جنبش بی سر

در بحبوحه انتخابات و گرامی داشت اقشار مختلف مردم توسط کاندیداهای محترم ریاست جمهوری و برگزارکنندگان محترم انتخابات و از جمله شورای محترم نگهبان که با گشاده دستی مجلس محترم، همه اسباب لازم را برای تایید صلاحیت کاندیداها و نظارت بر حسن اجرای انتخابات در اختیار دارد، قابلیت و صلاحیت و مدیریت و کفایت نسوان محترمه توسط شورای محترم و سخنگوی محترم و اعضای محترم آن زیر سوال می رود و هیچگونه خبری از جنبش نیست که نیست

چند سالی است که در محافل روشنفکری مساله «جنبش زنان» محل اختلاف و مناقشه است. عده ای بر آنند که در ایران جنبش زنان وجود ندارد و آن چه که هست ویژگی های یک جنبش اجتماعی را ندارد. عده ای دیگر برآشفته از این نظریه رسما اعلام می کنند که جنبش زنان وجود دارد اما در شکل و قالبی متفاوت از دیگر جنبشها و متفاوت از آنچه در غرب وجود داشته است. وقتی هم که از رهبری این جنبش سوال می شود می گویند جنبش زنان سر ندارد. همانطور که خود اصلاحات بی سر است.
بحثهای علمی در این زمینه را به علمای جامعه شناس و اگذار می کنم اما سوالی که هر از چند گاه ذهن جستجوگر مرا (که خود را مدافع حقوق بشر و در نتیجه حقوق زنان می دانم) درگیر می کند این است که گیریم جنبش زنان در ایران بی سر است اما آیا قلب تپنده ای دارد که وقتی حق زنان در روز روشن تضییع می شود، خونش به جوش آید و اندامی که به حرکت درآیند و حلقومی که فریاد در آن نخشکد. اعتقاد من این است که زنان و مردان زیادی در گوشه گوشه ایران با حداقل امکانات و لوازم برای احقاق حقوق زنان فعالیت می کنند و ادعایی هم ندارند. اما هر جا که لازم شده فریادی برآورند و یا تلاش و حرکتی جمعی انجام دهند دریغ نکرده اند و از هر فرصتی هم برای طرح مطالبات زنان استفاده کرده اند. روی سخنم با برخی مدعیانی است که بی توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی کشورمان و فرصتها و تهدیدها، تنها چشم به مدلهای از مابهتران دوخته اند. استفاده از تجربیات جهانی در جای خود مغتنم اما به قطع و یقین آنچه دیگران کرده اند عینا و تماما برای ما قابل نسخه برداری نیست. برگردیم سر اصل مطلب:
در بحبوحه انتخابات و گرامی داشت اقشار مختلف مردم توسط کاندیداهای محترم ریاست جمهوری و برگزارکنندگان محترم انتخابات و از جمله شورای محترم نگهبان که با گشاده دستی مجلس محترم، همه اسباب لازم را برای تایید صلاحیت کاندیداها و نظارت بر حسن اجرای انتخابات در اختیار دارد، قابلیت و صلاحیت و مدیریت و کفایت نسوان محترمه توسط شورای محترم و سخنگوی محترم و اعضای محترم آن زیر سوال می رود و هیچگونه خبری از جنبش نیست که نیست و اخیرا طبق ضرب المثل مشهور «عادت می کنیم» انگار گوشها به این آوایی که در ابتدا کریه بود و اکنون مطنطن و موقر عادت کرده و هیچگونه عکس العملی از بنی بشری مشاهده نمی شودو اعضا جنبش هم گوئیا پنبه ای آلوده به موم اعلا (از آن نوع که زنان کارآفرین تولید می کنند) در گوشها چپانده اند که اعصابشان راحت باشد و این نیز بگذرد. حساب ناقضین حقوق زنان هم عجالتا بماند تا بعد از انتخابات که رسیده شود به نرخ روز!

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 31 اردیبهشتماه 1384
لينك مطلب