الگوهای مدیریتی مردانه
یکی از مباحثی که امروز در جلسه کمیسیون زنان مشارکت مطرح شد این بود که در ایران «الگوهای مردانه مدیریتی» حاکم است و این خود مانعی برای ارتقاء زنان به شمار می رود. به این معنی که شرایط کار برای زنان متاهل و به خصوص بچه دار فراهم نیست و کار برای مردان یا زنان مجرد تعریف شده که مسوولیت خانه و خانواده ندارند. دکتر خانیکی می گفت وزیر امور خارجه کروواسی خانمی است که سرپرست یک وزارتخانه دیگر هم هست و این خانم یک بچه چهار ساله و یک بچه سه ماهه دارد. آیا زنی در ایران با این شرایط می تواند مسوولیتی چنین سنگین را عهده دار شود؟
چند روز پیش با یکی از دوستانم صحبت می کردم که به تازگی شرکتی تاسیس کرده است. این دوستم یک کودک سه ساله دارد، مهندس کامپیوتر است و پیش از این خودش کارمند شرکت دیگری بود. به خاطر دارم که همیشه نگران بود که نتواند به خوبی برای دخترش مادری کند. مهدکودکی که برای دخترش پیدا کرده بود یک ساعت زودتر از محل کارش تعطیل می شد و او نتوانسته بود شرکت را متقاعد کند که در این یک ساعت بچه اش را پیش خودش نگه دارد. خودش می گفت «شرکتمان مثل کارتون مانسترز اینک، child detector!! دارد و کم مانده دم درش تابلو بزنند: "ورود سگ و بچه ممنوع!!"»
یکی از آرزوهای دوستم این بود که شرکتی تاسیس کند که در آن مادران کار کنند و در کنارش (یا در یکی از اتاقهایش) مهدی برای بچه هایشان داشته باشند. او عاقبت این آرزویش را امسال عملی کرده است ولی هنوز ابتدای راه است و با مشکلات خاص خود هنوز مواجه نشده اند.
دو سال پیش گزارشی می خواندم که در انگلستان شرکت ها و اداراتی را که دوستدار مادر و کودک بوده اند معرفی کرده بود. بعضی از آنها برای دادن مرخصی به مادران و البته پدران انعطاف بیشتری داشتند، بعضی دیگر مهد کودک های داخل محیط کار داشتند و به مادر اجازه شیر دهی گاه و بیگاه می دادند. بعضی ها ساعات کاریشان برای مادران منعطف بود و یا اجازه کار از خانه به مادران می دادند.
اگر الگوهای مدیریتی از این حالت سنتی مردانه خارج شوند و شرایط زنان را در نظر بگیرند، راه حل های فراوانی می توان یافت که به اشتغال و ارتقاء زنان و صدمه ندیدن کودک و خانواده بینجامد.