زنان از ديد مردان(3)

ابن عربي كه از اعاظم اوليا و عرفا و از افاضل فقهاي اسلام است ...در مورد مقام زن نظرات مبسوطي دارد كه از آن جمله است*:
وي داستان آفريده شدن حوا از دنده ي آدم را نقل مي كند و با توجه به داستان مزبور توضيح ميدهد كه :...مرد كل و فاعل است و زن جزء و منفعل از او و فاعل از حيث فاعل بودن بر منفعل برتري دارد .ولي اين برتري فقط از جهت حقيقت يعني واقعيت و اصل ايجاد است نه در آنچه عارض آنها مي شود يعني فضايل و كمالات، كه آنها از اين حيث با هم برابرند.
وي به كرّات از كمال زنان سخن مي گويد و اصرار مي ورزد كه با وجود اينكه مردان را درجه اي است بر زنان ولي آن درجه ي وجودي است ، كه زايل نمي شود نه درجه ي كمال كه ميان زن و مرد مشترك است(فتوحات مكيه،ج3،باب90،ص256)
ابن عربي باز هم در فتوحات، آنجا كه اسرار حج را مي نويسد ،مي گويد كه اين نقصان درجه ي وجودي، قادح كمال زن نيست و در توجيه آن مي نويسد: نسبت مردي كه آدم است به آنچه كه از آن خلق شده يعني خاك دقيقا همان نسبت حوّا است به آدم يعني همان طور كه آدم در درجه ي ايجاد ،پايين تر از خاك است ،ولي اين نسبت ترابي و خاكي و به عبارت ديگر همان نقصان وجودي، مانع كمال آدم نشد،...نقصان وجودي زن هم نسبت به مرد مانع كمال نمي باشد.
به عقيده ي وي منزلت زن نسبت به مرد ،درست مانند منزلت طبيعت است نسبت به امر الهي(مقصود از طبيعت نَفَس الرّحمان است)يعني زن محلّ وجود اعيان ابناء نوع انساني است،همچنانكه طبيعت محلّ ظهور اعيان اجسام است كه در طبيعت تكوّن مي يابند و از آن پديدار مي گردند....زنان محلّ انفعال تكوين اتمّ صور يعني صورت انساني هستند كه صورتي كاملتر از آن نيست.
ابن عربي شأن زن را تا بدانجا بالا مي برد كه فرزند را ملحق به مادر و از آن او مي داند.
در خصوص عقيده ي ابن عربي به تساوي زن و مرد اين را هم بيافزاييم كه او قائل به جواز امامت زن در نماز جماعت براي مردان بوده است.(فتوحات ،باب في معرفة أسرار الصلوة و عمومها)
اين عارف فقيه براي ترفيع مقام و تثبيت كمال بانوان، علم به قدر و ارزش آنان را در نظام آفرينش از اسرار اختصاص به شمار ميآورد كه خداوند آن را به اشخاص مخصوصي از اولياء اللّه و انبياء از جمله محمد(ص)و موسي(ع) عنايت فرموده است.
ابن عربي محبت زنان را ميراث نبوي مي داند و مي گويد :حق تعالي قلب او(پيامبر) را محبّ زنان گردانيد و در شرح حديث نبوي كه مي فرمايد:« حبّب اليّ من دنياكم ثلاث:النّساء و الطيّب و جعلت قرّة عينييّ في الصّلاة» لطايف و نكات شنيدني و خواندني دارد از جمله اينكه: روايح اصل تكوين عالم درايشان (زنان)است و صاحب مقام و مرتبه ي امومت و مادري هستند و بوي مادري كه الذّ روايح و خوشترين بويها ست از آنها استشمام مي شود ...

شنيد ني است كه ابن عربي مي گويد: من در آغاز دخولم به اين طريق( تصوّف) بيش از همه به زنان كراهت مي داشتم و حدود هيجده سال بر اين حالت بودم تا اين مقام را شهود كردم و با وقوف به حديث نبوي (حبّب ...)و با توجه به اينكه پيامبر به اقتضاي طبيعت و شهوت زنان را دوست نمي داشته بلكه حب ّ او از تحبيب الهي بوده ،به زنان محبت ورزيدم و اكنون بيشتر از همه به آنان مهر مي ورزم و بيشتر از همه حقوقشان را رعايت مي كنم زيرا اين از روي بصيرت و تحبب الهي ست نه حب طبيعي.
* اقتباسي ا ز مقاله ي دكتر محسن جهانگيري با عنوان مقام زن در عرفان ابن عربي در حدود شريعت،كه در ماهنامه ي فلسفه نشريه ي گروه فلسفه دانشگاه تهران،82 به چاپ رسيده است.(ادامه دارد)

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 28 فروردینماه 1384
لينك مطلب