هردمبیل
در پست قبلی یادم رفته بود به دامنه شیوع نهضت "هردمبیل "اشاره کنم. دامنه ی آن گسترده و وسیع است تا بدانجا که هر کسی با هر میزان اطلاعات در همه ی زمینه هایی که دلش خواست می تواند اظهار نظر تخصصی کند و اگر احیانا دستی هم در پستی داشت مستقیم اجرا فرماید.قبلا به این گفته می شد افاضات ،اما الان چنان مرسوم و باب شده که افاضات مترادف است با اطلاعات ،آگاهی ،فهم . در چنین آشفته بازاری همه می شوند عالم کل ،و وای بر روزی که بنا باشد با جاهلی که جهل خود را باور ندارد گفتگوی استدلالی کنی ..چندی پیش در مجلسی مداح، مدح علی (ع) می گفت آنهم از آن مدیحه ها ی آنچنانی پر از غلو .دائم هم از خودش تعریف و تمجید می کرد که:بله ...من چندین صد بیت شعر فقط در مدح علی(ع) از برم.یکی از اشعارش این بود که درفلان جنگ دست علی که بر شانه ی رسول الله (ص) گذارده شد پیامبر فرمود این همان دستی بود که در معراج بر شانه ام گذارده شد و خلاصه دیگر اشعاری که علی(ع) را تا مرز خدایی برد و کمانه کرد بر دلهای عاشقان!بعد از آن دکتراحمد مهدوی دامغانی سخنران بود.گفت ما شیعیان عاشق علی(ع) هستیم .این اشعار را می شنویم و به وجد می آییم .باشد عیبی نیست.بشنوید و خوشتان بیاید اما باور نکنید.اینها سند ندارد.به اضافه علی(ع) نیازی هم به اینها ندارد.اینجا طرف در آمد گفت :نه آقا سند دارد.من خودم در کافی خوانده ام...و شروع کرد به بحث با استاد. او هم گفت:بله آقا ...اما آن کافی هم خواندنش فهم می خواهد! و طرف دیگر ساکت شد.
حالا نقل این آقا است.پیش پیش می گوید فقیه نیستم و برتری علمی ندارم اما فقیه را متهم به فریب خوردگی می کند، نظر فقهی ایشان را مخدوش تشخیص میدهد،نظر آقای دیگر مورد علاقه اش را درست و دقیق می داند،به هر کس که خوشش نمی آید توهین های آبدار می کند (در راستای ادب اسلامی ) و کلی افاضات گنده تر از ... می کند ،آنهم کجا؟در یک روزنامه ی سیاسی که عموم مخاطبانش اگر احتمالا چیزی از سیاست بدانند حتما مجتهد نیستند و یک کلمه از این افاضات را ارزیابی نمی توانند کنند .مگر به رسم "هردمبیل" که خوب...ملالی نیست جز کمبود ماشین بازیافت زباله های اندیشه نما .
مرتبط: نظرات فقهی آیت الله صانعی
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 15 اردیبهشتماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
دگر گونی یا هردمگونی معانی
ازبعضی از واژه ها اینقدر سوء استفاده شده است که الحمد لله هیچ مشکلی در بی جا یا نا بجا استعمال کردن آنها نیست.یا به عبارتی مفهوم سیالیت واژه ها تعمیم پیدا کرده به یک دگر گونی معنی در واژه ها یاهردمگونی معانی( شاید هم به قول همشهری های مرحوم دهخدا هردمبیلی!). از جمله امانت داری و اخلاق مداری که می شود اینطور بنویسید و به روال مالوف با بادی در گلو( ته گلو) بخوانید اما هر جور که خواستید آن را تعبیر کنید( یا شاید هم معنی کنید؟!). از جمله اینجوری: فرض کنید شما یک خبر نگارید .به یک آقایی زنگ بزنید و به او اطمینان دهید که سخنانش را منتشر نمی کنید.اما بعد در راستای امانت داری و اخلاق مداری آن را منتشر کنید .برای اطمینان از رعایت امانت و اخلاق( دقت کنید: هر دو ) در متن یادآور شوید که آن آقا " البته با شرط عدم انتشار سخنانش"با شما گفتگو کرده است .بعد برای اینکه شب راحت بخوابید در پایین متن در یک کادر چشمکی قشنگ اصول امانت داری و اخلاق مداری را به همه یادآوری کنید .
دیدید که در همین کار به ظاهر ساده چند بار با این هردمبیلی معنی مواجه شدیم:
اطمینان دادن: قول به انجام کاری ندادن -(گاهی) قول دادن
منتشر نکردن: انتشار دادن -(گاهی) انتشار ندادن
البته قدمت این نهضت به چند سال پیش برمی گردد.یادتان هست:
گفتمان: کشتمان
فانون مداری:قانون برداری- قانونا کلاه برداری
رعایت حقوق شهروندی: سلب آسایش خلق الله
تبرج: چکمه
جمهوری اسلامی:حکومت اسلامی
ملت:جمعیتی در حدود 12 نفر
مهر ورزی:.... ؟!
راستی اینها در فرهنگ زبان مخفی نیامده؟!
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 13 اردیبهشتماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
باور نمی کنم محکومیت شوهرم را در نظام جمهوری اسلامی
قرار ملاقات باخانواده اقای هادی قابل از روزدو شنبه بعد از جلسه شورای مرکزی به امروز موکول شد و چون خانم ایشان کلاس دانشگاه داشتند، ساعت 7 بعد از ظهر را قطعی کردند .
این برنامه به پیشنهاد کمیسیون حقوق بشر دفتر سیاسی حزب مشارکت تنظیم شد و هماهنگی های آن با الهه مجردی بود . مجردی به واقع مسئول تزریق عاطفه و احساس به حزب است . هر گرفتاری که یرای هرکدام از اعضای حزب، چه عضو عادی و چه عالی رتبه، روی می دهد، همه منتظرند تا الهه خانم وارد میدان شود و برنامه ریزی کند و بقیه را ترغیب کند تا راه بیفتند برای دلجویی و برای حل وفصل مشکلات و البته خیلی وقت ها هم خود به تنهایی بار را بر دوش می کشد وبه مقصد برساند . در میان این همه کار خشن و سخت سیاسی اگر این نرمی ها نباشد، مشکلات اساسی پیش می آید . خوشبختانه در کمیسیون حقوق بشر بحث خانواده زندانیان سیاسی موردتوجه قرار گرفته و مسئولیت آن به درستی به عهده این زن دلسوز و دردآشنا گذاشته شده است .
هادی قابل هم از این نظر شخصیت منحصر به فردی دارد . حواسش به خیلی از ریزه کاری هایی هست که گاه از دید مسئولین رده بالای حزب به دلیل گرفتاری هایشان دور می ماند . قابل برای جوانها اهمیت زیادی قائل است و معتقد است آینده حزب متعلق به جوانان است بنابرین در حال حاضر باید خوب کارکنند و آموزش های تشکیلاتی ببینند و در عین حال مسئولیت پذیر باشند تا مورداعتماد قرار گیرند . مسائل زنان هم هیچ وقت از دید قابل پنهان نماند . همیشه در مورد آن اظهار نظر می کرد و پیشنهاد داشت . یکی از مسائل مورد تاکیدش توجه به ضرورت بازخوانی متون دینی ونواندیشی دینی در حوزه های مختلف از جمله حوزه زنان بود .
من با تاخیر رسیدم و مورد استقبال خانم قابل قرار گرفتم . گفتم خانم متاسفم که دوباره دردسرهای شما شروع شد . عاقبت این میزبانی ها شمارا از کاروزندگی می اندازد . دوستان شورای مرکزی وتعدادی از جوان ها دورتا دوراتاق نشسته اند . دکتر سیاسی راد و دکتر جلالی زاده از روی صندلی هایشان بلند می شوند و می گویند خانم ها بنشینند بالا . ومن می نشینم کنار خانم قابل . جرات نمی کنم به چشمانش نگاه کنم . شنیده بودم که این بار خیلی بی طاقت تر است از دفعه قبل . می ترسم شاهد فروغلطیدن اشک هایی باشم که روی مردمک چشم ها شناورند . می گوید : من هنوز نمی توانم باور کنم شوهرم در زندان جمهوری اسلامی است . این عدالت نیست. می پرسد : هست؟ همه سرها را زیر انداخته اند به احترام صداقتش سکوتی تایید آمیز می کنند . روح الله دست تنهاست .چای میآورد . شیرینی ومیوه تعارف می کند .پسرجوان چه زود بزرگ شده است . کمکش می کنم . زهره اقاجری تندتند نظرات مشورتی می دهد . هرکدام چیزی می گوییم . و بالاخره همسرجان واقای کدیور وعلوی تبار هم میرسند .
خانم قابل دانشگاه درس می دهد و هم زمان مشغول تدوین پایان نامه است و شوهرش هم قرار است در این کار کمکش کند . منابع را در زندان به دستش رسانده . آقایان می خندند و می گویند : استثمار شوهر حتی در زندان و من می گویم اقای قابل حالا حالاها مدیون خانمش هست و همه تایید می کنند .
همسرجان یک بند لطیفه تعریف می کند و می خندد و می خنداند طبق عادت مألوف . یاد روزهای تلخ ترور حجاریان می افتم که همه مغموم بالای سرش می آمدند و با سکوت می ایستادند و می رفتند و مصطفی که می رسید همواره شر وشورش فضا را پر می کرد و دکتر مرصوصی همسر حجاریان می گفت تو رو خدا شما بیشتر بیاین این جا. اقای تاجزاده به ماروحیه می دهند. و من می دانستم آن روزها در دل تاجزاده چه می گذرد .
موقع خداحافظی یادمان می آیدکه باید سفارش مقاله برای سمینار زنان ونواندیشی دینی بدهیم به زندانی سیاسی که هر روز فقط 4 دقیقه وقت گفتگوی تلفنی را باهمسرش وخانواده دارد و دو روز یک بار زنگ میزند که وقت بیشتری برای گفتگو داشته باشد. به آقای کدیور وعلوی تبار هم می گویم چون فردا نیستم (برای جلسه کمیته علمی سمینار)بگذارید وصیت کنم که این سمینار، سخت به کمک شما نیاز دارد . می گویند باید باشید و من عذر می خواهم و خواهش می کنم مقدمتا یادداشت هایی بدهند تا زمینه این بحث مهم را آرام آرام آماده کنیم . قابل به برگزاری این سمینار خیلی اصرار داشت و می گفت مسائل زنان را فقط از طریق فعال کردن حوزه می توانید به نتیجه برسانید. حالا درغیاب او می خواهیم ببینیم از این دوستان آبی گرم می شود یا بمانیم منتظر رونق کارطلاب نو اندیش وفقهای روشن بین زن !!! ؟؟؟
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 4 اردیبهشتماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
روز جمهوری اسلامی مبارک باد ...
در این روزها که جمهوری اسلامی بیست ونهمین سالروز خود را در میان ناز و کرشمه طبیعت بار دیگر جشن می گیرد بار دیگر غمی سنگین بر گلویم سنگینی می کند که از آنهمه شور و شوق مردمی در آن زمانه امروز چه باقی مانده است ...این روزها به مدد خانه تکانی رسانه به اصطلاح ملی در آستانه بهار طبیعت مردم تصاویر و سخنرانی هائی را مشاهد ه کردند که تا کنون آنها را ندیده بودند و همه از یک چیز حکایت داشت شور مردمی برای نهادینه کردن جمهوری اسلامی و لا غیر ....
اینکه امروز این جوان بیست و نه ساله در چه وضعیتی است خود بحثی دیگر است اما شنیدن زمزمه هائی که هدف حکومت اسلامی بود نه جمهوری اسلامی تاوانی است که مردم باید بدهند زیرا مردمی که به جمهوریت نظام رای دادند در برابر رد صلاحیت های گسترده که مهترین گردباد دوران زندگی جمهوریت بود سکوت کردند و برای همین است که دیگر از آنهمه شور و شوق ملت خبری نیست
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 12 فروردینماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
روزهای بهاری مبارک، دل های بهاری مبارک
این روزها آدم دلش می خواد تو کوچه و خیابون راه بره و به همه سلام کنه و بگه عید شما مبارک
دلش می خواد فامیل و آشنا رو ببینه و حالشونو بپرسه
دلش می خواد دستشو بکنه تو جیبش و به همه عیدی بده
دلش می خواد غریبه هارو به لبخند مهمون کنه
دلش می خواد لبخند بزنه به عالم و آدم
و دلش می خواد لبخند رو با لبخند پاسخ بده و حتی با مهرو صفا بره به مصاف بدی ها ها و زشتی ها
کاش همیشه نوروز بود
کاش همیشه بهار بود
کاش همیشه روزها و دلهامون بهاری بود
چند روز دیگه دلمون برای این روزهای قشنگ و پاک و دوست داشتنی تنگ می شه فقط چندروز دیگه
نويسنده: فخرالسادات محتشمی پور
تاريخ: 8 فروردینماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
سال نو مبارک
در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
با سبزه وتنگ ماهی و آب زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
مانند نسیم می پرم بی پر و بال
شفیعی کدکنی

نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 7 فروردینماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
سال نو مبارک
بهاران خجسته باد ... امید است که سال 87 سالی سرشار از مهربانی و مهرورزی برای فعالان سیاسی به سبک مهرورزی در حق ملوانان انگلیسی باشد نه از نوع مهرورزی دولتمردان نهم در حق منتقدان !
اما سال 86 که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته بود به پایان رسید بدون آنکه در سطح کشور و بین گرو های سیاسی اتحادی و در بین مسلمانان انسجامی صورت گیرد البته به یمن برخوردای یک جناح از امکانات فراقانونی اصولگرایان پیروز بازی بدون رقیب شدند و برای خود جشن پیروزی گرفتند و مجلسی یکدست و آرام شکل گرفت تا مبادا تن بعضی ها موقع باز کردن پیچ رادیو بلرزد ...اما سال 87 آغاز شد و سال نو آوری و شکوفائی نام گرفت به هرحال چون تمام اقدامات در جهت عکس این نامگذاری ها است حتما اقدامات محیر العقول موجب می شود هوش از سرکارشناسان بپرد و قطعا وضعیت علمی ایران بیش از این افت می کند اگر شک دارید این حرف را سند نگه دارید تا اگر عمری باقی ماند در سال 88 خدمت برسیم ...
نويسنده: معصومه ستوده
تاريخ: 4 فروردینماه 1387
لينك مطلب
نظرات شما (0)
"ترین"برای" ملت" ایران
اول صبحی یک مطلب خواندنی چنان مرا به وجد آورد (به انداز ه ی شنیدن چند جوک با حال که واقعا این روزها درمضیقه ام از این بابت) که حیفم آمد اینجا ننویسم .واما مطلب: اگر رفراندوم جهانی برگزار شود "احمدی نژاد"محبوب ترین مرد سال می شود.به گفته ی سرکار خانم آلیا ،نماینده ی اصولگرای مجلس هشتم درمصاحبه بانشریه ی پیشرو در مهر ورزی ،یالثارات،ایشان در چند کشوری که سفر کرده اند گفته اند اگر در سطح بین المللی رفراندوم برگزار شود، دکتر احمدی نژاد محبوب ترین مرد سال خواهد بود و این جمله خیلی مسرت بخش بوده برای سرکار خانم. چون اصولا اصولگرایان مهر ورز ماخوذ به حیا هستند ،خجالت کشیده اند بقیه ی نتایج رفراندوم جهانی را بگویند :
خبر تکمیلی روزها:اگر رفراندوم عادلانه و آزادانه از نوع مهر ورزانه مانند نمونه ی در حال برگزاری در ایران،برگزار شود والبته اگر استکبار بگذارد:
فاطمه آلیا دوست داشتنی ترین و مامانی ترین" مامان- نماینده " در تاریخ جهان خواهد شد.
فاطمه رجبی خوش قلم ترین و ملایم ترین و مؤدب ترین چهره ی منتقد در تاریخ معاصر جهان خواهد بود.
مجلس ایران و دولت ایران پر کار ترین و مردمی ترین و موفق ترین و صادق ترین و مهرورز ترین در نوع خود در دنیا خواهند بود.
کشور ایران جذاب ترین و مطمئن ترین هدف سرمایه گذاری در سطح بین المللی خواهد بود.
و..... هر "ترین"دیگری که به ذهن می رسد واز قلم من "مغرض ترین" افتاده است.
اگر از این همه" ترین" مثل من دلزده اید . لطفا تا دیر نشده پای صندوق رای برویدو یک ترین واقعی به اسم ملت ایران رقم زنید. این هم
لیست ائتلاف اصلاح طلبان.بجنبید که چشم ما که دستمان کوتاه است به شما ست
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 23 اسفندماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (0)
خواندنی و دیدنی
خواندنی:
هیچ فکر کردید که اگر مهریه شما124000 شاخه گل رز بود و روزی شانس می آوردید که مهریه تان پرداخت شود با این همه شاخه گل چه می کردید؟گزارش خواندنی از خانمی را که برای تادیب شوهر خسیس مهریه ی 124000شاخه رز را مطالبه کرده است دربی بی سی ببینید(که از اعتماد ملی نقل شده اما من لینک آن را پیدا نکردم).و اما پیشنهاد من به این خانم:
یک بازار گل برای فروش گلها ترتیب دهد و البته اگر ازچند دسته گل پیچ ماهر هم استفاده کند چه بهتر!
بخشی از گلها در همین ایام عید انشاالله فروش میرود. ما بقی گلها را هم برای ولنتاین آینده ( که شنیده ام هموطنان ایرانی بیشتر از غربی ها در گرامیداشت آن همت به خرج میدهند) مطالبه کند .ضمنا گل خشک هم در ایران طرفدار دارد.
نکته برای آقایان باهوش:حتی اگر مهریه را 124000 شاخه نبات... بگذارید باز هم قابل اجرا است.
دیدنی:
شبکه ای.بی.سی
در گزارش دوربین مخفی خود به این موضوع می پردازد که آدمها در برابر اشتباه و یا خطایی که میبینند چه واکنشی از خودشان نشان می دهند.واین بار موضوع درباره ی زنان مسلمان در آمریکا است.در این برنامه زن با حجاب و مردی که پشت پیشخوان ایستاده ،هردو نقش بازی می کنند.واکنش مشتریها در دفاع از دختر با حجاب دیدنی است.خودتان ببینید!
پس نوشت:ممنون از فخر السادات عزیز برای عنایت به ما و این هم لینک دیگر در راستای وظیفه ی بنده !
نويسنده: سوسن موسوي
تاريخ: 14 اسفندماه 1386
لينك مطلب
نظرات شما (1)
راه نفس
این خیلی بده که جناب الپر به داد ما نمی رسه و در روزهامون به روی خوانندگان نازنین و صمیمی بسته شده .
و این خیلی بدتره که ناخواسته محتاج یک مرد شدیم !!! شایدم ابر مرد که تنها بهانه ش برای بی توجهی به روزها ازدواجه . بله باور کردنی نیست ولی حقیقت داره .
خوب همین مشکل باعث می شه که ما برای پاسخگویی به سوسن عزیزمان به جای رفتن به قسمت کامنت و ارسال نظرات باید زحمت ارسال یک پست جدید رو بکشیم .
سوسن عزیز ضمن نواختن ما برای کم کاری در روزها و البته بخشودنمان به دلیل گرفتاری های ریز و درشت این روزها که فرصت خانه تکانی که هیچ وقت سرخاراندن را هم از ما گرفته است، می پرسد چرا با این شرایط سخت و نابرابر احزاب اصلاح طلب وارد میدان شدند و لیست می دن ؟
چراها بسیار است و ما آنچنان گرفتار آمده ایم در دایره ای بسته که نمی دانیم هنوز جواب یک سوال نداده چگونه پاسخ گوی انبوه سوالات بعدی باشیم .
چه کسی است که نداند ائتلاف در اوج گسستگی نیروهای اصلاح طلب درمان درد و غنیمتی بزرگ بود؟ و حالا این غنیمت را استفاده نکنیم ناشکری است . سوسن عزیز ما روزهای سخت تری در پیش داریم می دانیم ومی دانی واگر راه نفس گرفته شود دیگر فاتحه اصلاحات و اصلاح طلبی که هیچ فاتحه ایران عزیز خوانده است .
در این شرایط چه چاره می ماند برایمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما بگویید .