اولین دیدار انتخاباتی با معین

قرار بود در اولین مواجهه با کاندیدای مورد نظرمان، مطالبات زنان را که طی ماهها کار کارشناسی تدوین شده بود، با او در میان بگذاریم.

از زمانی که این قرار تنظیم شد، علیرغم مشغله زیاد ذهنم درگیر آن بود: به گذشته ها سفر می کرد و موقعیت زنان را در دوران های مختلف به دید می آورد: سال ۷۶ و آراء زنان که به نفع خاتمی به صندوق ریخته شد و سال ۸۰ که بی میلی برای حضور می رفت که افزایش پیدا کند اما فرصتی دوباره در اختیار رییس جمهور منتخب قرار گرفت. آن روزها هر چند همه منتظر بودند که تحولاتی اساسی در روند اداره کشور ببینند اما زنان مشتاقانه تر تحولات اساسی را انتظار می کشیدند. طی این دو دوره کارهای خوبی صورت گرفت اما خیلی از مطالبات هم پاسخ نایافته باقی ماند تا بالاخره دور دوم دولت اصلاحات به پایان خود نزدیک شد.

و امروز باز هم در آستانه انتخابات قرار گرفته ایم. هر لحظه از خود سوال می کنم به راستی از رییس جمهور آینده چه باید خواست و از آن مهم تر برای رسیدن به خواسته های اساسی زنان چه باید کرد؟

درب چوبی ساختمان قدیمی «ستاد معین که بر پاشنه چرخید، هرم گرما به صورتم خورد و فاصله ای را که تا طبقه دوم و سالن کنفرانس طی کردم سرمای بیرون را از تنم بیرون کرد. دوستان جمع بودند و آماده.

پس از دقایقی وزیر سابق علوم ساده و صمیمی وارد شد و در میان جمع نشست. با دقت به صحبت ها گوش کرد و آنگاه آرام و مطمئن دیدگاه های خود را در مورد زنان، جایگاه و موقعیت آنان و نیازها و ضرورت ها مطرح نمود و در پایان این نشست مقدماتی بود که فهمیدیم باب گفتگو در موضوع زنان همچنان باز است به شرط آنکه ما بتوانیم جامعه زنان را نمایندگی کنیم!

نويسنده: فخرالسادات محتشمي پور
تاريخ: 18 اسفندماه 1383
لينك مطلب