جای زنان در اقتصاد آزاد کجاست؟
یکی از دوستان برای مطلبی که تحت عنوان الگوهای مردانه مدیریتی نوشته بودم کامنتی گذاشته بود که به نظرم می آید جای بحث دارد. بنابراین با اجازه آقای حامد قدوسی، نظرشان را عینا نقل می کنم و پاسخی کوتاه می دهم تا اگر خواستند به بحث ادامه دهند.
«من یکی از مشکلاتم با دوستان فمینیستم این است که واقعیت های بی رحم اقتصاد را در نظر نمی گیرند. متاسفانه یا خوشبختانه بازار آزاد ویژگی مسکولین (انگلیسی بخونید) دارد یعنی هر کسی دست برتر داشته باشد باقی می ماند. شرکتی که چنین انعطاف هایی را از خود نشان بدهد فورا هزینه هایش نسبت به شرکت های رقیب بالاتر می رود و از دور رقابت حذف می شود. این یک بسیار مهم است که جامعه بشری با ویژگی های مسکولین (ببخشید ترجمه فارسی رسایی برای این کلمه نمی دانم) اداره می شود و نه فمینین. این یک مانع بزرگ برای بالا بردن سطح فعالیت زنان. است که اگر به آن توجه نشود منجر به ایده های تخیلی یا غیرپایدار می شود.»
آقای قدوسی در اینکه بازار آزاد ویژگی مردانه دارد (دقیقا همان چیزی که مد نظر من بود) شکی نیست. ولی احتمالا با اینکه آیا متاسفانه چنین است یا خوشبختانه، با شما هم نظر نیستم. نوشته اید هر کسی دست برتر داشته باشد باقی می ماند. کاملا درست است و این چیزی شبیه همان قانون جنگل است که برای تعدیل و قانونمند کردن و «انسانی» کردن آن از قرن نوزدهم تا به امروز انواع و اقسام اعتراضات، انقلابات، تئوریها و قوانین و مقررات ظاهر شده اند و تا حدی نیز توانسته اند فاکتور انسانی را که در نقد شما از قلم افتاده بود به اقتصاد بازار آزاد اضافه کنند. نمی خواهم وارد این بحث بشوم که اقتصاد بازار آزاد خوب است یا بد. تنها می خواهم به یک نمونه اخیر اشاره کنم که دولت نروژ اخیرا اعلام کرده است که شرکت هایی را که حداقل 40 درصد اعضای هیات مدیره آنها زن نباشد منحل خواهد کرد. خوشحال می شوم که نظرتان را در مورد اعمال فاکتورهای انسانی و حقوق بشری در بازار آزاد بدانم.