اجبار،نه!اختيار

انگاراين قضيه ي حجاب اجباري هم از آن مسائلي است كه براي حلش يك قهرمان مي خواهيم.يعني چه كه به زور بخواهيم همه را به بهشت بفرستيم ؟؟اصلن ما چه كاره ايم كه تصميم بگيريم بقيه بايد بهشت بروند يا نه.يك زماني خيلي ها فكر مي كردند اگرهمه ي زنها با حجاب در جامعه ظاهر بشوند جامعه اي سالم و به دور از انحراف خواهيم داشت.(منظور
از جامعه در نگاه طرفداران اين تحليل يعني مردان،يعني" مردان" كمتر به انحراف كشيده مي شوند.و وقتي مردان منحرف نشوند و سرشان به كار گرم باشد جامعه سالم خواهد بود،همه ي جوانها مثل بچه هاي خوب به موقع ازدواج مي كنند ،مردان اصلن تجديد فراش نميكنند چون زنهايي كه آنها را تحريك كنند نيستند.و... در نتيجه بنيان خانواده همچون پيش مستحكم باقي خواهد ماند. )
بيست و اندي سال از اين آزمون گذشته اما شواهد نشان ميدهد كه حجاب داشتن زنان براي منحرف نشدن مردان شرط كافي نبوده .در طول اين سالها راههاي ديگري هم آزموده شده مثل برخورد هاي مقطعي با پديده ي بد حجابي ،برخورد با تهيه كنندگان لباسهاي نا مناسب و مانتوهاي تنگ و ... اما همه نا موفق.لازم نيست وضعيت جامعه امروز را ترسيم كنم...به روشني پيدا است كه اين آزمون هم در ترغيب زنان به حجاب داشتن،هم در پيشگيري از انحرافات جوانان و هم در تضمين سلامت جامعه ، ناموفق بوده است.قصد ندارم در اين چند سطر چرايي ناموفق بودن حجاب اجباري را بررسم.فقط در يك عبارت خلاصه مي كنم و آن اينكه ناديده گرفتن "حق انتخاب زنان" را عنصر مهمي دربي توفيقي حجاب اجباري مي دانم همانگونه كه در بي حجابي اجباري .و به گمانم در اين اجبا رها بيش از همه، زنان محجبه اي كه با اختيار انتخاب كرده اند آسيب ديده اند.
پس از تحرير:
همينجا بگويم گوينده ي مطلب به حجاب اعتقاد دارد. هم خودش و هم نزديكانش همه محجبه هستند ،گفتم كه مبادا برخي افراد معلوم الحال هياهوكنند كه مشكل شخصي است.

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 21 فروردینماه 1384
لينك مطلب