قصه باشگاه دختران جوان -2

قسمت اول قصه باشگاه دختران جوان
...بچه ها اما ناامید نشدند و هم زمان با این رفت و آمدها فعالیتها شکل می گرفت و عملیاتی می شد: تشکیل جلسات مستمر برنامه ریزی، اردوهای آموزش شبانه روزی، دوره های کوتاه مدت و کلاسهای مختلف فرهنگی-هنری، تشکیل گروههای مشورتی و نشستهای هم اندیشی، برگزاری جشن دو روزه اعلام موجودیت (همان برنامه به یاد ماندنی در مجموعه فرهنگی شقایق)، برگزاری همایش ها، سمینارها، نمایشگاهها، برگزاری جشن بزرگ دختران از سراسر کشور با حضور رییس جمهور، چاپ ویژه نامه ها و بولتن های داخلی، برگزاری مسابقات، راه اندازی سایت باشگاه، هماهنگی برای ایجاد شبکه باشگاههای دختران در سراسر کشور و ...

هر چه کارها گسترده تر می شد، مشکلات بیشتر خود را می نمایاند ولی هیات موسس با جدیت کار را ادامه می دادند و دهها تن از اعضای باشگاه ایشان را همراهی می کردند تا زمانی که.... سازمانهای غیر دولتی جوانان پا گرفتند و بچه های باشگاه در مواجهه با آنها قرار گرفتند و حرف و سخن ها آغاز شد و سوالاتی که مطرح می شد: به راستی باشگاه دختران NGO است؟ یا GONGO؟ منابع مالی اش از کجا تامین می شود؟ جایگاه حقوقی اش کجاست؟ اصلا چرا تشکیل شده؟ چرا اینقدر توان و قدرت دارد؟ چه کسانی از آن نفع می برند؟ و سوالاتی از این دست.
یک روز یکی از بچه های باشگاه به دبیر باشگاه که با نگرانی ودلواپسی روند رشد این مولود خجسته را می پایید و منتظر بلوغش بود گفت: ما دیگر از طعنه های دوستانمان خسته شده ایم و باید تکلیفمان را روشن کنیم. یا وابسته به دولتیم و این را صراحتا اعلام می کنیم و منافع و مضارش را با هم می پذیریم و یا کاملا مستقلیم که این را هم اعلام می کنیم و تبعاتش را قبول می کنیم. از آن روز بحث ها و گفتگوها و مشاوره ها و مجادله ها شروع شد و نهایتا رای اکثریت بر آن قرار گرفت که باشگاه بدون وابستگی به مراکز دولتی به عنوان یک نهاد مدنی کارش را ادامه دهد. اساسنامه نوشته شد، مجمع عمومی تشکیل شد، انتخابات برای تعیین هیات مدیره موقتی که کارها را تا ثبت باشگاه پیگیری کند صورت گرفت و همه شاد و راضی محل موقت باشگاه را ترک گفتند. از شما چه پنهان بچه ها از کارهای مداوم و سخت که باید داوطلبانه انجام می گرفت کمی خسته شده بودند. عده ای هم فکر می کردند با توجه به نیاز مالی بعضی بچه ها و نیز تنگناهای مالی انجمن می توان مسیر دیگری را دنبال کرد و گرفتن مجوز موسسه فرهنگی برای انجام فعالیتهای انتفاعی را راه حل می دانستند...
داستان ادامه دارد..

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 31 فروردینماه 1384
لينك مطلب