همبستگي اجتماعي

سمينار زن در تاريخ معاصر كه در زنجان برگزار شد، فرصت خوبی بود تا مسايل گذشته زنان و جنبش آنها نقد شود در مصاحبه اي كه با دكتر منظورالاجداد داشتم وي بدين مسأله بسيار تأكيد مي كرد كه زنان به دليل اين كه همبستگي اجتماعي شان كم است در جنبش موفق نمي شوند و قادر نيستند كه حق خود را بگيرند و تا زماني كه مشكل همبستگي اجتماعي زنان لاينحل باشد ...

جنبش زنان به منظور استيفاي حقوق سرانجامي نخواهد داشت. منظورالاجداد مثالي تاريخي را براي روشن تر شدن موضوع آورد كه بسيار در خور تأمل است. در جريان حوادث 1317 و كشف حجاب رضاخاني اگر حاكم شهري در برابر امريه كشف حجاب مقاومت مي كرد، زناني كه به هر صورت مايل بودند با سر گشاده در كوي و برزن حاضر شوند، در عريضه اي به حكومت، نسبت به حاكم شهر عارض مي شدند و حكومت نيز حاكم را بلافاصله مجازات مي كرد اما همين زنان كه خود را متجدد و متمدن محسوب مي كردند در برابر تعدي شهرباني به زنان با حجاب هيچ گونه اعتراضي نكردند و فقط به منظور استيفاي حقوق خود به دولت فشار وارد مي كردند، اما در برابر ظلم وارده به همجنسان خود سكوت كردند.
ابتدا وقتي اين حرف را شنيدم به هم برخورد كه نقاط ضعف ديگري بر ما افزوده شده، اما بعد از مدتي تأمل دريافتم كه اين حرف بسيار بجا است، البته نه اين كه فقط جنبش زنان دچار اين نقطه ضعف است، بلكه هر جنبشي كه بخواهد پيروز شود، بايد همبستگي و اتحاد آن زیاد باشد. اگر زنان در مقابل كوچكترين ظلم وارده به جنبش زنان واكنش نشان مي دادند. در قرن بیست و یکم ديگر شاهد ظلم و تعدي به ابتدايي ترين حقوق زنان نبوديم. اما سكوت اطرافيان ؛متجاوزان را جسورتر و گستاخ تر كرد و با عبارت ‘‘بايد تحمل كرد و زندگي نمود’’ ديگر جايگاهی براي اعتراض زنان قائل نبودند.برای پیشبرد اهداف خود و استیفای حقوق جامعه زنان بايد من و تو ما شويم...

نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 26 اسفندماه 1383
لينك مطلب