افتخار طرفداری از حقوق زنان

یادداشتی از کریم ارغنده پور

در کشور ما پس از انقلاب اسلامی به موازات تلاش برخی برای وارد شدن نوعی فرهنگ عربی و ممزوج کردن آن در فرهنگ ایرانی، «زن زدایی» نیز از عرصه های اجتماعی مشاهده شد. همانطور که برخی سعی می کردند در محاورات روزمره خود، کلمات عربی را جانشین عبارات فارسی کنند گویی بسان جامعه عرب، اهتمام اعلام نشده ای نیز وجود داشت که زنان را در عمل به پستوها هدایت و آنان را در اندرونی حفظ کند. در نتیجه بیرون آمدن زنان از محیط خانه گویی نوعی هنجارشکنی به شمار می آمد و کار زنان عمدتا منحصر به محیط بسته آموزش و پرورش و تا حدی بهداشت و درمان می گشت. تنها جایی که مشارکت زنان قابل مشاهده بود یکی در راهپیمایی ها و نماز جمعه ها بود و دیگری حضور در برخی مراحل امدادرسانی و کمکهای پشت جبهه ای.

همه اینها در حالی بود که نه از شعارهای اولیه انقلاب چنین رفتاری استفهام می شد و نه در راهبردهای بنیان گذار آن.
وقتی آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید، در مورد همه چیز اعلام نوسازی کرد جز در مورد مشارکت سیاسی و اجتماعی، نتیجه آن هم معلوم بود، زنان همچنان امکان زیادی برای ورود به عرصه های مدیریتی و مشارکت در سطوح بالاتر را نداشتند و نیافتند. آقای خاتمی این ضعف را به خوبی شناخت و آن را در شعارهای تبلیغاتی خود مطرح کرد ولی در عمل جسارت چندانی از خود برای تغییر این بینش نشان نداد. البته انصاف نیست که دوران مدیریت او را با دیگران مقایسه کنیم کما اینکه امکانهای نخستین برای شکوفایی استعدادهای بانوان ایرانی در همین دوره به منصه ظهور رسید ولی انتظارها خیلی بیشتر از آنی بود که آقای خاتمی انجام داد گو آنکه او به دلیل موانع ساختاری که در این رابطه می یافت نه به وزارت زنان رضایت داد و نه حتی به سفارت آنان. این ضعف در دوره دوم ریاست جمهوری او بیشتر خود را نشان داد چرا که از این دوره بسیاری از مشکلات گذشته کمتر شده بود و واقعا امکان مناسبی برای طرح زنان و ایجاد فرصت برای آنها در تجربه مدیریت های کلان فراهم شده بود. ولی او به دلایلی که قانع کننده نبود به چنین چیزی رضایت نداد. حالا باید از ایشان پرسید آیا همه مردانی که او گذارد نمره کامل قبولی آورده اند که او زنان را با توجیه بی تجربگی از صحنه راند؟
حالا نامزدهای ریاست جمهوری برای جلب نظر جامعه نسوان، در مشارکت جویی زنان با یکدیگر به رقابت پرداخته اند و از همه جالبتر سخنان برادر آقای هاشمی رفسنجانی بود که اعلام کرد اگر ایشان رییس جمهور شود سه وزیر زن خواهد گذارد! اگر چه عملی شدن چنین وعده هایی تا حد زیادی غریب می نماید ولی من حتی طرح آنها را هم به نفع زنان می دانم چرا که تا همین حد هم، معنی آن به رسمیت شناختن حق زنان و توانایی آنان در اداره نهادهای عمده است. در عین حال باید گفت که گوش جامعه از این وعده ها پر است و جامعه برای باور شعارهای تبلیغاتی به پیشینه افراد رجوع می کند و آن را معیار صحت و سقم ادعاها قرار خواهد داد.
در سالهای گذشته زنان شناخته تر شده اند که همه ادعاهای گذشته مبنی بر عدم خودباوری و بی تجربگی و ضعف زنان را باطل ساخته اند. یکی از نمونه های بارز آن خانم «شیرین عبادی» است.شیرین عبادی نمونه یک زن شجاع، فهیم، مجرب و دنیادیده است، از تلاشهای حق جویانه، انسان دوستانه و اجتماعی او اگر بگذریم –که همگی در جای خود ستایش انگیز هستند- مواضع او طی سالهای گذشته نمونه مناسبی را از درایت و ادراک به نمایش می گذارد (که به جرات می توان گفت بعید است بسیاری از مردان مدعی سیاست فهمی در این سطح قابل قیاس با او باشند). از نمونه های دیگر مایلم در اینجا نام خانم حقیقت جو را مطرح کنم که واقعا نام با مسمایی دارد، شجاع و صریح و قاطع است، و می داند چه می خواهد و بدون هراس، می گوید آن چه را که فکر می کند باید بگوید. از این دست بسیارند که نام همه آنها در اینجا نمی گنجد. در عرصه روزنامه نگاری نیز زنان زیادی مطرح شده اند که همگی قابلند و هیچ چیزی کمتر از مردان ندارند و فکر می کنم اگر اوضاع خراب نشود در کمترین زمان ممکن، تعداد زنان روزنامه نگار از مردان فزونی بگیرد.
به نظر می رسد زنان هم اکنون در دو عرصه تلاشهای خود را متمرکز کرده اند. یکی تلاشهایی است که برای احقاق حقوقشان انجام می دهند که حوزه وسیعی دارد و دیگری در مرحله اثبات توانمندیشان. در هر دو این زمینه ها، کار انجام نشده زیاد است، موانع نیز گسترده است ولی افق روشن است. راهی است که پیمودن آن فقط وظیفه زنان نیست، یک وظیفه انسانی است و جنسیت در آن مطرح نیست. همه ما به صفت انسانیت موظف به دفاع و حمایت از حقوق یکدیگر هستیم، چه زن و چه مرد. راهی است که تا بیکرانه و خورشید کشیده شده و پایان ندارد.

کریم ارغنده پور

نويسنده: نويسنده مهمان
تاريخ: 28 اسفندماه 1383
لينك مطلب