فرقي ندارد كه چه كسي رئيس جمهور باشد،اصلن نخواهند بفهمند كه از خاتمي تا احمدي نژاد چند فرسنگ راه است.خوشا به حالشان كه در هر شرايطي كار خودشان را مي كنند !لابد هنوز هم مي گويند : بهتر هم هست ،حاكميت يكدست مي شود!!! راست مي گويند .آخر مجلس هفتم و شوراهاي يكدست گلي به سرشان زد كه خاتمي نزد(؟!!)به آنها تريبون داد ،فرصت داد ...چرا نمي بينم (؟!)
خوشا به حال آنها كه فكر مي كنند : اصلن به ما چه كه رئيس جمهور كه بايد باشد؟مگر اين مسئله ي چند نفر است كه مسئله ي ما هم باشد و برايش وقت تلف كنيم ؟
رئيس جمهور هر كس كه باشد، ما كه خودمان اين همه قدريم و همه كار مي كنيم .خاتمي ؟نه .خاتمي چه كار كرد؟كدام مطالبه ي ما را به رسميت شناخت ...چقدر از اين حرفها شنيديم.مگر نمي گوييم سهم ما را در قدرت نمي دهند .حقمان را مي خورند .حضورمان را به بازي مي گيرند كجا و كي رسم است كه با ناز و قهر سهمي در قدرت به كسي دهند؟
بله احمدي نژاد ها راي دارند هم در ميان راست سنتي و هم تحريميان .هر دو به امثال وي راي دادند.
اما من و ماهايي كه برايمان فرق مي كرد رئيس جمهرمان كه باشد...چه دردي مي كشيم.

چه بايد كرد ؟عدم شركت در انتخابات دور دوم ؟ يا شركت؟
اگر گمان كنيم كه عدم شركت ما چنان تحولي ايجاد مي كند كه ناگهان و به يكباره پايه هاي قدرت تماميت خواهان را به لرزه در مي آورد ،خوابيم .مثل همانها كه خواب بودند و ديگران را هم به خواب مصنوعي واداشتند.
عدم شركت مساوي است با پيروزي قطعي احمدي نژاد،و سلطه ي كامل تماميت خواهان حداقل تا چهار سال بعد.
قطعا كسي چون احمدي نژاد كه بارها در صحبتهايش گفته :مردم براي دموكراسي قيام نكردند و امام هيچ حرفي از دموكراسي نگفته منظورش بازي با واژه ها نيست، اين شخص پلي خواهد بود براي كساني كه از اول با جمهوري مخالف بودند و سالها تلاش كردند تا با غل و زنجيرهاي ظاهرا قانوني چنان كنند كه جمهوري از محتوا خالي شود.شك ندارم كه احمدي نژادها در اولين فرصت پايه هاي تبديل "جمهوري اسلامي" به "حكومت اسلامي" را بنيان خواهند نهاد. با اين وصف و با عملكرد كاملن معلوم اين طيف فكري ،تا مدتها بايد فاتحه ي هر گونه آزادي سياسي ،اجتماعي و فرهنگي و حتي اقتصادي را خواند، چه رسد به توسعه ي سياسي ، اجتماعي .
پس تنها راه چاره شركت در انتخابات است .سه گزينه هست :راي به هاشمي يا راي سفيد و يا راي مخدوش.
اگر راي مخدوش دهيم هيچ سود و هيچ منفعتي براي هيچ طرف ندارد .مگر آنكه كسي براي اداي تكليف شرعي فقط پاي صندوق رفتن را تكليف خود بداند(؟).
اگر راي سفيد دهيم ،علاوه بر اداي تكليف بر آراء ماخوذه هم افزوده ايم .و در نهايت از درصد راي رئيس جمهور منتخب كاسته ايم .كه در دور دوم انتخابات درصد راي به لحاظ قانوني اصلن مهم نيست و از نظرهيچ يك از اين دو كانديداي موجود هم همينطور .بالاخره قدرت را تحويل مي گيرند و قانونا همان ميزان اختيارات دارند كه رئيس جمهور بيست و دو ميليوني.و از طرفي اگر گمان كنيم كه راي پايين ،مشروعيت رئيس جمهور را با مشكل مواجه مي كنند ،همان خطايي را مرتكب شده ايم كه تحريميهاشدند .اگر آنجا جواب داد اينجا هم ميدهد.وانگهي مگر مجلس هفتم كه راي كمتر از سي درصد مردم را دارد قانونهايش كمتر از مجلس ششم" قانون" است و تفاوتي براي مردم دارد؟!
و اما گزينه ي آخر راي به هاشمي .اما پيش از آن: اصلاح طلبان پيش از آنكه عجولانه علم حمايت از هاشمي را به پا كنند بايد يك احتمال را قويا بررسي مي كردند :انصراف هاشمي و بالا آمدن كروبي.
دراين دو روز همان گونه كه بر مدافعان كروبي و معين گذشت ،چندين بار سخت تر بر مدافعان هاشمي گذشت تا جايي كه زمزمه هاي انصراف هاشمي شنيده شد. متاسفانه در طول اين سالها آنقدر تيغ انتقاد از خاتمي تيزشد كه عملكرد 8 ساله ي دولت هاشمي و عملكرد به شدت محافظه كارانه ي وي در 8 سال رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام فراموشمان شد و اين فراموشي آنچنان چهره ي دولت سردار سازندگي را تطهير كرد كه حالا او را در شمار اصلاح طلبان مي آورند!
شايد بهتر باشد عملكرد هاشمي را يكبار مرور كنيم تا بتوانيم تخمين زنيم كه با حمايت از وي از سوي اصلاح طلبان چه ميزان از مطالبات مان برآورده خواهد شد.اگر ارزيد شرط عقل است كه ائتلاف كنيم و در كابينه ي احتمالي سهممان را بخواهيم.
* در دولت 8 ساله ي هاشمي هيچ خبري از آزاديهاي سياسي نبود .در اوايل دولت وي شوراي نگهبان و نهادهاي انتصابي با تمام توان خود چنان در فضا سازي عليه جناح چپ كوشيدند كه مجلس چهارم را مجلسي يكدست از راست آرايش كردند.همان زمان كه هواداران هاشمي فرياد مي زدند :"مخالف هاشمي مخالف رهبر است مخالف رهبري دشمن پيغمبر است" و از تريبونهايشان و صدا و سيما در گوش مردم مي خواندند كه :به فتنه گران راي ندهيد..نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نا محرمان بيفتد ... كه منظور از فتنه گر و نا اهل همانا جناح چپ بود.
* هاشمي در حوزه ي فرهنگ هم كاري نكرد .خاتمي وزير وي بود اما با فشار راست به راحتي استعفاي وي را پذيرفت ،بي آنكه ذره اي براي وزيرش خرج كند.و بعد وزارت را به دست لاريجاني و سپس مير سليم سپرد.
* در وزارت خارجه هم قدمي بي اجازه ي رهبري و راست بر نمي داشت.
* تنها روزنامه ي غير حكومتي در دوران وي سلام بود كه بارها به دادگاه كشانيده شد،عباس عبدي دوره ي طولاني اولين زندانش را در زمان وي گذرانيد و بعد به طور غير رسمي ممنوع القلم شد ،بسياري از نويسندگان سلام تهديد شدند تا با سلام همكاري نكنند براي آنكه روزنامه به طور طبيعي فلج شود.همه ي اينها از سوي وزارت اطلاعات هاشمي و با هماهنگي راستي ها انجام ميشد. و آن موقع در زمان دولت آقاي هاشمي هيچ خبري از آزادي بيان نبود تا از يك روزنامه ي غير حكومتي و مستقل بشود دفاع كرد.
* برنامه ي به دره انداختن اتوبوسي از نويسندگان و روشنفكران ،در وزارت اطلاعات وي ريخته شد.
* وارد كردن وزارت اطلاعات در معاملات اقتصادي و آلوده كردن اطلاعات در زمان وي بنيان نهاده شد.
* در دوره ي 8 ساله ي دولت خاتمي ،دولتي كه هر 9 روز يك بحران را پشت سر گذاشته است،چه كسي به ياد دارد كه آقاي هاشمي به عنوان نفر دوم مملكت،و شخصي با نفوذ سخني در دفاع از دولت خاتمي گفته باشد؟
* چه كسي به ياد دارد كه هاشمي در دفاع از مجلس ششم چيزي گفته باشد؟براي ازادي لقمانيان نماينده ي مجلس قدمي برداشته باشد؟
* حتي يكبار از زنداني شدن امثال گنجي اظهار تاسف كرده باشد؟
* از بستن فله اي روزنامه ها نگران شده باشد؟
* از برخوردهاي غير قانوني لباس شخصي ها ابراز نگراني كرده باشد؟
* بر عليه رفتار غير قانوني شوراي نگهبان در انتخابات مجلس هفتم سخني گفته باشد،از تحصن دفاع كرده باشد؟ جز آنكه سخنگوي در بست رهبري بوده و از قضا از تريبون نماز جمعه آن مي گفت كه مذاق آن طيف را خوش آيد.حتي يكبار هم در دفاع از حقوق مطبوعات ،و يا مخالفت با محاكمه ي برخي از آنها در دادگاه ويژه ي روحانيت و يا در دادگاه بدون هيات منصفه هيچ نگفت.در بسياري از موارد اختلافي ميان شوراي نگهبان و مجمع ،زيركانه راي جمع را به سمت شوراي نگهبان هدايت كرد تا خاطر رهبري آزرده نشود.مثلن در تحديد نظارت مجلس بر نهادهاي منصوب رهبري.* در فضاسازي هاي راست از ماجراي كنفرانس برلين ،به زندان رفتن ناعادلانه ي شركت كنندگان هاشمي هيچ نگفت.
* در محكوم كردن نيروهاي خودسر و اعمال غير قانوني آنها هيچ نگفت.
* و...
پس هاشمي ميانه اي با توسعه ي سياسي ندارد،اعتقادي هم به آن ندارد .اما به لحاظ آزاديهاي اجتماعي و اقتصادي البته با احمدي نژاد متفاوت است ،آنهم تا وقتي كه خلاف آن را از او نخواهند.با اين اوصاف راي ما بي آنكه سهممان در قدرت تضمين شود،كدام مطالبه و خواسته ي ما را برآورده مي كند؟
و اما گزينه اي كه متاسفانه ناديده گرفته شد انصراف وي و بالا رفتن كروبي.
كروبي را در مقايسه ي با معين آنقدر نالايق جلوه دادند كه همه ي تلاشهاي جسورانه ي وي هم در دفاع از اصلاحات و اصلاح طلبان ناديده گرفته شد.اما در مقايسه با هاشمي كه هيچ تره اي براي اصلاح طلبان خرد نكرده و نمي كند و نخواهد كرد ،آيا كروبي گزينه ي بهتري براي ائتلاف نبود؟آيا كروبي به اصلاح طبان نزديك تر نبود؟
كروبي لااقل اگر بر سر ائتلاف توافق مي شد به توافق متعهد مي ماند ،اما از آقاي هاشمي با آن سوابق چطور انتظار داريم كه وزن اصلاح طلبان را به رسميت بشناسد ؟ و از آنها در برابر تندروهاي راست حمايت كند.او قطعن خاتمي نخواهد بود.
اصلاح طلبان هيچ تلاشي در متقاعد كردن وي براي انصرافي كه خود وي به آن متمايل بود و محتمل هم بود نكردند .هاشمي مي داند كه رهبري با احمدي نژاد است و نه با او.اما اصلاح طلبان به سادگي خاطر او را آسوده كردند .اي كاش صبر مي كردند تا با وي در موضعي برابر بنشينند و سهم اين طيف از راي دهندگان را تضمين كنند.
چه بايد كرد؟راي به هاشمي داد و اينهمه را به فراموشي سپرد ؟؟!چه شبهاي طولاني تا شنبه ي بعد خواهم داشت .پر از دغدغه ها و دلمشغولي ها ، طولاني و تمام نشدني.طولاني ترين شبهاي سال من ...
چه آزمون سختي پيش روي ماست .خدايا ما را آن ده كه آن به .


نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 30 خردادماه 1384
لينك مطلب