عمرا من به یک نظامی رای بدهم !
پس از مدتها کار فشرده بالاخره فرصتی پیش آمد که با دوستان قدیمی دور هم جمع شویم از آنجائی که ترک عادت موجب مرض است؛ بالاخره بدقولی کردیم و به جهان سیاست گریزی زدیم هرچند این مساله با واکنش ناجور جمع مواجه شد .
بحث انتخاب کاندیداها گرم شده بود و هر کسی نظر خود را اعلام می کرد تا اینکه نهایتا بحث صدا وسیما و متعاقب آن عملکرد آن به خصوص در برنامه صندلی داغ پیش آمد .ظاهرا اشکی که آقای قالیباف در فراق برادرش ریخته بود شدیدا جمع را تحت تاثیر قرار داده بود و عده ای متفق القول شده بودند که قالیباف می تواند کشور را بچرخاند زیرا هم اقتدار دارد و هم توانائی .....
در همین اثنا یکی از دوستان فریادزد که من عمرا به یک نظامی رای بدهم چون در نهایت کشور را با پادگان اشتباه خواهد گرفت (جالب اینجاست که دوستمون همیشه مخالف صحبت در راستای سیاست کشور بود و آن را بیهوده می دانست ).
این صحبت با واکنش جمع روبرو شد و این نظریه به نقد گذاشته شد دوست عزیزمون حرف خوبی زد گفت تمام افراد نظامی یک دیسپلین خاص خود را دارند که گاهی حتی برای فرزندانشان نیز قابل تحمل نیست ما که جای خو داریم و باز تاکید کرد که عمرا من به یک نظامی رای بدهم !
باز وجود این نظریه جای خوشحالی دارد و گرنه بایستی فاتحه ای برای دموکراسی قرائت می کردیم و به زمان قبل از مشروطه و حکومت رضاخانی بازمی گشتیم .